رفتن به مطلب
Ava. Km

آدرس اشتباهی / Ava.km

پست های پیشنهاد شده

نام رمان : آدرس اشتباهی

نویسنده : Ava.km کاربر انجمن نودوهشتیا

ژانر : عاشقانه ، طنز

هدف : دلم می خواد تا جایی که بتونم مردم رو بخندونم ،  شاید این هم یک راه باشه

ساعت پارت گذاری : نا معلوم 

خلاصه : داستان درباره چهار تا دختر معمولی که به واسطه یک شیطنت کوچیک مسیر زندگی شون عوض میشه

صفحه نقد

ویرایش شده در توسط meli.km
  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سوگل:

دلارام به طرفم چرخید و گفت : سوگل واقعا بابات اجازه نمیده بیای؟

الان و غنچه کردم و گفتم : نچ

رها که پادگان نظامی خونه ما بدش می اومد گفت : ای بابا ۱۴ سالمون بود نمی ذاشت بریم استخر، الانم که ۲۲ سالمون شده نمی ذاره بریم شمال!

لبخند دندون نمایی زدم و گفتم : خب اون موقع من خودم نمی یومدم...

رها که حسابی عصبی بود و حوصله شوخی نداشت کوسن  مبل رو طرفم پرت کرد : کوفت

یه پس گردنی هم دلارام بهم زد: مگه مریضی بمیری ایشالله، با اون دستهای گرزیت می زنی نمی گی از عمرم کم بشه !

دلارام خندید و گفت : خب پس خوش به حال شوهرت .

نفس از تو آشپز خونه داد زد: چی کوفت می کنید بپزم؟

رها: ماکارانی

دلارام: قورمه سبزی

با تموم شدن حرف دلارام گفتم : زرشک پلو با مرغ
نفس که ما رو کتفشم حساب نکرد رفت تو اشپزخونه و مشغول پخت شد 
من موندم پس چرا پرسید هدفش قهوه ای کردن ما بود 
بعد رفتن نفس رها رو کاناپه دراز کشید تی وی روشن کرد طبق معمول شبکه ی ورزش دلارامم سرش و کرد تو گوشی نه نمیشه این خیلی سرش تو گوشیه باید یه گوشیشو چک کنم به هر حال بزرگ خانواده منم 
خوب حالا بیکاریم چی کار کنیم نه بزار اون کار و شب کنیم خخخخخخخخخخخخ 
می دونم درگیرم با وجدانم بی خیال سوگل کریمی 22 ساله دانش جوی ادبیات 
این کودن منظورم دلارامه  ، دلارام صابری 23 ساله دانش جوی حقوق 
این انتر برقی ام ، رها یزدانی 22 ساله دانش جوی تربیت بدنی { پیشنهاد می کنم دهن به دهن نزارین باش وحشیه از کلاس یوگا بگیر تا بوکس همرو رفته یه وقت دیدی زد از ... محروم شدی از ما گفتن بود }
اون رادیو پیام یا همون ننه بزرگ نفس روحانی 23 ساله دانش جوی شیمی         
هممون دانشگاه فردوسی مشهد قبول شدیم که بابای نفس نمی ذاشت ولی وفتی فهمید دختر پاکدامنی مثل من با هاشونه با جون و دل قبول کرد البته می خواست سر نفس و مثل خیار بزنه چرا زود تر نگفتی همچین مریم مقدسی با هاتونه که با وساطتت من به انگشت کوچیکه راضی شد 
هممون ساعت  4 کلاس داشتیم { چیه نکنه انتظار داری بعد اظهرم بنویسم اخه کی ساعت 4 صبح کلاس داره .... }
دلارام پشت 206 قرازش نشسته بود و داشت رانندگی می کرد یعنی جوری رانندگی می کنه  که بیل گیتس پشت ماشین میلیاردیش اون جوری رانندگی نمی کنه 
حوصلم سر رفته بود برای همین پس گردنی به نفس زدم که حالم جا اومد تو حس اهنگ بود { اهنگ یه مدت از مرداد} که با پس گردنی من سرش محکم به شیشه خورد من و رها دلارام داشتیم از خنده به 2 روش قدیم و 8 روش مدرن جر می خوردیم که نفس جوری به پام زد که قیافه ی  خدا بیامرز شوهر عمم { خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه } اومد جلو چشمم عصبی بهش توپیدم : ای الهی قبر بروسلی بزنه وسط کمرت ای الهی دماغت جوش بزنه  اندازه ی سیفون خانه سالمندان ای الهی .....{ همین جوری داشتم برای نفس دعا می خوندم و از خدا عاقبت بخیریشو می خواستم که دیدم هیچی نمیگه معمولا این جور مواقع با همدستی کثیف رها من و زیر خاک می کرد به صورتش دقیق نگاه کردم که دیدم پشت و می بینه برگشتم ببینم چیه که این قدر نفس و مدهوش کرده { جمله ادبی بود 5 دقیقه تنفس ؛ حالا نکه تا الان تنفس نمی کردین والا }  که با یک بوزینه مواجه شدم چون شیشه پایین بود تا کمر رو من خم بود اه چندش دهنشم بازه از تو جیبم یه پوسته ادامس پیدا کرد انداختم تو دهنش که سرش و بیرون اورد و همون جوری تف می کرد ااااا چه بی ادب عصبی به طرفم گفت : مگه مریضی 
متعجب گفتم : مگه سطل اشغال عمومی نبود ؟؟؟؟ 
پسره اخم وحشتناکی کرد و رو به نفس گفت : ببخشید کوه سنگی کدوم وره ؟؟؟
نفس می خواست حرف بزنه که گفتم : این ته خیابون بپیچید سمت چپ می رسید به یه بزرگ راه تا اخر برید می رسید .
پسره پوزخندی زد و رو به نفس گفت : ممنون خانم و با یه پوزخند  دور شد
کثافت کوره من ادرس دادم بعد از این کوچو سگ تشکر می کنه 
یه نگاه به ماشین پسره کردم یه نگاه به ماشین خودمون بیخیال همه چی امکانات نیست 
ارامشی که ما داریم اونا ندارن { می دونم زر می زنم اما دلم به همین خوشه }
با حرکت ماشین اونا { چیه نکنه انتظار داری بنویسم جیغ لاستیکاش نه عزیز اینا وحشی نیستن کلاس دارن }
جیغ سرخ ابی نفس ماشین ما رو مزین کرد : بیشعور خر همه ی نفرینات برای خودت احمق 
متعجب گفتم : از چی حرف می زنی 
نفس حرصی گفت : از نفرینات 
پوفی کشیدمو گفتم : هههوووو اون که مال 2 سال پیشه تو هم ویندوزت خرابه ها 
نفس می خواس حرف بزنه که رها گفت : اه کو یه لحظه خفه شین 
و بعد گفت : دیدین چه مالی بود ؟؟ دلارام شیطون گفت : مال یعنی چی ؟؟؟؟
رها چشمکی زد و گفت : همون شاخ همون جذاب همون دختر کش همونی که الان دیدی
دلارام و نفس لبخندی زدن که دلارام حرکت کرد و همزمان دلارام گفت : راستی سوگل کوه سنگی شماله تو گفتی ته خیابون پس میشه پایین شهر با این حساب .......

لبخندی زدمو گفتم : با این حساب بهشت رضا هم خوب جاییه 

با تموم شدن حرف هممون زدیم زیر خنده.

 

 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×