رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار ویرایش
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • کتابخانه سایت نود و هشتیا
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مشکلات سایت
    • مشکلات و پیشنهاد برای عنوان کاربری
    • مشکلات و پیشنهادات برای انجمن ۹۸ایا
    • سخت افزار و نرم افزار
  • متفرقه
    • اموزش زبان انگلیسی
    • مذهبی، حدیث ، مداحی
    • متفرقه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • گالری عکس شهرها و آثار تاریخی
    • عکس های متفرقه
  • عمومی
    • روانشناسی و پزشکی
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
    • ورزشی
  • نودهشتیا
    • ویژه نامه نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها معصومه
  • ده شصتيا دهه شصتيا جمع شيد
  • دیونه بازی موضوع ها

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


کاربر

96 نتیجه پیدا شد

  1. نام رمان:رقابت دوستان مبارز نام نویسنده:Pesarake و M.L.D ژانر:عاشقانه،تراژدی هدف:نشان دادن ارزش عشق!اگر دو قلب به یکدیگر پیوند بخورند،هیچ قدرتی نمی تواند جدایشان کند؛حتی اگر این عشق اشتباه باشد.عشق سن و سال،مقام،پول و..........نمی شناسد.انسان های عاشق فقط معشوقشان را می بینند و بس! خلاصه:دنیای من رنگی نداشت،رنگ چشمانش به دنیایم رنگ داد!دنیای من خالی بود،او دنیای من شد!بین ما به اندازه ی زمین تا آسمان فاصله وجود داشت ولی انگار چشمانم کور شده بودند و این فاصله را نمی دیدند!من دنیایی داشتم و او نیز دنیایی دیگر!من چشمانم کور شد و همه ی مشکلات را نادیده گرفتم و به سمتش رفتم،آدمی دیگر شدم تا او را داشته باشم! نقد
  2. نام رمان: تلخند نویسنده: Bahareh ژانر: عاشقانه - تراژدی هدف: تقویت قلم - تقویت زاویه دید زمان پارت گزاری: معلوم نیست خلاصه: ترانه. دختری که به تازگی غمی درونش نهفته است. او به دیوانگی متهم می شود. می خواهد خودش ترانه زندگی اش را بسراید... و با وجود گذشته ی تلخش، زندگی اش را دوباره آغاز کند. ترانه عشق دوباره به زندگی را بسراید ... ترانه ای از زبان یک دیوانه ی تنها! مقدمه: گاهی زده می شوی... از خودت... زندگی... امروز... فردا... گاهی دلت می خواهد نباشی بروی و در تاریکی ها گم شوی شاید که چهلچراغت را پیدا کنی شاید که خود را بتوانی پیدا کنی دور خودت بچرخی و در پایان دوباره خود را بیابی... اما شکسته تر... تلخ تر... سرد تر... زندگی یعنی تاریکی لبخند هایم زیر نور خاموش او یعنی اشک های تیره ام در دلتنگی از او لب های خشکیده از مدام صدا زدن هایش بیهوده! بگذار این را بگویم زندگی یعنی تباهی خستگی... سردی... و گاه گاه روشنایی! یعنی ناز او و نیاز من... یعنی... یعنی همین تلخند هایم... ناظر رمان: @nima.slm00
  3. عطرا کوثر جباری عاشقانه هدف: نویسندگی عشقمه. ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: عطرا روایتگر زندگی دو جوان، عشقی قدیمی که به یکباره باز هم جوانه میزند در میان هیاهوی زندگی دخترکی که سعی در فراموشی آن داشت. و سیاوش پسرکی طرد شده از خانواده که کارش دله دزدی برای امرار معاش خودش است منتهی با قوانین خاص خودش. عطرا و سیاوش... دو دوست دو همراه که همیشه باهمند. و اما عطرا دخترکی که بیشترین ضربه را در این داستان میخورد.... لینک نقد رمان: https://forum.98iia.com/topic/4368-رمان-عطرا-کوثر-جباری-کاربرنودهشتیا/
  4. Arefeh79

    نام رمان: رز سرخ نویسنده:arefeh79 《عارفه حمزه》|عضو انجمن نودوهشتیا ژانر:عاشقانه_اجتماعی_درام ساعات پارت گذاری:نا معلوم هدف: توی دنیای ما همه فکر میکنن فقط عشق وقتی به وجود میاد که یه پسری از یه دختری خوشش میاد و به دختره نزدیک میشه و دختره هم عاشقش میشه. اگه یه دختر به یه پسر نزدیک بشه توی ذهن مردم بدترین کار ممکن رو کرده...دوست دارم این ذهنیت های غلط توی جامعه امون به لطف قلم نویسندگان عزیز کمرنگ شه... خلاصه:داستان درمورد دختر پولداری هست که عاشق یه پسر فقیر میشه...پسر ولی سعی داره از دوست خواهرش خواستگاری کنه که... تاپیک نقد
  5. " بسم الله الرحمن الرحیم " نام رمان:رها شده نویسنده ها:زهرایزدانی،نرجس رجبی هدف:نشان دادن قدرت عشق واقعی،مسائل اجتماعی که در جامعه مشابه آن را داریم و شرکت در فراخوان. ساعت پارتگذاری:نامعلوم ژانر:عاشقانه خلاصه: جدا شدیم از هم بی آنکه بدانیم یک لحظه جدایی چه به سرمان می آورد! پریشان شدیم... دیوانه حال شدیم... من مجنون شدم و تو لیلی منِ دلداده! حال دوست دارم بعد از سال ها لیلی شوی و من باز مجنون و دیوانه یِ تو... عاشقم باشی و عاشقت باشم! فقط یک ساعت را برایِ من باش... می شود؟ مقدمه: آیدا،شاملو را داشت... شاملویی پر از عشق و حس خوبِ دوست داشتن. آیدا زنی بود که عاشقانه پرستیده می شد...زنی پر از حس خوب دوست داشته شدن. وقتی شاملو دلداده ی آیدا شد،تاریخ اینگونه تکرار شد: آیدا شد لیلی،دلبرِ مجنون...شیرین،دلبرِ فرهاد. شاملو مردی که مجنون وار ،جان می داد برای خنده های لیلی...مردی که فرهاد وار کوه میکند برای داشتنِ شیرین! ولی اگر آیدا شاملو را نداشت چه؟ اگر شاملو نبود،آیدا خونِ در رگ های چه کسی می شد؟ چه کسی او را یگانه ی بی همتا می خواند؟ اگر شاملو نبود،آیدای دلبر،بهانه ی زندگی چه کسی می شد؟ هر زنی نیاز دارد به اینکه آیدای مردی باشد که عاشقانه هایش را به رگ هایش تزریق کند. ولی گاهی زنی آیدایی می شود که شاملویش را کنارش ندارد... یا که کنارش است ولی فرسنگ ها فاصله افتاده است میان دل هایشان... . ناظررمان: @avin._.ar لینک صفحه نقد رمان رها شده
  6. verdant

    نام رمان : مبارز نویسنده : verdant کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : فانتزی - تاریخی - ماجراجویی - هیجانی - عاشقانه هدف : سرنوشت چیزیه که بعضی ها معتقدند که از قبل مشخص شده و نمیشه تغییرش داد.و من معتقدم که این ماییم که سرنوشت خودمونو می سازیم. ساعات پارت گذاری : پنجشنبه‌ها ساعت 6 خلاصه : از دل یه جنگ خونین دختری متولد می شه با سرنوشت از قبل مشخص و اونم انتقام.اون سرنوشت خودش رو انتخاب نکرده ولی با این وجود اون و قبول کرده و با اون زندگی می کنه و شکایتی نداره،تا اینکه دلش می خواد کاش سرنوشت متفاوتی داشت و کاش خودش سرنوشتش رو انتخاب می کرد.اما چرا این آرزو رو می کرد؟مگه چه اتفاقی افتاده بود؟ چی تو زندگیش تغییر کرده بود؟آیا تونست سرنوشت خودش رو تغییر بده؟ لینک صفحه بررسی و نقد رمان مبارز : بررسی و نقد رمان مبارز
  7. ♡بسم الله الرحمن الرحیم♡ نام رمان: عبور از تاریکی نویسنده: narjesrajabiکاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:اجتماعی،عاشقانه. هدف از نوشتن:اعتماد بیش از حد به ضرر آدم تموم می شه،مسائل کلی که در اجتماع اتفاق می افتد. تایم پارت گذاری: نامعلوم خلاصه داستان: اعتماد گاهی اوقات به نفع آدم و گاهی اوقات به ضرر آدم است.من پسری بودم که اعتماد کردم و باختم،ولی ماندم و مقاومت کردم و از این کوچه های تاریک عبور کردم.داستان راجبِ پسریه که به خاطر دوستش جرمی رو به گردنش می گیره؛اما وقتی بعد از دوسال آزاد می شه.... مقدمه: بی دلیل میان تاریکی ها قدم بر می داشتم،نمی دانستم‌آیا راهی که می روم به روشنایی می رسد یا نه؟تنها به صدایی گوش سپردم که می گفت:پس از هر تاریکی روشنایی هست پس از تاریکی ها عبور کن. ناظر رمان: @Helen صفحه نقد و نظرات
  8. "بسم الله الرحمن الرحیم" نام رمان:با من باش نویسنده:am_fatemeh(فاطمه خزلی) کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: ازدواج اجباری_عاشقانه هدف:می نویسم تا به تصویر بکشم قدرت عشق را.... ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:داستانی از زندگی یک دختر ،دختری از جنس مهربانی که با شنیدن یک خبر زندگیش زیر و رو میشه خبری که زندگی رهای مارو به کلی عوض میکنه مقدمه: حالا كه دستم از دست هايت كوتاه است ! آغوشم از آغوشت دور مراقب بى قرارى هايت باش ، مبادا بى مَن كسى آرام جانَت شود... صفحه رمان
  9. پنجاه و یک نامه بی جواب به قلم: Bahareh «دلنوشته» **** گاه قلم می تواند تمام دلتنگی هایت را به دوش بگیرد و بر صفحه دل کاغذ، ترسیم کند. این دلنوشته، شامل پنجاه و یک نامه عاشقانه ست که امید وارم از خواندنش لذت ببرید. **شخصیت ها و موقعیت ها کاملا ساختگی و ذهنی است**
  10. نام رمان:پسران پیت نویسنده:یارا/کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:خیالی_عاشقانه_هیجانی هدف:نوشتن باعث آرامشه میخوام شما رو به آرامش دعوت کنم. زمان پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:دو پسر از یک پدر؛ اما با سرنوشتی متفاوت، سرنوشتی که هیچ یک در آن دخیل نبوده اند، دو برادر که عاشقانه همدیگر را دوست داشتند اما این علاقه دوام پیدا نکرد، عشقی از جنس دیگر که به جدایی پیوست، تنهایی مطلق که بر همه سایه افکند و شیرینی را به تلخی مبدل کرد. لینک صفحه نقد:صفحه نقد رمان...
  11. نام رمان : اروند نویسنده : پگاه جلالی هدف :توانایی انسان در تشخیص عشق از هوس ! خلاصه :تا حالا شده سر دوراهی بمونید ؟ شده ندونید چی درسته و چی غلط ؟ تا حالا ازتون خواستن دست به انتخاب بزنید ؟ انتخابی که برای شما یه امر محاله ! این داستان شمارو در چنین شرایطی می گذاره ، شرایطی که هیچ کس نمی دونه تهش چی میشه ! شمارو بر سر دوراهی قرار می ده که هر دو راه به ویرانه ختم میشه ! اما شما به انتخاب محکوم هستید ... لینک رمان :اروند
  12. Arefeh79

    نام رمان: خون بها نویسنده: arefeh79 کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:عاشقانه_اجتماعی_درام هدف: گاهی وقتا توی زندگی اتفاقاتی میوفته که تو از علتشون بی خبری... شاید این اتفاقات به نفع تو باشه و شاید به ضرر تو: عَسی اَن تکرهوا شیء و هو خیر لکُم عَسی اَن تُحِبوا شیء و هو شر لَکُم ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: داستان درباره دختر پولداریه که فوق العاده مهربون و شیطونه...دختر توی بالکن اتاقش یه نفر رو میبینه که زندگی اشو تغییر میده و مشکلات زیادی براش به وجود میاره... تایپک نقد خون بها ناظر رمان:nima.slm00
  13. بچه ها فیلم هایی که دیدید و به نظرتون قشنگ هستن رو معرفی کنین. یه توضیح در مورد فیلم بزارید و در صورت امکان لینک فیلم رو برای دانلود قرار بدین🙏🙏🙏
  14. نام رمان : اروند نویسنده : پگاه جلالی ژانر: عاشقانه ، طنز ، درام هدف :توانایی انسان در تشخیص عشق از هوس ! خلاصه :تا حالا شده سر دوراهی بمونید ؟ شده ندونید چی درسته و چی غلط ؟ تا حالا ازتون خواستن دست به انتخاب بزنید ؟ انتخابی که برای شما یه امر محاله ! این داستان شمارو در چنین شرایطی می گذاره ، شرایطی که هیچ کس نمی دونه تهش چی میشه ! شمارو بر سر دوراهی قرار می ده که هر دو راه به ویرانه ختم میشه ! اما شما به انتخاب محکوم هستید ... صفحه نقد رمان اروند ناظر: @nima.slm00
  15. مهمان

    رمان روزگار ارغوان نویسنده:مریم خسروی کاربر نودوهشتیا ناظر رمان:F.kamyab ژانر:درام؛عاشقانه. هدف: علاقه ی زیاد به نویسندگی و شرح واقعیت های زندگی و جامعه با روایت داستانی کاملا واقعی. خلاصه: ارغوان دختری مهربان و ساده که برای تحصیل دوره دبیرستان از روستا به شهر مهاجرت میکنه و زندگیش دستخوش تغییرات بزرگی میشه که تا لبه پرتگاه کشیده میشه ، اما آیا سرنوشت این دختر چگونه رقم میخوره و نجات پیدا میکنه یا نه؟!...روایت زندگی ختری که با اعتماد های نابه‌جا آینده ی خودش رو به تباهی میکشونه!! مقدمه: از دور دوستش داشتم و با آن همه شلوغی دوست داشتنم به چشم نمی آمد... صبح چشمانم را به یادش باز میکردم و شب روی هم می گذاشتم.. گاهی ساعت ها مینشستم پشت میز کافه و از دور تماشایش می کردم. می خندید؛می خندیدم. اخم می کرد؛ درهم می رفتم. بالاخره یک روز دوست داشتنم را جمع کردم و یکجا به پایش ریختم.... جواب من " مرسی " نبود...اما شنیدم. جواب من " پوزخند " نبود...اما دیدم. انجا بود که فهمیدم چرا دور بودن های نزدیک را بیشتر دوست دارم..! صفحه نقد و نظرات ((روایت واقعی زندگی دختری به نام ارغوان از زبان خودش.))
  16. نام رمان : دورگه نویسنده : A.H.M (امیرحسین معاصری) کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : تخیلی _ عاشقانه _ ماجراجویی _ معمایی _ هیجانی _ فانتزی هدف : علاقه به نوشتن و ایجاد یک داستان با محوریت های مختلف ... ساعت پارت گذاری : نامعلوم مقدمه : دنیای جادوگرها از دنیای ساحره ها جداست ... دنیایی که پر از رمز و رازه ، دنیایی مخوف که دونستن و فهمیدن رازهاشون تاوان سنگینی داره ، افراد خوب و بد همه جا هستن حتی توی این نوع دنیا ها ولی کاش که هیچوقت روزی نرسه که افراد شیطان صفت و پلید بر این دنیاها حکومت کنند ... خلاصه : داستان درباره ی پسری به اسم آلمر هستش ، پسری که سعی میکنه دنیایی بدور از دشمنی بسازه اونم فقط بخاطر ... ، آلمر دارای قدرت های بسیار زیادیه اگه راستشو بخواین آلمر یه دورگس ! این پسر دورگه نیاز به کمک داره پس میره سراغ دامبلدور ولی ... . لینک صفحه ی رمان : لینک صفحه ی رمان دورگه
  17. نام کتاب : گلی در مرداب نویسنده : afagh7 fth ژانر: اجتماعی ، عاشقانه ناظر رمان : @nima.slm00 خلاصه : درباره ی دختری جوان با گذشته ای تلخ هست . تلخی هایی که برای هر کس دیگری به وجود می اید، اما برخورد نامناسب با این اتفاقات باعث به وجود امدن یک شخصیت ناهنجار برای این دختر شده ! در حالی که سعی می کند با این موضوع بجنگدو برای رشد فکری خود قدم بردارد سعی می کند خواهر و فرزند ایده الی باشد و گاهی پا از وظایف خود فرا تر می گذارد که باعث سردرگمی خودش می شود . این داستان به مسئولیت های دختری با مشکلات و سختی های روزمره اش می پردازد ... مسئولیت هایی که برخی درست و برخی ناردرست هستند . . در حالی که حالا به ثبات تقریبی از شخصیت خود رسیده گذشته ، به سراغش می اید . عشقی که ناکام مانده سرپا می شود ؟ پس از مدت ها می خواهد با سرنوشتش بجنگد . این کار درستیست یا او فقط باید با موج زندگی همراه شود ؟ مقدمه : گفتی که دوست نداری دگر اسمان را لگد کردی زمینمان را مشت زدی هوایت را لعنت کردی تمام عشق ها را تمام سروده ها را که من گفتم درخت را ، گل مریم را ، ستاره را و به خیال خوشِ من اقرار می کند هر کس انکار می کند و بیشتر سرودم عشق را و تو باز بستی چشم را و چه کسی می داند این را که من با تو می امدم طی می کردم اخر خط را اگر کاش نقطه نمی گذاردی راهم را و مرا همان اول دفتر خاطراتت جا گذاردی مرا همان که می گفت تمام خاطرت را صفحه نقد و نظرات
  18. رمان:عبور از تاریکی نویسنده:نرجس رجبی
  19. نام رمان:پسران پیت نویسنده:یارا/کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:خیالی_عاشقانه_هیجانی هدف:نوشتن باعث آرامشه میخوام شما رو به آرامش دعوت کنم. زمان پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:دو پسر از یک پدر؛ اما با سرنوشتی متفاوت، سرنوشتی که هیچ یک در آن دخیل نبوده اند، دو برادر که عاشقانه همدیگر را دوست داشتند اما این علاقه دوام پیدا نکرد، عشقی از جنس دیگر که به جدایی پیوست، تنهایی مطلق که بر همه سایه افکند و شیرینی را به تلخی مبدل کرد. صفحه اصلی رمان:رمان پسران پیت
  20. Arefeh79

    نام نویسنده: arefeh79 عضو انجمن نودوهشتیا نام رمان: سرنوشت تاپیک رمان
  21. Ra82

    به نام حق اسم نویسنده=رهاعلیخانی اسم رمان=من یک ترنس هستم ژانر=عاشقانه؛غمگین؛اجتماعی هدف ازنوشتن=از اینکه به دیگران بفهمانم که فکرشان درمورد این اشخاص کاملا متفاوت هست وکمی بیشتر فکر کنیم ازاینکه حق زندگی کردن برای همه است؛لطفا هودخواه نباشیم! رمان برای فراخوان هست خلاصه=دخترک فقیر که برای کمک به خانواده اش پدرش را بعداز سه ماه راضی می کندکه سره کار برود آن هم دور ازخانه برای آموزش دادن ویولن! وقتی برای سرکاربه آن خانه میرود دست برقضا شاگردش درهمان نگاه اول بسیار مرموز وعجیب است... معرفی-نقد-رمان- ناظر رمان= Helen
  22. Hengameh.b

    نام رمان : زندگی به سبک معکوس نویسنده : ♡Hengameh.b هدف:هدف من از نوشتن این رمان فقط و فقط آوردن حتی شده یه لبخند کوچک روی لب اونایی که شادی رو دوست دارن و یا شاید به شادی نیاز دارن. مقدمه: ♡همان روزی که لبخندت♡ ♡به روی من گشاده شد♡ ♡به نا گه جان گرفتم من♡ ♡ جهانم فوق العاده شد♡ **** {دوستی فلسفه ای نیست که قابل حل باشد} {دوستی گره ای نیست که قابل گشایش باشد} {دوستی بخشی از قلب ماست} {درست همان جایی که اگر نباشد زندگی بی معنا میشود} {و دوست همان کسی است که در کنارش خط لبت منحنی میشود} {آری!تو فقط در کنار او لبخند هایت طعم عشق میدهد} خلاصه: برخی از انسان ها ، ساکت و بی صدا گوشه ای می نشینند،برخی دیگر همیشه در جنب و جوش و حرکت اند،آنها که ساکت هستند مغرور نیستند ،تنها بسی دل گیرنداز روزگار ،و آن هایی که پر جوش و خروشند همیشه شاد نیستند،فقط یاد گرفته اند چگونه با سختی های روزگار دست و پنجه نرم کنند.اینها همان هایی هستند که با اتفاقی کوچک قهقهه سر می دهند،و با غم دیگران غمگین می شوند ،اما باز هم از پا نمی افتند،داستان زندگی پر هیاهوی شخصیت های ما نیز همین طور است آنها افرادی هستند با غم های بزرگ و اما شادی های کوچکی که هنوز سرپا نگه شان داشته ،داستانی که تا خودتان نخوانید به راز های آن پی نمیبرید. ساعت پارت گذاری:نا معلوم ژانر : عاشقانه،طنز،کلکلی لینک صفحه نقد رمان
  23. am_fatemeh

    "بسم الله الرحمن الرحیم" نام رمان:با من باش نویسنده:am_fatemeh(فاطمه خزلی)کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:ازدواج اجباری_عاشقانه هدف:می نویسم تا به تصویر بکشم قدرت عشق را.... ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:داستانی از زندگی یک دختر ،دختری از جنس مهربانی که با شنیدن یک خبر زندگیش زیر و رو میشه خبری که زندگی رهای مارو به کلی عوض میکنه پایان خوش. مقدمه: حالا كه دستم از دست هايت كوتاه است ! آغوشم از آغوشت دور مراقب بى قرارى هايت باش ، مبادا بى مَن كسى آرام جانَت شود صفحه نقد و نظرات
  24. s.shahbazi

    نام رمان:عشقش به خواهرم نویسنده:s.shahbazi کاربر نودهشتیا ژانر:عاشقانه ساعات پارت گذاری: نامعلوم هدف: با محبت خار ها گل میشوند . من این ضرب المثل را به شکل یک رمان عاشقانه نشان دادم. خلاصه:دختری به نام الناز که با خواهرش خدمتکار یک خانواده ثروت مند هستن الناز عاشق پسر اون خانوادس .ولی الناز از کجا میدونه که پسر قصه عاشق کسیست که فکرش هم نمی کنه. صفحه نقد
  25. نام رمان : دورگه نویسنده : A.H.M (امیرحسین معاصری) کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : تخیلی _ عاشقانه _ ماجراجویی _ معمایی _ هیجانی _ فانتزی هدف : علاقه به نوشتن و ایجاد یک داستان با محوریت های مختلف ... ساعت پارت گذاری : نامعلوم برگرفته شده از سری هری پاتر اثر جی.کی.رولینگ ناظر رمان : آقای امیدرضا پاکطینت مقدمه : دنیای جادوگرها از دنیای ساحره ها جداست ... دنیایی که پر از رمز و رازه ، دنیایی مخوف که دونستن و فهمیدن رازهاشون تاوان سنگینی داره ، افراد خوب و بد همه جا هستن حتی توی این نوع دنیا ها ولی کاش که هیچوقت روزی نرسه که افراد شیطان صفت و پلید بر این دنیاها حکومت کنند ... خلاصه : داستان درباره ی پسری به اسم آلمر هستش ، پسری که سعی میکنه دنیایی بدور از دشمنی بسازه اونم فقط بخاطر ... ، آلمر دارای قدرت های بسیار زیادیه اگه راستشو بخواین آلمر یه دورگس ! این پسر دورگه نیاز به کمک داره پس میره سراغ دامبلدور ولی ... . صفحه ی معرفی و نقد رمان دورگه
×