رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رمان'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • کتابخانه سایت نود و هشتیا
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • کار گروهی موضوع ها
  • شاعران کوچولو شعر
  • شاعران کوچولو شعر

دسته ها

  • Files
  • کلوپ وحشت فایل
  • کلوپ وحشت فایل
  • شاعران کوچولو شعر

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

39 نتیجه پیدا شد

  1. خب سلاااااام بر دوستای عزیزم?? خب اینجا قراره که هم کسایی ک تازه شروع به نویسندگی?کردن و هم کسایی که خیلی وقته که نویسندگی می کنن?اسم رمانشون رو بگن به همراه ژانر رمان? از خودم شروع می کنم? اسم رمان های در حال تایپم تئاتر زندگی? و انتقام ۲ طرفه ?هست. ژانر اولی:طنز?.کل کلی?.دانشگاهی?‍?.یه جورایی هم شاید بشه گفت هم خونه ای?.عشقولانه?. ژانر دومی:پلیسی?‍♀️.عاشقانه❤.کمی طنز و کل کلی?.
  2. رمان انقراض نویسنده ث.تهرانی کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: معمایی_عاشقانه هدف: هدف من به عنوان نویسنده ی این رمان آشنایی خواننده با مفاهیم قدرت ها و نیروهای درونی انسان هاست.قدرتی که میتونه هر چیزی رو توی این دنیا تغییر بده و این انسانه که انتخاب میکنه چجوری از قدرتش و توی چه راهی استفاده کنه.اینکه دنیا میتونه برای عده ای دار مکافات باشه و برای عده ای پاداش محض. ساعات پارت گذاری : روز های فرد ساعت 19 خلاصه آرپانا دختری از قوم کولی سوزمانی که با پدرش تنها زندگی میکند طی نامه ای متوجه خاص بودن سرنوشتش میشود.مسیری دشوار پیش روی اوست.باید با باید ها و نباید ها به عنوان یک زن بجنگد .اما در وادی عشق هیچ باید و نبایدی تنها شکل نمیگیرد.آرپانا چگونه دختریست؟چرا خانواده اش با وی مخالفت میکنند؟ در مسیر زندگی به چه مشکلاتی بر میخورد؟ فریان کیست و چگونه میتواند مسیر زندگی آرپانا را تغییر دهد؟ جادو و نیرو های درونی چه نقشی را در این مسیر پر پیچ و خم ایفا میکند؟ ناظر: @hellgirl
  3. رمان:فرار از این گمان نویسنده:openworld ژانر:اجتماعی عاشقانه درام خلاصه: درباره ی شقایق دختری که به خاطر جرمی که مرتکب نشده میوفته زندان و چند سال بعد آزاد میشه ولی دیگه هیچ چیزی مثل قبل نیست همه اونو به چشم یه قاتل میبینن و زمانی که به خونه ی جدیدش میره و تموم زندگیش با ورود پیانویی که توی خونشونه با الیاس پسری که صاحب پیانوست عوض میشه جوری که امیدش به زندگی دوبرابر میشه وزندگی بی رنگش دوباره رنگ خواهد گرفت با ورود کسی که غم رو از وجودش پاک میکنه ولی وقتی در آخر میفهمه الیاس.... مقدمه: در هزار تویـــــــی گیر افتاده ام و سعی بر فرار دارم ولـــــــــــــی هرچه بیشتر تلاش برفرار دارم بیشـــــــــــــــتر گـــــــــم میشوم اگر هم فرار نکنم درگذشـــــــــــته گم خواهم شـــــــــــد اکنون من چه کنم؟ در این بـــــــــــیـن این دوراهـــــــــی گیر افتادم که با تو میتـــــوانم فرار کنم با نواختن تو.... ناظر: @Sahar79
  4. درخواست منتقد رمان نبردعشق عسلی. نویسنده:نجمه صدیقی. تعداد پارت:40
  5. به نام خداوند بخشنده و مهربان نام رمان:آوای قلب عاشقم نام نویسنده:mobina..a کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه ناظر: @A.Z.M هدف:علاقه به نویسندگی ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:چرا ما انسان ها باید به کسی دل ببندیم که ما را نمی خواهد؟ چرا ما انسان ها باید کسانی برایمان پررنگ شود که ما را به هیچ رنگی نمی بینند؟ چرا ما انسان ها برای کسی خودمان را می کُشیم که ذره ای برایشان ارزشی نداریم؟ زندگی آوا دختر داستان ما هم این گونه است...عاشق کسی می شود که او را نمی خواهد...و از کسی دوری می کند که دیوانه وار عاشق او است...ولی در این میان دختر داستان ما به کدام یک می رسد؟ آن کسی که عاشقانه دوستش دارد یا آن کسی که عشق آوا را نسبت به خودش نمی بیند؟
  6. حدود بیست و پنج پارت گذاشته شد عکس هاشو ارسال میکنم اگر کیفیت نداشت باز هم میگردم
  7. نام رمان:سلول عشق نام نویسنده:ساراعباسیathena ژانر:عاشقانه هدف از نوشتن:تلاش کردن از شکست خوردن نترس از تلاش نکردن بترس ساعت پارت گذاری:نامشخص خلاصه: درمورد دختر پولداریه که خانوادشو از دست میده و مجبور میشه تو خونش تنها زندگی کنه و... مقدمه:اسکله ناز چشات حریم امن قایقم تو ساعت یه ربع به عشق عقربه دقایقم گرمی دستای تو رو به صد تا دنیا نمی دم هر وقت که یارم تو بودی بی کسی رو نفهمیدم تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو می کشم ولی بازم رو میله هاش،عکس چشاتو می کشم آی قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه من که خودم زمینیم چطور بیام تو آسمون تو بیا دستامو بگیر منو ببر به کهکشون من قلب خشک یک کویر توی سراب چشم تو تو از همیشه تازه تر برای قلب نیمه جون من از دریچه نگات تا ته دنیا رو دیدم تو از درون چشم من غمامو تا ته می دیدی علی رهان **** صبح بود تقریبا ساعت هشت و نیم نه صدای گیتار سینا مثل همیشه درحال زدن یه آهنگ بود بعد از یه ربع زدن اومد سمت من پخ بزرگیش کردم و خندیدم و گفتم بیدارم گفت ای شیطون فردا یادم باشه گول تورو دوباره نخورم گفتم یه هفتس داری همینو میگی ولی یادت باشه بلند شدم و سریع لباسمو عوض کردم دستو صورت شستم و رفتم سر میز صبحانه +سلام مامان -سلام دختر نازم امروز گردو هامون تموم شده ببخشید عصر سینا میره از سر کوچه میخره چی گردو هامون تموم شده بود؟! وای این بد ترین فاجعه بود که روز شنبه اتفاق می افتاد خیلی خب پس چاره ای جز نون و نوتلا نبود +خب مامان نوتلا ها کجان؟ -تو کابینت پایینی نوتلا رو برداشتمو به سمت میز رفتم .معمولا همیشه پنج قاشق چای خوری و مربا خوری روی میز بود همراه اون پیج تا استکان ظریف که با پنج تا کاسه ی نقره ای ست بودن قندون نقره ای رنگ رو هم که وقتی هشت سالم بودشکستم ولی پیش دستی ها کاملا سالم روی میز با پس زمینه ی نقره ای و گلای طلایی تعداد دقیقشون رو نمی دونستم همینطور که سینا داشت میومد که صبحانه بخوره تلفنش با عجله زنگ خورد ناظر : @"S"
  8. رمان:بالین مرگ نویسنده:تیانا ژانر:عاشقانه،جنایی هدف:هیچ بشری وقتی که چشم باز میکنه بد نیست،قدرتمند نیست،قاتل و جانی هم نیست،سرنوشت و آدمای اطراف با اتفاقایی که برای یه شخص رقم میدن باعث میشن که اون فرد صدها هزار فرسنگ از خودش ،اخلاقیاتش،سبک زندگیش،رویاش و.... فاصله پیدا کنه! مراقب رفتارمون با دیگران باشیم... ساعات پارت گزاری: نامعلوم خلاصه:این رمان، درباره یه دختر دورگه(ایران،آمریکا)هست!یه دختر سنگدل ولی شر وشیطون که از قضا با کشتن و معامله کردن انسانها،شرکت داری و.... تبدیل به پولدارترین دختر شرق کره زمین شده.همون دختری که رئیس یه باند بزرگ خلافکار در دنیا هست و روزی دل نازک تر اون ، به جرئت میشه گفت هیچ جای دنیا نبود... از زبان اول شخص به خواندن رمان می پردازیم. مقدمه:آهسته قدم برمی دارم تا کسی صدایی نشنود... آرام آرام ، گام به گام و پاورچین دور می شوم.. از روح خفته خودم... آنقدر دور که دیگر هیچ شخصی در اطرافم مرا نمی شناسد... به قدری که خودم،روحم را فراموش میکنم... از یاد میبرم آن روزهایی را که مهربان،باعاطفه و عزیز دردانه میان خانواده،اقوام،محله و...بودم... از یاد میبرم آن روزهایی که گناهی نداشتم و گناهکار خوبی هایم خوانده میشدم.... آری! ناممکن ترین چاره تک تک درد هایم، فراموشی است ولی...
  9. نام رمان:دخترک سوخته نام نویسنده:شکینا کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه،تخیلی،ترسناک،معمایی هدف:تقویت قلم ساعات پارت گذاری:نامعلوم ناظر: @hellgirl خلاصه: هشت ماه قبل ، به دلایل نامشخصی ، دخترکی دچار سوختگی هشتاد درصد می شود. حالا بعد از گذشت هشت ماه ، صورتک جدیدی بر چهره ی دخترک قالب شده است اما .. چهره ، صورت یک فرد معمولی نیست ، بلکه .. صورت یک گرگینه است و همین مسئله دخترک را در گودالی از مشکلات پرت می کند. مقدمه: او را داخل اتاق می اندازد و درش را محکم می بندد. دخترکِ بر روی زمین افتاده ، خودش را روی زمین می کشد و با ضربه های مشت سعی در باز کردن دارد اما ... در کسری از ثانیه بوی بنزین پخش و صدای روشن شدن فندک به گوش می رسد. گیج و منگ به اطرافش نگاه می کند ، درک قضایا برایش سخت است تا زمانی که داخل اتاق آتش می گیرد. دیگر راهی برای فرار نیست ، تقلا همه چیز را سخت تر می کند و حال دخترک دچار سوختگی هشتاد درصد شده است و زیر لبش فقط یک کلمه جاری می شود. من دخترک سوخته ام.
  10. نام رمان: شور شیرین نام نویسنده: ستایش محمدی ژانر: عاشقانه_ اجتماعی هدفاز نوشتن: بیان مشکلات کودکان بی سرپرست در بزرگسالی ساعت پارت گذاری: روز های فرد خلاصه: این داستان روایتگر زندگی دختری به نام شیرین بانو است که پدر و مادرش را در تصادف ماشین از دست داده است و در پرورشگاه بزرگ شده است اما اتفاقاتی می افتد که او درمی یابد جریان زندگی اش پیچیده تر از ان است که گمان می کرده و این اتفاقات هویتی تازه به او می بخشد اما آیا زندگی او باز هم به روال سابق بازخواهد گشت؟ چه چیزی در پس این هویت و زندگی جدید انتظار او را می کشد؟ و آیا این زندگی جدید به شیرینی انتظارت شیرین است؟... مقدمه: من شیرینم. شیرینی که سالهاست در ارزو ی چشیدن شیرینی این دنیا است. تو فرهاد نبودی ولی زمانه از تو فرهاد ساخت. زمانه کوهکنت کرد. زمانه پر بود از خسرو های بی غم، زمانه فرهاد می خواست. عشق کوهکن می خواست. به تو پناه اوردم. در گوشم نجوا کردی: فرهاد قصه ی شیرینت خواهم شد اگر این قصه قربانی بطلبت... ناظر: @khosravi
  11. نام رمان : یک مشت آبرو نام نویسنده : aAshAa ژانر : عاشقانه ، معمایی هدف : علاقه به نوشتن ساعات پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : خنجری از دشمنی دو برادر ، در قلب تک دختر قصه ی ما فرو می رود. دختری ساده و بی آلایش که قربانی دشمنی دو برادر می شود و حال دو برادر عاشق او شده اند. او با وجود این دشمنی با کدام برادر دست دوستی می دهد؟ این دشمنی از کجا نشأت می گیرد؟ مقدمه : آه از وقتی که باید آبرو داری کنی از خود بیچاره ات هی لایه برداری کنی آه از وقتی که مجبوری برای هیچ چیز تن به هر چیزی دهی با بغض هر کاری کنی کل دنیایت شود از کل دنیا دلخوری خطبه ی عقد خودت با اشک تر جاری کنی روز مثل سگ بیفتی پای از خود ول شدن شب که شد با جغد ها همزاد پنداری کنی منطقت با هیچ مغز سالمی روراست نیست دوست داری هرچه را که دوست میداری کنی دوست داری بگذری، اصلا بمیری ، گم شوی دوست داری عمدا و عمدا خود آزاری کنی دوست داری دوستت دارم نباشد هیچ وقت با همه، با خویشتن ، احساس بیزاری کنی کز کنی در گوشه ی این چار دیواری ولی خویش را دل خوش به این تکرار پرگاری کنی خود فروشی کرده باشی با زبان شعرهات قلب را، احساس را، یک جنس سمساری کنی با خودت هر بار بیرون میزنی از زندگی زندگی را بسته بر این مرگ هر باری کنی نفرت از هر چیز در هر گوشه ات جا کرده و باز با هر علتی باید که خود داری کنی باز هم با صحنه سازی روز های بعدتر آه از وقتی که باید آبرو داری کنی شاعر : یاسر رشیدپور صفحه نقد: https://forum.98iia.com/topic/7345-نقد-یک-مشت-آبرو-tamanna20/?failedReply=1
  12. نام رمان : یک مشت آبرو نام نویسنده : tamanna20 ژانر : عاشقانه ، معمایی هدف : علاقه به نوشتن ساعات پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : خنجری از دشمنی دو برادر ، در قلب تک دختر قصه ی ما فرو می رود. دختری ساده و بی آلایش که قربانی دشمنی دو برادر می شود و حال دو برادر عاشق او شده اند. او با وجود این دشمنی با کدام برادر دست دوستی می دهد؟ این دشمنی از کجا نشأت می گیرد؟ مقدمه : آه از وقتی که باید آبرو داری کنی از خود بیچاره ات هی لایه برداری کنی آه از وقتی که مجبوری برای هیچ چیز تن به هر چیزی دهی با بغض هر کاری کنی کل دنیایت شود از کل دنیا دلخوری خطبه ی عقد خودت با اشک تر جاری کنی روز مثل سگ بیفتی پای از خود ول شدن شب که شد با جغد ها همزاد پنداری کنی منطقت با هیچ مغز سالمی روراست نیست دوست داری هرچه را که دوست میداری کنی دوست داری بگذری، اصلا بمیری ، گم شوی دوست داری عمدا و عمدا خود آزاری کنی دوست داری دوستت دارم نباشد هیچ وقت با همه، با خویشتن ، احساس بیزاری کنی کز کنی در گوشه ی این چار دیواری ولی خویش را دل خوش به این تکرار پرگاری کنی خود فروشی کرده باشی با زبان شعرهات قلب را، احساس را، یک جنس سمساری کنی با خودت هر بار بیرون میزنی از زندگی زندگی را بسته بر این مرگ هر باری کنی نفرت از هر چیز در هر گوشه ات جا کرده و باز با هر علتی باید که خود داری کنی باز هم با صحنه سازی روز های بعدتر آه از وقتی که باید آبرو داری کنی شاعر : یاسر رشیدپور صفحه اصلی: https://forum.98iia.com/topic/7347-یک-مشت-آبرو-tamanna20/
  13. نام رمان : فرشته ی گمشده نام نویسنده : shakiba_m ژانر : تخیلی ، عاشقانه ساعات پارت گذاری : نامعلوم هدف : علاقه به نوشتن ناظر رمان : @nima.slm00 خلاصه : بیست سال پیش ، دختری زیبا رو در سرزمین فرشته ها متولد شده است. پیشگوی اجنه های عفریت ، پیشگویی می کند که در صورت تاریک کردن قلب این فرشته ، این دختر می تواند برای زوبعه فرزندی بیاورد که دشمن ابلیس است. زوبعه ی اجنه های عفریت ، برای به دست آوردن قدرت ، به قبیله آن نوزاد حمله می کند ... اما در واپسین لحظات ، آن نوزاد ، به صورت مشکوکی گم می شود. حال پس از بیست سال یک گربه ، دخترک را در روی زمین و در میان انسان ها پیدا کرده و جنگ بین زوبعه و دخترک باز به وقوع می پیوندد. توجه : ( این رمان ، همان رمان گربه ی جهنمی است ، به دلیل تغییراتی در رمان گربه ی جهنمی ، اسم این رمان عوض شده است) لینک صفحه نقد : https://forum.98iia.com/topic/4634-معرفی-و-نقد-فرشته-ی-گمشده-shakiba_m/
  14. نام رمان : فرشته ی گمشده نام نویسنده : shakiba_m ژانر : تخیلی ، عاشقانه ساعت پارت گذاری: نامعلوم هدف از نوشتن : علاقه به نوشتن ناظر : @nima.slm00 خلاصه : بیست سال پیش ، دختری زیبا رو در سرزمین فرشته ها متولد شده است. پیشگوی اجنه های عفریت ، پیشگویی می کند که در صورت تاریک کردن قلب این فرشته ، این دختر می تواند برای زوبعه فرزندی بیاورد که دشمن ابلیس است. زوبعه ی اجنه های عفریت ، برای به دست آوردن قدرت ، به قبیله آن نوزاد حمله می کند ... اما در واپسین لحظات ، آن نوزاد ، به صورت مشکوکی گم می شود. حال پس از بیست سال یک گربه ، دخترک را در روی زمین و در میان انسان ها پیدا کرده و جنگ بین زوبعه و دخترک باز به وقوع می پیوندد. https://forum.98iia.com/topic/4632-رمان-فرشته-ی-گمشده-shakiba_m/
  15. سلام دوستان این دومین رمانیست که من از سایت دوستداشتنی نودو هشتیا منتشر می کنم اولین کارم حدود 5 سال پیش با یک اکانت دیگه از این سایت منتشر شد و متاسفانه بعد از مدتی رمز عبورمو فراموش کردم و دیگه نتوانستم وارد شوم. نام رمان:آخرین اوانس نام نویسنده:صبا خیرخواه(saba.kh) ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز مقدمه:بعد از ۴۵سال بدبختی و بیچارگی زمانی که دیگر میخواهی زیر درخت ثمره زحماتت بنشینی متوجه می‌شوی کل راه را اشتباه کردی آره من خطا کردم ولی خطای من چه بود من که از این زندگی چیزی نمی‌خواستم به غیر از یک سقف سقفی که بالای سرم باشد و شانه های تو شانه های که مأمن دلتنگی و تنهایی هایم باشد و هنگامی که از جفای این روزگار به ستوه می آیم به آنها پناه ببرم ای یار حالا تو به من بگو بگو حالا که از جفای تو دلتنگم به شانه های که پناه ببرم؟ تو که می‌دانستی برایم نظیر آب برای ماهی می مانی حالا بدون آب چه کنم؟ شاید هم نه نباید در این زمونه سگ مذهب مثل ماهی باشم تا کوسه ها ببلعم یا به دور از آب حیاتم ببرد من باید مثل درخت باشم درختی که حتی اگر ریشه هایش را بزنی ریشه بدواند و از هر جایی که قطعش کنی از همانجا ادامه دهد آری من درختم حداقل برای پایا باید یک درخت باشم تا او همانند همان اسمی که برایش گذاشتیم پایدار باشد و بماند تا اگر روزی درگیر علف های هرز ی همانند تو شد بتواند از خود محافظت کند آره من یاشا هستم کسی که جلوی هیچ سختی سر خم نکرد چرا جلوی تو سر خم کنم؟ خلاصه: در مورد بازیگر سرشناس و خودساخته و معروف ایرانی است که چه طور از صفر شروع کرده و به جایی که الا هست رسیده ولی در حال حاضر... او خاطراتش را برای ما تعریف می کند و مارا با خانواده دوران کودکی خود می گوید اینکه چه شد که مستقل شد سختی هایش ساعت پارت گذاری:هر روز ساعت ۳:۳۰بامداد معرفی-و-نقد-رمان-آخرین-اوانس
  16. تیدا بانو

    به نظر شما ؟؟؟؟

    ســـــــــــلام گلا 🌺🌺🌺🌺 چطولین ؟؟؟؟؟
  17. به نام خدا نام:دیوونه بازی نویسنده:یاسمین_01 هدف:حس خوبی که هنگام رقم زدن سرنوشت ادمهای ذهنم دارم..همون حسیه که خیلیا بهش میگن حس زندگی،عشق،انگیزه:) ژانر:پلیسی،عاشقانه،معمایی خلاصه:موضوع داستان ساده و در عین حال پیچیدست،ولی مطمئنم خیلی خوب شخصیت هارو درک میکنید.. وقتی مهم ترین ادمهای زندگیت و بخاطر هیچ و پوچ از دست میدی،با هیچ و پوچ هم میخوای دردت رو تسکین بدی..این هیچ و پوچ میتونه یه انتقام،یه درد یا یه نفرین باشه..ولی همه چی اون وقت عوض میشه که میون اون هیچ و پوچ یه دلیل با ارزش برای زندگی کردن و خوشحال بودن پیدا کنی..اونجاست که تازه میفهمی،تو چقدر زندگی نکردی.. -معرفی-و-نقد-رمان-دیوونه-بازی
  18. نام رمان : دورگه نویسنده : A.H.M (امیرحسین معاصری) کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : تخیلی _ عاشقانه _ ماجراجویی _ معمایی _ هیجانی _ فانتزی هدف : علاقه به نوشتن و ایجاد یک داستان با محوریت های مختلف ... ساعت پارت گذاری : نامعلوم مقدمه : دنیای جادوگرها از دنیای ساحره ها جداست ... دنیایی که پر از رمز و رازه ، دنیایی مخوف که دونستن و فهمیدن رازهاشون تاوان سنگینی داره ، افراد خوب و بد همه جا هستن حتی توی این نوع دنیا ها ولی کاش که هیچوقت روزی نرسه که افراد شیطان صفت و پلید بر این دنیاها حکومت کنند ... خلاصه : داستان درباره ی پسری به اسم آلمر هستش ، پسری که سعی میکنه دنیایی بدور از دشمنی بسازه اونم فقط بخاطر ... ، آلمر دارای قدرت های بسیار زیادیه اگه راستشو بخواین آلمر یه دورگس ! این پسر دورگه نیاز به کمک داره پس میره سراغ دامبلدور ولی ... . لینک صفحه ی رمان : لینک صفحه ی رمان دورگه
  19. معرفی کتاب: سینوهه نام رمانی تاریخی است که به قلم میکا والتاری نویسندهٔ فنلاندی در سال ۱۹۴۵ نگاشته شده‌است. این کتاب که مهمترین اثر نویسنده است، بر اساس وقایع دوران فرعون آخناتون و آغاز سلطنت فرعون هورم هپ نوشته شده‌است. فیلمی هالیوودی نیز بر اساس این کتاب در سال ۱۹۵۴ ساخته شده‌است (دوستان می توانید با سرچ کردن در گوگل کتاب مورد نظر را پیدا و استفاده کنید)
  20. عکس های شخصیت های رمان دنیای برزخی من
  21. mahla80

    رمان از چشم افتاده

    نام رمان : از چشم افتاده نویسنده : mahla86 سال : 1397 ژانر : کلکلی ، غمناک ، عاشقانه هدف : تازه کار هستم ، ولی ایده های زیادی در ذهن دارم که تصمیم گرفتم آن ها را روی کاغذ بیاورم مقدمه : ای نا رفیق به کدامین گناه ناکرده تازیانه می زنی بر اعتمادم؟ زیر پایم را زود خالی کردی سلام پر مهرت را باور کنم یا پاشیدن زهر نا مردیت را؟ خلاصه: داستان زندگی دو عاشق و عشقی آتشین که با خیانت به دردی عمیق تبدیل میشود و جای بخششی باقی نمیگذارد و زندگی هردو را تغییر میدهد ..... زمان پارت گذاری : هفته ای یک بار لینک نقد رمان : لینک گالری شخصیت ها:https://forum.98iia.com/topic/2462-شخصیت-های-رمان-از-چشم-افتاده/
  22. نام رمان: مرگ سرخ نویسنده:مبین۸۲ کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:ترسناک،علمی_تخیلی هدف: علم، زیبا‌ترین ظاهر طبیعت است و می‌تواند کریه‌ترین وجه آن نیز باشد، مرگ پایان راه نیست، البته فقط با علم می شود دنیا را تکان داد و من وجه دیگر آن را به نمایش می‌گذارم. خلاصه:زندگی بر روی زمین جاری بود و روال عادی خود را می‌گذراند، تا اینکه یک دسیسه، یک توطئه‌ی شیطانی دنیا را به خاموشی سپرد. دختری زیرک، دانشجوی رشته‌ی پزشکی در میان این آشفتگی به دنیا امیدی دوباره داد و به دنبال درمان، دنیا را در نوردید و در این راه موانع بسیاری در مقابل خود دید، آیا او موفق می‌شود؟ درمان را می‌یابد؟ لینک نقد رمان مرگ سرخ:
  23. نام رمان : دورگه نویسنده : A.H.M (امیرحسین معاصری) کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : تخیلی _ عاشقانه_ معمایی هدف : علاقه به نوشتن و ایجاد یک داستان با محوریت های مختلف ... ساعت پارت گذاری : نامعلوم برگرفته شده از سری هری پاتر اثر جی.کی.رولینگ ناظر رمان : @M@hta خلاصه : داستان درباره ی پسری به اسم آلمر هستش ، پسری که سعی میکنه دنیایی بدور از دشمنی بسازه اونم فقط بخاطر ... ، آلمر دارای قدرت های بسیار زیادیه؛ اگه راستش رو بخواین آلمر یه دورگس ! این پسر دورگه نیاز به کمک داره پس میره سراغ دامبلدور ولی ... . صفحه ی معرفی و نقد رمان دورگه
  24. رمان من درمورد عشقیه که خاصه...تکرار نشدنیه...راستش باید بگم رمانم انتظاریه که خودم از یه رمان دارم.. رمانم درمورد یه پسره تنهاست به اسم طاها..شاید دورش باشن ادمایی ولی تنهاست..تنهاییم ادمو دیوونه میکنه مگه نه؟ وقتی دو روزش بوده مادر و پدرشو از دست میده..بخاطر گذشته ی پدرش..بخاطر عمویی که تا بحال اونو ندیده.. طاهای داستان منم خل میشه و یه ریسک بزرگ تو زندگیش میکنه..به دلیل کمبود مادر و یا یه زن تو زندگیش با دختری ازدواج میکنه که کوره..مه یاس..بی خبر از اینکه خواهر مه یاس به طاها دل میبنده و خب..مه یاس از این موضوع بیخبر نیست.. طاها با مه یاس مدارا میکنه..کم کم این دختر انتقام جو و چموشو رام میکنه با مهربونیی که از عموش یاد گرفته..مه یاس به طاها دل میبنده..طاها هم اسمشو واسه ی پیوند چشم مینویسه و مه یاس صاحب دو چشم دریایی میشه.. اما یاس گل(خواهر مه یاس) هرکاری میکنه واسه جلب توجه طاها...تا اینکه تن میده به چیزی که خیانته به خواهرش...طاها ردش میکنه..طاها عاشق مه یاسه..یاس گل هم پشت میکنه به همه چی و میره.. پنج ماه بعد یاس گل برمیگرده..ولی دیر شده..عشق خواهری از بین رفته.. داستان اصلی رمانم اینه..ولی حواشی رمان شاید جذاب تر باشن..ادمایی که اطراف طاهان..اونام هرکدوم داستانی دارن.. پایان باز..ولی خوش! اولین رمانمه و قصد دارم قسمت دومش رو هم بنویسم.با تشکر از شما که اجازه میدین افکارمونو بدون هزینه به عموم نشون بدیم تا خودمونو بسنجیم..
  25. مهمان

    رمان احساس پایانی

    نام رمان: احساس پایانی نام نو یسنده: habib.a ژانر: عاشقانه، اجتماعی هدف: هدف من برای نوشتن این رمان، درک احساسیه که توش خیلی‌ها عاجزن. زمان گذاشتن پارت رمان: یک روز در میون یک پست خلاصه: المیرا، دختری هجده ساله است، که به خاطر شرایط خانواده‌اش مجبور می شود درون رستورانی کار کند. حال یکی از گارسون های رستوران به او علاقه‌مند است و برای ازدواج با او هر کاری می کند...
×
×
  • جدید...