رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

با سلام :NewPack_give_rose:

هر چه که می نویسم از اعماق قلبم است نه از پس روزمرگی ها

با عشق می نویسم و از شما دوستان خواستارم باعشق بخوانید و نظراتتان را به من هدیه کنید .

یا علی 

 

ویرایش شده در توسط Sคცค YคՐɿ

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نیستی با من و این رسم جهانی که در آن هستیم است

و عجب رسم هراس انگیزیست 

رسم دوری زمین از خورشید 

ویرایش شده در توسط Şąbą Yąrï

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من نه می خواهم تو را در پیله محصورت کنم

و  نه میخواهم  بدین احساس  مجبورت  کنم

اعتراضی  نیست  کز  من  دشمنی  را  ساختی

گویی  می خواهم  که از آیینه  ها دورت  کنم

ویرایش شده در توسط Şąbą Yąrï

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

🌙ماه مرد ¡

و من اندر خم یک کوچه هنوز ؛ 

در عزاداری یک شمعم و انگار فقط

آب در هاون دل می کوبم

که بیا دل بکن از خاطره ها ... 💛

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا کنون فکر تو از کوچه تنهایی من رد شده است ؟

از خودت پرسیدی ؛ 

من تنها چه کنم تنهایی ؟

کوچه پس کوچه تنهایی را ،

با خودت گز کردی ؟

بهر عشقت همه را رد کردی ؟

به جز او با همه دلسنگ شدی ؟

هیچ دلتنگ شدی ؟...!

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کمی انصاف هم بد نیست جانم

تو بد بودی ولیکن من نبودم

همان وقتی که خندیدی تو آرام 

من بیچاره با این اشک هایم

جهان را آب و جارو کرده بودم

...💙...💙...💙...💙...💙...💙...💙...💙...

ویرایش شده در توسط Şąbą Yąrï

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شب قاصدک خوش خبریست ؛ 

می دهد مژده عید ،

عید روزی روشن

روشن از شور و شعف

روشن از شیدایی

مملو از زیبایی ... !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نامه ما که تمام است ولی 

نامه عشق هنوز

دو سه خط جا دارد ... 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وتو آغاز جهانی حتماً .... !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روی قبرم ننویسید که مرد ¡

بنویسید هنوز ،

غزلی هست از او در دفتر ؛

تا زمانی که کتابش باقیست ،

زندست !... 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از زنبق نرگس ارغوان می جوشد

یاس  از  قدح   اقاقیا  می نوشد

سوسن  به گل محمدی می گوید

روزی همه جا لباس گل می پوشد

 

ویرایش شده در توسط Şąbą Yąrï

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من یکی مصرع و تو مصرع مجهول منی 

در کنارم که بیایی غزلی ناب شویم ..💛

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کهکشان با همه عز و جلالش به کنار ؛

تو بیا ،

آسمان سنگ ببارد خطری نیست که نیست  ..💙

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چشم هایم را به رویت باز می بندم ؛ برو !

دفعه بعدی بیایی رفتنی در کار نیست  : )

ویرایش شده در توسط Şąbą Yąrï

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جان به جانم کرد عالم عشق از قلبم نرفت ؛

تا خدا این را نخواهد ساکن قلب منی ..💚

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کاشکی دفتر شعرم را هم،

با خودت می بردی !

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کاش می دانستی

بعد رفتن باران

کاسه ای آب به دنبالت ریخت

من چه می دانستم

آن روز

آخرین روزی بود

که تو را می دیدم ؟!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

کاشکی حبس ابد می خوردم ؛ 

در زمانی که نگاهت خندید : )

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...