رفتن به مطلب
Fateme00

نقد و معرفی رمان مبتلا به عشق تو

پست های پیشنهاد شده

نویسنده : فاطمه رنجبر

ام رمان : مبتلا به عشق تو

هدف : نشان دادن عشق به آنهایی که قبولش ندارند 

ژانر : عاشقانه

ساعت پارت گذاری: شبی ۱ پارت 


خلاصه : این قصه عاشقانه است . قصه دختری که ناخواسته مورد توجه پسری قرار می گیرد ولی دخترک هیچ حسی به پسر ندارد  ...

لینک رمان :

Negar_20042019_111449.png

ویرایش شده در توسط Fateme00
  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 28 دقیقه قبل، Fateme00 گفته است :

ویسنده : فاطمه رنجبر

نام رمان : من هم مادرم

هدف : نشان دادن عشق مادر به فرزند، عشق مادر تنها عشق زمینی است که واقعی و پاک است .

ژانر : اجتماعی ، عاشقانه

ساعت پارت گذاری: شبی ۱ پارت 

خلاصه : قصه ی زنی است که فرزندی ندارد .  ولی کودکی سر راهش قرار می گیرد آن کودک می شود جانش ولی سرنوشت چیزی دیگری برایش رقم می زند .....

لینک رمان :

 

 

سلام عزیزم چرا دوتا رمان همزمان بابا ایول

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام گلکم این واسه مسابقه ست 😊😊😊

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، Fateme00 گفته است :

سلام گلکم این واسه مسابقه ست 😊😊😊

اهان

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزجان،طبق معمول رمانت عالیه شوما استاد مایی و بس 😎😍موفق باشی استاد جان بی صبرانه‌منتظره پارت های جدیدتم😍

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرسی عزیز دلم لطف داری بهم 😍😍نه بابا استاد کجا بود این از لطف زیادته عزیزحان😊😊😊

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به به پشتکار...اون یکی مادر بود نه؟ انشالله پارت بزاری و بتونم هر دو رو بخونم.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 8 فروردین 1398 در 15:36، ihawni گفته است :

به به پشتکار...اون یکی مادر بود نه؟ انشالله پارت بزاری و بتونم هر دو رو بخونم.

سلام عزیز دلم خخخ واقعا خودمم تو هنگم ولی فکر کنم چیز خوبی در بیاد تونستی حتما بخون چون به نقداتون واقعا نیاز دارم واسه قشنگ شدن داستانم .یکیش دیوانه عاشق یکی سلیبریتی مغرور و بعد من یک مادرم البته من یک مادرم و فعلا گذاشتم کنار این دوتا تمون سه بعد😊😊😊

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بچه ها خواهشا رمانمو بخونین دوست دارم نظرتونو در موردش بدونم اصلا به خلاصه و اینا دقت نکنین خود رمان خدایی جذبتون می کنه.

به به اعتماد به سقف و حال می کنین😁😁😁

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 19 دقیقه قبل، Fateme00 گفته است :

سلام عزیز دلم خخخ واقعا خودمم تو هنگم ولی فکر کنم چیز خوبی در بیاد تونستی حتما بخون چون به نقداتون واقعا نیاز دارم واسه قشنگ شدن داستانم .یکیش دیوانه عاشق یکی سلیبریتی مغرور و بعد من یک مادرم البته من یک مادرم و فعلا گذاشتم کنار این دوتا تمون سه بعد😊😊😊

سه تا رمان همزمان؟؟؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۲تا رمان مادر فعلا گذاشتم کنار

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

ازسبک رمانت بشدت خوشم اومده

😊😊😊😊

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 22 ساعت قبل، Ra82 گفته است :

 

ازسبک رمانت بشدت خوشم اومده

😊😊😊😊

فداتم مرسی خوشحالم که خوشت اومده

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیز دل 

رمان زیبا با موضوع بسیار زیبایی انتخاب کردی . می دونم داستان زیبایی در راه داریم . اما فاطمه جان توقع دارم بعد از سه رمان کمی بیشتر به جمله بندی ، پاراگراف بندی و مهم تر از همه علائمی نگارشی دقت کنی عزیزم . 

کمی از اتفاقات زود گذشتی ولی در ادامه با پرداختن به جزییات می تونی این رو پنهان کنی . 

بیشتر از همه موضوع اجتماعی رمان رو دوست داشتم . 

امیدوارم موفق باشی خانوم گل

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام سمانه جان میشه بگی کجاش زود گذشتم؟ آخه لحظه لحظه اتفاقات و نوشتم هیچ جاش و یهو نگذشتم بپرم برم جای دیگه اکه بهم بگی کجاش و ممنون میشم .پراگراف و اینارو هم درست می کنم 

@samanehaminian69

ویرایش شده در توسط Fateme00

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزان لطفا پارتای جدید و بخونین و نظر بدین مرسی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بچه ها بخونین رمانمو دیگه😢😢

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام

 ---

 

به نام حق

 نقد رمان دیوانه عاشق

 سلام

 اسم رمان : اسم رمانتون قشنگ و مناسب بود.

 خلاصه: خلاصه تون خوب بود ولی کافی نبود. "یه کم توضیح بیشتر اما نه کامل. خلاصه باید تقریبا جامع باشه تا به خواننده برای انتخابش کمک کنه"

مقدمه : هر متنی اعم از مقاله، داستان، رمان و... باید مقدمه درخور خودش رو داشته باشه. "قبلا هم گفته بودم که بعد از خلاصه و اسم رمان، این مقدمه رمانِ که توجه خواننده رو به خودش جلب می کنه و باعث می شه اون رو انتخاب کنه. به اصطلاحی مقدمه نقش پیش غذا رو داره توی یه متن" "لطفا یه مقدمه زیبا و درخور برای رمانتون انتخاب کنین. مقدمه حتما نباید از ذهن خودتون باشه. می تونه یه شعر، دل نوشته و حتی چند آیه قرآن باشه"

 جلد: متاسفانه شما به جلد رمانتون زیاد دقت نداشتین؛ ژانر انتخابی شما عاشقانه بوده و رنگ جلد شما و حتی تصویری که ازش منعکس میشه به این موضوع اشاره نداشته. رنگ سیاه و سفید بیشتر نشون دهنده ژانر تراژدی هستش تا عاشقانه. رنگ های روشن به خوبی می تونن به این موضوع اشاره داشته باشن. تصویر جلد هم چندان به موضوع و ژانر نمی خورد.

شروع داستان: شروع داستانتون خوب بود ولی عالی نبود. رمان شما با این جمله شروع شد. "دیگر از این تماسهای مشکوک خسته شده بودم ." ؛ "اگر یه کم پیش زمینه به ما درمورد این تماس ها می دادین خیلی بهتر بود. حتی می تونستین توی خلاصه تون به این تماس ها اشاره کنین"

باورپذيرى داستان: داستانتون به واقعیت نزدیک بود ولی سرعت اتفاقات زیاد بود و این باعث می شد یه کم از ذهن دور باشه.

ژانر : ژانر انتخابیتون درست بود ولی فکر کنم لازم باشه ژانر اجتماعی رو هم بهش اضافه کنین.

ايده: ایده تون به نوبه خودش زیبا و در عین حال مناسب بوده و آفرین.

سير رمان: سیر رمان شما در عین کند بودن تند بوده. بذارین بیشتر توضیح بدم براتون. " شما روی حوادثی که اصلا نیازی به دقت زیاد بهش نبود خیلی مانور دادین و قسمت هایی که واقعا نیاز به توصیف زیادی لازم داشت رو سریع ازش گذشتین. مثل زمانی که پریناز مجبور شد از خودش دربرابر اون مرد دفاع کنه و بقیه حوادثی که خود شما بهتر از من می دونین"

شخصيت پردازى: شخصیت پردازی هاتون بد نبوده." شخصیت های اصلی داستان هنوز به ثبات شخصیتی کاملی نرسیدن و این خوب نیست. من هنوز متوجه نشدم پریناز یه دختر قوی و مستقله یا یه دختر ضعیف یا تو سری خور. شخصیت آریامهر هم به این ثبات نرسیده و این رو می ذاریم پای این که این شخصیت هنوز کاملا وارد داستان نشده و بعد این تازه باهاش بیشتر آشنا می شیم و همینطور بقیه اشخاص"

ديالوگ و مونولوگ: دیالوگ هاتون خوب بوده ولی مونولوگ هاتون کافی نبوده و این برمی گرده به توصیفات شما." مونولوگ ها باعث می شه ما بیشتر شخصیت اصلی رو بشناسیم و بهتر درکش کنیم."

توصيفات: توصیفات خوبی داشتین ولی متاسفانه به خوبی نتونسته بودین حرف دلتون رو به خواننده انتقال بدین." وقتی دارین شخصیتی رو توصیف می کنین؛ چه شخصیت مقابل رو و چه شخصیتی که داستان رو داره روایت می کنه؛ خودتون رو بذارین جای راوی و حرف بزنین. قطعا بهتر و زیباتر به وصف اتفاقات، اشخاص و... می نشینین." "توی توصیفاتتون از آرایه های ادبی بیشتر استفاده کنین"

فضاسازى در داستان : فضا سازی های شما خیلی یهو اتفاق می افتاد؛ یعنی یه کم مصنوعی به نظر می رسید و این هم بر می گرده به سیر رمانتون. حوادث رو درست و منظم بچینین تا کمی طبیعی تر و واقعی تر به نظر برسه.

رعايت كردن لحن نوشتارى: لحن رمان شما معیار بوده جز دیالوگ هاتون که این هم امری طبیعیه. فقط یه جاهایی حواستون نبود و به جای "را" می نوشتین "رو" و غیر این من مشکلی ندیدم.

علائم نگارشى و غلط املايى: خب بریم سراغ اصل مطلب. من غلط املایی ندیدم ولی خب علائم نگارشی؛ باید بگم وحشتناک ترین قسمتی که هیچ نویسنده ای تقریبا رعایت نمی کنه همین قسمته. درصورتی که این قسمت از نظر من مهم ترین قسمت نگارشی یه متن هستش. یه نویسنده باید بتونه تا حدودی این بخش رو رعایت کنه؛ چون این علائم در عین ریز و تو چشم نبودنشون خیلی مهم و تو چشمن. "فلفل نبین چه ریزه.." هر انسانی که حتی مرحله ابتدایی مدارس رو گذرونده باشه باید تا حدودی با این علائم آشنایی داشته باشه به خصوص علائمی مثل "؛- ،- .- ؟- ! و ..." "؛ برای جملاتی استفاده می شن که در عین مستقل بودنشون به جمله بعد خودشون مربوطن.- ، این بیشتر برای جداسازی چندین کلمه مربوط به هم هستش که پشت سر هم میان. و بقیه علائم که خودتون باهاشون آشنایین" یه مثال کوچیک براتون می زنم. این جمله ای که می نویسم دقیقا کپی شده از پارت اول شماست و بعدی جمله ایه که من درستش کردم. " دیگر از این تماسهای مشکوک خسته شده بودم . دلم می خواست با کسی درمیان بگذارم . ولی چه کسی ؟ پدرم؟ کدام پدر ؟ پدری که صبح تا شبش را با دوستانش می گذارند و شب خسته و مست به خانه بر می گشت. " و " دیگر از این تماسهای مشکوک خسته شده بودم ؛ دلم می خواست با کسی درمیان بگذارم ولی چه کسی؟ پدری که صبح تا شبش را با دوستانش می گذراند و خسته و مست به خانه بر می گشت؟"

نكات اخلاقى : رعایت شده و آفرین

رعايت شرع و قانون اسلام : رعایت شده آفرین

تكرار كلمات: بالا براتون یه مثال آوردم اگر دقت کنین کلمه "شب" تکرار شده بود که تو جمله تصحیح شده حذفش کردم

رعايت نكردن فعل و فاعل در جمله: تا جایی که من دقت کردم این قسمت رعایت شده بود و آفرین.

رعايت هدف سازى پارت ها: این قسمت هم رعایت شده بود. فقط باید بگم لطفا فاصله بین جملات رو درست کنین تا بتونین بهتراز علائم نگارشی استفاده کنین.

نثر: نثر شما معیار یا ادبی بوده و تا جایی که من دقت کردم رعایت شده بود جز جاهایی که اون بالا عرض کردم.

 خب امیدوارم بتونم با نقدم کمکی بهتون کنم. براتون آرزوی موفقیت می کنم و اگر سوالی یا نقدی به نقدم داشتین من در خدمتم.

 لطفا نام ناظرتون رو توی قسمت اول رمانتون ویرایش کنین.

 گروه ناظران و نقد سایت نودهشتیا

@nima.slm00

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم❤

شروع داستان خوبی داشتی و من خوشم اومد.

امیدوارم که در اینده یکی از بهترین رمان های سایت بشه.❤❤

موفق باشی❤❤

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 ساعت قبل، hasti81 گفته است :

سلام عزیزم❤

شروع داستان خوبی داشتی و من خوشم اومد.

امیدوارم که در اینده یکی از بهترین رمان های سایت بشه.❤❤

موفق باشی❤❤

فدات بشم مرسی

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مرسی سعی میکنم همه رو درست کنم عالی بود نقدت جای نقدی نداشت که بخوام بگم درست نبود یا هر چیز دیگه بازم مرسی

@nima.slm00

ویرایش شده در توسط Fateme00
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام آقا نیما پارت جدید ونمی خونید ببین چه اشکالاتی داره؟ قبلی هارو درست کردم فقط جلدش مونده که اونم درخواست دادم تا نوبتم شه یکم طول می کشه

@nima.slm00

ویرایش شده در توسط Fateme00
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام.

 باید بگم پارت هاتون بهتر شده و آفرین

 مشکلاتتون بیشتر توی علائم نگارشی و همینطور اشتباهات تایپی بوده تا چیز دیگه ای.

 آغوشش باشد رو نوشته بودین آغوششباشد

 بچگی م رو نوشته بودین بچه گیم

 و اینطور مشکلات تایپی. لطفا فاصله بین کلمات رو رعایت کنید.

 توی هر پارت حداقل یه مشکل از این دسته پیدا می شد.

 درضمن از یکی از مدیرا درخواست کنید که کامنت وسط پارت ها رو پاک کنن. حس شلختگی به آدم دست می ده.

 بازم بهتون آفرین می گم بابت بهتر شدن و دقتتون.

 موفق باشین.

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوتا نکته دیگه رو یادم رفت بگم

 1: اسم رمان شما تکراریه. رمانی به نام دیوانه ی عاشق از مریم نیلساز نوشته شده

 و من یادم رفته بود که بهتون بگم و عذر می خوام

 2: لطفا زمانی که دارین دیالوگ ها رو می نویسین  به جای "رو" "و" ننویسین.

 مثلا: من رو شما نوشته بودین "منو"

 و اینجور مثال ها

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام مرسی من واسه شروع رمانم  سرچ کردم دیوانه عاشق نبود.ولی الان شما گفتین سرچ کردم بود .وای الان چیکار کنم خودتون چیزی به ذهنتون نمی رسه بذارم ؟؟؟؟رومم نمی شه دوباره به بچه ها بگم جلد رمانم باید عوض شه😔😔

@nima.slm00

ویرایش شده در توسط Fateme00
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×