رفتن به مطلب
Giiilass

نقد رمان🍁🍁بهار پاییزی ، پدر صدایم کن🍁🍁

پست های پیشنهاد شده

در 3 ساعت قبل، maede._.tz گفته است :

خب!

آدم میاد تو صفحه نقدت نمی دونه چی بگه دیگه 😘

اولا که باریک الله هیچی غلط املایی نداشتی ✌️

دوم اینکه افرین که رو توصیفات ظاهرت هم بیشتر مانور دادی 😘

سوم اینکه شخصیت بنیامین خیلی خوب شده.. یعنی خیلی خوب پردازش شده ادم دچار تناقض نمی شه

چهارم اینکه: دارم کم کم و آروم آروم می فهمم پدر صدایم کن از کجا اومده!!! ✍️

دختر چه شوکی وارد کردی اونجا که الهام گفت تو به بابات رفتی... من خودمم شک کردم..

و در کل مثل همیشه عالی

تنها نکته ای که به نظرم رسید یه قسمت به نظرم ایراد داشت دیالوگای بهار و بنیامین بود :

فقط بگو چی از جونم می خوای..

بنیامین بی تفاوت نگاهش را زیر انداخت. کمی بعد سر تا پایش را با لبخند کجی از نظر گذراند : دوست دارم همیشه مثل الان محکم و قوی باشی..

به نظرم این دیالوگ می تونست خیلی بهتر باشه.. این قسمتی که می گه دوست دارم همیشه مثل الان محکم و قوی باشی یه جوریه. به شخصیت بنی نمیاد (چه صمیمی هم شدم بنی ! )

و این یکی دیگه:

بنیامین به روی صورتش خم شد : یعنی همین ، جنگیدن با تو رو دوست دارم...پس قوی باش..

بهار لبخند تلخی زد و متعجب ، خیره به نگاهش شد :

تو کی هستی؟

به نظرم  تو کی هستی هم جاش اینجا نبود. می تونستی بگی تو دیگه چه جور موجودی هستی و تو این مایه ها...

: بازی نیست! بخشی از واقعیت تلخ زندگیته!

این یکی خیلی به دلم نشست حیفم اومد نگمم 😘

فوق العاده عالی بیست!  ❤️❤️

بترکون ❤️

 

سلام مائی مرسی از نقدت❤

روی دیالوگ هایی که گفتی فک می کنم. حتما یه جایگزین خوب براش پیدا میکنم. مرسی از این دقت و حوصله عزیزدلم😍😍

اینکه گفتی بالاخره متوجه اسم رمان داری میشی خیلی خوش حال شدم.دنبال یه همچین چیزی بودم که خواننده علت انتخاب اسم رو بفهمه قبل از رسیدن به قلب رمانم ☺😙😙

  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به خدا منم فهمیدم 

پارت نمی زاری؟

  • باحال بود 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 دقیقه قبل، samanehaminian69 گفته است :

به خدا منم فهمیدم 

پارت نمی زاری؟

اصلا در اون شکی نیست😍😍

بله حتما😙😙

  • ذوق زده 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در هم اکنون، Giiilass گفته است :

اصلا در اون شکی نیست😍😍

بله حتما😙😙

الان میزاری😀😀

  • پسندیدم 1
  • باحال بود 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

واااای فقط واااای نگم برات نگم برات

  • باحال بود 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 5 ساعت قبل، shell_s.h گفته است :

 

واااای فقط واااای نگم برات نگم برات

سلام عزیزم

چی شده چی رو نگی؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با این رمانتتتت دیونم کرررردی عاشقشم عالیه عالی وقتی داشتم میخوندمش میخ کوب بودم اصلا هیچ کار دیگه ای انجام نمیدادم با این که من از رمان هایی که سوم شخص تعریف بشه اصلا خوشم نمیاد ولی عاشق رمانت شدم لطفا زود زود پارت بزار کلا فکرم شده بهار بهار بهار وای عالیه

ویرایش شده در توسط shell_s.h
  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 7 ساعت قبل، shell_s.h گفته است :

با این رمانتتتت دیونم کرررردی عاشقشم عالیه عالی وقتی داشتم میخوندمش میخ کوب بودم اصلا هیچ کار دیگه ای انجام نمیدادم با این که من از رمان هایی که سوم شخص تعریف بشه اصلا خوشم نمیاد ولی عاشق رمانت شدم لطفا زود زود پارت بزار کلا فکرم شده بهار بهار بهار وای عالیه

وای مرسی که خوندی❤❤❤

اصلا فکرش و نمیکردم خوشت بیاد چون قبلا هم بهم گفته بودی سوم شخص دوست نداری.

حتما عزیزدلم دوست دارم ادامش و بزارم ولی وقت نمیشه😞

فقط جایی ایراد و مشکلی نداشت؟

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 23 ساعت قبل، Giiilass گفته است :

وای مرسی که خوندی❤❤❤

اصلا فکرش و نمیکردم خوشت بیاد چون قبلا هم بهم گفته بودی سوم شخص دوست نداری.

حتما عزیزدلم دوست دارم ادامش و بزارم ولی وقت نمیشه😞

فقط جایی ایراد و مشکلی نداشت؟

خواهش میکنمممم

عه کی بهت گفتم یادم نمیاد..خخخخ

نه عزیز دلم فقط یه جا فضول رو فوزول نوشته بودی😘

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 11 دقیقه قبل، shell_s.h گفته است :

خواهش میکنمممم

عه کی بهت گفتم یادم نمیاد..خخخخ

نه عزیز دلم فقط یه جا فضول رو فوزول نوشته بودی😘

آره مال اون اولا‌یی که تازه شروع کرده بودم😎

وای راست میگی...خخخ...مرسی از این حواس جمع😙

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 23 ساعت قبل، Giiilass گفته است :

آره مال اون اولا‌یی که تازه شروع کرده بودم😎

وای راست میگی...خخخ...مرسی از این حواس جمع😙

تازه میفهمم چه اشتباهی کردم نخوندم 

فدات عزیزم همیشه موفق باشی

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، shell_s.h گفته است :

تازه میفهمم چه اشتباهی کردم نخوندم 

فدات عزیزم همیشه موفق باشی

نه بابا این چه حرفیه شرمندم میکنی

قربونت برم به همچنین خانومی

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

گیلاس خیلی بد بود .

خیلی خیلی بد بود .

آزار دهنده ترین حسی که می تونست من رو اذیت کنه این بود که به پایان پارت رسیدم و پارت بعدی وجود نداشت .چقدر دوست داشتم بازم ادامه داشت .با تمام دقت و ظرافت توصیفات رو انجام میدید و این ستودنی و مهم تر از اون پیشرفت قلم رو نشون میده .

گیلاس جان من واقعا از خوندن این رمان لذت می برم و مشتاقانه منتظر ادامه ی رمان هستم عزیزم .

موفق باشی نازنینم

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 دقیقه قبل، samanehaminian69 گفته است :

 

گیلاس خیلی بد بود .

خیلی خیلی بد بود .

آزار دهنده ترین حسی که می تونست من رو اذیت کنه این بود که به پایان پارت رسیدم و پارت بعدی وجود نداشت .چقدر دوست داشتم بازم ادامه داشت .با تمام دقت و ظرافت توصیفات رو انجام میدید و این ستودنی و مهم تر از اون پیشرفت قلم رو نشون میده .

گیلاس جان من واقعا از خوندن این رمان لذت می برم و مشتاقانه منتظر ادامه ی رمان هستم عزیزم .

موفق باشی نازنینم

وای سمانه جونم اون دوخط اولی که من و کشت "خیلی خیلی بد بود" داشت نفسم بند میومد😂😂

زنده باشی عزیزدلم من این پیشرفت و مدیون شما هستم یادم نمیره از همون اول چقدر کمکم کردین و همراهم بودین این خوب بودن و از شما دارم یه دنیا ممنون.

چشم سعی میکنم زود به زود ادامش و بزارم و اینکه خیلی دوستون دارم😍😍😙😙

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 1 دقیقه قبل، Giiilass گفته است :

وای سمانه جونم اون دوخط اولی که من و کشت "خیلی خیلی بد بود" داشت نفسم بند میومد😂😂

زنده باشی عزیزدلم من این پیشرفت و مدیون شما هستم یادم نمیره از همون اول چقدر کمکم کردین و همراهم بودین این خوب بودن و از شما دارم یه دنیا ممنون.

چشم سعی میکنم زود به زود ادامش و بزارم و اینکه خیلی دوستون دارم😍😍😙😙

 

عزیز دلمی دختر ناز .

واقعا خوشحالم از اینکه یه همچین روزی باعث افتخارمه که بگم رمان زیبای گیلاس رو همراهی کردم.

ممنون از اینکه با تمام دقت و زیبایی داستان رو داری پیش می بری و بی نهایت سپاس از احساسات زیبایی که به منه خواننده رمانت هدیه می کنی . 

فقط من به عنوان خواننده خواهش می کنم زود به زود پارت بزار .

ممنونم ازت زیبا دل من .

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شرمنده میکنی واقعا سمانه جانم😍😍

چشم تمام تلاشم و می کنم بخاطر شماهم که شده زودتر پارت بزارم.

خیلی خیلی ممنون و مچکر❤❤❤

@samanehaminian69

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وایی گیلاس کشتمت باور کن .

پارت بعد رو کی میزاری ؟ 

زود جواب بده ! 

 

  • باحال بود 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 5 دقیقه قبل، samm گفته است :

وایی گیلاس کشتمت باور کن .

پارت بعد رو کی میزاری ؟ 

زود جواب بده ! 

 

من و بکشی کی بقیش و بزاره😂

پارت بعدی رو یه ساعت دیگه میزارم الان دارم مینویسم مهربونه من😍😍😙😙

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وایی پس بیدار می مونم . فقط پارت باند باشه هاااااااا. و الی کشتمت 😁😁😭😌

  • باحال بود 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام فاطمه گیلاس جون ناناس!

خدا!

دختر من از دست رمانت سکته می کنم که!

خیلی خیلی خیلی شوکه کننده بود... روند داستانت به شدت چالش برانگیز بود! واقعا لذت بردم : )

اینکه این یارو خارجیه یهو سرکله اش پیدا شد خیلی خوب بود!

مهران کیه؟ :| این سوالیه که تو تو ذهن همه خواننده هات ایجاد کردی و کم کم داری جذابیت رمانتو هزار برابر می کنی...

راستی تغییر شخصیت نیما رو هم خیلی خوب توجیه کردی!

و به شدت کنجکاوم کردی بدونم چی گفتن و چرا اصلا نیما همچین رفتار آقا منشانه ای داشت!

بگذریم...

یه جا مصرانه رو نوشته بودی مسرانه ;)

(غلط املایی نگیرم روزم شب نمی شه)

اما جدا از شوخی، من واقعا از خوندن رمانت نهایت لذت رو می برم و خوش حالم که خانوم امینیان وقتی هنوز تازه کار بودم، این رمان رو به من محول کردن، روند دلنشین و توصیفات بسیار بسیار قشنگی که داری که هر خواننده ای رو مجذوب و میخکوب خودش می کنه!...

نمی تونم واقعا لذت و اشتیاقی که در خوندن رمانت دارم رو پنهون یا کتمان کنم. خیلی خیلی رمانتو دوست دارم و امیدوارم یه روز که نویسنده مشهوری شده بودی، یه نسخه از کتابتو بگیرم و بیام جشن امضات 😘 (اون موقع می تونم به فامیلت پی برم.. هاهاهاها :| )

زود بپارت و ناظر گلت و مدیر مهربونمون (خانوم امینیان منظورمه) رو منتظر نذار 😘

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 17 دقیقه قبل، maede._.tz گفته است :

سلام فاطمه گیلاس جون ناناس!

خدا!

دختر من از دست رمانت سکته می کنم که!

خیلی خیلی خیلی شوکه کننده بود... روند داستانت به شدت چالش برانگیز بود! واقعا لذت بردم : )

اینکه این یارو خارجیه یهو سرکله اش پیدا شد خیلی خوب بود!

مهران کیه؟ :| این سوالیه که تو تو ذهن همه خواننده هات ایجاد کردی و کم کم داری جذابیت رمانتو هزار برابر می کنی...

راستی تغییر شخصیت نیما رو هم خیلی خوب توجیه کردی!

و به شدت کنجکاوم کردی بدونم چی گفتن و چرا اصلا نیما همچین رفتار آقا منشانه ای داشت!

بگذریم...

یه جا مصرانه رو نوشته بودی مسرانه ;)

(غلط املایی نگیرم روزم شب نمی شه)

اما جدا از شوخی، من واقعا از خوندن رمانت نهایت لذت رو می برم و خوش حالم که خانوم امینیان وقتی هنوز تازه کار بودم، این رمان رو به من محول کردن، روند دلنشین و توصیفات بسیار بسیار قشنگی که داری که هر خواننده ای رو مجذوب و میخکوب خودش می کنه!...

نمی تونم واقعا لذت و اشتیاقی که در خوندن رمانت دارم رو پنهون یا کتمان کنم. خیلی خیلی رمانتو دوست دارم و امیدوارم یه روز که نویسنده مشهوری شده بودی، یه نسخه از کتابتو بگیرم و بیام جشن امضات 😘 (اون موقع می تونم به فامیلت پی برم.. هاهاهاها :| )

زود بپارت و ناظر گلت و مدیر مهربونمون (خانوم امینیان منظورمه) رو منتظر نذار 😘

سلام مائده جونی❤

اینقد دلم برا نقدت تنگ شده بود که نمیدونی😍😗

فقط اون غلط املایی😂 عاشقتم من💖💖

اگه یه روز ازم کتاب چاپ شد بازم فامیلم همین میخوره که الان هست. آخه خیلی طولانیه😐😂

چشم عزیزدلم زود ادامش و میزارم ، فقط تو چرا یهو غیبت میزنه آدم نگران میشه😐😞 

  • باحال بود 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 ساعت قبل، Giiilass گفته است :

سلام مائده جونی❤

اینقد دلم برا نقدت تنگ شده بود که نمیدونی😍😗

فقط اون غلط املایی😂 عاشقتم من💖💖

اگه یه روز ازم کتاب چاپ شد بازم فامیلم همین میخوره که الان هست. آخه خیلی طولانیه😐😂

چشم عزیزدلم زود ادامش و میزارم ، فقط تو چرا یهو غیبت میزنه آدم نگران میشه😐😞 

😍💕 مو یُم دلُم تنگ رفته بود. 

ولی نت ندارُم که😅💛 

بی ادب🙄 من باید بفهمم "ا" چیه😂😂

💕💙 منتظرُم

  • ذوق زده 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هنوز پارت نزاشتی! 

 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×