پارت 44 #فصل_چهارم حالا همه ی مجهولات ذهنم حل شده و تنها یک علامت سوال بزرگ در ذهنم مانده بود. چطور تابان پدر خودش را نشناخته بود؟ مگر طبق عکس چهره نگاری شده، شخصی که با تابان صحبت کرده بود، حسام نبود؟ مگر پدر تابان حسام نبود؟!  رحیمی_ بله قربان؟ متوجه منظورتون نشدم. انگشت هایم را روی پا بازی دادم و گفتم:ـ چیزی نگفتم.  ترس و دلهوره ی عجیبی تمام وجودم را برداشته بود. حسام هیچ معلوم هست داری چه غلطی می کنی!؟ همان طور که قوای تحلیل رفته ام را ریکاوری می کردم، این شاهین بود
    • تشکر
    • پسندیدم
    11