رفتن به مطلب
meli.km

نقد رمان عاشقانه ای ناآرام / meli.km

پست های پیشنهاد شده

در 23 دقیقه قبل، Setayesh.rzei گفته است :

خیلی قشنگ بود مخصوصا جایی ک بمیره یا نمیره ???

ستی اون دهن مبارکو ببند ???

ویرایش شده در توسط ݥݪےݩآ.ڪ
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ژیگر ...

الان میگی نخونده اومد نقد کنه خخخخ ؛ اما واقعا خوندم ...

خووووووب ....

نکته اول از نظر داستانی خوب بود اما کاش اولای رمانت شخصیت های اصلی رمانت بر اساس یه سری اتفاقات به هم نزدیک بشن . اینجوری حس میکنم یه کوچولو داستانت داره تند پیش میره .

نکته بعد ...

اینجا رو دقت کن ?

《 لبخندی زدم
من - خواهش می کنم . همه صبحانه خوردیم و رفتیم .... 》

مثلا اینجا علائم نگارشی درست بکار نرفته . اینطوری اصلاح بشه برای خواننده بهتره ?

《 لبخندی زدم .
من - خواهش می کنم .

همه صبحانه خوردیم و رفتیم ... 》

امیدوارم صحبتام به دردت خورده باشه گلم ?

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، zahra.s گفته است :

سلام ژیگر ...

الان میگی نخونده اومد نقد کنه خخخخ ؛ اما واقعا خوندم ...

خووووووب ....

نکته اول از نظر داستانی خوب بود اما کاش اولای رمانت شخصیت های اصلی رمانت بر اساس یه سری اتفاقات به هم نزدیک بشن . اینجوری حس میکنم یه کوچولو داستانت داره تند پیش میره .

نکته بعد ...

اینجا رو دقت کن ?

《 لبخندی زدم
من - خواهش می کنم . همه صبحانه خوردیم و رفتیم .... 》

مثلا اینجا علائم نگارشی درست بکار نرفته . اینطوری اصلاح بشه برای خواننده بهتره ?

《 لبخندی زدم .
من - خواهش می کنم .

همه صبحانه خوردیم و رفتیم ... 》

امیدوارم صحبتام به دردت خورده باشه گلم ?

سلام گلم

از نقدت خیلی خیلی ممنونم عزیزم حتما نکته ای که گفته ای رو ویرایش می کنم ????

و اما درباره ی تند پیش رفتن داستان

خودمم متوجه شدم که داستان داره تند پیش میره اما چون بیشتر اتفاقات مهم داستان بعد از آشنایی این دونفره ، می خوام به اون قسمت های داستان برسم چون تقریبا پیام و تمام اتفاقات مهم باید اونجا نوشته بشه و اگه من بخوام قبل از آشناییشون رو بیشتر از این کش بدم ، تمرکز خواننده ها روی قبل از آشنایی این دونفر زوم میشه و من اینو نمی خوام . علاوه بر این ، اگه بیشتر از این کش بدم ، چون اون اتفاقات خیلی مهم هستن و البته طولانی ، داستانم خیلی خیلی خیلی طولانی میشه . اتفاقاتی که قراره بعدا توی این داستان بیفته ، اینقدر زیاد و طولانی هستن که به نظرم اگه این قسمتش رو هم طولانی کنم ، داستان یکم الکی طولانی و لوس می شه . وگرنه خودمم خیلی دوست داشتم بیشتر از این قبل از آشناییشون رو کش بدم ولی به خاطر اتفاقاتی که توی ذهنمه و قراره بیفته ، متاسفانه دست و پام بستس . 

به هر حال از نقدت ممنونم و امیدوارم که از داستان خوشت اومده باشه و از وقتی که برای من و داستانم گذاشتی ممنونم . خوشحال می شم اگه تا آخرش همراهیم کنی ????????

  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 33 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

سلام گلم

از نقدت خیلی خیلی ممنونم عزیزم حتما نکته ای که گفته ای رو ویرایش می کنم ????

و اما درباره ی تند پیش رفتن داستان

خودمم متوجه شدم که داستان داره تند پیش میره اما چون بیشتر اتفاقات مهم داستان بعد از آشنایی این دونفره ، می خوام به اون قسمت های داستان برسم چون تقریبا پیام و تمام اتفاقات مهم باید اونجا نوشته بشه و اگه من بخوام قبل از آشناییشون رو بیشتر از این کش بدم ، تمرکز خواننده ها روی قبل از آشنایی این دونفر زوم میشه و من اینو نمی خوام . علاوه بر این ، اگه بیشتر از این کش بدم ، چون اون اتفاقات خیلی مهم هستن و البته طولانی ، داستانم خیلی خیلی خیلی طولانی میشه . اتفاقاتی که قراره بعدا توی این داستان بیفته ، اینقدر زیاد و طولانی هستن که به نظرم اگه این قسمتش رو هم طولانی کنم ، داستان یکم الکی طولانی و لوس می شه . وگرنه خودمم خیلی دوست داشتم بیشتر از این قبل از آشناییشون رو کش بدم ولی به خاطر اتفاقاتی که توی ذهنمه و قراره بیفته ، متاسفانه دست و پام بستس . 

به هر حال از نقدت ممنونم و امیدوارم که از داستان خوشت اومده باشه و از وقتی که برای من و داستانم گذاشتی ممنونم . خوشحال می شم اگه تا آخرش همراهیم کنی ????????

ميدونى راهكار اينجور داستان ها چيه؟

اينكه با يه فلش بك يا اينكه مرورى از خاطرات صورت بگيره تا خواننده احساس نكنه داستانت داره تند پيش مى ره . 

وقتى شما داستانى رو روايت مى كنى كه بايد قسمتى از گذشته رو همراهش داشته باشى بايد از زمان گذشته به عقب برى تا جذابيت داستان زيباتون حفظ بشه عزيزم .

من رمان شما رو مطالعه كردم و بايد بگم قلم زيبايى داريد و در صورتى كه قسمت هاى اولش رو ويرايش كنيد و اين حس تند پيش رفتن رو از بين ببريد رمان شما مورد تاييد قرار مى گيره براى اينستاگرام عزيزم?♥️?

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

اگر دوست داشتى من همه جوره كمكتون مى كنم تا نواقص رمانتون رو از بين ببريد عزيزم ?♥️?

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، samanehaminian69 گفته است :

 

اگر دوست داشتى من همه جوره كمكتون مى كنم تا نواقص رمانتون رو از بين ببريد عزيزم ?♥️?

خیلی خیلی خیلی خوشحال می شم اگه نقص هاشو بهم بگید ?????

من واقعا کار های شما رو تحسین می کنم و برام باعث افتخاره که شما کمکم کنین ❤❤❤❤❤

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، meli.km گفته است :

خیلی خیلی خیلی خوشحال می شم اگه نقص هاشو بهم بگید ?????

من واقعا کار های شما رو تحسین می کنم و برام باعث افتخاره که شما کمکم کنین ❤❤❤❤❤

خواهش مى كنم عزيزم ?♥️?

امشب آزادم خداروشكر. اشكالات رو براتون تو خصوصى مى نويسم البته فكر كنم شما اون زمان خواب باشيد ?

ولى صبح بيدار بشيد مى تونيد بخونيد♥️♥️?

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، samanehaminian69 گفته است :

خواهش مى كنم عزيزم ?♥️?

امشب آزادم خداروشكر. اشكالات رو براتون تو خصوصى مى نويسم البته فكر كنم شما اون زمان خواب باشيد ?

ولى صبح بيدار بشيد مى تونيد بخونيد♥️♥️?

قربونتون برم من ??????

امشبم با توجه به اینکه فردا تعطیله آزادم که بیدار بمونم مشکلی از این بابت نیست ??????

فقط اگه ممکنه زمانش رو بهم بگید که همزمان آنلاین بشم ???

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اها یه چیز دیگه

یعنی شما الان به عنوان ناظر رمان من زحمت می کشین یا برای اون باید حتما درخواست بدم ؟؟؟؟

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 11 دقیقه قبل، meli.km گفته است :

قربونتون برم من ??????

امشبم با توجه به اینکه فردا تعطیله آزادم که بیدار بمونم مشکلی از این بابت نیست ??????

فقط اگه ممکنه زمانش رو بهم بگید که همزمان آنلاین بشم ???

خدا نكنه نازنينم??♥️

باشه قربونت تا من كارامو بكنم واينكه اين وروجكا بخوابن و پارت هارو دوباره بخونم قكر كنم بشه ٢

نه من به عنوان ناظرتون نيستم .به عنوان يه دوست همراهتون هستم عزيزم??♥️

ویرایش شده در توسط samanehaminian69

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، samanehaminian69 گفته است :

باشه قربونت تا من كارامو بكنم واينكه اين وروجكا بخوابن و پارت هارو دوباره بخونم قكر كنم بشه ٢

نه من به عنوان ناظرتون نيستم .به عنوان يه دوست همراهتون هستم عزيزم??♥️

مرسیییییییی که هستیییییییین ????????❤❤❤❤❤

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزيزم 

رمانتونو خوندم تا پارت ١٣ ، رمان جالبيه و خيلي زيبا و روان نوشته شده 

اما نكته اي هست كه دوست دارم بگم اگه يكمي توي ابراز احساساتشون موانعي به وجود ميومد جذاب تر ميشد 

اما در كل رمانتونو دوست دارم ????♥️♥️♥️♥️

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 22 دقیقه قبل، Kim.bn گفته است :

سلام عزيزم 

رمانتونو خوندم تا پارت ١٣ ، رمان جالبيه و خيلي زيبا و روان نوشته شده 

اما نكته اي هست كه دوست دارم بگم اگه يكمي توي ابراز احساساتشون موانعي به وجود ميومد جذاب تر ميشد 

اما در كل رمانتونو دوست دارم ????♥️♥️♥️♥️

سلام

خیلی ممنون بابت وقتی که برای خوندن گذاشتین ❤❤❤❤❤

در مورد چیزی که گفتین باید بگم که داستان اصلی بعد از ابراز احساسات این دو نفر به وجود میاد . دوست نداشتم مثل رمانای دیگه بنویسم و سعی کردم که یکم متفاوت باشه رمانم . به همین دلیل توی ابراز احساسات این دو نفر مانعی وجود نداره . ولی مانع های زیادی بعد از این اتفاقات پیش میاد .

بازم خوشحالم که خوشتون اومده و امیدوارم بتونم تا آخر رمان ، شما رو راضی نگه دارم ????

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، meli.km گفته است :

سلام

خیلی ممنون بابت وقتی که برای خوندن گذاشتین ❤❤❤❤❤

در مورد چیزی که گفتین باید بگم که داستان اصلی بعد از ابراز احساسات این دو نفر به وجود میاد . دوست نداشتم مثل رمانای دیگه بنویسم و سعی کردم که یکم متفاوت باشه رمانم . به همین دلیل توی ابراز احساسات این دو نفر مانعی وجود نداره . ولی مانع های زیادی بعد از این اتفاقات پیش میاد .

بازم خوشحالم که خوشتون اومده و امیدوارم بتونم تا آخر رمان ، شما رو راضی نگه دارم ????

پس بي صبرانه منتظر پارت هاي بعدي هستم و اميدوارم كه توي اين راه به اون چيزي كه ميخواي برسي . وقتي هم كه شما ديشب واسه ي من گذاشتي ارزشش بيشتر از اين حرفاست?

ویرایش شده در توسط Kim.bn

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، Kim.bn گفته است :

پس بي صبرانه منتظر پارت هاي بعدي هستم و اميدوارم كه توي اين راه به اون چيزي كه ميخواي برسي . وقتي هم كه شما ديشب واسه ي من گذاشتي ارزشش بيشتر از اين حرفاست?

عزیز دلمی شما ?????

کاری نکردم که ??????

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 دقیقه قبل، ZHILA گفته است :

عاقا این بردیا و امیر چقد شیطون شدناااا 

ملینا ک دیگه هیچی بماند ک کلا ترکوندهههه 

اون تیکه ای ک می رن مسافرت و یکم قبل ترش ویلا هم باحال بود . 

اوخ اون اون تب کردنه...اقا یکم تکراریه ولی چون واقعیه و تو حقیقت زیاد ممکنه اتفاق بیوفته و با توصیفات تو خیلی قشنگ نوشته شده بود اورین 

شعر اخریشم دوس داشتم اون اهنگه رو می گما . 

اورینننن 

موفق باشی . 

و قلمتم مانا 

مرسی که وقت گذاشتی ?????

تو هم موفق باشی با رمان قشنگت ????

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 21 دقیقه قبل، ZHILA گفته است :

عزیزمی قوربونت 

عاقا من ک از طرفداراتم ؛))))

قربونت برم مننننننننن❤❤❤❤❤❤

منم همینطور ژیلویییییی

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعدا میام یه نقد حسابیت مَکنم حالت جا مَیاد 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 ساعت قبل، fatemeh_5656 گفته است :

بعدا میام یه نقد حسابیت مَکنم حالت جا مَیاد 

وایییییییی ????

باشه تو فقط بیا ، هر چی باشه مهم نی ???????

  • باحال بود 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام سلام صدتا سلام هزار و سیصد تا سلام . خوبی ؟ چه خبر ؟

ملیحه جونز رمانت خیلی باحاله فقط یکم تکراریه ک از نظر من مشکلی نی ولی خیلی باحاله من از اینجور رمانا خوشم میاد شخصیت بردیارو خعلی دوس دارم

 خوشم اومد ازش . فقط یه جا یه غلط خیلی ریز دیدم ک الان یادم نی . موفق باشیییی عالی بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 2 دقیقه قبل، shadi_khazeni گفته است :

سلام سلام صدتا سلام هزار و سیصد تا سلام . خوبی ؟ چه خبر ؟

ملیحه جونز رمانت خیلی باحاله فقط یکم تکراریه ک از نظر من مشکلی نی ولی خیلی باحاله من از اینجور رمانا خوشم میاد شخصیت بردیارو خعلی دوس دارم

 خوشم اومد ازش . فقط یه جا یه غلط خیلی ریز دیدم ک الان یادم نی . موفق باشیییی عالی بود

مرسی شادی جونم که وقت گذاشتی و نقد کردی ?

اولش شاید تکراری باشه ولی بهت قول می دم چند پارت دیگه که برم جلوتر ، موضوع اصلا تکراری نیست و کاملا متفاوت میشه 

مرسی که خوندی و خوشحال میشم تا آخرش بخونی 

ملیحه هم عمته ?

ویرایش شده در توسط meli.km

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 23 ساعت قبل، meli.km گفته است :

مرسی شادی جونم که وقت گذاشتی و نقد کردی ?

اولش شاید تکراری باشه ولی بهت قول می دم چند پارت دیگه که برم جلوتر ، موضوع اصلا تکراری نیست و کاملا متفاوت میشه 

مرسی که خوندی و خوشحال میشم تا آخوش بخونی 

ملیحه هم عمته ?

نه والا توی عمه هام ملیحه ندارم شایدم دارم . وایی ینی تو عمه منییی . مادر بزرگم گفت بود یه عمه دارم ولی گم شده هااا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، shadi_khazeni گفته است :

نه والا توی عمه هام ملیحه ندارم شایدم دارم . وایی ینی تو عمه منییی . مادر بزرگم گفت بود یه عمه دارم ولی گم شده هااا

???روانی ????

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ملینای خوش ذوقم!

من الان به شدت خوابم میو ولی رمانت به حدی جذاب بود که من همش پتو رو گاز میزدم صدای خنده هام بالا نره :|

دختره روانی!

یعنی عاشق تیکه های طنزشما!

این پارتهای جذاب

این طنزهای نایاب

ز کجا رسید به مغزت؟

به کجا تو خواهی شتافت؟

(از عوارض نصف شب بیداری)

وییییی شخصیت ملینا و بردیا و امیرو خیلی دوست داشتم. کیانم که تو ذهنم شده مظهر زیبایی :|

نقطه منفی هم که اونقدر نداشتی ولی اگه رو پاراگراف بندیت تمرکز کنی خیلی بهتره! چون بقول عزیزی چشم خواننده ها اذیت میشه :)

همین دیگه

منتظر پارتهای بعدی هم هستم!

دوست داشتی به رمان من _مرثیه روزهای بی قرای_ سر بزن. خوش حال میشم نظرت رو بدونم ? ? ? ? ? ? ?

 

 

 

 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام و صد سلام به ملینا خانم گل و گلابی

خخخ شوخی کردم مگه ما چند تا ملینا خوشگله داریم اینجا که می خواد بره عروسی اقا کیارش و کوثر جان

خب بیخیال این حرفا بشیم

اومدم رمانت رو نقد کنم

خب از خلاصه شروع مَکنم

خلاصه : متاسفانه خلاصه نداشتی . ولی اگه از من نظر بخوای خلاصه ی گنگ بنویسی که بخشی از رمان رو به نمایش بزاره قشنگه و امیدوارم در این کار موفق باشی ملی جونم 

جلد: جلدتم خیلی قشنگه . و منو یاد قسمتی می اندازه که کیان دست ملینا رو گرفت و گفت بریم به همه بگیم که می خوایم با هم باشیم .

اسم رمان: ( عاشقانه ای نا آرام )  خیلی قشنگه و نوید از زیبا بودن رمان ، به همراه فراز و نشیب های که توی رمانه و این عاشقانه آنچنان دل دو دلداه ی داستان رو برده که نا آرام به نظر میاد

مقدمه : خب مقدمه ات عالیه و همینطور زیبا و دارای آرایه تلمیح به داستان آدم و حواست  .  مقدمه ی رمانت دوست داشتنی هست ( مثل خودت )

شروع داستان: رمان از زبان دانای کل شروع شد . ولی چیزی که توی ذوق می زد ( شوخی کردم ) اطلاعات مفیدی بود که در راستای داستان می تونست اینا رو خواننده بفهمه ولی گل دختر ما اومده لقمه ارو گذاشته دهن خواننده خخخ . اما اینکه از زبان دانای کل اطلاعات گفته شده باعث میشه که هیچ اشکالی نتونم ازت بگیرم

باورپذيرى داستان: درباره ی پاور پذیری چند جا مشکل داشت . اول از اینکه مامان ملینا میگه پاشو آسفالت شدم . و من اصلا نمی تونم چنین جمله ای رو از یه مادر جدی و کسی که 3 بچه یه داماد و یه نوه داره بپذیرم . دومی اونجا بود که مانلی خجالت نکشید. ببین کلا شاید مانلی زیادی پرو هست که خجالت نمی کشه ولی اینکه خجالت کشیدنه توی اکثر دخترا هست مخصوصا سر بارداری اولشون . که اصلا روشونم نمیشه به بقیه بگن . و سومی هم اینه که مانلی خانم باید حالت تحو داشته باشه یا مثلا از بوی چیزی بدش بیاد که اشاره نکردی و این باعث میشه که داستان غیر باور بشه . ولی بقیه اش عالیه و خیلی باور پذیریش خوبه تا اینجا که من خوندم 


ژانر : ژانرش عاشقانه و اجتماعی بود . و به خوب و بد بودنش کاری ندارم . (اما خودم رمان عاشقانه خیلی می دوست )  به اجتماعی بودنش کاری ندارم اما تو وقتی می گی اجتماعی یعنی حداقل یکی از مشکلات جامعه توش باشه و توی اون راه حلی پیدا بشه و خواننده اطلاعاتی درباره ی جامعه بدست بیاره . اما می رم سر عاشقانه : خب رمان های عاشقانه ی زیادی نوشته می شه اما تنها توصیه ام برای اینکه مخاطب های بیشتری داشته باشی اینکه باید یه کاری کنی که رمانت متمایز بشه از رمان های دیگه . و امیدوارم که خواهریم توی این کار به خوبی پیش بره و رمانش بتونه متمایز باشه . راستی باید ژانر طنز هم بهش اضافه کنی چون بردیار خیلی شوخه و شوخی هاش عالیه و خانواده یی کلا شوخی داره . پس بهتره که طنزم به ژانرات اضافه کنی
ايده: درباره ی یه دختر و پسر پولداره که عاشق هم میشن و ... غیره . خب می تونم بگم ایده ات تکراریه ولی به طرز نوشتنت بستگی داره . تو نویسنده ی و این توی که می تونه رمان رو خاص کنه پس من از رمانت انتظار خاص بودن دارم آجی .

سير رمان: رمانت عای داره پیش می ره نه تنده نه کنده و در این مورد خیلی خوب عمل کردی .

شخصيت پردازى: شخصیت هات قابل باور اند و میشه باهاشون ارتباط خاصی گرفت و به تصویرشون کشید .

ديالوگ و مونولوگ: درباره ی مونولوگ ها و دیالوگ ها ، باید بگم یه خورده بعضی جا مثل قضیه حاملگی و غیره ، ضعیف عمل کرده  و توضیحات قبلش باعث شده که زیاد ذوقی برا خوندن دیلوگ ها نداشته باشی ولی درباره ی  دیالوگ های توی شمال باید بهت بگم عالی کار کردی مخصوصا موقع اعتراف !

توصيفات: توصیفات فرا تر از عالیه  و می تونه آدم باهاش به خوبی ارتباط بگیره ولی مثلا توصیف لباس ها رو زیادی دادی . من که نمی خونم چنین توضیحاتی رو ولی بقیه رو نمیدونم

فضاسازى در داستان :  در مورد فضا سازی خیلی ضعیف کار کردی یعنی فقط میگی فلاان جا رفتیم . بهتره یه خورده فضا سازیت رو بهتر کنی گلم مثل همون خونه ای که قرار بود برن توش مهمونی

رعايت كردن لحن نوشتارى: لحنت رو خوب رعایت کردی و تا اینجا به جزئ یه خطای جزیی چیزی ندیدم . و حیفه که نگم خطات کجا بوده ( توی قسمت رفتن به جنگل ، باید بگم که  یه جمله داری که گفته : به جنگل رفت ولی نه اونقدر که بتونیم پیاده بردیم ) اینو درست کنی ممنونت میشم گلی ! و یه جای دیگه توی پارت 14  گفتی : ( و گوش سپرد ) تو لحنت عامیانه هست پس اونو باید درست کنی و بگی گوش داد .

علائم نگارشى و غلط املايى: توی این موردم عالی عمل کردی و حرفی باقی نمی مونه به جزء یه جا ، توی پارت های اول گفتی بروبکس من فکر کنم منظورت بروبچ بوده اونم درست کن .

نكات اخلاقى : نداره به جزء اون بوسه که به نظر من اصلا مشکلی نداره و همه ی رمان ها دارن و خواهند داشت ولی متاسفانه نمی زارند . ولی در این مورد من نمی تونم تصمیم بگیرم .

رعايت شرع و قانون اسلام : مشکلی نداره و ندیدیم .

تكرار كلمات: تکرار کلمه ی ( خیلی ) برای اینکه نشون بدی حجمش زیاده . زیاد جالب نیست . اون خیلی ها رو یا کش بده . یا یک یا دوبار بنویسش .

رعايت نكردن فعل و فاعل در جمله: در این موردم کم نذاشته بودی

رعايت هدف سازى پارت ها . منظور به اينه كه پارت رو بدون رسيدن به محتوا رها نكنن: خب توی این مورد من یه خورده گله دارم ببین از نظر من باید یک جوری بزاری که خواننده در خماریش بمونه و شتاق برا خوندن ادامه اش بشه ولی تو متاسفانه این مار رو نکرده بودی . ولی با همه اینا رمانت عالیهه و همینطور جذاب !

نثر:  نثرش عامیانه است و خوب عملی کردی به جزء اون موردا که بهت گفتم

 و دیگه تموم شد به جزء چند نکته که باید بهت بگم  خب ببین تو خودت که رمان می خونی نمیایی کل متن آهنگ ها رو بخونی درسته ؟؟ پس فقط قسمت های مهم و قشنگش رو بزار .

خب اینم قولی که بهت داده بودم آجی

به قولم عمل کردم

امیدوارم قلمت پایدار باشه و همینطور خوب ادامه بدی و فکر نکنی بخاطرر حرفای دیروز ، اینقدر ازت تعریف کردم واقعا بودی و لیاقتت بود .

خب امیدوارم موفق و پیروز باشی

دوستدارت فاطمه _ 5656

امیدوارم از نقدم ناراحت نشده باشی و اصلا فکر نکن نقده ؛  فکر کن راهنمای و کمکی بوده بهت برای بهتر کردن رمانت .

منتظر نقد تو برای رمان فاصله ای بخاطر سکوت و همینطور آتش به اختیار هستم

 

 

 

ویرایش شده در توسط fatemeh_5656
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×