رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

در 2 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

خوب چیکار کنم تا با رمانم مطابقت داشته باشه و رمانم به هم نخوره

من نظرم اینه که مادرش ، مادر واقعیش نباشه ... شاید این طوری بهتر بشه که این دختر ، دختر واقعیه اون زن نباشه و بنا به دلایلی که خودت باید روش فکر کنی ، از اون دختر متنفر باشه ...

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نظرم یکی از مهمترین قسمت های نوشتن انتخاب موضوئه

قبل از نوشتن خیلیی خیلییییییییی باید روی موضوع رمانت فکر کنی و به نظر من حتماااااا باید بدونی آخرش چی قراره بشه

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 7 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

منم تا حدودی موافقم ... امکان نداره مادری باشه و از بچش متنفر باشه یا اصلا بچش رو دوشت نداشته باشه . بعد این جمله ای که نوشتی

جای مادرا همیشه توی بهشت نیست ...

ببین خودت بخونش ... یه جوریه ... حس بدی به آدم میده ...

مادر هرچی که باشه ، هر چقدر کدورت که بین خودش و بچش باشه ، باز هم باید باید بایددددد یه مهری نسبت به بچش داشته باشه ... حداقل ۹ ماه تو شکمش نگهش داشته که ! هوم ؟

 

اره خوب بگو چتوری بنویسم یا چی بنویسم که خوب باشه و رمانمم بهم نخوره

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نظرمو گفتم

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 10 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

من نظرم اینه که مادرش ، مادر واقعیش نباشه ... شاید این طوری بهتر بشه که این دختر ، دختر واقعیه اون زن نباشه و بنا به دلایلی که خودت باید روش فکر کنی ، از اون دختر متنفر باشه ...

اره خیلی خوبه مثل سیندرلا اره

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 6 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

به نظرم یکی از مهمترین قسمت های نوشتن انتخاب موضوئه

قبل از نوشتن خیلیی خیلییییییییی باید روی موضوع رمانت فکر کنی و به نظر من حتماااااا باید بدونی آخرش چی قراره بشه

 

درسته من خیلی خوب برنامه ریزی کرده بودم ولی دیدم که شما هم درست میگین

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، zeynab29 گفته است :

اره خیلی خوبه مثل سیندرلا اره

سیندرلا 😂😂

به نظرم دختره ندونه که اون رنه مامان واقعیش نیس 

بعدا توی یه اتفاق بفهمه 

بعدشم باید بگی که پس مادری نیست که فرزندشو دوست نداشته باشه و اون تنفر به خاطر این بوده که اون مامانم نبوده 

خلاصتم عوض کن

یه چیز گنگ و جذاب بنویس

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

سیندرلا 😂😂

به نظرم دختره ندونه که اون رنه مامان واقعیش نیس 

بعدا توی یه اتفاق بفهمه 

بعدشم باید بگی که پس مادری نیست که فرزندشو دوست نداشته باشه و اون تنفر به خاطر این بوده که اون مامانم نبوده 

خلاصتم عوض کن

یه چیز گنگ و جذاب بنویس

باشه مرسی

ولی ملی رفتم ویرایشش کنم ولی نمیشه چیکار کنم

اخه چون من ویراستارم میتونم ویرایش کنم ولی نمیشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

باشه مرسی

ولی ملی رفتم ویرایشش کنم ولی نمیشه چیکار کنم

اخه چون من ویراستارم میتونم ویرایش کنم ولی نمیشه

خودت فهمیدی چی گفتی ؟ 😐

نمی تونی ویرایش کنی ؟!

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، meli.km گفته است :

خودت فهمیدی چی گفتی ؟ 😐

نمی تونی ویرایش کنی ؟!

خوب اره

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

خوب اره

یعنی گزینه ی ویرایش نداری ؟!

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

یعنی گزینه ی ویرایش نداری ؟!

چرا ولی وقتی که ویرایش میکنم تایید میزنم نمیشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، zeynab29 گفته است :

چرا ولی وقتی که ویرایش میکنم تایید میزنم نمیشه

اینترنتت ضعیفه احتمالا

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

اینترنتت ضعیفه احتمالا

نه بابا مشکل از اینجا س به کی بگم

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 13 ساعت قبل، zeynab29 گفته است :

نه بابا مشکل از اینجا س به کی بگم

یه تاپیک بزن به مدیر بگو

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زینب جون رمان تو خوب بود.همین نکاتی که دوستان گفتن رو رعایت کنی هم که عالی میشه 😊

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام هویج  ... نه بادمجون بهتره چون بنفشی

خخ....خ  بیخیال زینب جان اومدم ، نقدت کنم . پس خوب نگاه کن و رعایت کن نکته های که من ، مائده ، ملینا و در آخر آوین میگه باشه عزیزم ؟

+ نام : خوبه .. ولی تا حدودی جذب می کنه و تقربا با محتوات میونه داره .. انتخابت درست بوده تبریک می گم .

+ ژانر : درست انتخاب شده آورین

+ هدف : ( ثابت هست مجید جان ! ) انتخابت درست نیست . هدفت واقعا اشتباه ؛ چون تو هنوز ندیدی ، که مادرا چه خون و دلی می خورن تا یه بچه رو به دنیا میارن و چقدر زجر می کشن تا بزرگ بشه و تربیت یاد بگیره . ببین درد که زن در حال زایمان برابر با درد شکستن 120 استخون ،  اونم با هم !  پس به نظرت بخاطر چی یه مادر موقعی که بچه اش رو به دنیا میاره با پاکی بچه اش یکسانه و تمام گناه هاش بخشیده می شه .. چه قدر شبا که بچه گریه می کنه و مادر پر پر میشه برا یه ذره خواب ..مادرا از شیره ی جونشون به بچه شیر می دن پس چه توقعی داری از یه مادر ؟ توقع داری برای بچه ای که از جون خودش ، از خوابش می گذره و 9 ماه از عمرش رو براش می ذاره و تو شکمش پرورشش می ده   بعد که بزرگ می شه می گه نحسه ؟! 

_ در یه صورت ممکنه : خانواده فقیر بشه ، معتاد بشن ، مشکل پیش بیاد ، طلاقی اتفاقی بیفته ، یکی بمیره ، اون موقع می تونیم بگم نحسه ! ؛ ولی بازم این مادرا نیستن که می گن ، شاید بچه های اطراف و فامیل بهش بگن . چنین چیزی برای مادرا قابل تصور نیست . پس وقت خودت رو برای ثابت کردن چنین موضوعی تلف نکن .

+ خلاصه : خوبه که یک چیزای رو با سوال پرسیدی و برای خواننده انگیزه ایجاد کردی ؛ اما .. باید یادت باشه که خلاصه گنگش قشنگه ... چی گنگ تر بهتر .

+ مقدمه : نداشتی ... ولی  تبلیغ رمانت با حرف دلت باید گفته بشه یادت بمونه .

+ شروع : تا حدودی جذب می کنه ؛ ولی .... به نظر من واقعا جذابه گنگ بودنش .. میدونی چرا ؟ چون الان که دارم فکر می کنم به این نتیجه می رسم که شاید دلیلی داره که مادرش این همه تحقیرش می کنه .. شاید یه تنفر که از گذشته سر چشمه می گیره ..ولی  آخه مگه می شه مادری از بچه اش تنفر داشته باشه ؟

 + نثرت : عامیانه نمیشه بهش گفت چون واقعا زبونی می نویسی و اصلا برا خواننده چنین چیزی جذابیت نداره ... بهتر نثر عامیانه بنویسی . عامیانه یعنی مردمی . چیزی توی عام زیاده .  همون به صورت روانم بهش می شه گفت . در ضمن مگه تو  زبونی و عامینه نمی نویسی . تو در حالت عادی به مامانت می گی چی ؟ می گی مادر ؟ یا می گی مامان ؟ به همین نکته ها باید توجه داشته که بتونی یه رمان عالی بنویسی . برای کمک بهت می تونم این تاپیک رو بهت معرفی کنم :

https://forum.98iia.com/topic/258-ساده-نویسی-و-روان-نویسی/

 + رعایت علائم نگارشی و غلط املایی :

علائم من که اصلا نمی بینم در ضمن .. غلط املایی زیاد داری . برای نشون دادن علائم نگارشی هم روی متن  برات یه مثال می زنم تا بفهمی چقدر یه متنو شیوا تر می کنه .

 =پارت اول  :

( رفتم تو اتاقمو درو محکم بستم رو تختم نشستم و اجازه دادام تا اشکام بریزه بازم حرف های پر اخه چی بگم پی از بدی یا بگم پر از فحش یا چی اصلا هرچی بگم بازم این حرف های مادر منو توصیف نمیکنه از اول زندگیم این حرف های پراز تحقیر مادر منو ول نمیکنه همیشه به من میگه قدمتو نحسه  تو بد شانسی تو بی عرضه ای و.....) اینو خودت نوشتی  

 "رفتم تو اتاقمو ، درو محکم بستم . رو تختم نشستم و اجازه دادام ( دادم میشه ) تا اشکام بریزه ( بباره قشنگ تره ) { می تونی آرایه هم بدی } ( مثل ابر بهار بباره ) بازم حرف های پر.... آخه چی بگم ؟...پی از بدی ؟ ( پر از بدی )  یا بگم پر از فحش ؟.... یا چی ؟!...  اصلا هرچی بگم ، بازم نمی تونم حرفای مامانمو منو توصیف کنم ، که چه قدر با حرفاش تحقیرم می کنه .  از اول زندگیم این حرف های پر از تحقیر مامانم ،  منو ول نمیکنه .( نمی کنه ) { جدا می نویسیم " می " از فعل  } همیشه به من میگه : قدمتو نحسه ! تو بد شانسی ! تو بی عرضه ای و....."

 اوکی ؟

و برای یادگیری علائم نگارشی این تاپیک دوای دردته :https://forum.98iia.com/topic/1048-علائم-نگارشی/

 + مونولوگ و دیالوگ : ببین این رو :

( بابا:خب باشه بیا بشین بگم برات یه یه یه.... ) باباش مگه لکنت زبون داره که سه بار یهکلمه رو سه بار می گه . یا دخترشو نمی شناسه که اونقدر معطل می کنه برا گفتن قهموه ای تلخ بهتر دو بار بیشتر نشه تکرار کلماتت .

" بابا:خب باشه ، بیا بشین بگم برات یه ..یه ...  "

ضعیفه یادت باشه مونولوگ باید حس رو نشون بده . و دیالوگ چیزی رو به خواننده بگه

دیکته رو توی کلاس اول احیانا صفر نمی شدی ؟

طره = طرح

توسی = طوسی  ( رنگه ، شهر که نیست ) 

تبغیت = تبعیت

 باور پذیری :  ( در اتاق به صدا دراومد بعد از این که بابام گفت بفرمایید یه اقای میانسالی وارد اتاق شد و قهوه که سفارش داده بودم رو گذاشت )

سفارش داده بودی ؟ مگه اومدی کافی شاپ ؟ در ضمن چطوری مرد ِ بدون اینکه کسی بهش بگه خود به خود  قهوه اورد ؟ باید بگی بابا چیکار کرد و گفت که برامون قهوه بیارن

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 نکته : اهههههههههه اینا رو اینطوری بنویس : اَهه......هه ... اوکی ؟

 خب بسه دیگه خیلی زر زدم  موفق باشی

 

 

 

 

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 15 دقیقه قبل، fatemeh_5656 گفته است :

سلام هویج  ... نه بادمجون بهتره چون بنفشی

خخ....خ  بیخیال زینب جان اومدم ، نقدت کنم . پس خوب نگاه کن و رعایت کن نکته های که من ، مائده ، ملینا و در آخر آوین میگه باشه عزیزم ؟

+ نام : خوبه .. ولی تا حدودی جذب می کنه و تقربا با محتوات میونه داره .. انتخابت درست بوده تبریک می گم .

+ ژانر : درست انتخاب شده آورین

+ هدف : ( ثابت هست مجید جان ! ) انتخابت درست نیست . هدفت واقعا اشتباه ؛ چون تو هنوز ندیدی ، که مادرا چه خون و دلی می خورن تا یه بچه رو به دنیا میارن و چقدر زجر می کشن تا بزرگ بشه و تربیت یاد بگیره . ببین درد که زن در حال زایمان برابر با درد شکستن 120 استخون ،  اونم با هم !  پس به نظرت بخاطر چی یه مادر موقعی که بچه اش رو به دنیا میاره با پاکی بچه اش یکسانه و تمام گناه هاش بخشیده می شه .. چه قدر شبا که بچه گریه می کنه و مادر پر پر میشه برا یه ذره خواب ..مادرا از شیره ی جونشون به بچه شیر می دن پس چه توقعی داری از یه مادر ؟ توقع داری برای بچه ای که از جون خودش ، از خوابش می گذره و 9 ماه از عمرش رو براش می ذاره و تو شکمش پرورشش می ده   بعد که بزرگ می شه می گه نحسه ؟! 

_ در یه صورت ممکنه : خانواده فقیر بشه ، معتاد بشن ، مشکل پیش بیاد ، طلاقی اتفاقی بیفته ، یکی بمیره ، اون موقع می تونیم بگم نحسه ! ؛ ولی بازم این مادرا نیستن که می گن ، شاید بچه های اطراف و فامیل بهش بگن . چنین چیزی برای مادرا قابل تصور نیست . پس وقت خودت رو برای ثابت کردن چنین موضوعی تلف نکن .

+ خلاصه : خوبه که یک چیزای رو با سوال پرسیدی و برای خواننده انگیزه ایجاد کردی ؛ اما .. باید یادت باشه که خلاصه گنگش قشنگه ... چی گنگ تر بهتر .

+ مقدمه : نداشتی ... ولی  تبلیغ رمانت با حرف دلت باید گفته بشه یادت بمونه .

+ شروع : تا حدودی جذب می کنه ؛ ولی .... به نظر من واقعا جذابه گنگ بودنش .. میدونی چرا ؟ چون الان که دارم فکر می کنم به این نتیجه می رسم که شاید دلیلی داره که مادرش این همه تحقیرش می کنه .. شاید یه تنفر که از گذشته سر چشمه می گیره ..ولی  آخه مگه می شه مادری از بچه اش تنفر داشته باشه ؟

 + نثرت : عامیانه نمیشه بهش گفت چون واقعا زبونی می نویسی و اصلا برا خواننده چنین چیزی جذابیت نداره ... بهتر نثر عامیانه بنویسی . عامیانه یعنی مردمی . چیزی توی عام زیاده .  همون به صورت روانم بهش می شه گفت . در ضمن مگه تو  زبونی و عامینه نمی نویسی . تو در حالت عادی به مامانت می گی چی ؟ می گی مادر ؟ یا می گی مامان ؟ به همین نکته ها باید توجه داشته که بتونی یه رمان عالی بنویسی . برای کمک بهت می تونم این تاپیک رو بهت معرفی کنم :

https://forum.98iia.com/topic/258-ساده-نویسی-و-روان-نویسی/

 + رعایت علائم نگارشی و غلط املایی :

علائم من که اصلا نمی بینم در ضمن .. غلط املایی زیاد داری . برای نشون دادن علائم نگارشی هم روی متن  برات یه مثال می زنم تا بفهمی چقدر یه متنو شیوا تر می کنه .

 =پارت اول  :

( رفتم تو اتاقمو درو محکم بستم رو تختم نشستم و اجازه دادام تا اشکام بریزه بازم حرف های پر اخه چی بگم پی از بدی یا بگم پر از فحش یا چی اصلا هرچی بگم بازم این حرف های مادر منو توصیف نمیکنه از اول زندگیم این حرف های پراز تحقیر مادر منو ول نمیکنه همیشه به من میگه قدمتو نحسه  تو بد شانسی تو بی عرضه ای و.....) اینو خودت نوشتی  

 "رفتم تو اتاقمو ، درو محکم بستم . رو تختم نشستم و اجازه دادام ( دادم میشه ) تا اشکام بریزه ( بباره قشنگ تره ) { می تونی آرایه هم بدی } ( مثل ابر بهار بباره ) بازم حرف های پر.... آخه چی بگم ؟...پی از بدی ؟ ( پر از بدی )  یا بگم پر از فحش ؟.... یا چی ؟!...  اصلا هرچی بگم ، بازم نمی تونم حرفای مامانمو منو توصیف کنم ، که چه قدر با حرفاش تحقیرم می کنه .  از اول زندگیم این حرف های پر از تحقیر مامانم ،  منو ول نمیکنه .( نمی کنه ) { جدا می نویسیم " می " از فعل  } همیشه به من میگه : قدمتو نحسه ! تو بد شانسی ! تو بی عرضه ای و....."

 اوکی ؟

و برای یادگیری علائم نگارشی این تاپیک دوای دردته :https://forum.98iia.com/topic/1048-علائم-نگارشی/

 + مونولوگ و دیالوگ : ببین این رو :

( بابا:خب باشه بیا بشین بگم برات یه یه یه.... ) باباش مگه لکنت زبون داره که سه بار یهکلمه رو سه بار می گه . یا دخترشو نمی شناسه که اونقدر معطل می کنه برا گفتن قهموه ای تلخ بهتر دو بار بیشتر نشه تکرار کلماتت .

" بابا:خب باشه ، بیا بشین بگم برات یه ..یه ...  "

ضعیفه یادت باشه مونولوگ باید حس رو نشون بده . و دیالوگ چیزی رو به خواننده بگه

دیکته رو توی کلاس اول احیانا صفر نمی شدی ؟

طره = طرح

توسی = طوسی  ( رنگه ، شهر که نیست ) 

تبغیت = تبعیت

 باور پذیری :  ( در اتاق به صدا دراومد بعد از این که بابام گفت بفرمایید یه اقای میانسالی وارد اتاق شد و قهوه که سفارش داده بودم رو گذاشت )

سفارش داده بودی ؟ مگه اومدی کافی شاپ ؟ در ضمن چطوری مرد ِ بدون اینکه کسی بهش بگه خود به خود  قهوه اورد ؟ باید بگی بابا چیکار کرد و گفت که برامون قهوه بیارن

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 نکته : اهههههههههه اینا رو اینطوری بنویس : اَهه......هه ... اوکی ؟

 خب بسه دیگه خیلی زر زدم  موفق باشی

 

 

 

 

به قران خیلی خیلی خوشحال شدم که اشکالاتمو گفتی ازت خخخخخخخخخخخخخخخخیلی خیلی ممنونم

هدفم هم خب مربوط به گذشته ست و این حمیدرضا میفهمه و به زویا میگه

الان نظرت درباره هدفم عوض نشده؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

به قران خیلی خیلی خوشحال شدم که اشکالاتمو گفتی ازت خخخخخخخخخخخخخخخخیلی خیلی ممنونم

هدفم هم خب مربوط به گذشته ست و این حمیدرضا میفهمه و به زویا میگه

الان نظرت درباره هدفم عوض نشده؟

 یعنی یه دلیل داشته که مادرش تنفر داره درسته ؟

 

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، fatemeh_5656 گفته است :

 یعنی یه دلیل داشته که مادرش تنفر داره درسته ؟

 

اره مربوط به پدرش میشه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، fatemeh_5656 گفته است :

 یعنی یه دلیل داشته که مادرش تنفر داره درسته ؟

 

الان شما اینجوری میگین سمانه جون منو از ویراستاری در میاره

😂

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، zeynab29 گفته است :

اره مربوط به پدرش میشه

حدس می زدم ... پس ببین میشه دلیلش رو بگی کاملا می خوام اگه غلط باشه بهت بگم که کلا قید رمان رو بزنی

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب ببین پدر این  قبلا زنشو خیلی دوست داشته  و بعد از به دنیا اومدن زویا پدرش مجبور میشه که بره خارج برای کار . مادرش فکر میکنه که این به خاطر بچه رفته چون بچه نمی خواد بعدش مادرش بر میداره به باباش زنگ میزنه ، میزنه ، میزنه باباش بر نمیداره  .

بعد چند روز میفهمن  که پدرشو گروگان گرفتن بعد مامانش پا میشه میگه این دختر...........

دیگه نوشتم

@fatemeh_5656

ویرایش شده در توسط zeynab29

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در ۱ ساعت قبل، fatemeh_5656 گفته است :

سلام هویج  ... نه بادمجون بهتره چون بنفشی

خخ....خ  بیخیال زینب جان اومدم ، نقدت کنم . پس خوب نگاه کن و رعایت کن نکته های که من ، مائده ، ملینا و در آخر آوین میگه باشه عزیزم ؟

+ نام : خوبه .. ولی تا حدودی جذب می کنه و تقربا با محتوات میونه داره .. انتخابت درست بوده تبریک می گم .

+ ژانر : درست انتخاب شده آورین

+ هدف : ( ثابت هست مجید جان ! ) انتخابت درست نیست . هدفت واقعا اشتباه ؛ چون تو هنوز ندیدی ، که مادرا چه خون و دلی می خورن تا یه بچه رو به دنیا میارن و چقدر زجر می کشن تا بزرگ بشه و تربیت یاد بگیره . ببین درد که زن در حال زایمان برابر با درد شکستن 120 استخون ،  اونم با هم !  پس به نظرت بخاطر چی یه مادر موقعی که بچه اش رو به دنیا میاره با پاکی بچه اش یکسانه و تمام گناه هاش بخشیده می شه .. چه قدر شبا که بچه گریه می کنه و مادر پر پر میشه برا یه ذره خواب ..مادرا از شیره ی جونشون به بچه شیر می دن پس چه توقعی داری از یه مادر ؟ توقع داری برای بچه ای که از جون خودش ، از خوابش می گذره و 9 ماه از عمرش رو براش می ذاره و تو شکمش پرورشش می ده   بعد که بزرگ می شه می گه نحسه ؟! 

_ در یه صورت ممکنه : خانواده فقیر بشه ، معتاد بشن ، مشکل پیش بیاد ، طلاقی اتفاقی بیفته ، یکی بمیره ، اون موقع می تونیم بگم نحسه ! ؛ ولی بازم این مادرا نیستن که می گن ، شاید بچه های اطراف و فامیل بهش بگن . چنین چیزی برای مادرا قابل تصور نیست . پس وقت خودت رو برای ثابت کردن چنین موضوعی تلف نکن .

+ خلاصه : خوبه که یک چیزای رو با سوال پرسیدی و برای خواننده انگیزه ایجاد کردی ؛ اما .. باید یادت باشه که خلاصه گنگش قشنگه ... چی گنگ تر بهتر .

+ مقدمه : نداشتی ... ولی  تبلیغ رمانت با حرف دلت باید گفته بشه یادت بمونه .

+ شروع : تا حدودی جذب می کنه ؛ ولی .... به نظر من واقعا جذابه گنگ بودنش .. میدونی چرا ؟ چون الان که دارم فکر می کنم به این نتیجه می رسم که شاید دلیلی داره که مادرش این همه تحقیرش می کنه .. شاید یه تنفر که از گذشته سر چشمه می گیره ..ولی  آخه مگه می شه مادری از بچه اش تنفر داشته باشه ؟

 + نثرت : عامیانه نمیشه بهش گفت چون واقعا زبونی می نویسی و اصلا برا خواننده چنین چیزی جذابیت نداره ... بهتر نثر عامیانه بنویسی . عامیانه یعنی مردمی . چیزی توی عام زیاده .  همون به صورت روانم بهش می شه گفت . در ضمن مگه تو  زبونی و عامینه نمی نویسی . تو در حالت عادی به مامانت می گی چی ؟ می گی مادر ؟ یا می گی مامان ؟ به همین نکته ها باید توجه داشته که بتونی یه رمان عالی بنویسی . برای کمک بهت می تونم این تاپیک رو بهت معرفی کنم :

https://forum.98iia.com/topic/258-ساده-نویسی-و-روان-نویسی/

 + رعایت علائم نگارشی و غلط املایی :

علائم من که اصلا نمی بینم در ضمن .. غلط املایی زیاد داری . برای نشون دادن علائم نگارشی هم روی متن  برات یه مثال می زنم تا بفهمی چقدر یه متنو شیوا تر می کنه .

 =پارت اول  :

( رفتم تو اتاقمو درو محکم بستم رو تختم نشستم و اجازه دادام تا اشکام بریزه بازم حرف های پر اخه چی بگم پی از بدی یا بگم پر از فحش یا چی اصلا هرچی بگم بازم این حرف های مادر منو توصیف نمیکنه از اول زندگیم این حرف های پراز تحقیر مادر منو ول نمیکنه همیشه به من میگه قدمتو نحسه  تو بد شانسی تو بی عرضه ای و.....) اینو خودت نوشتی  

 "رفتم تو اتاقمو ، درو محکم بستم . رو تختم نشستم و اجازه دادام ( دادم میشه ) تا اشکام بریزه ( بباره قشنگ تره ) { می تونی آرایه هم بدی } ( مثل ابر بهار بباره ) بازم حرف های پر.... آخه چی بگم ؟...پی از بدی ؟ ( پر از بدی )  یا بگم پر از فحش ؟.... یا چی ؟!...  اصلا هرچی بگم ، بازم نمی تونم حرفای مامانمو منو توصیف کنم ، که چه قدر با حرفاش تحقیرم می کنه .  از اول زندگیم این حرف های پر از تحقیر مامانم ،  منو ول نمیکنه .( نمی کنه ) { جدا می نویسیم " می " از فعل  } همیشه به من میگه : قدمتو نحسه ! تو بد شانسی ! تو بی عرضه ای و....."

 اوکی ؟

و برای یادگیری علائم نگارشی این تاپیک دوای دردته :https://forum.98iia.com/topic/1048-علائم-نگارشی/

 + مونولوگ و دیالوگ : ببین این رو :

( بابا:خب باشه بیا بشین بگم برات یه یه یه.... ) باباش مگه لکنت زبون داره که سه بار یهکلمه رو سه بار می گه . یا دخترشو نمی شناسه که اونقدر معطل می کنه برا گفتن قهموه ای تلخ بهتر دو بار بیشتر نشه تکرار کلماتت .

" بابا:خب باشه ، بیا بشین بگم برات یه ..یه ...  "

ضعیفه یادت باشه مونولوگ باید حس رو نشون بده . و دیالوگ چیزی رو به خواننده بگه

دیکته رو توی کلاس اول احیانا صفر نمی شدی ؟

طره = طرح

توسی = طوسی  ( رنگه ، شهر که نیست ) 

تبغیت = تبعیت

 باور پذیری :  ( در اتاق به صدا دراومد بعد از این که بابام گفت بفرمایید یه اقای میانسالی وارد اتاق شد و قهوه که سفارش داده بودم رو گذاشت )

سفارش داده بودی ؟ مگه اومدی کافی شاپ ؟ در ضمن چطوری مرد ِ بدون اینکه کسی بهش بگه خود به خود  قهوه اورد ؟ باید بگی بابا چیکار کرد و گفت که برامون قهوه بیارن

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 نکته : اهههههههههه اینا رو اینطوری بنویس : اَهه......هه ... اوکی ؟

 خب بسه دیگه خیلی زر زدم  موفق باشی

 

 

 

 

شلغم ،به رنگت میاد

ویرایش شده در توسط zeynab29
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بچه ها

الان هدفم بهتر شد می تونم ادامه بدم یا کلا حذف کنم یکی بهترشو بنویسم

@ihawni @meli.km @fatemeh_5656

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×