رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'هیجانی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • کتابخانه سایت نود و هشتیا
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مشکلات سایت
    • مشکلات و پیشنهاد برای عنوان کاربری
    • مشکلات و پیشنهادات برای انجمن ۹۸ایا
    • سخت افزار و نرم افزار
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

56 نتیجه پیدا شد

  1. 《به نام خدا》 نویسنده : Tala _ R خلاصه رمان : قصه ی ما درباره ی دختری شیطون و دعوایی به اسم سروناز ؛ که توی گذشتش پسری رو دوست داشته . اما پیمان بی خبر می ذاره و میره . داستان ما از اونجایی شروع میشه که دختر قصمون بیست و یک سالش شده و دو سال هست که از رفتن پیمان میگذره ؛ با این همه اتفاق اون هنور سرزنده و شاد ، که به شدت از یکی از همکلاسی هاش به اسم میلاد متنفره ؛ و اما سرنوشت جوری رقم میزنه که سروناز بنا به دلایلی باید بمونه پیش خانواده ی میلاد . حالا پیمان بعد از دو سال برمیگرده ایران ... اما نه به خاطر سروناز ... به خاطر یک انتقام ‌بزرگ از دختر قصمون و خانوادش ... ‌ که خود به خود خیلی ها رو درگیر ماجرا می کنه از جمله میلاد ... و ... [ ای بابا نمیشه که من همش رو بگم . تازه این قسمت کوچیکی از رمان بود ، بقیش رو خودتون بخونید > ~ < ] ...پایان خوش... ژانر = عاشقانه/طنز و کل کلی/همخونه ای/هیجانی و کمی پلیسی ‌. ناظر: @Sahar79
  2. نام رمان: شانس عشق نویسنده:novelmim کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:طنز،عشقانه،کلکلی هدف: تو زندگی ما انسان ها یسری از اتفاقات پی در پی درست مثل دومینو میوفته که خوش شانسی و بد شانسی ما رو رقم میزنه خلاصه:داستان درباره ی دختری که با اصرار پدر و مادرش راضی میکنه برای دانشگاه بیاد تهران بدون هیچ شناختی از شهر و ادماش راهی این شهر میشه که تو این شهر براش اتفاقاتی درست مثل دومینو موفته که باعث میشه..... ناظر رمان: @MAR_YAM
  3. اسم رمان:گورستان سیاه ژانر:ترسناک هدف:توسعه ژانر ترسناک ساعات پارت گزاری:هر شب ساعت ۲۱ خلاصه:عزیز آقا مردی که هر شب تا دیر وقت به کار بنایی مشغول بود و سخت کار میکرد هر شب برای کوتاه تر شدن مسیر رسیدن به خونه مجبور میشد از وسط قبرستونی که توی شهر بود رد بشه و هر شب موقع رد شدن به قبر مادرش نگاه میکرد یه شب موقع رد شدن متوجه شخصی بالای سر قبر میشه و وجود اون انسان که گویی موجودی غیر از انسان هست اون موقع شب ترس عجیبی توی دلش راه میندازه به اون موجود نزدیک میشه و اتفاق هایی تو زندگیش میفته که مسیر زندگیشو دگرگون میکنه مقدمه:توی مسیر چر پیچ و خم زندگی درست وقتی که داری یه مسیر رو هر روز و هر شب بالا و پایین میکنی و حادثه های زندگیتو پشت سر میزاری یهو یه اتفاقهایی هست که این روال عادی رو به کل عوض میکنه که این موضوع بهونه ای هست واسه اینکه به یادت بیاد وقتی همه چی عادیه تو خیلی چیزا رو داری که بهش توجهی نداری و وقتی از مسیر اصلیت خارج میشی آرزو میکنی ای کاش اون آرامش و اون راه اروم زندگیم باز برگرده و همه چی درست بشه ناظر رمان: @مرضیه علیش
  4. نام رمان: دیوونه کننده نویسنده:فاطمه محمدی|vampiro کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: ترسناک،تخیلی،هیجانی،معمایی هدف:عشق هیچوقت نباخته و از اونجایی که خدا عشق مطلقه پس نمی‌ذاره ببازی 💞 به خدا امیدوار باشید. خلاصه:پسری به اسم مسیح، پسری که تا ۱۷ سالگی عادی زندگی کرده مثل همه‌ی ما! ولی بعد از این زندگی براش جهنم می‌شه،این پسر بعد از اتفاقات ترسناک و عجیبی که براش اتفاق می یفته حقیقت هوایی رو می فهمه که شاید تلخ باشند شاید هم شیرین!و این باعث میشه مسیر زندگی مسیح تغییر کند. مقدمه:من با همه فرق دارم؛اما باز من منم! من ، یه شهرِ سوت و کورَم ، که غرقِ وسطِ دریا یه آتلانتیسِ بى‌نورم پُرِ از دلشوره و فریاد من یه تایتانیکِ شِکَستَم ، که عشقِش مُرده و رفته یه اقیانوسِ دِلگیرَم که طوفانه و موجیه ، همه هفته من ، یه مَهدِ تمدن ، پُرِ از خاکى و کوهَم یه جنگل پُرِ از وحشى ، ولى خُب پاک و انبوهَم یه کُمونیستَم من که میگم ، دیگه خدایى نیست پیشِ تو خُب نیستم آره نیستم ، ولى مِثلِت خدایى نیست من میخوره به دیوار سَرَم ، هِى میگیره به سیگار پَرَم من ، حقِ کسیو نخوردم ، ولى از همیشه که بیمارتَرَم من تَهِ یه چاهِ عمیقَم ، پَنچَر وسطِ راهِ حقیقت من یکى شدم که دیگه ، خیلى فرق باهام داره سَلیقَت. ناظر: @ftm-tzk
  5. نام رمان: دستم را رها نکن نویسنده:romana ژانر:هیجانی_درام هدف:اعتماد کردن.جايي كه اعتماد نيست، سخن بيهوده است ساعت پارت گذاری :نامعلوم خلاصه:نفس ، دختری مهربون اما با قلبی ساده گرفتار آدم هایی میشه که ظاهرشون با باطنشون فرق می کنه... کسایی که آدم رو برای منافع خودشون می خوان! نفس در این میان دل خودش رو می بازه اما سرنوشت روی دیگر خودش رو به نفس نشون می ده و...
  6. نام رمان: اغواگر قلب نویسنده: izeinabii کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : عاشقانه _ ماجراجویانه _ هیجانی پانزده مرداد 97 ساعت: 2:25 بامداد هدف : هدف از نوشتن این رمان بیدار کردن مردم نسبت به اطرافشونه و قدردان عشقی که به ما میدن باشیم چون عشق یه نعمته و هرکسی نمیتونه عشق دو طرفه رو تجربه کنه، پس با بی فکری عشق رو به یغما نکشیم! ساعات پارت گذاری: نامعلوم مقدمه: آوَش پسریه که مهارتش اغواگری دختراست! بخصوص دخترایی که ادعاشون زیاده.. اون روی دخترایی که همه روشون قسم میخورن..با رفیقاش روی اونا شرط بندی میکنه.. تا اینکه روی یه دختر شرط بندی میکنه به اسم دنیز.. دختری که از آشناهاشونه و همه ی پسرا در حسرت یک لحظه نگاهش هستن .. اما آوش عشق بچگی دنیزه ..و ...آوش یه حس مبهم به دنیز داره. قراره این دو وارد سختی های زیادی بشن! عشق،خیانت،احساسو به گند کشیدن و پشیمونی واژه هایی که به شخصیت های اصلی مون خیلی مرتبط! ناظر: @ftm-tzk
  7. رمان انقراض نویسنده ث.تهرانی کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: معمایی_عاشقانه هدف: هدف من به عنوان نویسنده ی این رمان آشنایی خواننده با مفاهیم قدرت ها و نیروهای درونی انسان هاست.قدرتی که میتونه هر چیزی رو توی این دنیا تغییر بده و این انسانه که انتخاب میکنه چجوری از قدرتش و توی چه راهی استفاده کنه.اینکه دنیا میتونه برای عده ای دار مکافات باشه و برای عده ای پاداش محض. ساعات پارت گذاری : روز های فرد ساعت 19 خلاصه آرپانا دختری از قوم کولی سوزمانی که با پدرش تنها زندگی میکند طی نامه ای متوجه خاص بودن سرنوشتش میشود.مسیری دشوار پیش روی اوست.باید با باید ها و نباید ها به عنوان یک زن بجنگد .اما در وادی عشق هیچ باید و نبایدی تنها شکل نمیگیرد.آرپانا چگونه دختریست؟چرا خانواده اش با وی مخالفت میکنند؟ در مسیر زندگی به چه مشکلاتی بر میخورد؟ فریان کیست و چگونه میتواند مسیر زندگی آرپانا را تغییر دهد؟ جادو و نیرو های درونی چه نقشی را در این مسیر پر پیچ و خم ایفا میکند؟ ناظر: @hellgirl
  8. اسم رمان: طوفان درونم. نویسنده khatereh94 ژانر:عاشقانه.هیجانی.طنز وتاحدودی پلیسی هدف:سنجیدن استعداد نویسندگیم..همچنین تجریه ی یه حس خوب وناب.. با شمایی گه میخونید وباخودم که مینویسم. ساعت پارت گذاری.هرروز ساعت۲۱:۳۰.. خلاصه: شبنم صدر یه دختر قوی و آتیش پاره که آرزوی مشهور شدن داره..درهمین حین طبق اتهامی تز طرف یک مرد به نام آدار ارجمند بااون وارد مجادله ایی میشه آدار برا اینکه این دخترو نزدیک خودش نگه داره و ضرری به خانوادش نزنه بهش پیشنهاد کاری میده..آداری که خانواده ی نامدار و پرنفوذی داره و شبنمی که بخاطر بابای پلیسش وارد معمای زندگیشون میشه مقدمه: احساسی که به تو دارم والاترین حسی است..که در دلم..این دل تنگم جای داده ام..این همان حسی ست که غم پایان ناپذیرم را به لبخندی پرازامید پر از معنا تبدیل میکند.بدان تو را در زیباترین عضو بدنم جای داده ام،هرلحظه با هرتپش نام تو زمزمه میکند.تورا که فراموش میکنم با هر بار نفس کشیدنم باخودم هم بیگانه میشوم..من بدون تو چه معنایی دارم؟وقتی تو در تک تک ثانیه های زندگی من حضور نداشته باشی سال های زندگی ام چه معنایی دارد؟از توکه دور میشوم هر لحظه ام به عمق سیاهی چاهی ست که با کلنگ دوری تو کنده ام،اما با تو که هستم همه ی حادثه ها معنا پیدا میکند و هنگامی که به تو فکر میکنم و دغدغه ام رسیدن به تو میشود دیگر نقشه ایی برای زندگی ام ندارم ناظر رمان: @*Dr
  9. نام رمان:گیسو مشکی نویسنده:K.Rostami کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه_هیجانی هدف:برای به تصویر کشیدن دوباره ی قدرت عشق ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه رمان:نسیم خنکی که به صورتم میخورد حالمو عوض میکرد،لباس سفید و بلندم توی تنم میلغزید و موهای سیاه و لختم و باد دست در دست میرقصیدن.دستامو از سرما دور خودم حلقه کرده بودم و به نقطه ای نامعلوم در دوردست چشم دوخته بودم.صدای برخورد موج ها به تخته سنگ های عظیم الجسه روحمو نوازش میداد.با برخورد موج خنک و پر از کف به پام نگاه گیج و گنگم چرخید و روی نقطه ای از دریا ثابت موند.لحظه به لحظه برای اجرای فکر بیمارم مصمم تر شدم تن بی جونمو آروم به سمت دریا چرخوندم.تعادل نداشتم ولی تلو تلو خوران قدم در دریا گذاشتم.سرمو رو به آسمون گرفتم،چشمامو بستم و آه کشیدم؛آهی که داغیش گلومو به آتش کشید.به سمت همون نقطه ی نامعلوم حرکت کردم... ناظر: @Sahar79
  10. نام رمان: کی می تونه باشه؟ نویسندگان: گروه رمان نویسان آسمان من اعضای گروه: سرپرست:مبینا کاوه منش / @Mobina003 نویسنده های گرام و حرفه ای: @Mobina003, @Ana_rad, @sarvin,@Narges85, @آندیا، @mahgol ساعات پارت گذاری: نامعلوم ژانر: معمایی، هیجانی، ترسناک هدف: بعضی وقت ها ممکنه راز هایی تو گذشته باشه که ما ازش بی خبریم ...اما یادتون باشه که بلاخره یه روزی ابن راز برملا میشه و این روز هم برای ما امروز... @Narges85 خلاصه: تاحالا توی عمرتون روح دیدید؟ یا جنی چیزی؟ ما بدتر از این ها رو دیدیم و تجربه کردیم؛ بدتر یعنی اینکه ما دیدیم که چقدر آدم ها بدجنس هستند . حتی با اعضای خانوادشون! حتی با هم خون خودشون. این اتفاق ها برای ما افتاد و هنوز هم هر شب منتظر حادثه ای هستیم و ترس در بدنمون مونده و عجین شده! این ترسناک که حس کنی کسی داره نگاهت می کنه! اونم هر دقیقه و هر ساعت! ولی هیچ کسی باور نداره که این اتفاقا برای ما افتاده! شما چی؟ حرف مارو باور می کنید؟ به نظرتون کی می تونه باشه؟؟ @Ana_rad ناظر: @Fateme00 مقدمه: ما شش نفر هستیم... شش زندگی... شش قربانی... قربانی به خاطر یک اتفاق... تلاش می کنیم برای یک زندگی عادی... ما تاوان پس می دهیم... تاوان اشتباه یک نفر... مقصر کیست؟ باید دنبال کسی یا چیزی باشیم که زندگی ما را ویران ساخته است! یعنی او که می تواند باشد؟ @sarvin تاپیک عکس شخصیت ها: https://forum.98iia.com/topic/7716-عکس-شخصیت-های-رمان-کی-میتونه-باشه؟/?tab=comments#comment-189687 تاپیک نقد و بررسی رمان کی می تونه باشه؟:
  11. نام رمان: نیمه پنهان نویسنده: Zahra_MB کاربر انجمن نود و هشتیا ژانر: عاشقانه _ هیجانی_ اجتماعی هدف: دنیای آدم ها با هم خیلی فرق داره، دنیای من با تو، دنیا تو با دیگری، ولی گاهی خیلی چیزها رو خارج از دنیای خودمون باید پیدا کنیم! ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: ساغر قصه ما، درست وسط دنیایی زندگی می کند که برای خیلی ها آرزوست. اما کسی به ناگه، دست ساغر را می گیرد و از دنیایش بیرون می کشد! حالا ساغر بهتر می بیند! باز هم همان دنیا را می خواهد؟ یا خودش را به دنیای جدیدی می سپارد؟ ناظر: @*Dr
  12. نام رمان : پسران پیت نویسنده : یارا / کاربر انجمن نودهشتیا ژانر : خیالی _ عاشقانه _ هیجانی هدف : نوشتن باعث آرامشه میخوام شما رو به آرامش دعوت کنم . زمان پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : دو پسر از یک پدر ؛ اما با سرنوشتی متفاوت ، سرنوشتی که هیچ یک در آن دخیل نبوده اند ، دو برادر که عاشقانه همدیگر را دوست داشتند اما این علاقه دوام پیدا نکرد ، عشقی از جنس دیگر که به جدایی پیوست ، تنهایی مطلق که بر همه سایه افکند و شیرینی را به تلخی مبدل کرد . لینک صفحه نقد : صفحه نقد رمان... ناظر رمان : ناظر رمان پسران پیت
  13. نام رمان : پرتگاه نویسنده : fateme79 کابر انجمن نود و هشتیا ژانر : عاشقانه - هیجانی هدف : شاید بعضی از انسان هایی که به ته خط زندگی رسیده اند و با پرتگاه فاصله ای ندارند با خواندن این رمان بتوانند به نقطه شروع برگردند . ساعات پارت گذاری : روزهای فرد ساعت 24 خلاصه : گاهی خودت هم نمیدانی کجای دنیا ایستاده ای ! هر طرف را که نگاه میکنی جایی را نمیشناسی ، زیر پاهایت پرتگاه عمیقی است نمیتوانی برگردی توانی هم نداری تا بدویی و دور شو جرات پریدن هم نداری اینجاست که همان جا مینشینی مینشینی و فقط نگاه میکنی ! پرتگاه قصه دو ادم است دو ادمی که به ته خط زندگی رسیدند ته خط نشسته اند و فقط نگاه میکنند اما گاهی یک معجزه میتواند ادم را وادار به برگشت کند مجبور به شروعی دوباره شاید هم وادار به پریدن ... ناظر: @fateme.84
  14. مهمان

    سه حقیقت

  15. نام رمان:ترس برادر مرگه نویسنده: fatemeh_ab ژانر:عاشقانه_هیجانی_طنز_غمگین هدف:نترس بودن به این معنی است که چگونه از ترس خود استفاده کنیم. ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:این رمان درباره زندگی چندنفره و به یک فصل خلاصه نمیشه ناظر: @Sarah..
  16. Sarah..

    چالش

    خب خب یه چالش جدید و توپ هر روز با یکی
  17. نام رمان:بادیارا نام نویسنده:جان مریم(کاربر انجمن نودهشتیا) ژانر رمان:عاشقانه هدف:بجای اینکه توزندگی ناامید بشی دعا کن شاید درسرنوشتت خدااینگونه نوشته باشد هرچه اودعاکند ساعت پارگذاری:روزهای فرد حوالی ساعت15 خلاصه رمان:دالیا دختری شاد وسرزنده بااصالت لر وطبقه متوسط جامعه است.که برای پرکردن اوقات فراغت خوددرتابستان بادوستش درکلاسهای طراحی وموسیقی شرکت میکنند.به طور تصادفی متوجه میشوند که کلاس موسیقی که درآن ثبت نام کرده اند برای یک مدیر هنری گروه موسیقی معروف است وماجراازجایی آغازمیشود که دالیا به پیشنهاد مدیرگروه به عنوان نوازنده وارد گروه میشود.....پایان خوش صفحه نقد
  18. نام رمان:ئاگروئاو (( ئاو در زبان کردی به معنای: اب و ئاگر به معنای: اتش)) نویسنده:r.shafeiniya کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: هیجانی و عاشقانه هدف: برای یک عاشق هیچ چیز جز معشوق معنایی ندارد. ساعات پارت گذاری:نا معلوم خلاصه: هیچ کس درد کسی را درک نمی کند! تا زمانی که خود ان درد را احساس کند! جنگیدم برای کسی که مجبورم ولش کنم! می گفتم سرنوشت عددی نیست! اما الان که فکر می کنم نه برای همه! سرنوشت با زندگی من بازی کرد! اورا اورد و مرا عاشق کرد! اورا برد و مرا عاشق تر!! لینک صفحه ی نقد و بررسی رمان ئاگروئاو:
  19. بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان: بهشت مخفی نویسنده: زهرا جواهری ژانر: پلیسی ، عاشقانه، هیجانی ،معمایی هدف : نشان دادن کمک و بخشندگی ساعت پارت گذاری: روزهای زوج خلاصه : آرام دختری جسور،دلسوز ومهربان به خاطری عهدی که به مادر مرحومش داده بود،تصمیم می گیرد دست به کاری سخت زده و معلم روستایی محروم در مناطق دور افتاده شود.اما او نمی داند در این مسیر وارد ماجراهای پر رمزورازی می شود که در رأس آنها خانه ای عجیب پر از رمز و راز......... اتفاقاتی جالب وهیجان انگیزی در انتظار اوست . کسی چه میداند این اتفاقات چگونه رقم خواهد خورد؟ شاید ترسناک شاید عشق،یا شاید هم مرگـــ!! باما همراه باشید. مقدمه : عشق مثل دریا هرگز متوقف نمی شود عشق مثل ستاره می درخشد عشق مثل خورشید گرم میکند عشق مثل گل ها لطیف است و عشق درست مثل تو زیباست. لینک صفحه نقد: امیدوارم از این رمانم هم خوشتون بیاد مثل رمان راز عمارت ، و لذت ببرید.
  20. نام رمان:رویای تو نویسنده:Celinکاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه _ هیجانی _ معمایی هدف:همه ما باتمام توانایی هایی وکاستی هایی که داریم شاهکار زندگی خودمون هستیم.پس باید تلاش کنیم که لحظات گذشته رو فراموش و برای ثانیه های آینده زندگی کنیم چون رویاهای ما اونجا هستند؛رویاهایی که منتظرن به دست ما واقعی بشن. ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:داستان درباره یدختری به اسم سوداست که بچه ی طلاقه وباپدرمعتادش زندگی می کنه.سودا بعد ازفوت ناگهانی پدرش به ناچار به دنبال مادرش می گرده؛ولی بیخبر از اتفاقات جدیدی که توی زندگی مادرش به وجود اومده وسرنوشتی که بدجوری قصد داره اونو وارد بازی زندگی کنه؛بازی که معلوم نیست تهش به کجا میرسه... ناظر : @hellgirl
  21. نام رمان : عشق و نفرت نویسنده : satan_mhdi ژانر : هیجانی ؛ عشقی ساعت پارت گذاری : هر روز ساعت18 هدف از نوشتن:... خلاصه : داستان در مورد دختری هست که همه فکر میکنن دست و پا چلفتی و لوس ؛ پدرش کاملا محدودش کرده چون شغلش خطرناک و میترسه ٱسیبی بهش برسه ولی همه اشتباه میکنن اون دختر چیزی که نشون داد نیستش. مقدمه:....
  22. نام رمان:بادیارا نام نویسنده:جان مریم(کاربر انجمن نودهشتیا) ژانر رمان:عاشقانه هدف:بجای اینکه توزندگی ناامید بشی دعا کن شاید درسرنوشتت خدااینگونه نوشته باشد هرچه اودعاکند ساعت پارگذاری:روزهای فرد حوالی ساعت15 خلاصه رمان:دالیا دختری شاد وسرزنده بااصالت لر وطبقه متوسط جامعه است.که برای پرکردن اوقات فراغت خوددرتابستان بادوستش درکلاسهای طراحی وموسیقی شرکت میکنند.به طور تصادفی متوجه میشوند که کلاس موسیقی که درآن ثبت نام کرده اند برای یک مدیر هنری گروه موسیقی معروف است وماجراازجایی آغازمیشود که دالیا به پیشنهاد مدیرگروه به عنوان نوازنده وارد گروه میشود.....پایان خوش صفحه رمان سلام.ممنون میشم اگر بخشی ازوقت چون طلایتان را برای رمان این بنده ناچیزبگذارید ودرانتهاهر نظر،انتقاد،پیشنهادی دارید برایم بنویسید. ویک خواهش:لطفا حمایت کنید. اجرتون بااون بالاسری
  23. نام رمان:دختری میان غبار تنهایی نویسنده:ghazal_kh ژانر:پلیسی،جنایی،عاشقانه هدف:نویسندگیو دوست دارم و بهم ارامش میده،امیدوارم از خوندن نوشته هام لذت ببرید ساعت پارت گذاری:روزی دو پارت خلاصه:پسری مغرور و خودخواه به اسم آرسام که به هیچ چیز و هیچکس جز خودش فکر نمیکنه اما روزی میرسه که دختری از دیار غم به طور ناخواسته وارد زندگیش میشه و همه چیز رو دگرگون میکنه،کی میدونه قراره چی بشه؟ مقدمه:... ناظر: @hellgirl
  24. نام رمان: سرنوشت لجباز نویسنده: Narges85 _ mahgol کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: ترسناک _ هیجانی هدف: نوشتن افکار درون ذهنم ساعات پارت گذاری: نا معلوم خلاصه: افرادی هستند که در گذشته اتفاق های بدی برایشان افتاده است و انها در فکر انتقام هستند حتی بعد از مرگ . حالا این افراد زندگیه چهار شخصیت رمان ما را به ترسناک ترین شکل تحت تاثیر قرار میدهند ولی در همین حین اتفاق های شیرینی می افتد لینک صفحه ی بررسی و نقد رمان سرنوشت لجباز : بررسی و نقد رمان سرنوشت لجباز
  25. نام رمان :خلاء نویسنده : vida m کاربر انجمن نودو هشتیا ژانر : فانتزی_مرموزانه_ترسناک هدف : می خوام تجربه ی کتاب خوندن برای خواننده سرگرم کننده و جذاب باشه،اگر میخواین چیزی یاد بگیرین برین کتابای درسی تون رو مرور کنید. دنبال هیجانم. دوست دارم شما رو هم از دنیای معمولیِ خسته کننده بیرون بکشم و یکم خوش بگذرونیم. ساعات پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : پسری با اختلال روانیِ نامشخص، که به طورِ اتفاقی مجوز ورود به دنیایی موازی و مرموز را به دست می آورد ...
×
×
  • جدید...