رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
Hasti81

معرفی و نقد رمان کراوات مشکی | Hasti81 کاربر انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در (ویرایش شده)

((بسم الله الرحمن الرحیم))

نام رمان: کراوات مشکی.

نویسنده: Hasti81

ژانر:عاشقانه، معمایی، تراژدی، درام.

هدف:علاقه به نویسندگی. 

خلاصه:
بند بند، تیغ بر رگ و روح می زنم، نشتر عشق بر دل و جان می زنم. طناب دار دروغ هایت را دور گلویم می پیچم و آواز سوگ سر می دهم. نگاهم را معطوف نور مقابلم می کنم. آفتاب تا می تواند خنجر می زند بر چشمانی که فریب فرهاد را سر لوحه سرنوشتش قرار داد! ذهنم از تفکر های بی رحمانه آماس می کند. حریر خیس شده ی دلم را مقابلش پهن می کنم؛ اما ناجوانمردانه آن را لگد مال می کند. مگر من لیلی روزگارش نبودم؟ مگر تا کعبه نرفت تا ضجه بزند و از خدا بخواهد که عشقمان ابدی باشد؟ پس چرا لیلی را به مرگی از جنس سادومازوخیسم رساند؟ چرا قاصدک وارانه، در زندگی ام چرخید و ادعای آن را داشت که قاصد خبر های خوش است؛ ولی کورمال کورمال قدم های استوارش را برداشت و آن کراوات مشکی رنگش را به دور گلویم پیچید؟ چرا؟!
سوزناک جواب خود را دادم و صندلی زیر پایم را کنار زدم...چون مرد نیست! نامرد است.

مقدمه:
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلی نشست
سجده ای زد بر لب در گاه او
پر ز لیلی شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلی را به دستم داده ای
واندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم میزنی
دردم از لیلی ست آنم میزنی
خسته ام زین عشق دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلی تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلی ات منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سالها با جور لیلی ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلی در دلت انداختم
قمار عشق را یکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل میشوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلی بر نیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلی که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلی کشته در راهت کنم.

♡...لینک رمان کراوات مشکی...♡

:::...منتظر نقد هاتون هستم...:::

 

ویرایش شده توسط Hasti81

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

ارسال شده در (ویرایش شده)

بی ارداه هر آنچه را که درمقابلشان بودند را می دریدند. ("را" اول رو حذف کنی)

خلاصه و مقدمت رو دوست داشتم ولی تو همین پارت اول خعیلی خعیلی توضیحات و توصیفات اضافی دادی و خواننده خسته میشه.بااینکه بیشترشون بس زیبا هستن و تفکر برانگیز؛ اما بعضیشون یکم بی ربط بودند.در کل بسیار لذت بردم و پیشرفت تو تک تک بازی هایی که با کلمات به راه انداخته بود و همچنین فضا سازی محشرت موج میزد! فقط اگه سعی کنی یکم از کلمات ساده تری استفاده کنی تا خواننده از ندونستن معنیش سردرگم نشه خیلی خیلی دلبرتر خواهی درخشید_^

خسته نباشید.

ویرایش شده توسط Hum Hum

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 6 دقیقه قبل، Hum Hum گفته است :

بی ارداه هر آنچه را که درمقابلشان بودند را می دریدند. ("را" اول رو حذف کنی)

خلاصه و مقدمت رو دوست داشتم ولی تو همین پارت اول خعیلی خعیلی توضیحات و توصیفات اضافی دادی و خواننده خسته میشه.بااینکه بیشترشون بس زیبا هستن و تفکر برانگیز؛ اما بعضیشون یکم بی ربط بودند.در کل بسیار لذت بردم و پیشرفت تو تک تک بازی هایی که با کلمات به راه انداخته بود و همچنین فضا سازی محشرت موج میزد! فقط اگه سعی کنی یکم از کلمات ساده تری استفاده کنی تا خواننده از ندونستن معنیش سردرگم نشه خیلی خیلی دلبرتر خواهی درخشید_^

خسته نباشید.

مرسی هانی همیشه نیشولی بازولی ام _^ خیلی خوشحالم کردی. ممنونم. اون را رو هم هم درست میکنم. دستت درد نکنه. 

توهم خسته نباشی مهربون_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

نقداتون کو؟؟؟ :|

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام هستی جانم_^ 

یعنی حض میکنم اصلا میرم تو قعر متن یکی میخواد بکشتم بیرون!! همینجور محشر داری جلو میری.. نوشته هات یه حالت معمایی دارن که من ب شخصه دوسشون دارم و تو نوشتن معماها واقعا حرفه ای عمل میکنی.یکم اطلاعات بدی بد نیس ولی_* اشکالات ویرایشی ویراستارت اوکی میکنه دیه یادداشت نکردم.. اما از نظر محتوا؛ همه چی باز بی نقض اومد بنظر فقط...

یه پسر هیچ وقت لبش رو از استرس نمیجوه!! شاید یه چندبار گاز بگیره اما نمیجوه!! ^_^ :| :/ 

خسته نباشی جان جانـــان_*

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 11 ساعت قبل، Hany Pary گفته است :

سلام هستی جانم_^ 

یعنی حض میکنم اصلا میرم تو قعر متن یکی میخواد بکشتم بیرون!! همینجور محشر داری جلو میری.. نوشته هات یه حالت معمایی دارن که من ب شخصه دوسشون دارم و تو نوشتن معماها واقعا حرفه ای عمل میکنی.یکم اطلاعات بدی بد نیس ولی_* اشکالات ویرایشی ویراستارت اوکی میکنه دیه یادداشت نکردم.. اما از نظر محتوا؛ همه چی باز بی نقض اومد بنظر فقط...

یه پسر هیچ وقت لبش رو از استرس نمیجوه!! شاید یه چندبار گاز بگیره اما نمیجوه!! ^_^ :| :/ 

خسته نباشی جان جانـــان_*

سلام گلمممممم.

خیلی ذوق کردم خوشت اومده و جذبت کرده. واقعا خوشحال شدم.♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

باشه مینویسم گاز گرفت:a24:

مرسی که خوندی و نقد کردی. ممنونم:NewPack_give_rose:

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

برایش عجیب بود که آنقدر آسان و راحت اعتماد کرده بود و همراهی شان می کرد. (تکرار فعل_ اینجوری اوکی میشه: برایش عجیب بود که آنقدر آسان اعتماد و همراهی شان کرده بود)

نمی شد که اونجا یه لنگ در هوا بمونید. (لنگ در هوا مثل درستشه)

خسته نباشی جانم_^ عالی عالی_* لذت بردم مرسی خانومی_&

(هی و هی این مقدمت میخونم چقد قشنگه عاخه...:)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 15 دقیقه قبل، Hany Pary گفته است :

برایش عجیب بود که آنقدر آسان و راحت اعتماد کرده بود و همراهی شان می کرد. (تکرار فعل_ اینجوری اوکی میشه: برایش عجیب بود که آنقدر آسان اعتماد و همراهی شان کرده بود)

نمی شد که اونجا یه لنگ در هوا بمونید. (لنگ در هوا مثل درستشه)

خسته نباشی جانم_^ عالی عالی_* لذت بردم مرسی خانومی_&

(هی و هی این مقدمت میخونم چقد قشنگه عاخه...:)

مرسی که خوندی عزیزم. الان اون نکات روهم درست میکنم. واسه لنگ در هوا، "یه" رو حذف کنم درسته؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 4 دقیقه قبل، Hasti81 گفته است :

مرسی که خوندی عزیزم. الان اون نکات روهم درست میکنم. واسه لنگ در هوا، "یه" رو حذف کنم درسته؟

عاره فدات شم اوکیه دوردونه_^

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در هم اکنون، Hany Pary گفته است :

عاره فدات شم اوکیه دوردونه_^

مرسی💟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

پرفکت بود😆

در یک کلام عااااااااااااااااااالی 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 1 دقیقه قبل، Nasti-cfz# گفته است :

پرفکت بود😆

در یک کلام عااااااااااااااااااالی 

 

ممنونم عزیزم. خوشحال شدم خوشت اومده.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

عزیزم شعری که برای مقدمه نوشتی اصلش اینه کمی نقص داره :یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره‌ي صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 11 ساعت قبل، girlpower گفته است :

عزیزم شعری که برای مقدمه نوشتی اصلش اینه کمی نقص داره :یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو ... من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم
کردمت آواره‌ي صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی
در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم

مرسی عزیزم ولی من از نت سرچ کردم و نوشتم. اونجا هم نوشته بود لیلا؛ ولی گفتم شاید اشتباه بوده و خودم به عنوان لیلی نوشتم. دوباره چکش میکنم.

ویرایش شده توسط Hasti81

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

نه تنها مشکل از لیلی نوشتن نیست چند تا بیت هم جاگذاشتی بهتره اخر شعر اسم شاعرم بنویسی:نظامی گنجوی موفق باشی عزیزم

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...