رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

 

متهم كردی مرا عمری به عشق ديگری
كاش ميدانستی از هركس برايم برتری

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از تقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 31 دقیقه قبل، ارغوان 81 گفته است :

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از تقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

 

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

سعدی 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 دقیقه قبل، ز.یزدانی گفته است :

 

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی

سعدی 

 

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان مارا بس

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 3 دقیقه قبل، ارغوان 81 گفته است :

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان مارا بس

 

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

 

#سعدی 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 دقیقه قبل، ز.یزدانی گفته است :

 

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

 

#سعدی 

 

یارب اندر کنف سایه ی آن سرو بلند

گر من سوخته یکدم بنشینم چه شود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 دقیقه قبل، ارغوان 81 گفته است :

یارب اندر کنف سایه ی آن سرو بلند

گر من سوخته یکدم بنشینم چه شود

دل بردی و من ماندم و چشـمي كه شب و روز 
با مـانده به اين پرسـشِ ديرين كه كجایی..؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 دقیقه قبل، ز.یزدانی گفته است :

دل بردی و من ماندم و چشـمي كه شب و روز 
با مـانده به اين پرسـشِ ديرين كه كجایی..؟

یارمن خسرو خوبان ولبش شیرین است 

خبرش نیست که فرهاد وی این مسکین است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 3 دقیقه قبل، ارغوان 81 گفته است :

یارمن خسرو خوبان ولبش شیرین است 

خبرش نیست که فرهاد وی این مسکین است

 

تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

شهریار

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 دقیقه قبل، ز.یزدانی گفته است :

 

تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

شهریار

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست 

بی وضو در کوچه لیلی نشست 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در هم اکنون، ز.یزدانی گفته است :

 

تا شدم خوار تو رشگم به عزیزان آید
بارالها که عزیزی نشود خوار کسی

شهریار

 

یافتم روشن دلی از گریه های نیمه شب

خاطری چون صبح دارم از صفای نیمه شب

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 8 دقیقه قبل، ارغوان 81 گفته است :

یافتم روشن دلی از گریه های نیمه شب

خاطری چون صبح دارم از صفای نیمه شب

باید تمامِ مردمِ دنیا بـَنان شوند

از بس تو را الهه‌ ی ناز آفریده‌اند ...

غلامعباس سعیدی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 10 دقیقه قبل، Ladan گفته است :

یک شبی مجنون نمازش را شکست 

بی وضو در کوچه لیلی نشست 

  

 

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

 

شهریار

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 دقیقه قبل، ز.یزدانی گفته است :

  

 

تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان
گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی

 

شهریار

 

یک نعره مستانه ز جایی نشنیدم

ویران شود این شهر که میخانه ندارد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 دقیقه قبل، Ladan گفته است :

یک نعره مستانه ز جایی نشنیدم

ویران شود این شهر که میخانه ندارد

دلیلِ دل خوشی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟ نمی فهمم سبب ها را

#نجمه_زارع

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلی دارم خریدار محبت کز او گرم است بازار محبت 

لباسی دوختم برقامت دل ز پود محنت و تار محبت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 دقیقه قبل، ز.یزدانی گفته است :

دلیلِ دل خوشی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟ نمی فهمم سبب ها را

#نجمه_زارع

 

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد

گناه بخت پریشان ودست کوته ماست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 4 دقیقه قبل، ز.یزدانی گفته است :

دلیلِ دل خوشی هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟ نمی فهمم سبب ها را

#نجمه_زارع

 

راز درون پرده ز رندان مست پرس

کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 13 دقیقه قبل، Ladan گفته است :

راز درون پرده ز رندان مست پرس

کاین حال نیست زاهد عالی مقام را

ای نسیم سحرآرامگه یار کجاست

منزل ان مه عاشق کش عیار کجاست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 2 ساعت قبل، ارغوان 81 گفته است :

ای نسیم سحرآرامگه یار کجاست

منزل ان مه عاشق کش عیار کجاست

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
اندوه بزرگیست زمانی که نباشی...
علیرضا بدیع 
 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را                  چه سود از زندگانی چون تبه 

تو نیکی کن به مسکین و تهیدست                  که نیکی خود سبب گردد دعا را

«پروین اعتصامی»

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 3 ساعت قبل، زهراتیموری گفته است :

تبه کردم جوانی تا کنم خوش زندگانی را                  چه سود از زندگانی چون تبه 

تو نیکی کن به مسکین و تهیدست                  که نیکی خود سبب گردد دعا را

«پروین اعتصامی»

از خدا جوییم توفیق ادب 

بی ادب محروم ماند از لطف رب

#سعدی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با رشته ي زلف توام امشب سر راز است       افسوس که شب کوته و اين رشته دراز است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 14 دقیقه قبل، nmasoomeh گفته است :

تو را من چشم در راهم 

شباهنگام که میگیرد طلاجن رنگ سیاهی

یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی

یادت به خیر یار فراموش کار من

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 20 اسفند 1397 در 20:43، Aylelen گفته است :

یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی

یادت به خیر یار فراموش کار من

نیست در دیده ی ما منزلتی دنیارا

ما نبینیم کسی را که نبیند مارا

صائب_تبریزی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...