رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'عاشقانه'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار ویرایش
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
  • سینما و تئاتر
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • ده شصتيا دهه شصتيا جمع شيد
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • یادگیری زبان ترکی استانبولی ( با تدریس سحــر راد ) درس 1
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • دلنوشته قوانین ثابت گروه
  • دلنوشته اجرایی شدن ایده برای نقد دلنوشته‌های کامل شده
  • دلنوشته دلنوشته‌های کامل شده
  • گروه بانمکا موضوع ها باحال ترین سوژه
  • گروه بانمکا موضوع ها باحال ترین سوژه
  • گروه بانمکا موضوع هالقب های فوق بامزه
  • خواننده ها و نویسنده های برتر سرگرمی
  • خواننده ها و نویسنده های برتر رمان ها
  • خواننده ها و نویسنده های برتر گالری عکس
  • خواننده ها و نویسنده های برتر رمان هر 2 هفته
  • خواننده ها و نویسنده های برتر موضوع ها

دسته ها

  • Files
  • کلوپ وحشت فایل
  • کلوپ وحشت فایل
  • گروه بانمکا فایل
  • تئوریست ها اینجان جهان واقعا سال ۲۰۱۲ تموم شد!

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

295 نتیجه پیدا شد

  1. نام رمان:برزخ دلاویز نام نویسنده:ترسا ژانر:عاشقانه،تراژدی،اجتماعی هدف:ترسیم خلاقیت دو نویسنده ی جوان خلاصه: یک زندگی شبیه به برزخ ، یک طرف شادی یک طرف غم ... پسری در آغوش تنهایی ، دختری از جنس لطافت در دو راهی عشق قرار می گیرن . قدرت عشق در چه حدیه ؟ عاجز رو توانا و توانا رو می تونه عاجز کنه ؟! آیا رویای مهربان ما می تونه میلاد مغرور و گستاخ رو به زانو دربیاره ؟! شفای عشق بر زندگی هر دوشون دست می کشه ؟ جواب همه ی اینا در ادامه ... نقد
  2. نام رمان: سرزمین چشمات نویسنده: NazaniN.b کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه ساعات پارت گذاری: هر شب هدف: هیچ انسانی حتی سرسخت ترین افراد در مقابل عشق واقعی قادر به مقاومت نیستد خلاصه: دختری زیبا به نام افسون که به دلیل زندگی سخت مادرش و شخصیتی که پدرش داشت از کودکی نفرت عجیبی نسبت به تمام مردان در دلش ریشه می‌کند تا اینکه با مردی رو به رو می شود که... لینک صفحه نقد:
  3. نام رمان: مورفین نویسنده: مریم خسروی کاربر نودوهشتیا ژانر: عاشقانه، تراژدی خلاصه: گاه فراز و نشیب های زندگی، به حدی زیاد می شوند، که عاجز و درمانده می شوی. زنی که عاشقانه هایش را صرف پوچ کرده، و حالا به دنبال ذره ای آرامش است. فرمولی که پس از مدتی طولانی، زندگی اش را دستخوشِ تغییراتی بزرگ می کند؛ تغییراتی که مانند نیزه، به قلبِ زندگی اش فرو می رود... مقدمه: کاش چون پاییز بودم! کاش چون پاییز، خاموش و ملال انگیز بودم؛ برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد، آفتاب دیدگانم سرد می شد، آسمانِ سینه ام پر درد می شد، ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد! اشک هایم همچو باران، دامنم را رنگ می زد... وَه، چه زیبا بود اگر پاییز بودم! وحشی و پرشور و رنگ‌آمیز بودم، شاعری در چشم من می خواند شعری آسمانی، در کنار قلب عاشق شعله می زد، در شرار آتش دردی نهانی، نغمه من... همچو آوای نسیم پر شکسته، عطر غم می ریخت بر دل های خسته، پیش رویم؛ چهره‌ی تلخِ زمستانِ جوانی... پشت سر؛ آشوبِ تابستانِ عشقی ناگهانی... سینه ام؛ منزلگه اندوه و درد و بدگمانی... کاش چون پاییز بودم! #فروغ_فرخزاد صفحه‌ی نقدِ رمان مورفین
  4. بسم النون و القلم نام رمان : غروب تو ، طلوع من نام نویسنده : فاطمه تیموری ( fatemeh_5656 ) نودهشتیا هدف از نوشتن : تقویت قلم و محک زدن خودم ژانر : عاشقانه ، درام و معمایی خلاصه : زمانی که پا به زندان گذاشت ؛ شب هایی که بر او می گذشتند ، عادی و معمولی نبودند . آنقدری که اسم آن شب ها را " شب های نسیان " گذاشت. به تدریج هر شب و روزی که گذر می کرد ، یک چیز را به فراموشی می سپرد. یک روز خاطراتش.. یک شب بچگی اش .... روز بعدی دار مکافاتِ گیتی ، بی رحم و سنگدل .... شب بعدی خودش را ... یک ماه بعد خانواده اش..... و یک سال بعد هدف و دلیل زندگی اش .... تا اینکه نور امیدی ، همچون صاعقه ای در آن شب ها درخشید و شب هایش تغییر کرد . از آن شب به بعد اسم شب های پر از نورش را " شب های شیدایی " گذاشت آری شیدایی ! ...و جنون عشق باری دیگر در وجودش ریشه زد ..... مقدمه : نوشتن این رمان برای این نیست که ثابت کنم ، فقرا بدبخت اند یا ثروتمندان شهر خوشبخت ترین آدم ها هستند؛ ولی تنها چیزی که می خوام ثابت کنم ؛ این هست که هر چیزی که داریم یا نداریم برای آزمایش ما هستند و باید قدر داشتنشون رو تا حد امکان بدونیم ؛ مگر نه یه روزی از دستشون می دیم و برامون یه حسرت بزرگ باقی می مونه ... و با یک شعر رمان رو شروع می کنم : پشت دیوار همین کوچه به دارم بزنید من که رفتم بنشینید و هوارم بزنید بنویسید که" بد بودم "و جارم بزنید من از آیین شما سیر شدم ....سیر شدم پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید دست هایم چقدر بود که به دریا نرسید ؟! خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید . آی آنهایی که به بی برگی من می خندید . مرد باشید و ... بیایید ..و ....کنارم بزنید ! برشی از داستان : با صدای دورگه اش داد زد : - چرا کُشتیش ؟! چرا ؟! .... مگه چیکارت کرده بود ؟! تو من رو بدبخت کردی ! فکم از شدت سنگینی سخنانش منقبض شده بود . با خود گفتم : " من ؟! من بدبختش کردم.. یا اون آشغال ؟ " انگشتان ِدست راستم را در هم فشردم و با هر چه توان بیشتر به آیینه ی اتاق خوابم کوبیدم . صدای هولناکی کل اتاق را در برگرفت و بدتر از خودش فریاد کشیدم : - من تو رو بدبخت کردم یا تویی که آبروم رو توی محل و اطرفیانم بردی ؟! ببین همه ی آبروم رفته .. فقط از جلوی چشمام گمشو ! ؛ چون دیگه یه لحظه هم نمی خوام ببینمت ... روشن شد؟! در ادامه ی حرفم و برای فروکش کردن آتش درونم ، به سمت میز توالت رفتم و کل لوازم و عطر های رویش را با خشونت به پایین پرت کردم . صدای شکسته شدن شیشه ها ترساندش و با صدای گرفته و خفه ای شروع به اشک ریختن کرد.صورت بهم ریخته اش را با چشمان به خون نشسته ام نظارگر بودم . صدای زجه هایش و زمزمه های جیغ مانندش کل اتاق را در برگرفت . - اصلا کل آبروت رفته باشه جبران می کنم ! فقط دیگه داد نزن ... روانی،دیونه ام کردی! این بار عربده کشیدم : - داری دیونه می شی ؟ به درک ! ..به جهنم ! .. آخه احمق آبروی منو دیگه چطوری می خوای برگردونی .. چطور می خوای جبران کنی ؟ ها ؟! وقتی که به خودم آمدم ، شاهد ......... لینک صفحه ی نقد و معرفی رمان : معرفی و نقد رمان غروب تو طلوع من فاطمه تیموری fatemeh_5656 نودهشتیا
  5. ♡به نام خدا♡ رمان:متناقض نما(پارادوکس) نویسنده:نرجس رجبی ساعت های پارت گذاری: نامعلوم هدف: بیان مسائل اجتماعی خلاصه: رفتارهایِ نقیض تو مرا جذب کرد،جذب شخصی که ظاهر و باطن او پر از تفاوت بود.نمی توانستم دلیل این تفاوت هایِ مبهم اش را بفهمم‌،همین برایم یک معما شد. معمایی که حل کردن آن مهم تر از هرچیزی بود.معمایی به بزرگی دریا! دریایی که عمقِ زیادی داشت.آنقدر غرق حل این معما بودم که به یکباره غرق شدم.غرق دریایی پر از معمایِ حل نشده.این معما و دریا پر بود از تناقض! شنا بلد نبودم و غرق شدم در دریایِ متناقض تو! مقدمه: میان من و تو تفاوت هایِ زیادی وجود داشت.من چیزهایی را می دیدم که تو حتی به آن نگاه هم نمی کردی؛کارهایی انجام می دادم که قادر به انجام آن نبودی.فکرهایی در سر داشتم که تو حتی یکبار هم به آن‌فکر نکردی.چه شد که بندِ قلب ما دونفر بااین همه تفاوت به یکدیگر گره خورد؟! لینک صفحه یِ رمان متناقض نما
  6. ♡به نام خدا♡ رمان:متناقض نما(پارادوکس) نویسنده:نرجس رجبی ژانر:عاشقانه،اجتماعی،حقوقی ساعت های پارت گذاری: نامعلوم هدف: بیان مسائل اجتماعی. خلاصه: رفتارهایِ نقیض تو مرا جذب کرد،جذب شخصی که ظاهر و باطن او پر از تفاوت بود.نمی توانستم دلیل این تفاوت هایِ مبهم اش را بفهمم‌،همین برایم یک معما شد. معمایی که حل کردن آن مهم تر از هرچیزی بود.معمایی به بزرگی دریا! دریایی که عمقِ زیادی داشت.آنقدر غرق حل این معما بودم که به یکباره غرق شدم.غرق دریایی پر از معمایِ حل نشده.این معما و دریا پر بود از تناقض! شنا بلد نبودم و غرق شدم در دریایِ متناقض تو! مقدمه: میان من و تو تفاوت هایِ زیادی وجود داشت.من چیزهایی را می دیدم که تو حتی به آن نگاه هم نمی کردی؛کارهایی انجام می دادم که قادر به انجام آن نبودی.فکرهایی در سر داشتم که تو حتی یکبار هم به آن‌فکر نکردی.چه شد که بندِ قلب ما دونفر بااین همه تفاوت به یکدیگر گره خورد؟! لینک نقد و نظرات رمان متناقض نما
  7. نام رمان:به زیبایی یک رویا نویسنده:kimia.ktnm کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:طنز_پلیسی_عاشقانه هدف:پیشرفت در نویسندگی. ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه: داستان درباره یه دختر لجباز و مغروره که وارد گروه های پلیسی میشه.تو یکی از این گروها با پسری آشنا میشه که مثل خودش مغرور و لجبازه.اتفاقات مختلفی میفته و باعث میشه این دو نفر مدام سر راه هم قرار بگیرن و به دو تا رقیب تبدیل بشن.بعد از این همه مدت آشنایی وابستگی شدیدی بین نادیا و آرش به وجود میاد که اونارو مجبور به انجام هر کاری میکنه,حتی قتل و... <پایان خوش> صفحه نقد رمان به زیبایی یک رویا
  8. نام رمان : "حریم شیطان" نویسنده : یاسمن بیگی ژانر : عاشقانه ، اربابی ، معمایی پارت گزاری : روزهای زوج - دو پارت خلاصه : داستان دختری که پس از مرگ نامزدش ، طبق رسم خانی ، مجبور میشه با برادر نامزدش ازدواج کنه ، ولی... و از طرف دیگه دختری که با تمام وجودش عاشق خان سومه ، ولی خان اونو ندید میگیره ، و با سوگلیش... مقدمه: بهترین کارِ دنیا ؛ دل کندن از کسی ست... که دنیایِ توست... ولی میدانی... هیچگاه... مالِ تو نخواهد بود..! عکس شخصیت های رمان حریم شیطان در صفحه ی زیر :
  9. نام رمان:فرار عاشقانه نام نویسنده:Z.m9)Z.t) ژانر:طنز،عاشقانه ساعات پارت گذاری:هر روز هدف:آوردن یه لبخد روی لب شما(البته اینم بگم که یه جورایی هدف اینه که در نا امیدی بسی امید است) خلاصه:رویا دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران.یه دختر شر و شیطون که اتفاقی مجبور میشه بره به پاریس و با عموی مادرش زندگی کنه.اونجا با نوه ی عمو مادرش آرشام آشنا میشه.پسری شر شیطون لجباز با نمک و... طی اتفاقاتی این دو تا وارد یه بحث و جدل میشن،یه کل کل از نوع دختر پسری... (پایان غیر منتظره) صفحه نقد
  10. نام رمان: سرزمین چشمات نویسنده: NazaniN.b کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه هدف: هیچ انسانی حتی سرسخت ترین افراد در مقابل عشق واقعی قادر به مقاومت نیستد خلاصه: دختری زیبا به نام افسون که به دلیل زندگی سخت مادرش و شخصیتی که پدرش داشت از کودکی ریشه ی نفرت نسبت به تمام مردان در دلش ریشه می‌کند تا اینکه با مردی رو به رو می شود که... لینک صفحه اصلی: لینک صفحه رمان سرزمین چشمات
  11. نام رمان : هِلِن نام نویسنده : سحر راد ژانر : اجتماعی ، تراژدی ، هیجانی ، عاشقانه ساعت پارت گذاری : هر روز حداقل یک پارت هدف : هر نویسنده برای اثری که خلق می کنه ، هدفی داره . هدف منم از نوشتن این هست که قلم خودم رو به رخ خواننده های رمانم بکشم و استعدادم رو در زمینه ی نوشتن نشون بدم ... خلاصه : در میان آشفتگی های فکری سحر ، دختری تنها که خونوادش رو از دست داده ، شاهین کیافر وارد زندگیش می شه . سحر برای گرفتن انتقام مرگ خونوادش به باند مافیایی تهران نفوذ می کنه و نام جعلی به خود می گیره . هلن (سحر ) برای تقاص ، خودش رو به دختری دیگر تبدیل می کنه ... نقـــد
  12. سلام رمان وقتی ندارمت تقدیم به شما امیدوارم از خوندنش لذت ببرید نظر فراموش نشه نام نویسند: shell_s.h نام رمان: وقتی ندارمت ژانر:عاشقانه/اجتماعی ساعت پارت گذاری: نامشخص هدف از نوشتن رمان:واقعیت با رویا فرق داره طراح جلد:بهاره (یغما:زیبا رو) ( ایلیا:مقدس) خلاصه:داستان درباره یک زندگی،یک فاجعه غم انگیزه یک دختر به اسم یغما ست،اون تنهاست و تو تنهایی خودش زندگی می کنه بچگی غریب و زندگی سختی داره سعی داره تنهایی بدون داشتن تکیه گاه و پدر از پس زندگیش بر بیاد..حصاری اهنی به دور خودش کشیده ولی یه نفر میاد..یه نفر که همیشه بهش احتیاج داشته..اون یه نفر ممنوعه..ممنوعیتی شیرین به طبع یغما.. قسمتی از رمان: وقتی ندارمت.. بهش فکر می کنم.. وقتی بهش فکر می کنم.. قلبم آتیش میگیره.. وقتی آتیش میگیره.. آتشفشان احساساتم فوران می کنه.. بلندی هق هق به عرش آسمون.. ریزش اشک روی گونه.. نمی تونم جلوشون رو بگیرم.. نمی تونم.. چون نمی تونم جلوی نداشتنت رو بگیرم.. تو رو ندارمت،تو رو به اندازی بزرگی خدا ندارمت.. #وقتی_ندارمت باارزوی موفقیت برای همتون -وقتی-ندارمت/ عکس شخصیت ها عکس-شخصیت-های-رمان-وقتی-ندارمت/ ناظر رمان: @maede._.tz
  13. نام رمان : اروند نویسنده : پگاه جلالی هدف :توانایی انسان در تشخیص عشق از هوس ! خلاصه :تا حالا شده سر دوراهی بمونید ؟ شده ندونید چی درسته و چی غلط ؟ تا حالا ازتون خواستن دست به انتخاب بزنید ؟ انتخابی که برای شما یه امر محاله ! این داستان شمارو در چنین شرایطی می گذاره ، شرایطی که هیچ کس نمی دونه تهش چی میشه ! شمارو بر سر دوراهی قرار می ده که هر دو راه به ویرانه ختم میشه ! اما شما به انتخاب محکوم هستید ... لینک رمان :اروند
  14. نام رمان : آوینا الهه ی آب ها! نویسنده:Roya80کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر :تخیلی-فانتزی-عاشقانه هدف:زندگی همیشه محدودیت ها و غیر ممکن هایی به همراه داره.با نوشتن این رمان میخوام ممکن شدن غیر ممکن های ذهنی رو براتون به تصویر بکشم.با آزادی خیال زندگی کنید! روزهای پارت گذاری: سه شنبه ها خلاصه: رمان در مورد چهارتا جهان متفاوته که هر کدوم عنصر خاص خودشونو دارن ! یکی از این چهار سرزمین سرزمین مخفیه و تا حالا کسی ندیدتش!ماجرا از اونجایی شروع میشه که تنها الهه ی سرزمین اول، پسری از سرزمین مخفی رو توخواب میبینه و ... صفحه نقد رمان آوینا الهه ی آب ها!
  15. به نام خداوند احساس، خداوندی که تنها او، تسکین دهنده ی دل هاست. نام رمان: دلربای جان|asalbano81کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، انتقامی هدف: چیزی که باعث شد نیاز به نوشتن پیدا کنم یه حس بد... خیلی بد. نمی دونم کسی می تونه درک کنه یا نه. ولی خب شاید از نظر خیلی ها یه چیز چرت باشه. ولی وقتی خودت و جای دختر داستان بذاری شاید درکش کنی. من اولین بارمه که رمان می نویسم. یعنی تا حالا بهش فکر نکرده بودم. همه ی سعیم رو می کنم تا رمان قشنگی باشه. ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه: دلربا زند، دختری جسور و شیر دل و مغرور. باکی از هیچ کس ندارد. در کودکی شاهد صحنه هایی بوده است که شعله های انتقام را در دلش روشن کردند. او بی رحم است. نابود می کند هر کسی را که به خانواده اش نزدیک شود. خانواده؟! کدام خانواده؟! دلربا زخم دیده است. او میخواهد انتقام بگیرد. از آن کس که احساسش را کشت، زخم زد، کودکی اش را گرفت و عزیز ترین کسش را گرفت. او به ایران بر می گردد. ولی قبل از آمدنش متوجه چیز هایی می شود که مصمم ترش می کند تا برود و نابود کند. آری می خواهد نابود کند آن شخص را. کینه و نفرتی وجودش را پر کرده است. ولی در مقابل با مردی مواجه می شود که.... پایان خوش. مقدمه ی رمان:  قلبی پر از نفرت درون سینه... مملو از کینه! می تپد به نام عشق و به رسم انتقام! به فکر انتقام، از گذشته ای سیاه! به فکر انتقام، از زمانه ای تباه! من... دلربا... به تاوان دلم که شکست، دل ها را می شکنم! گناهش هر چه که باشد.پای دلی که دلم را شکست! قاتلِ بی احساس منم دلربا! حواست باشد! دلربا... با آن همه سحر و افسون، آتش می زند! ذوب می کند! حواست باشد! *** صفحه نقد
  16. نام رمان: منتظر... نام نویسنده: مبینا حامد برادران ژانر:اجتماعی،عاشقانه،تراژدی هدف از نویسندگی: ناامید نبودن در هر رویکرد از زندگی خلاصه: میان روزگاری از جوانی ، زندگی راهی تازه ی را در پیش می گیرد ، مسیری دیگر را می پیماید ، سرنوشت زندگی اش دست به یکدیگر می دهند و او را دور می کنند ، فاصله ای بسیار میان او و شهرش ، افراد دوست داشتنی زندگی پر پیچ و خمش. و این فاصله ها او را مجبور به تنهایی و ناامیدی می کند ... و او راهی دیگری جز انتظار ندارد! صفحه رمان
  17. نام رمان: منتظر... نام نویسنده: مبینا حامد برادران ژانر:اجتماعی،عاشقانه،تراژدی هدف از نویسندگی: ناامید نبودن در هر رویکرد از زندگی زمان پارت گذاری : نامعلوم خلاصه: میان روزگاری از جوانی ، زندگی راهی تازه ی را در پیش می گیرد ، مسیری دیگر را می پیماید ، سرنوشت زندگی اش دست به یکدیگر می دهند و او را دور می کنند ، فاصله ای بسیار میان او و شهرش ، افراد دوست داشتنی زندگی پر پیچ و خمش. و این فاصله ها او را مجبور به تنهایی و ناامیدی می کند ... و او راهی دیگری جز انتظار ندارد! ناظر رمان: @Helen صفحه نقد
  18. نام رمان : "حریم شیطان" نویسنده : یاسمن بیگی ژانر : عاشقانه ، اربابی ، معمایی پارت گزاری : هرشب - دو پارت خلاصه : داستان دختری که پس از مرگ نامزدش ، طبق رسم خانی ، مجبور می شه با برادر نامزدش ازدواج کنه ، ولی... و از طرف دیگه دختری که با تمام وجودش عاشق خان سومه ، ولی خان اون رو ندید می گیره ، و با سوگلیش... مقدمه: بهترین کارِ دنیا ؛ دل کندن از کسی ست... که دنیایِ توست... ولی میدانی... هیچگاه... مالِ تو نخواهد بود...! عکس شخصیت های رمان حریم شیطان در صفحه ی زیر :
  19. نام رمان : تا سه نشه نام نویسنده : parisa1383 هدف:ارتقاء سطح نویسندگی و ادامه علاقه به نویسندگی ژانر:اجتماعی_خوانوادگی_عاشقانه خلاصه:درباره ی دختری به اسم سَهاست که عاشق مردی میشه و بعد از اتفاقاتی اون رو مثل برادر خودش میدونه ... مقدمه:گاهی اوقات نیاز داری که تنها باشی نیاز داری که یکی کنارت باشه و گاهی اوقات هم نیاز داری که کمی شکننده باشی این خاصیت تو خاصیت تو و باید از آن پیروی کنی تو نمیتونی جلوی همه چیز رو بگیری پس گاهی اوقات سعی کن ریسک پذیر باشی تا شجاع باشی و شجاع بار بیای. صفحه نقد
  20. بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان: بهشت مخفی نویسنده: زهرا جواهری ژانر: پلیسی ، عاشقانه، هیجانی هدف : نشان دادن کمک و بخشندگی ساعت پارت گذاری: روزهای زوج خلاصه : آرام دختری که با انتخاب خودش به عنوان معلم، به یک روستای دور افتاده ،میره واونجا اتفاقات جالبی براش میافته ...،شاید ترسناک ،شاید هیجانی ،شایدم عشق !! مقدمه : عشق مثل دریا هرگز متوقف نمیشه عشق مثل ستاره می درخشه عشق مثل خورشید گرم میکنه عشق مثل گل ها لطیفه و عشق درست مثل تو زیباست. لینک صفحه نقد: امیدوارم از این رمانم هم خوشتون بیاد مثل رمان راز عمارت ، و لذت ببرید.
  21. نام رمان:ساحل آرامش نویسنده:amin.y ژانر:عاشقانه،هیجانی،معمایی هدف:هیچ وقت نمیشه به هر کسی اعتماد کرد و باید حواسمون آدمای اطرافمون باشه. ساعات پارت گذاری: روز های فرد،ساعت ۵:۳۰ دقیقه خلاصه: این داستان درباره ی پسری نوجوان به نام کوروش است که قراره ترم سوم دانشگاهش رو شروع کنه که در این حال عاشق دختری به نام آیناز میشه و ... صفحه رمان
  22. نام رمان:ساحل آرامش نویسنده:amin.y ژانر:عاشقانه،هیجانی،معمایی هدف:هیچ وقت نمیشه به هر کسی اعتماد کرد و باید حواسمون آدمای اطرافمون باشه. ساعات پارت گذاری: روز های فرد،ساعت ۵:۳۰ دقیقه خلاصه: این داستان درباره ی پسری نوجوان به نام کوروش است که قراره ترم سوم دانشگاهش رو شروع کنه که در این حال عاشق دختری به نام آیناز میشه و ... صفحه نقد
  23. نام رمان : در حواشی رویا | hani200382 , Saba_G🌼li نام نویسنده : هانیه دانیال ، صبا یاری ژانر : جنایی _ پلیسی ، عاشقانه زمان پارت گذاری : نا معلوم هدف : به دست آوردن اندکی آرامش در دنیایی پر از هیاهو خلاصه : داستانی متفاوت و سرشار از ترس و هیجان است که زندگی یک دختر و پسر جوان را با دنیایی تفاوت روایت می کند. اما زندگی چطور سرنوشت این دو را به هم گره می زند؟ آیا یک حادثه؟ یا تحقق رویا؟ این تلاقی زیبا از رویا های شبانه چگونه زشتی و سیاهی را به عشقی مملو از روشنایی و درخشش مبدل می کند؟ صفحه نقد
  24. دوست های نودهشتی! با خوندن داستان و نظرات دلنشینتون من رو خرسند کنید. مچکرم:) صفحه ی داستان دزدکی
  25. نام رمان:عشق گودزیلایی نام نویسنده: RONIKA7 کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، طنز، پلیسی ساعات پارت گذاری : نامعلوم هدف: اینکه زندگی خیلی زود تغیر میکنه و یه ادم میتونه به راحتی از خوشبختی بدبخت و دوباره خوشبخت شه و امید راه خوشبختیست. خلاصه رمان : ۴ تا دختری که از اول دبیرستانشونو باهم دوست بودن تا دانشگاهشونو اما زندگی پر از ارامش این ۴ نفر تو همینجا خلاصه نمیشه بلکه بخاطر یک سفر عجیب به اسپانیا ، پر از خطر میشه ، اما همشون این سفرو یه تفریح میدونستن و هیچکدومشون نمیدونست این سفر زندگی پر از ارامششون رو نابود میکنه و زندگی ، سفر ، دوستی و حتی عاشقیشون گودزیلایی میشه ، یه عشق از نوع گودزیلاییش و ۴ تا دختر با عادت های گودزیلایی.!! مقدمه: دستت را بـہ من بدہ تا بگیرم نبض اضطرابت را تا آرام ڪنم پریشانے احوالت را… با من باش و ؋ـراموش ڪن غم از دست دادن دیروزت را… آیندہ دستان من و توست وقتے در هم گرہ خوردہ اند….! لینک صفحه رمان : https://forum.98iia.com/topic/6811-عشق-گودزیلایی-ronika7/
×
×
  • جدید...