رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

نام رمان: یه خوشانسی

نویسنده:zeynab29

ژانر: پلیسی ،طنز ،عاشقانه

ساعت پارت گذاری: نامعلوم

هدف: شکوفایی استعداد

خلاصه:زویا  یه دختریه21 ساله که از نظر پول و ثروت در رده ی متوسط هستن .زویا تا الان محبت مادرش رو حس نکرده

و خودش رو یه فرد خیلی بدشانس میدونه حالا میخوایم ببینیم که این زویایه ما چرا خودشو بدشانس میدونه ؟ واصلا خوش شانسی

توی زندگیش میخواد ببینه یا بازم میخواد بگه من بدشانسم ؟


لینک صفحه رمان    رمان یه خوش شانسی

 

ویرایش شده در توسط zeynab29
  • پسندیدم 3

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هنو اونو تموم نکردی این یکی ؟

بذار اون یکی رو تموم کن بعد اینو

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 19 ساعت قبل، fatemeh_5656 گفته است :

هنو اونو تموم نکردی این یکی ؟

بذار اون یکی رو تموم کن بعد اینو

اصلا دیگه اونو نمینویسم الان اینو شروع کردم و میخوام تا اخرش برم

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستای گلم لطفا اگه نظر میدین برای هر پارتی که گذاشتم نظر بدین

مرسی❤️😛

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 15 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

دوستای گلم لطفا اگه نظر میدین برای هر پارتی که گذاشتم نظر بدین

مرسی❤️😛

زینب جون خعلی خوبه فقط پارت اول ب جای خدا جون نوشتی (خداچون)

یکی هم نمیدونم کدوم پارت بود ب جای (میاد )بود فک کنم نوشتی میداد

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، raha1381 گفته است :

زینب جون خعلی خوبه فقط پارت اول ب جای خدا جون نوشتی (خداچون)

یکی هم نمیدونم کدوم پارت بود ب جای (میاد )بود فک کنم نوشتی میداد

مرسی عشقم❤️

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

مرسی عشقم❤️

خواهش عزیزم😘

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، raha1381 گفته است :

خواهش عزیزم😘

به نظرت  خوب توصیف کردم🙄

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 18 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

به نظرت  خوب توصیف کردم🙄

👌اره عزیزم خعلی خوبه ب نظرم

ولی پارت اخرت زیادی کوتاهه

ویرایش شده در توسط raha1381
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 18 دقیقه قبل، raha1381 گفته است :

👌اره عزیزم خعلی خوبه ب نظرم

ولی پارت اخرت زیادی کوتاهه

باشه مرسی

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

@zeynab29

سلام زینبو

فعلا در مورد داستانت نمی تونم نظر بدم . ولی چند تا نکته هست که بهتره از اول رعایت کنی ♥️

اولین نکته : غلط املایی . خیلییییی بی دقت می نویسی و کلی غلط املایی داری . بیشتر دقت کن گلم 🌹👇

صابت = ثابت 

نهزه = نحسه

نحزه = نحسه

دونبال = دنبال

بشنموم = بشنوم

استادم = ایستادم

یشدم = شدم

می استادمو = می ایستادم و

بی عرضهگی = بی عرضگی

بفرماید = بفرمایید

درو باز کردمو = در رو باز کردم و

طره = طرح

اسپورت = اسپرت

تبغیت = تبعیت

بلند شدمو = بلند شدم و

قهوام = قهوه ام

حرفرو = حرف رو

برگرو = برگه رو

تن تن = تند تند ( که بهتره بنویسی سریع )

 

دومین نکته : از خخخخ توی رمانت استفاده نکن :| نه تنها جذابیتی نداره باعث لوس شدن داستانت میشه .

 

سومین نکته : از علامت های نگارشی ( . ، ؟ ! : ؛ ) به خوبی استفاده نکردی . بیشتر دقت کن دخدر جان ♥️

 

چهارمین نکته : توصیفاتت خوبه ولی خیلیییی بیشتر می تونی روشون مانور بدی . این مشکل با کسب تجربه ی بیشتر حل میشه نگران نباش 😗

 

پنجمین نکته : من یکی از جملاتت رو متوجه نشدم .

" بابام سهامدار یک کشور بزرگه "

هاع ؟! :| مگه کشور سهامیه ؟! بهتره بنویسی سهامدار یک شرکت بزرگه 🌺

 

خب دیگه همین دیگه . این نکات رو رعایت کن و مطمئن باش با جلو رفتن داستانت ، تجربه های جدید به دست میاری و پیشرفت می کنی 😍

اگه تونستی به رمان منم یه سر بزن 🌹

موفق باشی 💖💖

ویرایش شده در توسط meli.km
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 14 ساعت قبل، meli.km گفته است :

@zeynab29

سلام زینبو

فعلا در مورد داستانت نمی تونم نظر بدم . ولی چند تا نکته هست که بهتره از اول رعایت کنی ♥️

اولین نکته : غلط املایی . خیلییییی بی دقت می نویسی و کلی غلط املایی داری . بیشتر دقت کن گلم 🌹👇

صابت = ثابت 

نهزه = نحسه

نحزه = نحسه

دونبال = دنبال

بشنموم = بشنوم

استادم = ایستادم

یشدم = شدم

می استادمو = می ایستادم و

بی عرضهگی = بی عرضگی

بفرماید = بفرمایید

درو باز کردمو = در رو باز کردم و

طره = طرح

اسپورت = اسپرت

تبغیت = تبعیت

بلند شدمو = بلند شدم و

قهوام = قهوه ام

حرفرو = حرف رو

برگرو = برگه رو

تن تن = تند تند ( که بهتره بنویسی سریع )

 

دومین نکته : از خخخخ توی رمانت استفاده نکن :| نه تنها جذابیتی نداره باعث لوس شدن داستانت میشه .

 

سومین نکته : از علامت های نگارشی ( . ، ؟ ! : ؛ ) به خوبی استفاده نکردی . بیشتر دقت کن دخدر جان ♥️

 

چهارمین نکته : توصیفاتت خوبه ولی خیلیییی بیشتر می تونی روشون مانور بدی . این مشکل با کسب تجربه ی بیشتر حل میشه نگران نباش 😗

 

پنجمین نکته : من یکی از جملاتت رو متوجه نشدم .

" بابام سهامدار یک کشور بزرگه "

هاع ؟! :| مگه کشور سهامیه ؟! بهتره بنویسی سهامدار یک شرکت بزرگه 🌺

 

خب دیگه همین دیگه . این نکات رو رعایت کن و مطمئن باش با جلو رفتن داستانت ، تجربه های جدید به دست میاری و پیشرفت می کنی 😍

اگه تونستی به رمان منم یه سر بزن 🌹

موفق باشی 💖💖

مرسی که نظر دادی چون تن تن نوشتم حواسم نبود درستشون میکنم ❤️

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 23 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

مرسی که نظر دادی چون تن تن نوشتم حواسم نبود درستشون میکنم ❤️

توی پارت نوشتن عجله نکن . کمیت مهم نیست کیفیت مهمه 💖💖

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، meli.km گفته است :

توی پارت نوشتن عجله نکن . کمیت مهم نیست کیفیت مهمه 💖💖

بله بله 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام زینب جون خوبی؟سلامتی؟چه خبرا؟

 

یه چند تا نکته بود که می خواستم بهت بگم!

ببین عزیزم من به شخصه با موضوع رمانت مشکل دارم چون حتی تو قرآن هم اومده که مادر آدم...کسی که بچشو به دنیا میاره یا کسی که واقعا دایه ی یه بچس چون مادر حساب میشه...هر آی باشه احترامش واجبه...

حالا من دقیق نمی دونم که تو قرآن نوشته ولی همیشه از همه شنیدم که می گن اگر پدر و مادر آدم معتاد هم باشن...حتی اگر بچشون رو هم معتاد کنن..اگه بد ترین پرد مادر دنیا هم باشن احترامشون واجبه...

این نظر شخصیه منه و تو اگر بخوای می تونی این رمان رو ادامه بدی ولی خب می تونم بگم وقتی رمانت منتشر می شه تعداد کسایی که رمانت رو دنبال می کنن کم میشه...

بین عزیزم من خودم نماز خونم...به خدا و همه چیش هم اعتقاد دارم...و با این موضوع نمی تونم کنار بیام...

ولی کسایی رو سراغ دارم که صد هزار برابر از من هم بی خدا ترن ولی این موضوع رو که تو نوشتی رو قبول ندارن...

بهت پیشنهاد می کنم اگه به خدا ایمان داری و اعتاد داری به قرآن موضوع رمانت رو عوض کنی...

من خودم می خواستم کامل این رمان رو بخونم ولی با دیدن موضوعش کاملا پشیمون شدم...

بازم میل خودته❤️

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، Avin.am گفته است :

سلام زینب جون خوبی؟سلامتی؟چه خبرا؟

 

یه چند تا نکته بود که می خواستم بهت بگم!

ببین عزیزم من به شخصه با موضوع رمانت مشکل دارم چون حتی تو قرآن هم اومده که مادر آدم...کسی که بچشو به دنیا میاره یا کسی که واقعا دایه ی یه بچس چون مادر حساب میشه...هر آی باشه احترامش واجبه...

حالا من دقیق نمی دونم که تو قرآن نوشته ولی همیشه از همه شنیدم که می گن اگر پدر و مادر آدم معتاد هم باشن...حتی اگر بچشون رو هم معتاد کنن..اگه بد ترین پرد مادر دنیا هم باشن احترامشون واجبه...

این نظر شخصیه منه و تو اگر بخوای می تونی این رمان رو ادامه بدی ولی خب می تونم بگم وقتی رمانت منتشر می شه تعداد کسایی که رمانت رو دنبال می کنن کم میشه...

بین عزیزم من خودم نماز خونم...به خدا و همه چیش هم اعتقاد دارم...و با این موضوع نمی تونم کنار بیام...

ولی کسایی رو سراغ دارم که صد هزار برابر از من هم بی خدا ترن ولی این موضوع رو که تو نوشتی رو قبول ندارن...

بهت پیشنهاد می کنم اگه به خدا ایمان داری و اعتاد داری به قرآن موضوع رمانت رو عوض کنی...

من خودم می خواستم کامل این رمان رو بخونم ولی با دیدن موضوعش کاملا پشیمون شدم...

بازم میل خودته❤️

مرسی که نظر دادی عزیزم

ببین همه مادرا  که مثل هم نیستن

شاید بد توصیف کردم اخه خودمم تو این موقیعت قرار نگرفتم

ولی هست این دختره بی مهبتی رو از طرف مادرش میبینه

بازم اگه مشکلی هست بگو

یا اصلا بگو چجوری بنویسم خوبه

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 22 ساعت قبل، meli.km گفته است :

@zeynab29

سلام زینبو

فعلا در مورد داستانت نمی تونم نظر بدم . ولی چند تا نکته هست که بهتره از اول رعایت کنی ♥️

اولین نکته : غلط املایی . خیلییییی بی دقت می نویسی و کلی غلط املایی داری . بیشتر دقت کن گلم 🌹👇

صابت = ثابت 

نهزه = نحسه

نحزه = نحسه

دونبال = دنبال

بشنموم = بشنوم

استادم = ایستادم

یشدم = شدم

می استادمو = می ایستادم و

بی عرضهگی = بی عرضگی

بفرماید = بفرمایید

درو باز کردمو = در رو باز کردم و

طره = طرح

اسپورت = اسپرت

تبغیت = تبعیت

بلند شدمو = بلند شدم و

قهوام = قهوه ام

حرفرو = حرف رو

برگرو = برگه رو

تن تن = تند تند ( که بهتره بنویسی سریع )

 

دومین نکته : از خخخخ توی رمانت استفاده نکن :| نه تنها جذابیتی نداره باعث لوس شدن داستانت میشه .

 

سومین نکته : از علامت های نگارشی ( . ، ؟ ! : ؛ ) به خوبی استفاده نکردی . بیشتر دقت کن دخدر جان ♥️

 

چهارمین نکته : توصیفاتت خوبه ولی خیلیییی بیشتر می تونی روشون مانور بدی . این مشکل با کسب تجربه ی بیشتر حل میشه نگران نباش 😗

 

پنجمین نکته : من یکی از جملاتت رو متوجه نشدم .

" بابام سهامدار یک کشور بزرگه "

هاع ؟! :| مگه کشور سهامیه ؟! بهتره بنویسی سهامدار یک شرکت بزرگه 🌺

 

خب دیگه همین دیگه . این نکات رو رعایت کن و مطمئن باش با جلو رفتن داستانت ، تجربه های جدید به دست میاری و پیشرفت می کنی 😍

اگه تونستی به رمان منم یه سر بزن 🌹

موفق باشی 💖💖

توی نکته دومی بهتره چی بنویسم

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 دقیقه قبل، zeynab29 گفته است :

توی نکته دومی بهتره چی بنویسم

مثلا بنویس :

خندیدم و گفتم : ...

در حالی که می خندیدم ادامه دادم : ...

یه چیزایی مثه اینا ...

البته بازم می تونی شاخ و برگش بدی و بنویسی ♥️

 

  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

مثلا بنویس :

خندیدم و گفتم : ...

در حالی که می خندیدم ادامه دادم : ...

یه چیزایی مثه اینا ...

البته بازم می تونی شاخ و برگش بدی و بنویسی ♥️

 

ملی واقعا مرسی از این که تو بیشتر رمانا  با نقد های درست و به جات به بچه ها کمک می کنی

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، maede._.tz گفته است :

ملی واقعا مرسی از این که تو بیشتر رمانا  با نقد های درست و به جات به بچه ها کمک می کنی

قربون مائوووووووو 😂♥️

  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 44 دقیقه قبل، Avin.am گفته است :

سلام زینب جون خوبی؟سلامتی؟چه خبرا؟

 

یه چند تا نکته بود که می خواستم بهت بگم!

ببین عزیزم من به شخصه با موضوع رمانت مشکل دارم چون حتی تو قرآن هم اومده که مادر آدم...کسی که بچشو به دنیا میاره یا کسی که واقعا دایه ی یه بچس چون مادر حساب میشه...هر آی باشه احترامش واجبه...

حالا من دقیق نمی دونم که تو قرآن نوشته ولی همیشه از همه شنیدم که می گن اگر پدر و مادر آدم معتاد هم باشن...حتی اگر بچشون رو هم معتاد کنن..اگه بد ترین پرد مادر دنیا هم باشن احترامشون واجبه...

این نظر شخصیه منه و تو اگر بخوای می تونی این رمان رو ادامه بدی ولی خب می تونم بگم وقتی رمانت منتشر می شه تعداد کسایی که رمانت رو دنبال می کنن کم میشه...

بین عزیزم من خودم نماز خونم...به خدا و همه چیش هم اعتقاد دارم...و با این موضوع نمی تونم کنار بیام...

ولی کسایی رو سراغ دارم که صد هزار برابر از من هم بی خدا ترن ولی این موضوع رو که تو نوشتی رو قبول ندارن...

بهت پیشنهاد می کنم اگه به خدا ایمان داری و اعتاد داری به قرآن موضوع رمانت رو عوض کنی...

من خودم می خواستم کامل این رمان رو بخونم ولی با دیدن موضوعش کاملا پشیمون شدم...

بازم میل خودته❤️

@meli.km

@maede._.tz

نظرتون چیه؟

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، zeynab29 گفته است :

@meli.km

@maede._.tz

نظرتون چیه؟

منم با نظر آوین موافقم!

خدا وقتی مادر رو داد.. عشق فرزند رو هم داد.. مهر مادری که بیخود نمی شه!

 برا همینه که می گن اگه آقشون بگیره.. بد بخت میشی.. چرا؟ چون اون مادری که عمری برات زحمت کشیده حتی اگه زحمت نکشیده باشه در نظرت! وقتی بچه بودی نوزاد بودی شیرتو که داده! پس احترامش واجبه.. بنابراین نمی تونی ثابت کنی که عشق بین مادر و فرزند وجود نداره.. هرچند بین اونا کدورت زیاد باشه

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، maede._.tz گفته است :

منم با نظر آوین موافقم!

خدا وقتی مادر رو داد.. عشق فرزند رو هم داد.. مهر مادری که بیخود نمی شه!

 برا همینه که می گن اگه آقشون بگیره.. بد بخت میشی.. چرا؟ چون اون مادری که عمری برات زحمت کشیده حتی اگه زحمت نکشیده باشه در نظرت! وقتی بچه بودی نوزاد بودی شیرتو که داده! پس احترامش واجبه.. بنابراین نمی تونی ثابت کنی که عشق بین مادر و فرزند وجود نداره.. هرچند بین اونا کدورت زیاد باشه

خوب چیکار کنم تا با رمانم مطابقت داشته باشه و رمانم به هم نخوره

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، zeynab29 گفته است :

خوب چیکار کنم تا با رمانم مطابقت داشته باشه و رمانم به هم نخوره

من که هنوز رمانتو نخوندم بزار همین نقدم تموم شه بهت می گم بعدم 10 پارت که شد می تونی درخواست ناظر بدی.. حتما ناظرت بهت می گه چیکاری کنه بهتره

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منم تا حدودی موافقم ... امکان نداره مادری باشه و از بچش متنفر باشه یا اصلا بچش رو دوشت نداشته باشه . بعد این جمله ای که نوشتی

جای مادرا همیشه توی بهشت نیست ...

ببین خودت بخونش ... یه جوریه ... حس بدی به آدم میده ...

مادر هرچی که باشه ، هر چقدر کدورت که بین خودش و بچش باشه ، باز هم باید باید بایددددد یه مهری نسبت به بچش داشته باشه ... حداقل ۹ ماه تو شکمش نگهش داشته که ! هوم ؟

 

  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×