رفتن به مطلب
Kosarbayat398

معرفی و نقد رمان قربانی انتقام

پست های پیشنهاد شده

سلام به هر دو عزیز 💕

رمانتون رو مطالعه کردم و خیلی هم لذت بردم . به نظرم نوع نوشتنتون خیلی دلنشینه اما هنوز جای کار داره . با اینکه واقعا روی خواننده تاثیر می ذاره اما می توته بهتر هم باشه 🌹

یه جاهایی ترکیب زمان داشتید . بیشتر رمانتون به صورت ماضی نوشته شده بود ولی توی پارت های اول بعضی از جملات رو به صورت مضارع نوشته بودید . البته مطمئنم که اگه یه دور دیگه پارت هاتون رو با دقت مرور کنید متوجه این مشکل می شید 😘

همونطور که گفتم رمانتون خیلی قشنگ نوشته شده اما می تونه نثر زیباتری هم داشته باشه . سعی کنید یکم با کلمات بازی کنید و از کلمات ساده و روزمره استفاده نکنید . مثلا این یکی از جمله های شماست :

آیسو باز دوباره، بغضش را قورت داد و به آهیل که حالا روی صندلی نشسته بود و سرش را میان دستانش گرفته بود، زل زد .

ولی من اگه جای شما بودم به این شکل می نوشتم :

آیسو ، بازهم بغض کورش را فرو داد و به چهره ی آشنای آهیل که حالا روی صندلی نشسته بود و سرش را میان دستانش گرفته بود ، خیره ماند . 

به نظرم اگه یکم بیشتر روی کلماتی که به کار می برین دقت کنین رمانتون عالی تر از عالی میشه 😙

یه غلط املایی کوچولو هم توی پارت های اول داشتین 👈 زجه = ضجه

دیگه نظری ندارم 😊 امیدورام که از نقدم ناراحت نشده باشین چون هدف من تنها پیشرفت قلمتونه 😍

موفقیتتون روز افزون ✒♥️

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 26 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

سلام به هر دو عزیز 💕

رمانتون رو مطالعه کردم و خیلی هم لذت بردم . به نظرم نوع نوشتنتون خیلی دلنشینه اما هنوز جای کار داره . با اینکه واقعا روی خواننده تاثیر می ذاره اما می توته بهتر هم باشه 🌹

یه جاهایی ترکیب زمان داشتید . بیشتر رمانتون به صورت ماضی نوشته شده بود ولی توی پارت های اول بعضی از جملات رو به صورت مضارع نوشته بودید . البته مطمئنم که اگه یه دور دیگه پارت هاتون رو با دقت مرور کنید متوجه این مشکل می شید 😘

همونطور که گفتم رمانتون خیلی قشنگ نوشته شده اما می تونه نثر زیباتری هم داشته باشه . سعی کنید یکم با کلمات بازی کنید و از کلمات ساده و روزمره استفاده نکنید . مثلا این یکی از جمله های شماست :

آیسو باز دوباره، بغضش را قورت داد و به آهیل که حالا روی صندلی نشسته بود و سرش را میان دستانش گرفته بود، زل زد .

ولی من اگه جای شما بودم به این شکل می نوشتم :

آیسو ، بازهم بغض کورش را فرو داد و به چهره ی آشنای آهیل که حالا روی صندلی نشسته بود و سرش را میان دستانش گرفته بود ، خیره ماند . 

به نظرم اگه یکم بیشتر روی کلماتی که به کار می برین دقت کنین رمانتون عالی تر از عالی میشه 😙

یه غلط املایی کوچولو هم توی پارت های اول داشتین 👈 زجه = ضجه

دیگه نظری ندارم 😊 امیدورام که از نقدم ناراحت نشده باشین چون هدف من تنها پیشرفت قلمتونه 😍

موفقیتتون روز افزون ✒♥️

سلام ملی جانم نه ناراحت نشدیم مچکرم از توجه تو فقط میشه اون فعل هایی رو ک مضارع هستن تو پی وی بهم بگی

  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام روز بخیر. 

به نظرم چون خلاصه و مقدمه مخاطب رو جذب میکنه. بهتره روی مقدمه یکم کاربشه تا بهتر ازاین که هست بشه.

موفق باشین

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام کوثر جان !

خب اول از همه که رمانت بسیار زیبا است .

راستش من زیاد طرفدار رمان های پلیسی نبودم اما با خوندن این 8پارت تصمیم گرفتم یه چندتایی رمان پلیسی دان کنم وبخونم !

داستان جدیدی نیست ، ماجرای انتقام ، اما انقدر خوب داستان پردازی کردی که خواننده کاملا جذب میشه .

وکلام آخر خیلی رمانت ودوستیدم ! 

موفق باشی

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 38 دقیقه قبل، p jalali گفته است :

سلام کوثر جان !

خب اول از همه که رمانت بسیار زیبا است .

راستش من زیاد طرفدار رمان های پلیسی نبودم اما با خوندن این 8پارت تصمیم گرفتم یه چندتایی رمان پلیسی دان کنم وبخونم !

داستان جدیدی نیست ، ماجرای انتقام ، اما انقدر خوب داستان پردازی کردی که خواننده کاملا جذب میشه .

وکلام آخر خیلی رمانت ودوستیدم ! 

موفق باشی

مچکرم پگاه عزیزم ممنونم 

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 ساعت قبل، Mah گفته است :

سلام روز بخیر. 

به نظرم چون خلاصه و مقدمه مخاطب رو جذب میکنه. بهتره روی مقدمه یکم کاربشه تا بهتر ازاین که هست بشه.

موفق باشین

مرسی مهتاب گلم ممنون از نگاهت

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 ساعت قبل، Kosarbayat398 گفته است :

مرسی مهتاب گلم ممنون از نگاهت

خواهش

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عالیه عزیزم موفق باشی😘منتظر پارت های بیشتری هستیم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 ساعت قبل، melikaw78 گفته است :

عالیه عزیزم موفق باشی😘منتظر پارت های بیشتری هستیم

مچکرم ملیکا جان لینک رمانتو تو خصوصی میفرستی میخوام بخونم پیدا نمیکنم جای حساسش مونده بود

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 ساعت قبل، Kosarbayat398 گفته است :

مچکرم ملیکا جان لینک رمانتو تو خصوصی میفرستی میخوام بخونم پیدا نمیکنم جای حساسش مونده بود

باشه حتما فقط من یه مشکل دارم میخوام پارت هارو لایک کنم اما نمیشه برای داستان قبلی هج ب همین مشکل خوردم چیکار کنم 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عااااااااااااااااااااااااااااالیه!

هر چی سعی کردم یه ایراد ازش بگیرم نشد

(البته از دو نویسنده بعید نیست)

سعی میکنم رمانتون رو دنبال کنم

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 10 دقیقه قبل، Malake Bad گفته است :

عااااااااااااااااااااااااااااالیه!

هر چی سعی کردم یه ایراد ازش بگیرم نشد

(البته از دو نویسنده بعید نیست)

سعی میکنم رمانتون رو دنبال کنم

ممنونم  ملکه بد خخخخخخخخخخخخخخخ نه ملکه ناناز

  • باحال بود 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام بر کوثر خانم و زینب وروجک 👋

خب خب ... من که رمانتونو تا پارت ۸ خونده بودم و کار زیادی نداشتم 😆 

مثل همیشه عالی و زیبا 😍

قلمتون پایداااااااار ❤❤

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در ۱ ساعت قبل، zahra.s گفته است :

سلام بر کوثر خانم و زینب وروجک 👋

خب خب ... من که رمانتونو تا پارت ۸ خونده بودم و کار زیادی نداشتم 😆 

مثل همیشه عالی و زیبا 😍

قلمتون پایداااااااار ❤❤

مرسی زهرا عزیز

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، Malake Bad گفته است :

عااااااااااااااااااااااااااااالیه!

هر چی سعی کردم یه ایراد ازش بگیرم نشد

(البته از دو نویسنده بعید نیست)

سعی میکنم رمانتون رو دنبال کنم

مرسی تشکر

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، melikaw78 گفته است :

باشه حتما فقط من یه مشکل دارم میخوام پارت هارو لایک کنم اما نمیشه برای داستان قبلی هج ب همین مشکل خوردم چیکار کنم 

مشکلی نیس خوندن کافیه فدات

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 ساعت قبل، zahra.s گفته است :

سلام بر کوثر خانم و زینب وروجک 👋

خب خب ... من که رمانتونو تا پارت ۸ خونده بودم و کار زیادی نداشتم 😆 

مثل همیشه عالی و زیبا 😍

قلمتون پایداااااااار ❤❤

اولا ممنونم

دوما وروجک خودتی

سوما مرسی

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 15 ساعت قبل، p jalali گفته است :

سلام کوثر جان !

خب اول از همه که رمانت بسیار زیبا است .

راستش من زیاد طرفدار رمان های پلیسی نبودم اما با خوندن این 8پارت تصمیم گرفتم یه چندتایی رمان پلیسی دان کنم وبخونم !

داستان جدیدی نیست ، ماجرای انتقام ، اما انقدر خوب داستان پردازی کردی که خواننده کاملا جذب میشه .

وکلام آخر خیلی رمانت ودوستیدم ! 

موفق باشی

اقا اقا منم هستما سلامت برای من کو؟

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 16 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

اقا اقا منم هستما سلامت برای من کو؟

به من جه مهتا نوشته بود این کتاب مال کوثر!

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، p jalali گفته است :

به من جه مهتا نوشته بود این کتاب مال کوثر!

بزار من اون مهتا رو ببینم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

 

تا اینجاش که قشنگ بود و جالب ایشالاه از این بعدشم همین جوری پیش بره با آرزوی موفقیت برای هر دو نویسنده

ویرایش شده در توسط sanazsafie
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 54 دقیقه قبل، sanazsafie گفته است :

 

 

 

تا اینجاش که قشنگ بود و جالب ایشالاه از این بعدشم همین جوری پیش بره با آرزوی موفقیت برای هر دو نویسنده

ممنونم عزیزم

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، sanazsafie گفته است :

 

 

 

تا اینجاش که قشنگ بود و جالب ایشالاه از این بعدشم همین جوری پیش بره با آرزوی موفقیت برای هر دو نویسنده

مرسی عزیزدلم

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلامی به هردو عزیز

اول از همه تبریک بابت نوشته زیباتون...حالا می ریم سر نقد!

خلاصتون اصلا مناسب نبود و هیچ چیز مشخصی از رمان نداشت. بهتره عوض کنید.

ساعت پارت گذاریتون رو ویرایش کنید تا خواننده الکی منتظر نباشه.

نکته بعدی و اشکال اساسی رمان شما، توصیفات ضعیفتونه! نمونه میدم:

چشمانش به‌جای شلاق‌هایی که بر بدنش برخورد کرده بود افتاد. دردش آمد ،اذیت می شد ،جای شلاق‌ها می‌سوخت، اما غمگین نبود.این چیزی بود که او خواسته و شاید حقش باشد که درد و سوزش جای شلاق ها او را اذیت کند .

 شاید جای شلاق‌هایی که به او می‌زنند، بسوزد . ولی سوزش قلبش را نمیتوانند کم کنند .

نمونه درست:

نگاهش به رد شلاق های روی بدنش افتاد. درد داشت و به شدت می سوخت. اما او غمگین نبود؛ چون خود خواستار این واقعه بود.

شاید سوزش زخم هایش برایش عذاب آور باشد؛ ولی هرگز به پای سوزش قلب اش نمی رسید.

 

فکر کنم متوجه منظور من شده باشید...در کنار این؛ فاصله بی جا یا کم، استفاده نادرست از علائم نگارشی یا استفاده نکردن، اینتر بیش از حد (فقط برای پاراگراف بندی و سرموضوع جدید و دیالوگ اینتر زده میشه) ، و در آخر تکرار کلمات اعم از ولی و اما دیده میشه. اصلاحشون کنید. توضیح بیشتر رو و کامل تر رو ناظر شما بهتون میده. ولی اگر بخواهین کمک می کنم.

تغییر لحن و غلط املایی و نوشتاری هم تو نوشته هاتون دیدم. شما از زبان سوم شخص نوشتید پس تا آخر باید حفظ بشه.

تو اول پارت یهو گفتین، دردی که تو سرش پیچید و بیهوش شد. ضربه ی سختی خورده بود...اما هیچ پیش زمینه و اشاره ای نکردین. خیلی یهویی و ناشی نوشته شده. ممکنه جاهای دیگه ام این اشتباه رو کرده باشید؛ اما به دلیل کمبود وقت، دقت کافی نداشتم. عذر می خوام.

نکته آخر، جداسازی می استمراری یا ماضی یا مستقبل هست که خیلی جاها رعایت نشده بود. یه مورد دیگه ام بود که به زینب جان گفتم.

اما تو پارت های آخرتون دقت بیشتری به کار برده بودید و این نشونه تلاش خوب شماست.

امیدوارم نقد خوبی انجام داده باشم و شما ناراحت نشده باشید. منتظر مشاهده پیشرفت هر دو عزیز هستم.

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، ihawni گفته است :

سلامی به هردو عزیز

اول از همه تبریک بابت نوشته زیباتون...حالا می ریم سر نقد!

خلاصتون اصلا مناسب نبود و هیچ چیز مشخصی از رمان نداشت. بهتره عوض کنید.

ساعت پارت گذاریتون رو ویرایش کنید تا خواننده الکی منتظر نباشه.

نکته بعدی و اشکال اساسی رمان شما، توصیفات ضعیفتونه! نمونه میدم:

چشمانش به‌جای شلاق‌هایی که بر بدنش برخورد کرده بود افتاد. دردش آمد ،اذیت می شد ،جای شلاق‌ها می‌سوخت، اما غمگین نبود.این چیزی بود که او خواسته و شاید حقش باشد که درد و سوزش جای شلاق ها او را اذیت کند .

 شاید جای شلاق‌هایی که به او می‌زنند، بسوزد . ولی سوزش قلبش را نمیتوانند کم کنند .

نمونه درست:

نگاهش به رد شلاق های روی بدنش افتاد. درد داشت و به شدت می سوخت. اما او غمگین نبود؛ چون خود خواستار این واقعه بود.

شاید سوزش زخم هایش برایش عذاب آور باشد؛ ولی هرگز به پای سوزش قلب اش نمی رسید.

 

فکر کنم متوجه منظور من شده باشید...در کنار این؛ فاصله بی جا یا کم، استفاده نادرست از علائم نگارشی یا استفاده نکردن، اینتر بیش از حد (فقط برای پاراگراف بندی و سرموضوع جدید و دیالوگ اینتر زده میشه) ، و در آخر تکرار کلمات اعم از ولی و اما دیده میشه. اصلاحشون کنید. توضیح بیشتر رو و کامل تر رو ناظر شما بهتون میده. ولی اگر بخواهین کمک می کنم.

تغییر لحن و غلط املایی و نوشتاری هم تو نوشته هاتون دیدم. شما از زبان سوم شخص نوشتید پس تا آخر باید حفظ بشه.

تو اول پارت یهو گفتین، دردی که تو سرش پیچید و بیهوش شد. ضربه ی سختی خورده بود...اما هیچ پیش زمینه و اشاره ای نکردین. خیلی یهویی و ناشی نوشته شده. ممکنه جاهای دیگه ام این اشتباه رو کرده باشید؛ اما به دلیل کمبود وقت، دقت کافی نداشتم. عذر می خوام.

نکته آخر، جداسازی می استمراری یا ماضی یا مستقبل هست که خیلی جاها رعایت نشده بود. یه مورد دیگه ام بود که به زینب جان گفتم.

اما تو پارت های آخرتون دقت بیشتری به کار برده بودید و این نشونه تلاش خوب شماست.

امیدوارم نقد خوبی انجام داده باشم و شما ناراحت نشده باشید. منتظر مشاهده پیشرفت هر دو عزیز هستم.

مرسی هانی جانم مچکرم از کمکت الان بخاطر امتحانات زیاد وقت نمیکنیم اما حتما ویرایش میکنیم 

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×