رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم 

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 ساعت قبل، hanieh007 گفته است :

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم 

سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

روزگاری گذشت از اون لحظه ناب

که معراج دل بود  به درگاه مهتاب 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

 

داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم

وز مستی و بی خویشتنی عار نداریم

ما را نه ز دین آر بشارت نه ز دینار

کاندیشه ز دین و غم دینار نداریم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 21 ساعت قبل، Sheyda_sss گفته است :

روزگاری گذشت از اون لحظه ناب

که معراج دل بود  به درگاه مهتاب 

 

بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید

که دلش هر نفس از شوق بپرواز آید

آنکه بگذشت و مرا در غم هجران بگذاشت

باز ناید وگر آید ز سر ناز آید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 ساعت قبل، a.mohamad گفته است :

 

بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید

که دلش هر نفس از شوق بپرواز آید

آنکه بگذشت و مرا در غم هجران بگذاشت

باز ناید وگر آید ز سر ناز آید

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

تو هر شام مهتاب به یادت شکستم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 9 دقیقه قبل، Sheyda_sss گفته است :

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

تو هر شام مهتاب به یادت شکستم

منم آفتاب سوزان ، از امید بدم میاد

شبیه حرفِ زیاد ، من حرکتو میخوام

انفجار داره میاد ، نه مثل هیروشیما

با یه صدایِ شیوا ، باروت و با بوی یاس

اتمم پرِ احساس ، این بهترین بمب دنیاست

کودکیم آروم بخواب ، این بمب دست خداست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 24 دقیقه قبل، HIRAB2 گفته است :

منم آفتاب سوزان ، از امید بدم میاد

شبیه حرفِ زیاد ، من حرکتو میخوام

انفجار داره میاد ، نه مثل هیروشیما

با یه صدایِ شیوا ، باروت و با بوی یاس

اتمم پرِ احساس ، این بهترین بمب دنیاست

کودکیم آروم بخواب ، این بمب دست خداست

تورا من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند درشاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی

وز آن دل خستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم...
 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 دقیقه قبل، Mabi گفته است :

تورا من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند درشاخ "تلاجن" سایه ها رنگ سیاهی

وز آن دل خستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم...
 

من یه سگ ولگردم که .. قلادمو باز کردن و من و توی این شهر ول کردن

رو به هرطرف یه لگد حواله ی تنم .. عقده دارم حس لمس دست نوازش به تنم .. عقده دارم

سوز زوزه هام و می کشم بیشتر.. استخون و بندازن جلومو بزنن نیشخند

یه چشمم و کور کرد یه پای دیگه ام لنگه ... زجر من واسه ی دیگرون سوژه ی خنده

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱ ساعت قبل، HIRAB2 گفته است :

من یه سگ ولگردم که .. قلادمو باز کردن و من و توی این شهر ول کردن

رو به هرطرف یه لگد حواله ی تنم .. عقده دارم حس لمس دست نوازش به تنم .. عقده دارم

سوز زوزه هام و می کشم بیشتر.. استخون و بندازن جلومو بزنن نیشخند

یه چشمم و کور کرد یه پای دیگه ام لنگه ... زجر من واسه ی دیگرون سوژه ی خنده

هلا منکر جان و جانان ما  

بزن زخم انکار بر  جان ما

بزن زخم این مرهم عاشق است

که بی زخم مردن غم عاشق است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 2 دقیقه قبل، Sheyda_sss گفته است :

هلا منکر جان و جانان ما  

بزن زخم انکار بر  جان ما

بزن زخم این مرهم عاشق است

که بی زخم مردن غم عاشق است

ترجیح میدم راه برم صرفا با هدف
قدرت دارم حتی از لنگ تو حموم
بسازم یه اشك یه حرص یه بغض تو گلو
من تجهیز شدم با شعرای قوی
فكر كهكشانم بعد از اشغال زمین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 دقیقه قبل، HIRAB2 گفته است :

ترجیح میدم راه برم صرفا با هدف
قدرت دارم حتی از لنگ تو حموم
بسازم یه اشك یه حرص یه بغض تو گلو
من تجهیز شدم با شعرای قوی
فكر كهكشانم بعد از اشغال زمین

نشئه هایی دویده است از تو در سر من

که ذره های وجودم تو را که میبینند به رقص می اییند  سرود میخوانند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 13 دقیقه قبل، Sheyda_sss گفته است :

نشئه هایی دویده است از تو در سر من

که ذره های وجودم تو را که میبینند به رقص می اییند  سرود میخوانند

_"در دلم خواستن مرگ کسی نیست ولی..، 

کاش هرکس به تو دل بست، بیاید خبرش"

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شمه ای از حیرت عشق است دل پرداختن

با هزار آیینه در کف خویش را نشناختن

غنچه از من یاد دارد در حریم بوستان

از همه روی زمین با گوشه دل ساختن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 9 دقیقه قبل، a.mohamad گفته است :

شمه ای از حیرت عشق است دل پرداختن

با هزار آیینه در کف خویش را نشناختن

غنچه از من یاد دارد در حریم بوستان

از همه روی زمین با گوشه دل ساختن

نه هر که چهره برافروخت دلبری دارد 

نه هر که آینه سازد سکندری داند 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 4 دقیقه قبل، M@hta گفته است :

نه هر که چهره برافروخت دلبری دارد 

نه هر که آینه سازد سکندری داند 

در جنون فکر سرو سامان ندارد هیچ کس

مدعا چون دیده حیران ندارد هیچ کس

در دیار ما که روزی ازدل خود می خورند

آرزوی نعمت الوان ندارد هیچ کس

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

ویرایش شده توسط fa.m

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 10 دقیقه قبل، fa.m گفته است :

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام

صحرای محشری است سیه پوش سینه ام

درد ترا نکرده فراموش سینه ام

چون خم به زیر خاک زند جوش سینه ام

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عشق چیست " به کوه گفتم عشق چیست ؟ لرزید " به ابر گفتم عشق چیست ؟ بارید " به باد گفتم عشق چیست ؟ وزید " به پروانه گفتم عشق چیست ؟ نالید " به گل گفتم عشق چیست ؟ پرپر شد " به انسان گفتم عشق چیست ؟ اشک از دیدگانش جاری شد و گفت " دیوانگیست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یکی در آرزوی دیدن توست " یکی در حسرت بوسیدن توست " ولی من ساده و بی ادعایم " تمام هستیم خندیدن توست..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قیامت بی حسین غوغا ندارد

شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش که در محشر نگویند

چرا پرونده ات امضاء ندارد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوشا جانی که جانانش تو باشی

طبیب و درد و درمانش تو باشی

رَوَم روز قیامت در بهشتی

که خُلد و حور و غلمانش تو باشی

ندارد خستگی هرگز در عالم

هر آن  راهی که پایانش تو باشی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ،

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در آن نفس که بمیرم " در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان " که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت " که سر ز خاک بر آرم

به گفتگوی تو خیزم " به جستجوی تو باشم

به مجمعی که در آیند " شاهدان دو عالم

نظر به سوی تو دارم " غلام روی تو باشم

حدیث و روزه نگویم " گل بهشت نبویم

جمال حور نجویم " دوان به سوی تو باشم                            

می بهشت ننوشم " ز دست ساقی رضوان

مرا به باده چه حاجت " که مست روی تو باشم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قرآن بجز از وصف علی آیه ندارد

ایمان بجز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه ی لطفش بنشینم

گفتا که علی نور بود سایه ندارند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند

بردند به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی

آن را به محبت علی بخشیدند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...