رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

سلام تو این بخش میتونید بخشی از رمانی ک خوندید رو بنویسد تا دوستانی ک اسم رمانو میدونن راهنمایی کنن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

یه رمانی من خوندم که پسره پلیس بود توی نوپو کار میکرد بعد زنش و طلاق داده بود فهمید ی دختر داره بعد زنش بش میگه مجبور بودم برم تهدیدم کرده بودن 

همینو ازش یادمه کسی همچین رمانی خونده؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من یه رمانی خوندم راجع ب ی دختره بود که با عمش زندگی میکرد بعد با یه پسر پولدار تو دانشگاه آشنا میشه ی مدت نامزد بودن بعد مادره میاد دختره رو دعوا میکنه بعد دختره میره با ی پسر پولدار ک هیچکدوم از هم خوششون نمیاد ازدواج میکنه بعد چن سال طلاق میگیره بعد دوباره اون پسر اولی روکه فک کنم اسمش سیاوش بود رو میبینه .دختره قرص اعصاب مصرف میکنه و ... .خیلی دوس دارم اسمشو بدونم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام من چند سال پیش یه رمان خوندم فکر میکنم ۴ نفر یا ۶ نفر دختر و پسر بودن تو یه شهر دیگه دانشجو بودن برای تخصص قلب بعد با هم ازدواج میکنن ولی ب دلایلی اون موقع مجبور شدن برای اجاره کردن خونه با هم عقد کنن فکر کنم یکی از پسرام اسمش سپهر بود دقیق یادم نیست ممنون میشم کمکم کنید 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 21 ساعت قبل، MaryaM_ گفته است :

یه رمانی من خوندم که پسره پلیس بود توی نوپو کار میکرد بعد زنش و طلاق داده بود فهمید ی دختر (دختر یا پسر؟ تو این رمانی که من میگم پسر بوده )داره بعد زنش بش میگه مجبور بودم برم تهدیدم کرده بودن 

همینو ازش یادمه کسی همچین رمانی خونده؟

پسره اسمش چاووش نبود؟و دختره روشنا؟
اینی که من میگم شباهت زیادی به خلاصه ای که گفتی داره اسم رمانش گل یخ نبود؟!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 ساعت قبل، Nikta گفته است :

سلام من چند سال پیش یه رمان خوندم فکر میکنم ۴ نفر یا ۶ نفر دختر و پسر بودن تو یه شهر دیگه دانشجو بودن برای تخصص قلب بعد با هم ازدواج میکنن ولی ب دلایلی اون موقع مجبور شدن برای اجاره کردن خونه با هم عقد کنن فکر کنم یکی از پسرام اسمش سپهر بود دقیق یادم نیست ممنون میشم کمکم کنید 

عشق به توان شش

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 ساعت قبل، Ava_Ashena گفته است :

پسره اسمش چاووش نبود؟و دختره روشنا؟
اینی که من میگم شباهت زیادی به خلاصه ای که گفتی داره اسم رمانش گل یخ نبود؟!

نمیدونم رمان رو دو س سال پیش نصفه خوندم گوشیم خراب شد فایلش پاک شد بذا ببینم این همونه یا ن دمت گرم خیلی عشقی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 ساعت قبل، Ava_Ashena گفته است :

پسره اسمش چاووش نبود؟و دختره روشنا؟
اینی که من میگم شباهت زیادی به خلاصه ای که گفتی داره اسم رمانش گل یخ نبود؟!

آوا جان دستت درد نکنه رمان همونی بود ک میخاستم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام 

یهع رمان هست اسم شخصیت ها رو نمیدونم ولی اربابی که دختره رو میکنن زن دوم ارباب که فقد براش بچه بیار ارباب هر موقع میومد پیشش نقاب میزد تا این صورتشو نبینه دختره هم نه قیافه ارباب و دیده بود نه اسمشو میدونست بعد حامله میشه بچه اش پسرع قبل از اینکه بچشو ببینه از میگیرنش و دختره رو طلاق میده بعد چند سال زن اولش میمیره بعدم که تو شرکت میبینه زن دومش منشیش . 

اگه کسی میدونه لطفا بگه .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 15 ساعت قبل، MaryaM_ گفته است :

نمیدونم رمان رو دو س سال پیش نصفه خوندم گوشیم خراب شد فایلش پاک شد بذا ببینم این همونه یا ن دمت گرم خیلی عشقی خواهش میکنم ( :

 

در 15 ساعت قبل، MaryaM_ گفته است :

آوا جان دستت درد نکنه رمان همونی بود ک میخاستم (لبخند)

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 8 مرداد 1398 در 23:43، m گفته است :

سلام تو این بخش میتونید بخشی از رمانی ک خوندید رو بنویسد تا دوستانی ک اسم رمانو میدونن راهنمایی کنن

سلام من چند سال پیش یه رمان خوندم داستان دختری بود که جدا از خانوادش زندگی میکرد با یه پسر همسایه شدن و... حس میکنم اسمش دوپنجره بود یا توی داستانش این شعر دوپنجره گوگوش بود. کسی خونده اینو؟ اسمشو کسی میدونه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام، من چند سال پیش یه رمان خوندم که یه پرستار بود که به یه مهمونی میره، آخر شب موقع برگشت راننده آژانس و دوستاش می خوان بهش تجاوز کنن که دکتر بیمارستانشون که از قضا متاهل هست اما بچه دار نمیشه سر میرسه و اونایی که می خواستن دختره رو اذیت کنن دکتر رو مجبور می کنن با دختره رابطه داشته باشه و... 

چند ماه بعد هم حالا معلوم میشه که دختره از دکتر حامله است و بقیه ماجرا... 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام، من چند سال پیش یه رمان خوندم که یه پرستار بود که به یه مهمونی میره، آخر شب موقع برگشت راننده آژانس و دوستاش می خوان بهش تجاوز کنن که دکتر بیمارستانشون که از قضا متاهل هست اما بچه دار نمیشه سر میرسه و اونایی که می خواستن دختره رو اذیت کنن دکتر رو مجبور می کنن با دختره رابطه داشته باشه و... 

 

چند ماه بعد هم حالا معلوم میشه که دختره از دکتر حامله است و بقیه ماجرا... 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عشق به توان6 نبوده؟

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام من دنبال یه رمان میگردم که مال خود سایت 98iaبود موضوعش درباره ی دختری بود که بهش تجاوز میشه و حامله میشه ،بعد از دو سال نامزد سابقش ازش میخواد که برگرده و باهاش زندگی کنه و تو این مدت دختره متوجه میشه که متجاوز ،نامزد خودش بوده ....نمیدونم اسمش ترنج بود ،ترمه یا همچین چیزی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام،یه رمان بود که در یک طایفه زنی برای بار چندم حامله میشه وقتی بچه بدنیا میاد و میبینن که پسر نیست خود زن و خدمتکار نقشه میکشن تا از همه پنهون کنن و به همه میگن که پسره

حتی اون بچه رو تا سالها مثل پسرها بزرگ میکنن تا اینکه عاشق پسر عموش که اونو بخاطر زیباییش شیرین صدا میکرد و بهش میگفت تو اصلا شبیه به پسرا نیستی میشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 8 مرداد 1398 در 23:43، m گفته است :

سلام تو این بخش میتونید بخشی از رمانی ک خوندید رو بنویسد تا دوستانی ک اسم رمانو میدونن راهنمایی کنن

سلام بچه ها یک رمان مثل در همسایگی گودزیلا معرفی کنین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 13 مرداد 1398 در 10:37، زهرا 213 گفته است :

سلام، من چند سال پیش یه رمان خوندم که یه پرستار بود که به یه مهمونی میره، آخر شب موقع برگشت راننده آژانس و دوستاش می خوان بهش تجاوز کنن که دکتر بیمارستانشون که از قضا متاهل هست اما بچه دار نمیشه سر میرسه و اونایی که می خواستن دختره رو اذیت کنن دکتر رو مجبور می کنن با دختره رابطه داشته باشه و... 

چند ماه بعد هم حالا معلوم میشه که دختره از دکتر حامله است و بقیه ماجرا... 

 اسم رمان "راز یک سناریو "

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 13 مرداد 1398 در 10:39، زهرا 213 گفته است :

سلام، من چند سال پیش یه رمان خوندم که یه پرستار بود که به یه مهمونی میره، آخر شب موقع برگشت راننده آژانس و دوستاش می خوان بهش تجاوز کنن که دکتر بیمارستانشون که از قضا متاهل هست اما بچه دار نمیشه سر میرسه و اونایی که می خواستن دختره رو اذیت کنن دکتر رو مجبور می کنن با دختره رابطه داشته باشه و... 

 

چند ماه بعد هم حالا معلوم میشه که دختره از دکتر حامله است و بقیه ماجرا... 

راز یک سناریو

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 20 ساعت قبل، Neginibano گفته است :

سلام من دنبال یه رمان میگردم که مال خود سایت 98iaبود موضوعش درباره ی دختری بود که بهش تجاوز میشه و حامله میشه ،بعد از دو سال نامزد سابقش ازش میخواد که برگرده و باهاش زندگی کنه و تو این مدت دختره متوجه میشه که متجاوز ،نامزد خودش بوده ....نمیدونم اسمش ترنج بود ،ترمه یا همچین چیزی

اسم رمان بن بست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 14 مرداد 1398 در 21:52، farideh گفته است :

سلام بچه ها یک رمان مثل در همسایگی گودزیلا معرفی کنین

سلام

(پشت یک دیوار سنگی) رو بهت پیشنهاد میکنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام من یه رمانی خوندم اسمش یادم.نمیاد. درباره ی یه دختری بود که توی دانشگاه با مسری به اسم یوسف اشنا میشه که پسرخاله ی دوستش بود. باهاش ویالون یاد میگیره و با هم ازدواج میکنن ولی شب عروسیشون یوسف میمیره. کسی میدونه اسمش چیه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام یه رمانی بود یه دختره تو دانشگاه با پسرخاله ی دوستش که اسمش یوسفه اشنا میشه و کلاس ویالون میره پیشش. با هم ازدواج میکنن ولی پسره شب عروسیشون تصادف میکنه و میمیره. دو جلد هم هست کسی اسمشو میدونه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمانی بود اسم دختره بهناز خوانساری بود وقتی ۸سالش بود میرن باخانوادش خارج ازکشور بعد سالها برمیگرده با یه پلیس ب اسم اردلان اشنا میشه توایران

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام.من دنبال اسم یه رمانی میگردم که راجع به یه دختری بود که با مادرش زندگی میکرد...مادرش پرستار بود فکرکنم...عاشق پسر همسایه میشه ولی چون فکر میکنه پسره با یکی دیگس با برادر پسره ازدواج میکنه...ولی بعدا میفهمه پسره میخواسته کلیه بده به اون یکی دختره.اخرشم جدا میشه از شوهرش و بعد چندسال که میگذره و میره نقاش میشه و .... دوباره پسررو میبینه و با هم ازدواج میکنن.وسطای داستانم همش لج و لجبازی بود...😉.کسی اسم رمانو میدونه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...