رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
Yasi..

معرفی و نقد رمان زندگی بَـر لَـبِ تیـغ | Yasi..کاربر انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در (ویرایش شده)
در 9 ساعت قبل، Haniooli گفته است :

یعنی قاطعانه میتونم بگم خعیلی وقت بود اینجوری پا به پای یه رمان اشک نریخته بودم! نوشته اینقدر زنده، اینقدر ساده ولی تاثیر گذار که به خاطر حقیقی بودنشون هست... . واقعا لذت بردم و به غیر از علائم نگارشی و بعضا غلط املایی موردی نمیبینم. غمی که توی خط به خط رمانت هست رو طوری به زبون ساده ولی دردناک برامون توضیح دادی که آدم انگار داره فیلم میبینه! من که همینطور فقط یه پاپ کورن کمم بود :|

لذت بردم و خسته نباشی یاسی دلبرم با این قلم دلبرترت_^

من فدای اون اشکات بشم که هانولیم ^_‌^

باورت نمیشه ولی با نقدت کلی انرژی گرفتم :)))

خییلی خوشحالم که خوشت اومده:)))

@Haniooli

ویرایش شده توسط Yasi..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام یاسمن جان خسته نباشی. رمانت رو تا اینجاش خوندم. خیلی غمگین و البته جذاب بود.

وقتی آدم با خوندنش، تا این حد گرفته میشه، اصلا نمیشه تصور کرد کسی که چنین اتفاقاتی رو تجربه کرده، چه حالی داشته و چون بر اساس واقعیته، همین آدم رو واقعا ناراحت می کنه.

شخصیت پردازی رمانت خیلی خوبه. یعنی قشنگ تونستی شخصیت های منفی و روی اعصابی مثل سیمین و مینا رو در مقابل شخصیت های دوست داشتنی مثل بی بی و کمال و شخصیت مظلومی مثل مهتاب قرار بدی.

مونولوگ های داستانت، بخشی قوی اونه به خصوص این دو پارت آخر واقعا کولاک کردی و آفرین!

و اسم رمانتم، توصیف فوق العاده ایه از زندگی مهتاب!

@Yasi..

پ.ن:

رمانت رو اول من به پریسا معرفی کردم. بعد که خوندش، اون تشویقم کرد منم بخونم.

حالا یه جوری شده از اون جلو ترم. بهش گفتم حتما رمانت رو ادامه بده. شاید اصلا نیاد سایت ولی بصورت مهمان رمانت رو می خونه و نقد و نظری اگه داشت، حتما بهت می رسونم.

 

ویرایش شده توسط Serenity

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام علی جان !

زندگیه خیلی سختی داشت مهتاب .حتی بیشتر از این چیزایی که من نوشت زجر کشید :))

خیلی خوشحالم که خوشت اومده. امیدوارم تا آخرش همینطور راضی بمونی :))

از پریسا جونم از طرف من تشکر کن. بهش بگو دلم خیلی تنگت شده دختر :))

اگه ایرادی، مشکلی چیزی داشت خوشحال میشم که بهم بگین :))

بازم خیلی خیلی ممنون که وقتت رو میذاری می‌خونی :))

@Serenity

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام عزیزم

این سبک رمان رو واقعا دوست دارم و رمانت طوریه ک خود من ب شخصه دوست دارم دنبالش کنم.

و اینکه قلم گیرایی داری و در آخر اینکه اسم رمانت واقعا با رمانت همخونی داره!

برات آرزوی بهترینا رو دارم پلیس جونم:a1:

@Yasi..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام مهربونم 

خوشحالم که خوشت اومده و ممنون از این که رمانم رو میخونی ^_‌^

بازم ممنون ♡

اگه ایرادی ،مشکلی چیزی دیدی خوشحال میشم بهم بگی :))

@_sara

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام عزیزم

چون نوشتی این رمان واقعیه پس زیاد نمیتونی تغییر بدی،ولی طرز نوشتنت یخورده جای کار داره

از فضاسازی و شخصیت سازی استفاده نکردی،الان اتفاقات جوری بود انگار فقط یسری دیالوگ نوشتیو تمام اخه حسی به من منتقل نمیکرد.

البته اینی که من گفتم برا اوایل رمانه ها هنوز به اخراش نرسیدم ولی عزیزم انشالله موفق باشی

ویرایش شده توسط Mahiyaa

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 16 ساعت قبل، Yasi.. گفته است :

سلام مهربونم 

خوشحالم که خوشت اومده و ممنون از این که رمانم رو میخونی ^_‌^

بازم ممنون ♡

اگه ایرادی ،مشکلی چیزی دیدی خوشحال میشم بهم بگی :))

@_sara

چشم عزیزم حتما 

@Yasi..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 16 ساعت قبل، Mahiyaa گفته است :

سلام عزیزم

چون نوشتی این رمان واقعیه پس زیاد نمیتونی تغییر بدی،ولی طرز نوشتنت یخورده جای کار داره

از فضاسازی و شخصیت سازی استفاده نکردی،الان اتفاقات جوری بود انگار فقط یسری دیالوگ نوشتیو تمام اخه حسی به من منتقل نمیکرد.

البته اینی که من گفتم برا اوایل رمانه ها هنوز به اخراش نرسیدم ولی عزیزم انشالله موفق باشی

ممنون که خوندی عزیزم .

تا اخرش بخون انشالا ک خوشت میاد ^_‌^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام یاسی جانم_^ خسته نباشی خانوم گل

سه پارت نخونده داشتم_- که حال کردم تا همشون رو خوندم_* فقط چیزی که بنظرم اومد، این بود که هی و هی مثلا یه بند جملات پرسشی میاری! این خیلی قشنگه ولی خیلی زیاد هم هست :| ب جاش شاید بتونی از حالات مهتاب، فضای دورورش هم تعریف کنی جانم_^ و اینکه تو اون برهه ای که دوست سیمین (ک اسمشم یادم نیست :| عاها فروزان..) داره بهش اون پیشنهاد روی میده _بخصوص جایی که میگه سیمین هم نظر من رو داره_ منِ خواننده اونجا میخواستم چهره سیمین برام توصیف بشه! چون مهتاب ه یقینا با حیرت و ناراحتی یه نگاهی ب حالت های سیمین میندازه..!! این خاصیت آدماست که میخوان حقیقت های تلخشون رو یه دلیل نقض بکوبونن پاش و بگن که این واقعیت نداره.. برامون از چهره سیمین و حالت نگاهش هم بگو خانومی_^

در کل لذت بردم عزیزدل_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 15 ساعت قبل، Hany Pary گفته است :

سلام یاسی جانم_^ خسته نباشی خانوم گل

سه پارت نخونده داشتم_- که حال کردم تا همشون رو خوندم_* فقط چیزی که بنظرم اومد، این بود که هی و هی مثلا یه بند جملات پرسشی میاری! این خیلی قشنگه ولی خیلی زیاد هم هست :| ب جاش شاید بتونی از حالات مهتاب، فضای دورورش هم تعریف کنی جانم_^ و اینکه تو اون برهه ای که دوست سیمین (ک اسمشم یادم نیست :| عاها فروزان..) داره بهش اون پیشنهاد روی میده _بخصوص جایی که میگه سیمین هم نظر من رو داره_ منِ خواننده اونجا میخواستم چهره سیمین برام توصیف بشه! چون مهتاب ه یقینا با حیرت و ناراحتی یه نگاهی ب حالت های سیمین میندازه..!! این خاصیت آدماست که میخوان حقیقت های تلخشون رو یه دلیل نقض بکوبونن پاش و بگن که این واقعیت نداره.. برامون از چهره سیمین و حالت نگاهش هم بگو خانومی_^

در کل لذت بردم عزیزدل_^

جییییغ مرررسی که خوندی😍😍

چشم قشنگم اون چیزایی ک گفتی رو اضافه میکنم😁

بازم مرسیییی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

پارت 56:

کلی گل محمدی بابا کاشته بود. (بابا کلی گل محمدی کاشته بود.)

پارت 57:

_ محسن... محسن خیلی بیمعرفتی... (بی معرفتی)

*

خسته نباشی یاسکم واقعا لذت بردم از اینهمه خلاقیتی که تو دیالوگا و همچنین متن رمان بود! فقط اینکه مامان بابای مهتاب نپرسید امیر کجاست??

منتظر پارتهای بعدم عروسک_**

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

مهمان

️چند نکته رمان نویسی مهم که باید رعایت کنید:

📝نگارشی:

✳️ استفاده از یک علامت هیچ گاه تکرار نمی شود: 

!!!؟؟؟ 

درست: ! ؟

✳️ هیچوقت دو علامت کنار هم قرار نمی گیرند. 

بجز: 

؟!

✳️ برای دیالوگ نویسی تنها استفاده از "-" درسته و _ + اشتباهه

✳️علائم نگارشی همواره چسبیده به کلمه قبل و با یک فاصله از کلمه بعد جدا هستن: 

برو،منم×

برو، منم√

🛑تمام جملات رو حتی در دیالوگ باعلائم نگارشی ببندید.

📝اشتباهات تایپی:

چسباندن (واو) به کلمه (دستو پام×دست و پام√)

(ه) به کلمه برای نشان دادن کسره.(تویه× توی√)

تکرار یک کلمه برای کشیدگی لحن یا سخن.(چرررا× چرا!√)

کشیدگی حروف توسط کیبورد هوشمند و با خط تیره بزرگ(نــه× نه!√)

چسبیده نوشتن "می" و "نمی‌" به فعل(میخواهم× می خواهم√ ، نمیشود× نمی‌ شود)

شکسته نویسی "را" مفعولی(صورتمو× صورتم رو√)

عامیانه نویسی( تو× توی√ چش× چشم√)

شکسته نویسی جمع فارسی(چشمام× چشم هام√)

👆👆👆این موارد بالا اشتباهات رایج در قلم هستند.

💢قبل از ارسال پارت حداقل یک دور از روی اون مرور کنید.

درخشیدن را برای شما آرزومندیم.

یا حق

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...