رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'معمایی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
  • سینما و تئاتر
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • ده شصتيا دهه شصتيا جمع شيد
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • یادگیری زبان ترکی استانبولی ( با تدریس سحــر راد ) درس 1
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • دلنوشته قوانین ثابت گروه
  • دلنوشته اجرایی شدن ایده برای نقد دلنوشته‌های کامل شده
  • دلنوشته دلنوشته‌های کامل شده
  • گروه بانمکا موضوع ها باحال ترین سوژه
  • گروه بانمکا موضوع ها باحال ترین سوژه
  • گروه بانمکا موضوع هالقب های فوق بامزه
  • خواننده ها و نویسنده های برتر سرگرمی
  • خواننده ها و نویسنده های برتر رمان ها
  • خواننده ها و نویسنده های برتر گالری عکس
  • خواننده ها و نویسنده های برتر رمان هر 2 هفته
  • خواننده ها و نویسنده های برتر موضوع ها

دسته ها

  • Files
  • کلوپ وحشت فایل
  • کلوپ وحشت فایل
  • گروه بانمکا فایل
  • تئوریست ها اینجان جهان واقعا سال ۲۰۱۲ تموم شد!

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

32 نتیجه پیدا شد

  1. نام رمان: سِــب رَم نویسنده: abtin 8 کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: معمایی، آخرالزمانی هدف: به چالش کشیدن اعتقادات انسان هایی زجر کشیده! ساعات پارت گذاری: نامعلوم! داستان: شنبه، 5 مرداد 1392 یا جهانی تر 27 ژوئیه 2013 در ساعت دو هفت دقیقه ظهر، زلزله ای سراسر جهان را در بر میگیرد بدون هیچ دلیل و منطقی. رمان داستان چهار پسر به نام های: محمد ، محمدرضا،جواد و علیرضا را در قبل و بعد و خلال این حادثه نشان می دهد. ناظر: @f_nassari
  2. نام رمان: کی می تونه باشه؟ نویسندگان: گروه رمان نویسان آسمان من اعضای گروه: @Mobina003, @Ana_rad, @sarvin,@Narges85, @آندیا، @mahgol ساعات پارت گذاری: نامعلوم ژانر: معمایی، هیجانی، ترسناک هدف: بعضی وقت ها ممکنه راز هایی تو گذشته باشه که ما ازش بی خبریم ...اما یادتون باشه که بلاخره یه روزی ابن راز برملا میشه و این روز هم برای ما امروز... @Narges85 خلاصه: تاحالا توی عمرتون روح دیدید؟ یا جنی چیزی؟ ما بدتر از این ها رو دیدیم و تجربه کردیم؛ بدتر یعنی اینکه ما دیدیم که چقدر آدم ها بدجنس هستند . حتی با اعضای خانوادشون! حتی با هم خون خودشون. این اتفاق ها برای ما افتاد و هنوز هم هر شب منتظر حادثه ای هستیم و ترس در بدنمون مونده و عجین شده! این ترسناک که حس کنی کسی داره نگاهت می کنه! اونم هر دقیقه و هر ساعت! ولی هیچ کسی باور نداره که این اتفاقا برای ما افتاده! شما چی؟ حرف مارو باور می کنید؟ به نظرتون کی می تونه باشه؟؟ @Ana_rad ناظر: @Fateme00 مقدمه: ما شش نفر هستیم... شش زندگی... شش قربانی... قربانی به خاطر یک اتفاق... تلاش می کنیم برای یک زندگی عادی... ما تاوان پس می دهیم... تاوان اشتباه یک نفر... مقصر کیست؟ باید دنبال کسی یا چیزی باشیم که زندگی ما را ویران ساخته است! یعنی او که می تواند باشد؟ @sarvin
  3. نام رمان: فصل رسیدن نام نویسنده: mahdie 70 کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: معمایی، عاشقانه، اجتماعی هدف: آشتی با قلم و تمرین نوشتن ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: پرستو دختر خیال پرداز و کنجکاویست که بالاجبار یک زندگی روتین دارد اما هنوز از فکر زندگی رویایی‌اش دست نکشیده است. یک اتفاق زندگی پرستو را تحت تاثیر قرار می‌دهد و او را از مسیر رویاهایش دور می‌کند. اما آیا پرستو بدون رویای همیشگی زندگی‌اش می‌تواند زندگی کند؟ . تقدیم به همه‌ی خواننده‌های عزیز نودهشتیا امیدوارم بخونید و لذت ببرید❤️ لینک صفحه نقد رمان 👆 منتظر نظرات و نقدهای ارزشمندتون هستم
  4. نام رمان:دختری میان غبار تنهایی نویسنده:ghazal_kh ژانر:پلیسی،جنایی،عاشقانه هدف:نویسندگیو دوست دارم و بهم ارامش میده،امیدوارم از خوندن نوشته هام لذت ببرید ساعت پارت گذاری:روزی دو پارت خلاصه:پسری مغرور و خودخواه به اسم آرسام که به هیچ چیز و هیچکس جز خودش فکر نمیکنه اما روزی میرسه که دختری از دیار غم به طور ناخواسته وارد زندگیش میشه و همه چیز رو دگرگون میکنه،کی میدونه قراره چی بشه؟ مقدمه:... ناظر: @hellgirl
  5. نام رمان : "حریم شیطان" نویسنده : یاسمن بیگی ژانر : عاشقانه ، معمایی پارت گزاری : هرشب - دو پارت خلاصه : داستان دختری که پس از مرگ نامزدش ، طبق رسم خانی ، مجبور می شه با برادر نامزدش ازدواج کنه ، ولی... و از طرف دیگه دختری که با تمام وجودش عاشق خان سومه ، ولی خان اون رو ندید می گیره ، و با سوگلیش... مقدمه: بهترین کارِ دنیا ؛ دل کندن از کسی ست... که دنیایِ توست... ولی میدانی... هیچگاه... مالِ تو نخواهد بود...! ناظر رمان : @Helen منتظر نقدتون هستم ❤ عکس شخصیت های رمان حریم شیطان در صفحه ی زیر :
  6. نام رمان:دیوونه کننده نام کاربری نویسنده:Vampiro(فاطمه محمدی) هدف: عشق هیچوقت نباخته و از اونجایی که خدا عشق مطلقه پس نمی‌ذاره ببازی امیدوار باش به خدا. ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه رمان دیوونه کننده:رمان در مورد پسری به اسم مسیح که پس از اتفاقاتی ترسناک و عجیبی که براش بوجود می یاد می فهمه که بیشتر وجودش انسان نیست ولی کدوم اتفاق؟کدوم تغیرات؟چرا اینجوری شد؟جواب فقط سه کلمه است حقیقت دیوونه کننده ولی کدوم حقیقت؟بامن همراه باشید تا بفهمیم برای مسیح چه اتفاقاتی میفته و بفهمیم این حقیقت دیوونه کننده چیه؟ صفحه رمان من چند تا پست اول رو میذارم هروقت هم که بتونم پارت جدید میذارم
  7. نام رمان: تو تعبیر خواب منی نویسنده:یاسمین قلیزاده Mehrsa-yas کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:معمایی _ عاشقانه هدف: بهتر شدن قلم نوشتاری ساعات پارت گذاری:نامشخص خلاصه: داستان درباره دختری به اسم ملیسا است که در سن پانزده سالگی به خاطر وجود دلایلی از خانه فرار می کند و به طرز عجیبی با پسری به نام مرصاد آشنا می شود. مرصاد سعی می کند تا از زندگی ملیسا سر در آورد اما همیشه همه چیز آن طور که باید خوب پیش نمی رود. ملیسا کم کم متوجه وجود حس های تازه ای درون قلبش نسبت به مرصاد می شود اما...... حال مسئله این است که چه بر سر دخترک تنهای داستان خواهد آمد؟ آیا این دختر توانایی مقابله با این همه سختی را به تنهایی خواهد داشت ؟ آیا می تواند از اسرار هایی که در زندگی با آنها روبه رو شده سر در آورد ؟ می تواند این کلاف سردرگم زندگی را از هم جدا کند؟ همه چیز آشکار می شود در رمان « تو تعبیر خواب منی »! صفحه نقد
  8. نام رمان:دخترک سوخته نام نویسنده:شکینا کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه،تخیلی،ترسناک،معمایی هدف:تقویت قلم ساعات پارت گذاری:نامعلوم ناظر: @hellgirl خلاصه: هشت ماه قبل ، به دلایل نامشخصی ، دخترکی دچار سوختگی هشتاد درصد می شود. حالا بعد از گذشت هشت ماه ، صورتک جدیدی بر چهره ی دخترک قالب شده است اما .. چهره ، صورت یک فرد معمولی نیست ، بلکه .. صورت یک گرگینه است و همین مسئله دخترک را در گودالی از مشکلات پرت می کند. مقدمه: او را داخل اتاق می اندازد و درش را محکم می بندد. دخترکِ بر روی زمین افتاده ، خودش را روی زمین می کشد و با ضربه های مشت سعی در باز کردن دارد اما ... در کسری از ثانیه بوی بنزین پخش و صدای روشن شدن فندک به گوش می رسد. گیج و منگ به اطرافش نگاه می کند ، درک قضایا برایش سخت است تا زمانی که داخل اتاق آتش می گیرد. دیگر راهی برای فرار نیست ، تقلا همه چیز را سخت تر می کند و حال دخترک دچار سوختگی هشتاد درصد شده است و زیر لبش فقط یک کلمه جاری می شود. من دخترک سوخته ام.
  9. بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان: بهشت مخفی نویسنده: زهرا جواهری ژانر: پلیسی ، عاشقانه، هیجانی هدف : نشان دادن کمک و بخشندگی ساعت پارت گذاری: روزهای زوج خلاصه : آرام دختری که با انتخاب خودش به عنوان معلم، به یک روستای دور افتاده ،میره واونجا اتفاقات جالبی براش میافته ...،شاید ترسناک ،شاید هیجانی ،شایدم عشق !! مقدمه : عشق مثل دریا هرگز متوقف نمیشه عشق مثل ستاره می درخشه عشق مثل خورشید گرم میکنه عشق مثل گل ها لطیفه و عشق درست مثل تو زیباست. لینک صفحه نقد: امیدوارم از این رمانم هم خوشتون بیاد مثل رمان راز عمارت ، و لذت ببرید.
  10. نام رمان:دیوونه کننده نام کاربری نویسنده: Vampiro(فاطمه محمدی) ژانر: ترسناک،معمایی،هیجانی هدف:عشق هیچوقت نباخته و از اونجایی که خدا عشق مطلقه پس نمی‌ذاره ببازی به خدا امیدوار باش. ساعت پارت گذاری:معلوم نیست خلاصه رمان:رمان در مورد پسری به اسم مسیح که پس از اتفاقاتی ترسناک و عجیبی که براش بوجود میاد حقایقی رو میفهمه که براش قابل هضم نیست ولی کدوم اتفاق؟ کدوم تغییر؟ چرا اینجوری شد ؟ تمام این جواب ها فقط دو کلمه است حقیقت دیوونه کننده ولی کدوم حقیقت؟با من همراه باشید که بفهمیم این حقیقت دیوونه کننده چیه؟ لینک صفحه نقد: ناظر رمان: @Helen
  11. نام رمان : در حواشی رویا | hani200382 , Saba_G🌼li نام نویسنده : هانیه دانیال ، صبا یاری ژانر : جنایی _ پلیسی ، عاشقانه ، معمایی زمان پارت گذاری : نا معلوم هدف : به دست آوردن اندکی آرامش در دنیایی پر از هیاهو خلاصه : داستانی متفاوت و سرشار از ترس و هیجان است که زندگی یک دختر و پسر جوان را با دنیایی تفاوت روایت می کند. اما زندگی چطور سرنوشت این دو را به هم گره می زند؟ آیا یک حادثه؟ یا تحقق رویا؟ این تلاقی زیبا از رویا های شبانه چگونه زشتی و سیاهی را به عشقی مملو از روشنایی و درخشش مبدل می کند؟ http://s3.picofile.com/file/8369443068/photo5947412107681182105.png صفحه نقد
  12. نویسنده:Mehrsa-yas کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:معمایی _ عاشقانه هدف:همیشه همه چیز آنطور که انتظار داریم نیست. ساعات پارت گذاری:نامشخص خلاصه: داستان درباره دختری به اسم ملیسا است که در سن پانزده سالگی به خاطر وجود دلایلی از خانه فرار می کند و به طرز عجیبی با پسری به نام مرصاد آشنا می شود. مرصاد سعی می کند تا از زندگی ملیسا سر در آورد اما همیشه همه چیز آن طور که باید خوب پیش نمی رود. ملیسا کم کم متوجه وجود حس های تازه ای درون قلبش نسبت به مرصاد می شود اما...... حال مسئله این است که چه بر سر دخترک تنهای داستان خواهد آمد؟ آیا این دختر توانایی مقابله با این همه سختی را به تنهایی خواهد داشت ؟ آیا می تواند از اسرار هایی که در زندگی با آنها روبه رو شده سر در آورد ؟ می تواند این کلاف سردرگم زندگی را از هم جدا کند؟ همه چیز آشکار می شود در رمان 《تو تعبیر خواب منی!》 لینک صفحه رمان تو تعبیر خواب منی
  13. نام رمان : "حریم شیطان" نویسنده : یاسمن بیگی ژانر : عاشقانه ، اربابی ، معمایی پارت گزاری : روزهای زوج - دو پارت خلاصه : داستان دختری که پس از مرگ نامزدش ، طبق رسم خانی ، مجبور میشه با برادر نامزدش ازدواج کنه ، ولی... و از طرف دیگه دختری که با تمام وجودش عاشق خان سومه ، ولی خان اونو ندید میگیره ، و با سوگلیش... مقدمه: بهترین کارِ دنیا ؛ دل کندن از کسی ست... که دنیایِ توست... ولی میدانی... هیچگاه... مالِ تو نخواهد بود..! ناظر رمان : @Helen عکس شخصیت های رمان حریم شیطان در صفحه ی زیر :
  14. نام رمان: خانه شوم نویسنده :(hell girl ) کاربر نودوهشتیا ژانر:ترسناک -عاشقانه -معمایی هدف : داستان های ژانر ترسناک بعضی از خیال نویسنده می آید و بعضی از واقعیت . مخاطب واقعیت را از خیال تشخیص میدهد . هدف این رمان تقویت حس شناخت و درک ماورا در مخاطبان و روش های رهایی در مواجه با آن هست . ساعت پارت گذاری : هر روزساعت خلاصه : داستان از آن جایی آغاز میشود که مریم و کامران به خانه ی جدیدشان نقل مکان میکنند . در این خانه اتفاقاتی میافتد که زندگی این زوج را دستخوش حوادث میکند . لینک صفحه بررسی و نقد رمان خانه شوم :
  15. نام رمان:بالی برای پریدن نویسنده:s.shahbaziکاربر انجمن نودهشتیا ژانر:تخیلی_عاشقانه_معمایی هدف:بعضی وقتا بعضی آدما ، هدفی برای زندگی کردن ندارن تو بی هدفی غرق شدن . با نوشتن این رمان خواستم نشون بدم همیشه هدفی برای زندگی کردن هست. ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه: درمورد دختریست که گذشته تلخی داشته ، نسبت به آینده نا امیده ولی تحولی اتفاق میوفته که در اوج بی هدفی ، اتفاقی میوفته که برای دو دقیقه بعدش هم هدف دارد. مقدمه : بال.... بعضی ها چه میدانند ... شاید یک کلمه سه حرفی بتواند زندگی یک نفر را متحول کند... پرواز... پرواز به کرانه ها.... کسی چه میداند..... شاید پرواز کردن بتواند زندگی یک معشوق را نجات دهد... کسی چه میداند... صفحه رمان
  16. *fateme*

    رادیاری

    نام رمان:رادیاری نام نویسنده:*fateme* ژانر: عاشقانه _ معمایی _باحال هدف : هیچ وقت ، به هیچ عنوان ، قضاوت هیچی و سریع نکن !شاید داری اشتباه میکنی؟ ساعت پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : اوووم خب موضوع در مورد دختریع بع اسم آروشا کع دردسرایی واسش پیش میادوو اینا یع اکیپ 4 نفرن آروشا ، کیانا ، مبینا، رکسانا و تو داستان با رادمهر و مهرداد و شروین و.... آشنا میشیید و آرشوا تو کانادا براش اتفاقایی میوفتع کع ذهنشو درگیر کردع و وقتی منتظر جواب از رادمهر بود اتفاقایی میبینع کع نباااید و اینکع به ایران بر میگردع و بعد 1ونیم سال رادمهر هم میاد اما با تغییراتی که برای آرووشا غیر قابل هضمع ... صفحه رمان
  17. نام رمان : دورگه نویسنده : A.H.M (امیرحسین معاصری) کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : تخیلی _ عاشقانه _ ماجراجویی _ معمایی _ هیجانی _ فانتزی هدف : علاقه به نوشتن و ایجاد یک داستان با محوریت های مختلف ... ساعت پارت گذاری : نامعلوم مقدمه : دنیای جادوگرها از دنیای ساحره ها جداست ... دنیایی که پر از رمز و رازه ، دنیایی مخوف که دونستن و فهمیدن رازهاشون تاوان سنگینی داره ، افراد خوب و بد همه جا هستن حتی توی این نوع دنیا ها ولی کاش که هیچوقت روزی نرسه که افراد شیطان صفت و پلید بر این دنیاها حکومت کنند ... خلاصه : داستان درباره ی پسری به اسم آلمر هستش ، پسری که سعی میکنه دنیایی بدور از دشمنی بسازه اونم فقط بخاطر ... ، آلمر دارای قدرت های بسیار زیادیه اگه راستشو بخواین آلمر یه دورگس ! این پسر دورگه نیاز به کمک داره پس میره سراغ دامبلدور ولی ... . لینک صفحه ی رمان : لینک صفحه ی رمان دورگه
  18. نام رمان: خانه شوم نویسنده :(hell girl ) کاربر نودوهشتیا ژانر:ترسناک -عاشقانه -معمایی هدف : داستان های ژانر ترسناک بعضی از خیال نویسنده می آید و بعضی از واقعیت . مخاطب واقعیت را از خیال تشخیص میدهد . هدف این رمان تقویت حس شناخت و درک ماورا در مخاطبان و روش های رهایی در مواجه با آن هست . ساعت پارت گذاری : هر روزساعت خلاصه : داستان از آن جایی آغاز میشود که مریم و کامران به خانه ی جدیدشان نقل مکان میکنند . در این خانه اتفاقاتی میافتد که زندگی این زوج را دستخوش حوادث میکند . لینک صفحه رمان :رمان خانه ی شوم
  19. نام رمان:رادیاری نام نویسنده:*fateme* ژانر: عاشقانه _ معمایی _باحال هدف : هیچ وقت ، به هیچ عنوان ، قضاوت هیچی و سریع نکن !شاید داری اشتباه میکنی؟ ساعت پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : "فَرهاد بِشَوی کوه بِکَنی خُسرو بِشَوی مُحکَم باشی دُر رِسیدَن بِع عِشقَت مَجنون بِشَوی تَحقیر وُ کوچَک بِشی مَن نَع لِیلی عاشق قِصِه هام نَع شیرینِ فَرهادُ و خُسرواَم مَن مَنَم هَمان سَنگی کِع هَستم میمانَـم/: " دخترک این روزها به هر دری میکوبید تا معشوقعش را برای خوش بیابد اما ستاره ی مرگ زندگیش نگذاشت ... به هر دری کوبید تا پاک کند کینه را ، دروغ مرگ آور نگذاشت ... دخترک دیگر به دری نکوبید .. دستانش درد گرفت .. زانوهایش شل شد .. چانه اش لرزید و تیر اخر....... سد چشمانش شکست و کم اورد .. رفت و به در ها اهمیت نداد .. رفت که شاید .. در اینده ای دور کسی دستانش را بگیرد و وادارش کند به دری بکوبد .. صفحه نقد
  20. (*black(*a

    آخرین غروب خورشید|black

    نام رمان:آخرین غروب خورشید نویسنده:black|کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه، پلیسی، معمایی، غمگین هدف:سرگرمی ساعات پارتگذاری:معلوم نیست مقدمه: هردومون خوب نیست! برای تو فقط خوب شد... نمیدونم چکار کردم? ته این قصه این جور شد. نه دریاه و نه این جنگڶ. نه این گیتار و نه این آهنـڲ. نبود درمان قلب من!! از همون طلوع عشق ما.. غروبشم مشخص بود چه زود غروب کرد این خورشید چقدر برای من سخت بود چقدر ‌سخت بود چقدر مشکل! بدون تو زندگی کردن! چقدر سخته بدون تو تا ته راهو طی کردن میشینم منتظر تا تو یه روز برگردی از هجـرت! خلاصه:این داستان، روایت کننده زوجی از جنس لیلی و مجنون است؛ زندگیشان از عشق نشأت گرفته،لیک مانند تمام داستان ها آدمی از نژاد تاریکی و بدی وجود دارد که راضی به وصال این دو عاشق نیست و آن هارا به بازی خطرناکی دعوت می کند که سر و تهش قابل تشخیص نیست... سرانجام سرنوشتشان دستخوش متحول می شود.! *********** #1 فقط اشک بود که از گونه هایم سرازیر می شد بار دیگر به عکس دخترک چشم عسلی می نگرم؛ دختر قشنگ و زیبا رویی است، اما من چه کم داشتم که اینگونه به من خیانت کرد! _چرا سپهراد چـــرا؟ با صدای فریادم سر بلند می کند: خور... _اسممو به زبونت نیار نامـرد؛ فقط بگو چه چیزی باعث شده اینطور خیانت کنی مگه از عشق و محبت چیزی برات کم گذاشتم هاان مگه از زیبایی کم داشتم چرا سپهراد بگو؟ _خورشید... دستان مشت شده اش، سمت چپ سینه اش را هدف گرفت:این قلب، تنها به عشق بی کران تو، در حال تپیدنِ. به عکس های روی صفحه TV اشاره می کنم:این عکس های لعنتی، نشون دهنده ی چیه؟ :خورشید، تو که می دونی من پلیسم و مسلما دشمنای زیادی دارم اینم یه تله ست تا تو رو نسبت به من بدبین کنن. _نه سپهراد، خامِ حرفات نمی شم... اینجا دیگه جای من نیست! چمدان سبز رنگم را بلند می کنم و ازش جدا می شوم صدای بغض دارش مانند خنجری در قلبم فرو می رود :خورشید من و تنها نزار من بدون تو محاله زنده بمونم تو عشق زندگیمی خورشید! _سپهراد با وجود خیانتت بازهم عاشقتم و طاقت صدای بغض دارت رو ندارم؛ امیدوارم بتونی اثبات کنی افکار من اشتباهه و همش یه تله ست. _خورشید مطمئن باش ثابت می کنم من خیانتی نکردم و به ولای علی شخصی که موجب بهم زدن و جدایی ما شد رو از بین می برم. پا تند می کنم و از خانه ای که شاهد عشق ما دو نفر بود خارج می شوم... سیل اشکهایم صورتم را قاب می گیرند؛ اما دوایی برای قلب خیانت دیده ام نیست .... که می گوید اشک بار دل را کم می کند؟ اینگونه نیست. وزنه ی عشق، سنگینیش با دیدن معشوق برداشته می شود
  21. شاهدخت تهرانی/Killerlove ژانر : عاشقانه معمایی کمی طنز هدف : این داستان میخواد بگه که عشق امروز دیروز نمیشناسه میاد یقه ات میگیره و میچسبونت به دیوار دلداگی حالا امروز چه 400 سال قبل خلاصه : مارال دختری از جنس سنگ سرد خارا که هیچ پسری نمیتونه واردش بشه در یک کل کل عاشقانه یه شرط میبازه و مجبور میشه که شرط قبول کنه و دوست هاشو به مال ببره در اونجا یه انگشتر پیدا میکنه اون انگشتر قفل قلب مارال میشکنه اما نه در این زمان قصه عشق مارال یکم قدیمی سالخورده است مارال عشق مارال توی 400سال پیش زندگی میکرده صفحه داستان
  22. نام : Real Nightmare نام نویسنده: YegNmj ژانر: تخیلی، معمایی هدف:علاقه زیادی که به ژانر فیکشن دارم ساعات پارت گذاری: نامعلوم . . . توهم، خواب، رویا، کابوس، همه اینا یه سر منشإ داره بعضی وقتا از کابوس نباید ترسید بعضی وقتا رویاها رو نباید شیرین تلقی کرد یه کابوس میتونه یه تعبیر شیرین داشته باشه ویه رویا میتونه بدترین کابوس واقعی زندگیت باشه همونطور که یه توهم میتونه واقعی باشه یه واقعیت هم میتونه خیالی باشه مواظب کابوسای واقعیه زندگیتون باشید....‌ . . . . دختری که رویاهای شیرینی داره رویاهایی که خودشم نمیدونه چرا ولی براش شیرنن ولی این رویاها نابودش میکنن زندگیشو بهم میریزن بدترین کابوس واقعی زندگیش میشن و میکشننش......... چرا؟! برای چی؟!
  23. نام رمان: عطر ریحون نویسنده: Zahra_MB کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه_ رئال _ هیجانی هدف: زندگی بالا پایینی های زیاده داره، چه باور کنی چه باور نکنی همیشه یک روزنه ای از نور به روی تموم سختی ها باز میشه، ولی اگر باور کنی سختی های مسیر دیگه برات سختی نیستن و میتونی از همون ها هم لذت ببری. با نوشتن این رمان میخوام یک زندگی معمولی رو بهتون نشون بدم، همیشه اتفاق ها در پس زندگی های فانتزی اتفاق نمی افته. ساعت پارت گذاری: هر روز خلاصه: داستان درباره دختریست که خانواده اش شرایط پایین اقتصادی دارند اما در عین حال از لحاظ فرهنگی در سطح خوبی هستند، دختر داستان ما تا اونجایی که یادش میاد همیشه تنها بودند و جز همسایشون کسی رو نداشتند، رمان از جایی شروع میشه که جواب کنکور میاد و ریحانه قصه ما دانشگاه تهران قبول میشه، قبول شدن در دانشگاه ریحانه رو با آدمی آشنا میکنه که به مرور زمان میفهمه چقدر دربند و دلبسته اونه، اون آدم چطور؟ همینقدر که ریحانه دوستش داره اون هم دوستش داره؟ اصلا چرا تنها زندگی میکنند؟ چرا تک فرزنده؟ در نهایت سرنوشت ریحانه چه میشود؟ لینک صفحه بررسی و نقد رمان عطر ریحون: معرفی و نقد رمان عطر ریحون | Zahra_MB
  24. نام رمان : دورگه نویسنده : A.H.M (امیرحسین معاصری) کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : تخیلی _ عاشقانه_ معمایی هدف : علاقه به نوشتن و ایجاد یک داستان با محوریت های مختلف ... ساعت پارت گذاری : نامعلوم برگرفته شده از سری هری پاتر اثر جی.کی.رولینگ ناظر رمان : @M@hta خلاصه : داستان درباره ی پسری به اسم آلمر هستش ، پسری که سعی میکنه دنیایی بدور از دشمنی بسازه اونم فقط بخاطر ... ، آلمر دارای قدرت های بسیار زیادیه؛ اگه راستش رو بخواین آلمر یه دورگس ! این پسر دورگه نیاز به کمک داره پس میره سراغ دامبلدور ولی ... . صفحه ی معرفی و نقد رمان دورگه
  25. نام نویسنده:شاهدخت تهرانی/Killerlove ژانر : عاشقانه/معمایی/کمی طنز هدف : این داستان میخواد بگه که عشق امروز دیروز نمیشناسه میاد یقه ات میگیره و میچسبونت به دیوار دلداگی حالا امروز چه 400 سال قبل خلاصه : مارال دختری از جنس سنگ سرد خارا که هیچ پسری نمیتونه واردش بشه در یک کل کل عاشقانه یه شرط میبازه و مجبور میشه که شرط قبول کنه و دوست هاشو به مال ببره در اونجا یه انگشتر پیدا میکنه اون انگشتر قفل قلب مارال میشکنه اما نه در این زمان قصه عشق مارال یکم قدیمی سالخورده است مارال عشق مارال توی 400سال پیش زندگی میکرده صفحه نقد
×
×
  • جدید...