رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
mahsadalir

معرفی ونقد رمان حریف ما سه تا نمی شی

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در (ویرایش شده)

 اسم رمان:حریف ما سه تا نمی شی

نویسنده:مهسادلیریان 

ژانر:پلیسی،هیجانی،عاشقانه،طنز

داستان در مورد سه خواهر به اسم های روسا مهسا ودلسا است که در یک خانواده ی ده نفره که شامل سه برادر شان ارشام ارسام وارتام خواهرشان مهرسا زن داداششون نفس و شوهر خواهرشون میلاد میشه در عمارت آقابزرگ(پدر بزرگشان) زندگی می کنند این سه خواهر پلیس هستن از نوع مخفیش و قرار یکی از مهمترین ماموریت هاشون را انجام بدن و برای این ماموریت لازمه که

 

 

ویرایش شده توسط mahsadalir

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)
در 3 دقیقه قبل، mahsadalir گفته است :

 داستان در مورد سه خواهر به اسم های روسا مهسا ودلسا است که در یک خانواده ی ده نفره که شامل سه برادر شان ارشام ارسام وارتام خواهرشان مهرسا زن داداششون نفس و شوهر خواهرشون میلاد میشه در عمارت آقابزرگ(پدر بزرگشان) زندگی می کنند این سه خواهر پلیس هستن از نوع مخفیش و قرار یکی از مهمترین ماموریت هاشون را انجام بدن و برای این ماموریت لازمه که

@dokhidarya

ویرایش شده توسط Aty.s

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در در 26 دی 1398 در 05:12، mahsadalir گفته است :

  بانام اون بالا سری

مهسا

-لیندا:قول بده که دیگه ترکم نمی کنی .

-الکس:مگه من می تونم زندگیم رو ترک کنم؟

-لیندا(باصدای پر عشوه ای) :الکس!؟

-الکس: جانم؟

. -لیندا: خیلی دوست دارم

-الکس :منم همینطور.

- لیندا: اوه عشقم............................................................

 و ادامه ی داستان ، خب اینجور داستان ها اینجور پایان هایی هم دارن دیگه . چشم از تلوزیون گرفتم و دادم به روسا که اون هم همین کار رو کرد لبخندی به هم زدیم و برگشتیم تا بقیه رو نگاه کنیم . دلسا که بخاطر دیدن اون لوس بازی ها قیافش رو جمع کرده بود ارسام و ارتام هم برای ندیدن اون صحنه ها با حالت کلافه ای هِی کلشون رو اینور و اونور می کردن . ارشام و نفس هم که فکر نمی کنم چیزی از فیلم فهمیده باشن چون از اول داشتن قربون صدقه ی شکم گرد شده ی نفس می رفتن ، اما مهرسا و میلاد که آخره خنده بودن ، مهرسا با بغض خیره شده بود به تلوزیون میلاد هم هر چند ثانیه یِ بار بر می گشت و نگاه پر عشقش رو تقدیم مهرسا می کرد نگاهم رو از بچه ها گرفتم و به کنارم دوختم که چشم تو چشم روسا شدم . یه چند ثانیه همینجوری به هم زل زدیم و بعد صدای قهقهه های من و روسا بود که عمارت رو برداشته بود و نگاه متعجب بقیه که روی ما بود . بعد اینکه خنده هام تموم شد رو به بقیه گفتم 

 -وای خدا ......هه هه هه .......قیافه ها تون خیلی با مزست

-دلسا(با عصبانیت) : مگه قیافه های ما چشه ؟

-روسا: هیچی خواهر گلم فقط نمی دونم چرا قیافت شبیهِ گربه ای شده که رفته زیرِ تریلی

با شنیدن این حرف از روسا خنده رو از سر گرفتم . این دفعه همه به غیر از دلسا داشتن می خندیدن . ارسام از کنار ارتام که روی یِ مبل دو نفره نشسته بود بلند شد و به سمت دلسا که کنار ما روی یِ مبل سه نفره نشسته بود اومد . دستش رو گذاشت رو شونه ی دلسا و گفت 

- اشکال نداره خواهر گلم قیافه ی تُ تو حالت عادی هم فرقی با گربه ی لِه شده نداره

همه به خنده افتاده بودن . نگاهی به صورت دلسا که از فرط عصبانیت سرخ شده بود انداختم ، دلم براش سوخت برای همین رو به ارسام گفتم

- راستی ! من اصلا خبر نداشتم که داداش هایی با این همه حجب و حیا دارم . داداش گل و صد البته خلم ، شما و جناب آقای ارتام خان وقتی انقدر از دیدن اینجور صحنه ها خجالت می کشین کسی مجبورتون نکرده که بشینین جلو ی تلوزیون هِی کلتون رو این ور و اون ور کنید . خب پاشید برید یه جای دیگه.

شاید حرفی که زدم خیلی هم خنده دار نبود ولی به خاطر جَو خنده ای که وجود داشت همه زدن زیره خنده . حالا نوبت ارسام و ارتام بود که مورد تمسخر ما قرار بگیرن . 

ارشام با لودگی گفت

- الهی،برادر به قربان حجب و حیات.

لبخندی زدم و اومدم حرفی بزنم که روسا پیش قدم شد و گفت 

- هوی آقای برادر ، می شه فقط یه جمله یعنی فقط یه جمله از دیالوگ های این فیلم رو بگی که ما بفهمیم شما داشتی این فیلم رو نگاه می کردی 

ارشام لبخنده ژکوندی تحویل روسا داد و نگاه ملتمسش رو به نفس دوخت . تک خنده ای به خاطر طرز نگاهش زدم و گفتم 

- داداشم از کی جواب می خوای ؟ ایشون هم مثل شما داشتن قربون صدقه ی اون شکم گنده می رفتن. 

و دوباره صدای قهقهه هایی بود که تو تمام عمارت می پیچید

همینطور در حال مسخره کردن ارشام بودیم که روسا از جاش بلند شد . چشمکی به من زد و مقابل ما جلوی تلوزیون قرار گرفت فیلمی رو تو گوشیش پلی کرد و گوشیش رو رو به روی ما قرار داد . با دیدن این فیلم حتی من هم تعجب کردم ، روسا کِی این فیلم رو گرفت که من نفهمیدم (موضوع فیلم : بغض مهرسا و نگاه های عاشقانه ی میلاد به مهرسا) با دیدن این فیلم همه از شدت خنده دل درد گرفته بودیم و ولو شده بودیم روی مبل ها . حتی میلاد هم داشت می خندید ولی لپ های مهرسا از شدت خجالت گلی شده بود و سرش رو انداخته بود پایین . میلاد با دیدن وضعیت مهرسا دستش رو دور شونه ی مهرسا گذاشت و اون رو به خودش فشرد و بعد با عصبانیت ساختگی رو به ما گفت 

- برید خودتون رو مسخره کنید چی کار به خانم من دارید؟

عزیزم به جای اینکه توصیفاتت رو توی پرانتز بنویسی. راحت توصیف کن.

فاصله علائم نگارشی رو رعایت نکردی. کلمه + علائم نگارشی+ فاصله +کلمه جدید. اصلا رعایت نشده!!!!

خب قبلا هم گفتم که ادامه اوه عشقم رو توصیف کن. خواننده که نمی دونه چه اتفاقی افتاد!!

ارتام= آرتام

عزیزم از ویرگول و نقطه توی جملاتت استفاده کن!!!!

اینور= این ور

اونور= اون ور

ارشام = آرشام

بعد گفت و گفتم : بزار

-دلسا (با عصبانیت) :

تصحیح شده:

دلسا با عصبانیت جیغ زد.

- مگه قیافه های ما چشه؟

ت = تو

تو = توی

جلو ی = جلوی

کلماتی مثل میشه و میشم و ... که بعد جدا شدن از می معنی نمی دن رو یا جدا نکن یا نیم فاصله به جای یک فاصله بزار.

میشه = میشه

عزیزم به جای اینکه داخل پرانتز بنویسی موضوع فیلم قشنگ!!!! فیلمی که داخل گوشی پخش میشه رو توصیف کن 

@N.a25

ویرایش شده توسط مرضیه علیش

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

پارت هشتم

دارازه = درازه

میرسه = می رسه

اینا رو درست کن گلی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام خسته نباشی 

خلاصه ات نسبت به رمانت قشنگه

از سرکش استفاده کن

ارشام ✖️  آرشام✔️

 

رمان خوبیه موفق باشی😍

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 6 ساعت قبل، مرضیه علیش گفته است :

پارت هشتم

دارازه = درازه

میرسه = می رسه

اینا رو درست کن گلی

به روی چشم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 3 ساعت قبل، maryam.PH گفته است :

سلام خسته نباشی 

خلاصه ات نسبت به رمانت قشنگه

از سرکش استفاده کن

ارشام ✖️  آرشام✔️

 

رمان خوبیه موفق باشی😍

خیلی ممنون عزیزم😘

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمانت بسی عالیه عشقم

قلمت پایدار😍😘😘

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 دقیقه قبل، Sh.kurd گفته است :

رمانت بسی عالیه عشقم

قلمت پایدار😍😘😘

مرسی عشقم😘😘💐

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوشحال میشم مال منم بخونی نقد کنی

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فاصله علائم نگارشی رو رعایت نکردی گلی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

اشتباه تاپیک نزدن؟ باید تو قسمت معرفی و نقد کتاب کاربران باشه :|

@M@hta

@N.a25

@dokhidarya

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

انتقال دادن بچه ها

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...