رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
Left_dade

تاپیک جامع دریافت رمان ویدیو

پست های پیشنهاد شده

در 3 دقیقه قبل، Kosarbayat398 گفته است :

نام داستان:بانوی قاتل

نویسنده:اعظم(A.Z)

ژانر:ترسناک،تخیلی

خلاصه:دختر داستان ما قلبش پر از نفرت شده است،از کسانی که اطرافش هستند.او کار هایی می کند که در این زندگی نه،ولی در زندگی بعدی اش پشیمان می شود.او به بانوی قاتل تبدیل می شود!کار هایی می کند که دست خودش نیست ولی او تبدیل به یک انسان بی قلب شده و کار ی نمی تواند بکند!خون را دوست دارد!

@Kosarbayat398

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 19 اردیبهشت 1398 در 15:56، 💔N.F.S💔 گفته است :

نام داستان:بانوی قاتل

نویسنده:اعظم(A.Z)

ژانر:ترسناک،تخیلی

خلاصه:دختر داستان ما قلبش پر از نفرت شده است،از کسانی که اطرافش هستند.او کار هایی می کند که در این زندگی نه،ولی در زندگی بعدی اش پشیمان می شود.او به بانوی قاتل تبدیل می شود!کار هایی می کند که دست خودش نیست ولی او تبدیل به یک انسان بی قلب شده و کار ی نمی تواند بکند!خون را دوست دارد!

@Kosarbayat398

رفت رو پیج

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

ارسال شده در (ویرایش شده)

رمان پرتگاه ناپیدا

نویسنده ملیکا ملازاده

هدف (مبارزه با خرافات و بی مهری به فرزند)

ساعت های پارت گذاری هر وقت خدا بخواد

ژانر عاشقانه،غمگین،پلیسی

لاصه

دختری از جنس نور پسری از جنس سنگ طرف دیگر دختری از جنس رز پسری از جنس باد و گذشته ای پر از معمای و رمز و راز و آینده ای خاموش

روزی دو جوان 19 ساله وارد روستایی می شوند یکی پسری خیس از بارون سرنوشت و دیگری دختری خسته از بی رحمی روزگار از ان طرف دخترک 6 ساله ای گرسنه بر تکه ای خوشبختی و پسری در دور دور ها با قلبی دلتنگ

مقدمه

خستــه ام…

از صبوری خستـــه ام…

از فریـــادهایی که در گلویـــم خفـه ماند…

از اشــک هایی که قـاه قـاه خنـــده شد…

و از حـــرف هایی که زنده به گـــور گشت در گــورستان دلم

آســان نیست در پس خـــنده های مصــنوعی گریــه های دلت را ،

در بی پنـــاهیت در پشت هـــزاران دروغ پنهـــان کنی…

این روزهــا معنی را از زندگـــی حذف کــرده ام…

عکس های پیشنهادی

c3dt__20190101_021250.jpg

p2b_43.jpg

4766__20190111_140920.jpg

9u4a_5605300_830.jpg

p7kk_sms-beautiful-silence-2.jpg

nzwk_text-sad-separation-2.jpg

6r8n_photo_girl_black_and_white_10.jpg

so1k_man-umbrella.jpg

ویرایش شده توسط ملیکا ملاز

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 ساعت قبل، ملیکا ملاز گفته است :

رمان پرتگاه ناپیدا

نویسنده ملیکا ملازاده

هدف (مبارزه با خرافات و بی مهری به فرزند)

ساعت های پارت گذاری هر وقت خدا بخواد

ژانر عاشقانه،غمگین،پلیسی

لاصه

دختری از جنس نور پسری از جنس سنگ طرف دیگر دختری از جنس رز پسری از جنس باد و گذشته ای پر از معمای و رمز و راز و آینده ای خاموش

روزی دو جوان 19 ساله وارد روستایی می شوند یکی پسری خیس از بارون سرنوشت و دیگری دختری خسته از بی رحمی روزگار از ان طرف دخترک 6 ساله ای گرسنه بر تکه ای خوشبختی و پسری در دور دور ها با قلبی دلتنگ

مقدمه

خستــه ام…

از صبوری خستـــه ام…

از فریـــادهایی که در گلویـــم خفـه ماند…

از اشــک هایی که قـاه قـاه خنـــده شد…

و از حـــرف هایی که زنده به گـــور گشت در گــورستان دلم

آســان نیست در پس خـــنده های مصــنوعی گریــه های دلت را ،

در بی پنـــاهیت در پشت هـــزاران دروغ پنهـــان کنی…

این روزهــا معنی را از زندگـــی حذف کــرده ام…

عکس های پیشنهادی

c3dt__20190101_021250.jpg

p2b_43.jpg

4766__20190111_140920.jpg

9u4a_5605300_830.jpg

p7kk_sms-beautiful-silence-2.jpg

nzwk_text-sad-separation-2.jpg

6r8n_photo_girl_black_and_white_10.jpg

so1k_man-umbrella.jpg

موزیکتون ؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در هم اکنون، Kosarbayat398 گفته است :

موزیکتون ؟

ببخشید اگه می شه فعلا باشه تا من جلد رمانم رو تحویل بگیرم تا بعد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 9 دقیقه قبل، ملیکا ملاز گفته است :

ببخشید اگه می شه فعلا باشه تا من جلد رمانم رو تحویل بگیرم تا بعد

اهان باشه مشکلی نیس

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

@Semi on

http://s8.picofile.com/file/8362099700/XiaoYing_Video_1559217437821.mp4.html

اطلاعات رمانتو بنویس و فریبارو تگ کن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 30 دقیقه قبل، Semi on گفته است :

رمان رز سرخ

نام نویسنده:عارفه حمزه

خالصه:داستان درمورد دختر پولداري هست که عاشق یه پسر فقیر میشه...اتفاق هایي میوفته که
این دو نفر جایگاهشون عوض میشه و پسر پولدار و دختر فقیر میشه...
مقدمه:
فنجون قهوه رو سر کشیدم و به پنجره کافه چشم دوختم. مردم شهر مثل همیشه در تلاطم این بودن
که یا پول در بیارن یا پول خرج کنن. چقدر زندگي کسل کننده است.انگار هر چي پیش میرم و
دست و پا میزنم بیشتر توي گل و لالي فرو میرم.هرچي میگذره کور تر میشه؛گره هاي زندگیم رو
میگم.اینقدر توي زندگي بالا و پایین رفتم که دردم رو فقط سرسره ها میفهمن.
_آن موج که سر به صخره ها میکوبد
با من چه شباهت عجیبي دارد...

@fariba.m7

عزیزم رو پیج منتشر شد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

رمان : زندگی سیاه من 

نویسنده: پگاه.ز.ن.پ

من و تو ما نشدیم ...

ما دو خط موازی بودیم 
من خودم را برایت شکستم
حالا در این تقاطع
حیران و تنها ایستاده ام ،
به تماشای رفتن تو...

خلاصه:

سیاه... سفید... دو رنگ در تظاد هم. زندگی دورنگه یکی سفید و یکی سیاه. زندگی من اول سفید بود...ولی ما با دستان خود آن را سیاه کردیم.

ژانر:

پلیسی،عاشقانه،غمگین

مقدمه:

سرکلاس معلم دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت:

ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ..!! دومی قلبش تپید و لرزان گفت :

بهترین زندگی!!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد :

" دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند" و بچه ها هم تکرار کردند:

دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند....

مگر آنکه یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خطا کند.

سیاه منم...من شیوا.

سفید توهستی...تو پژمان.

ما به هم نمیرسیم مگر آن که تو خطا کنی یا من پاک شوم که هر دو محال است.

عکس های پیشنهادی هم به این ترتیب باشه که میفرستم:

PicsArt_04_06_11_10_40.png

C56A0727_CF6B_416D_9E9A_8E0B13811DEB.jpe

E195A36B_A127_48A3_96BD_B8D666CAFFB8.jpe

photo_2019_05_30_12_39_47.jpg

photo_2019_05_30_12_54_37.jpg

photo_2019_05_30_13_06_32.jpg

photo_2019_05_30_13_27_08.jpg

photo_2019_05_30_13_27_20.jpgو 

و آهنگ هم 

http://s9.picofile.com/file/8362137776/Amin_Rostami_Mojeze_Ine.mp3.html

آهنگ معجزه اینه _ امین رستمی 

و فک کنم از زمان 0:14.2دقیقا از جایی که شروع میکنه میگه نگاهت 

خیلی ممنون میشم 

 

 

ویرایش شده توسط _pghznp

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 22 ساعت قبل، _pghznp گفته است :

رمان : زندگی سیاه من 

نویسنده: پگاه.ز.ن.پ

من و تو ما نشدیم ...

ما دو خط موازی بودیم 
من خودم را برایت شکستم
حالا در این تقاطع
حیران و تنها ایستاده ام ،
به تماشای رفتن تو...

خلاصه:

سیاه... سفید... دو رنگ در تظاد هم. زندگی دورنگه یکی سفید و یکی سیاه. زندگی من اول سفید بود...ولی ما با دستان خود آن را سیاه کردیم.

ژانر:

پلیسی،عاشقانه،غمگین

مقدمه:

سرکلاس معلم دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت:

ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ..!! دومی قلبش تپید و لرزان گفت :

بهترین زندگی!!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد :

" دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند" و بچه ها هم تکرار کردند:

دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند....

مگر آنکه یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خطا کند.

سیاه منم...من شیوا.

سفید توهستی...تو پژمان.

ما به هم نمیرسیم مگر آن که تو خطا کنی یا من پاک شوم که هر دو محال است.

عکس های پیشنهادی هم به این ترتیب باشه که میفرستم:

PicsArt_04_06_11_10_40.png

photo_2019_05_30_12_16_51.jpg

photo_2019_05_30_12_15_46.jpg

photo_2019_05_30_12_39_47.jpg

photo_2019_05_30_12_54_37.jpg

photo_2019_05_30_13_06_32.jpg

photo_2019_05_30_13_27_08.jpg

photo_2019_05_30_13_27_20.jpgو 

و آهنگ هم 

http://s9.picofile.com/file/8362137776/Amin_Rostami_Mojeze_Ine.mp3.html

آهنگ معجزه اینه _ امین رستمی 

و فک کنم از زمان 0:14.2دقیقا از جایی که شروع میکنه میگه نگاهت 

خیلی ممنون میشم 

 

 

تا اخر هفته حاضره

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 10 ساعت قبل، Kosarbayat398 گفته است :

تا اخر هفته حاضره

مرسی❤️...فقط دو عكس اولو ويرايش كردم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 10 خرداد 1398 در 02:02، _pghznp گفته است :

رمان : زندگی سیاه من 

نویسنده: پگاه.ز.ن.پ

من و تو ما نشدیم ...

ما دو خط موازی بودیم 
من خودم را برایت شکستم
حالا در این تقاطع
حیران و تنها ایستاده ام ،
به تماشای رفتن تو...

خلاصه:

سیاه... سفید... دو رنگ در تظاد هم. زندگی دورنگه یکی سفید و یکی سیاه. زندگی من اول سفید بود...ولی ما با دستان خود آن را سیاه کردیم.

ژانر:

پلیسی،عاشقانه،غمگین

مقدمه:

سرکلاس معلم دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت:

ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ..!! دومی قلبش تپید و لرزان گفت :

بهترین زندگی!!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد :

" دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند" و بچه ها هم تکرار کردند:

دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند....

مگر آنکه یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خطا کند.

سیاه منم...من شیوا.

سفید توهستی...تو پژمان.

ما به هم نمیرسیم مگر آن که تو خطا کنی یا من پاک شوم که هر دو محال است.

عکس های پیشنهادی هم به این ترتیب باشه که میفرستم:

PicsArt_04_06_11_10_40.png

C56A0727_CF6B_416D_9E9A_8E0B13811DEB.jpe

E195A36B_A127_48A3_96BD_B8D666CAFFB8.jpe

photo_2019_05_30_12_39_47.jpg

photo_2019_05_30_12_54_37.jpg

photo_2019_05_30_13_06_32.jpg

photo_2019_05_30_13_27_08.jpg

photo_2019_05_30_13_27_20.jpgو 

و آهنگ هم 

http://s9.picofile.com/file/8362137776/Amin_Rostami_Mojeze_Ine.mp3.html

آهنگ معجزه اینه _ امین رستمی 

و فک کنم از زمان 0:14.2دقیقا از جایی که شروع میکنه میگه نگاهت 

خیلی ممنون میشم 

 

 

http://s5.picofile.com/file/8362377242/XiaoYing_Video_1559463600306.mp4.html

@fariba.m7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 5 ساعت قبل، Kosarbayat398 گفته است :

ممنون خوشم امد خوب❤

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 12 خرداد 1398 در 18:24، _pghznp گفته است :

ممنون خوشم امد خوب❤

سلام عزیزم ویدیو رمانتن رو سایت منتشر شد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 3 اردیبهشت 1398 در 13:47، Kosarbayat398 گفته است :

@avin._.ar http://s8.picofile.com/file/8358307342/XiaoYing_Video_1556010573049.mp4.html

عزیزم اطلاعات رمانتو برام بنویس

 

در در 3 اردیبهشت 1398 در 22:19، avin._.ar گفته است :

"روانشناس دیوونه من"

avin._.ar

کاربر نودهشتیا

ژانر:طنز،عاشقانه

 

هدف نوشتن:همه ی ما می تونیم  از پس هر چیزی بر بیایم.حتی اگر به بزرگ ترین مشکلات دنیا برخورد کنیم.این رمان هم،زندگی کسی رو باز گو می کنه،که مشکلات زیادی داره...ولی جلوی همه ی اونا ایستادگی می کنه و به خودش تلقین می کنه که خوبه...چه بسا که این تلقین،همیشه درست از آب در میاد!

 

خلاصه:آرشه دختر پر شر و شوری بود...دختری که همه از دست کاراش دیوونه می شدن...ولی...یک اتفاق باعث شد آرشه بیماری خاصی بگیری که یه جورایی بهش می گن افسردگی!آرشه مادرش رو از دست داده...اونم نه یه مرگ ساده؛مادر آرشه تو آتش سوزی از دنیا رفت...بیماری آرشه جوریه که ممکنه بهش صدمه بزنه...ولی پدر آرشه،فکر می کنه که دخترش واقعا افسردس!هر روز یه روانشناس جدید می یاره که به لطف آرشه،اونا نیومده بر می گردن!و حالا،یه روانشناس جدید!این دفعه آرشه می خواد چی کار کنه؟همون شیطنت های کلیشه ای و همیشگی؟

 

آسـمـانــ هـمـچــو صـفـحــهٔ دلــ مـنــ
روشـنــ از جـلــوه هــایــ مـهـتــابــ اســتــ
امـشـبــ از خــوابــ شـبــ گـریــزانـمــ
کــه خـیــالــ تــو خـوشــ تــر از خــوابــ اســتــ

خـیــره بــر ســایــهٔ وحــشـیــ بــیــد
مــی خــزمــ در ســکـوتــ بـسـتــر خــویــشــ
بــاز دنــبــال نـغـمــه ایــ دلـخــواه
مــی نـهـمــ ســر بــرویــ دفــتــر خــویــشــ
 

"فــروغ فــرخزاد"

@Kosarbayat398

@M@hta این رمان احتمالا از پیج پاک شده ویدیوش دوباره بزار 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 5 دقیقه قبل، Kosarbayat398 گفته است :

 

@M@hta این رمان احتمالا از پیج پاک شده ویدیوش دوباره بزار 

اگه پاک شده چرا باید ویدئوش گذاشته بشه ؟؟؟

من مسعول استوری های پیج هستم عزیز و فکر می کنم این کار وظیفه ی مریم باشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 16 دقیقه قبل، M@hta گفته است :

اگه پاک شده چرا باید ویدئوش گذاشته بشه ؟؟؟

من مسعول استوری های پیج هستم عزیز و فکر می کنم این کار وظیفه ی مریم باشه

فک کنم من دستم خورده پاک شده

@mench مریم جان ویدیو و اطلاعاتش بالا هس ممنون میشم بزاریش پیج اسمش روانشناس دیوونه من هس 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

http://s5.picofile.com/file/8362765376/XiaoYing_Video_1559806757553.mp4.html

@avin._.ar اطلاعاتشو بنویس و مریم رو ک من بالا تگ کردم تگ کن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام ، فایل و اطلاعات رمان رو دوباره بذارید تا من رمان رو باز روی اینستاگرام نودهشتیا قرار بدم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 3 اردیبهشت 1398 در 13:47، Kosarbayat398 گفته است :

@avin._.ar http://s8.picofile.com/file/8358307342/XiaoYing_Video_1556010573049.mp4.html

عزیزم اطلاعات رمانتو برام بنویس

این کلیپ

در در 3 اردیبهشت 1398 در 22:19، avin._.ar گفته است :

"روانشناس دیوونه من"

avin._.ar

کاربر نودهشتیا

ژانر:طنز،عاشقانه

 

هدف نوشتن:همه ی ما می تونیم  از پس هر چیزی بر بیایم.حتی اگر به بزرگ ترین مشکلات دنیا برخورد کنیم.این رمان هم،زندگی کسی رو باز گو می کنه،که مشکلات زیادی داره...ولی جلوی همه ی اونا ایستادگی می کنه و به خودش تلقین می کنه که خوبه...چه بسا که این تلقین،همیشه درست از آب در میاد!

 

خلاصه:آرشه دختر پر شر و شوری بود...دختری که همه از دست کاراش دیوونه می شدن...ولی...یک اتفاق باعث شد آرشه بیماری خاصی بگیری که یه جورایی بهش می گن افسردگی!آرشه مادرش رو از دست داده...اونم نه یه مرگ ساده؛مادر آرشه تو آتش سوزی از دنیا رفت...بیماری آرشه جوریه که ممکنه بهش صدمه بزنه...ولی پدر آرشه،فکر می کنه که دخترش واقعا افسردس!هر روز یه روانشناس جدید می یاره که به لطف آرشه،اونا نیومده بر می گردن!و حالا،یه روانشناس جدید!این دفعه آرشه می خواد چی کار کنه؟همون شیطنت های کلیشه ای و همیشگی؟

 

آسـمـانــ هـمـچــو صـفـحــهٔ دلــ مـنــ
روشـنــ از جـلــوه هــایــ مـهـتــابــ اســتــ
امـشـبــ از خــوابــ شـبــ گـریــزانـمــ
کــه خـیــالــ تــو خـوشــ تــر از خــوابــ اســتــ

خـیــره بــر ســایــهٔ وحــشـیــ بــیــد
مــی خــزمــ در ســکـوتــ بـسـتــر خــویــشــ
بــاز دنــبــال نـغـمــه ایــ دلـخــواه
مــی نـهـمــ ســر بــرویــ دفــتــر خــویــشــ
 

"فــروغ فــرخزاد"

@Kosarbayat398

این اطلاعات 

@mench

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در در 8 خرداد 1398 در 14:17، Kosarbayat398 گفته است :

موزیکتون ؟

1bnk_negar_07062019_185212.png

این هم جلد

عکس چشم رو لطفا حذف کنید

یادتونه من قبلا امده بودم عکس ها رو داده بودم

http://uupload.ir/view/3n6u_سخته.mp3/

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 ساعت قبل، ملیکا ملاز گفته است :

1bnk_negar_07062019_185212.png

این هم جلد

عکس چشم رو لطفا حذف کنید

یادتونه من قبلا امده بودم عکس ها رو داده بودم

http://uupload.ir/view/3n6u_سخته.mp3/

رسیدگی میشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در در 24 فروردین 1398 در 01:07، maew._.tz گفته است :

سلام به همه عزیزان و نویسنده های توانا

  رمان ویدیو رمان هایی که در تاپیک درخواست رمان ویدیو؛ درخواست کلیپ برای رمانشون رو داشتند، در این تاپیک، توسط صدف و کوثر عزیزم  @shell_s.h@Kosarbayat398 در این تاپیک قرار می گیره

اگه از ویدیوتون ناراضی بودید؛ همون روز در خصوصی دوستان اعلام کنید.

اگه مشکلی نداشت، تنها از گزینه های سمت چپ یعنی پسندیدم تشکر و.. استفاده کنید.

به هیچ وجه نظم تاپیک رو بهم نزنید و نظری ندید.

اگه ایراد از عکسای پیشنهادی خودتون باشه، به ما مربوط نیست و ویدیو دوباره زده نمی شه.

هر ویدیویی که تایید شد توسط دوست عزیزم @Kosarbayat398 در پیج اینستاگرام قرار میگیره 

سپاس از همکاریتون

تیم مدیریتی نودهشتیا

ببخشید منظور از ویدیو چیه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 24 فروردین 1398 در 01:07، maew._.tz گفته است :

سلام به همه عزیزان و نویسنده های توانا

  رمان ویدیو رمان هایی که در تاپیک درخواست رمان ویدیو؛ درخواست کلیپ برای رمانشون رو داشتند، در این تاپیک، توسط صدف و کوثر عزیزم  @shell_s.h@Kosarbayat398 در این تاپیک قرار می گیره

اگه از ویدیوتون ناراضی بودید؛ همون روز در خصوصی دوستان اعلام کنید.

اگه مشکلی نداشت، تنها از گزینه های سمت چپ یعنی پسندیدم تشکر و.. استفاده کنید.

به هیچ وجه نظم تاپیک رو بهم نزنید و نظری ندید.

اگه ایراد از عکسای پیشنهادی خودتون باشه، به ما مربوط نیست و ویدیو دوباره زده نمی شه.

هر ویدیویی که تایید شد توسط دوست عزیزم @Kosarbayat398 در پیج اینستاگرام قرار میگیره 

سپاس از همکاریتون

تیم مدیریتی نودهشتیا

حتمی باید رمان کامل باشه؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نام رمان: عشقِ معروف

نام نویسنده: مینو فروهر

زمان پارت گزاری: نامعلوم

ژانر رمان: دِراماتیک..

شخصیت های اصلی: کامران بیتاب/ الماس ساحلی

لوکیشین: ایران

خلاصهء داستان : الماس عکاسِ مُدلینگ است. او بعد از دیدن آگهی که توسط دوستش به دستش رسیده بود تمام زندگی اش زیر و رو می شود. او برای تست بازیگری برای یک فیلم به مکان آگهی می رود اما در تست قبول نمی شود و در آخر سر آغاز مشکلات او و یا خوشبختی اش از همین جا شروع می شود.........................

(مشخصاتِ دیگه ای هم باید بزارم؟)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...