رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 47 دقیقه قبل، فاطی بهشتی گفته است :

گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشم
داروی دردم گر تویی در اوج بیماری خوشم

من مست و تو دیوانه

مارا که بر ان خانه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم

هرکس که مرا بیند داند که غمی دارم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 14 اسفند 1398 در 14:03، a.mohamad گفته است :

هرچند غم عشقت پوشیده همی دارم

هرکس که مرا بیند داند که غمی دارم

منم که شهره شهرم به عشق ورزيدن        

منم که ديده نيالوده ام به بد ديدن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نه از چینم حکایت کن نه از روم

که من دل با یکی دارم در این بوم

هر آن ساعت که با یاد من آید

فراموشم شود موجود و معدوم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 15 دقیقه قبل، a.mohamad گفته است :

نه از چینم حکایت کن نه از روم

که من دل با یکی دارم در این بوم

هر آن ساعت که با یاد من آید

فراموشم شود موجود و معدوم

مگو سوخت جان من از فرط عشق

خموشیست، هان اولین شرط عشق

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 2 دقیقه قبل، آب آلبالو گفته است :

مگو سوخت جان من از فرط عشق

خموشیست، هان اولین شرط عشق

قطره ی اشکیم اما در درون دل نهان          گر به سوی دیده ره یابیم دریا می شویم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 1 دقیقه قبل، Aty.s گفته است :

قطره ی اشکیم اما در درون دل نهان          گر به سوی دیده ره یابیم دریا می شویم

من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست

دوستان معذور داریدم که پایم در گلست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در هم اکنون، a.mohamad گفته است :

من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست

دوستان معذور داریدم که پایم در گلست

ترا که هر چه مراد است در جهان داری 

 چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 3 دقیقه قبل، Aty.s گفته است :

ترا که هر چه مراد است در جهان داری 

 چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری

یارا بهشت صحبت یاران همدمست

دیدار یار نامتناسب جهنمست

هر دم که در حضور عزیزی برآوری

دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در هم اکنون، a.mohamad گفته است :

یارا بهشت صحبت یاران همدمست

دیدار یار نامتناسب جهنمست

هر دم که در حضور عزیزی برآوری

دریاب کز حیات جهان حاصل آن دمست

تني آلوده درد و لبريز غم دارم       

ز اسباب پريشاني تو را اي عشق كم دارم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 3 دقیقه قبل، Aty.s گفته است :

تني آلوده درد و لبريز غم دارم       

ز اسباب پريشاني تو را اي عشق كم دارم

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر

به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

در آفاق گشاده‌ست ولیکن بسته‌ست

از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در هم اکنون، a.mohamad گفته است :

ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر

به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیر

در آفاق گشاده‌ست ولیکن بسته‌ست

از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر

رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود       

دیگر به چه امید در این شهر توان بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 1 دقیقه قبل، Aty.s گفته است :

رفت از بر من آنکه مرا مونس جان بود       

دیگر به چه امید در این شهر توان بود

دانی ز چه غنچه خون كند چهره ز شرم؟

زان روی كه كار او گل انداختن است

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 26 دقیقه قبل، a.mohamad گفته است :

دانی ز چه غنچه خون كند چهره ز شرم؟

زان روی كه كار او گل انداختن است

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 4 دقیقه قبل، Aty.s گفته است :

تو همچو صبحی من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که همی سپرم

 

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در هم اکنون، a.mohamad گفته است :

 

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را

آتش از برق نگاهت ريختي بر جان من      

خواستي تا در ميان شعله ها آبم کني

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

 

یک جهان بر هم زدم وز جملـه بگزیدم تو را

من چه می کردم به عالم گر نمی دیدم تو را

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آمدی قصه ببافی که موجه بروی

در نزن رفته ام از خویش، کسی منزل نیست

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو سوز آه من ای مرغ شب چه میدانی

ندیده ای شب من تاب و تب چه میدانی

بمن گذار که لب بر لبش نهم ای جام

تو قدر بوسه آن نوش لب چه میدانی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند

چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند

هر که خواهد که دمی جام کشد، همچو حباب

خیمه عشق چرا بر سر آبی نزند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 13 ساعت قبل، a.mohamad گفته است :

رند لب تشنه چرا جام شرابی نزند

چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند

هر که خواهد که دمی جام کشد، همچو حباب

خیمه عشق چرا بر سر آبی نزند

دانه اي را كه دل موري از آن شاد شود      

خوشي اش روز جزا تاج سليمان باشد

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من نه آنم که دو صد مصرع رنگین گویم

من چو فرهاد یکی گویم و شیرین گویم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...