رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'درام'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
  • فرهنگ و هنر
  • سینما و تئاتر
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • یاران آقا امام زمان (عج) مشکلات این دنیا رو بگو و برای حلش یک راه حل پیشنهاد بده :)
  • یاران آقا امام زمان (عج) قصد داری برای ظهور آقا چکار کنی؟
  • گروه درس خون ها^_^ موضوع ها
  • ناظران این سایت موضوع ها
  • ناظران این سایت اگه الان...
  • گروه آموزش ناظران تالار پرسش و پاسخ
  • گروه آموزش ناظران تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار پرسش و پاسخ
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📕مشخصات یک نثر خوب
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📖کوتاه بودن یا ایجاز
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📖شناخت کلمات
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📖روان بودن یا سادگی؟
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📕شکل متن و نوشته
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📖هویت شناسنامه ای جمله
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📕چرا نویسندگی؟
  • 📚آموزش نویسندگی؛ کوتاه و ساده📚 📕چند نکته منتقرقه

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

72 نتیجه پیدا شد

  1. نام رمان :ستیز مرگ و خاموشی hestiaنویسنده: کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه تخیلی هدف: میخوام تو نوشتن پیشرفت کنم ساعات پارت گذاری:نامعلوم ناظر رمان : @N.a25 خلاصه: در میان هیاهوی زندگی و در گیر و دار درگیری ها ، عشق شروع به درخشیدن می کند . هر چند کم سو ، هر چند کم نور ؛ اما نتیجه ی یک جنگ را نرم و نرمک تغییر می دهد ؛ جنگی که میان خدایان و اربابان قدیم که در زمان حال حضور پیدا کرده اند ، رخ می دهد و نتیجه ی آن اشک ها را جاری و قلب ها را می لرزاند . جنگی که آدمک های قصه را می لرزاند و شکل می دهد ، آن ها را متزلزل می کند و گاهی از میانه ی راه برشان می گرداند . برنده جنگ کیست که آدمک ها را پناه دهد تا تاریکی را برچینند ؟ برنده جنگ آیا همانی ست که آدمک ها را مقتول نماید و تاریکی را سلسله وار به تخت شاهی برساند ؟ کلیپ شخصیت ها لینک صفحه بررسی و نقد رمان :
  2. ✨💠بسم الله الرحمن الرحیم💠✨ نام رمان:سَــرباز اِنتقام نام نویسنده:فاطمه عیسی زاده(مهتا) ژانر:پلیسی،طنز،عاشقانه هدف از نوشتن:روزگاری دیگران نوشتند و ما خواندیم و حالا ما با عشق می نویسیم،باشد که دیگران با لذت بخوانند!! خلاصه: اگر خورشید تابنده است و مهتاب تابان،پس چه شد که ایزد دادار سرنوشت تابان مارا بی تاب نوشت؟ دختری از دیار ندانسته های مجهول و دانسته های بی راه حل،گویی ایکس(x) زندگی اش را در دیار ابهامات ابدی و لاین حل قلم زده بودند که هرچه فرمول زندگی را اثبات می کرد،سرنوشت رویش خودکار قرمز می کشید. تابانی که طعم تلخ و گَس انتقام ندانسته،بی فروغش می کند و جنس خوب شیطنت هایش شفق قطبی روزگار سیاه شکنجه گرش می شود! مگر داریم که شکنجه گر دلش نرم شود ؟مگر داریم عشقی از سر انتقام، نه شاید هم انتقامی از سر عشق؟ بیاد حرف دردناک تابان که می گفت:ما نسل بدبختی هستيم،دست مان به مقصر اصلی نمی رسد؛از همديگر انتقام می گيريم! از زبان:دوشخصیت اصلی لینک صفحه نقد:سَرباز اِنتقام عکس شخصیت های رمان: سرباز انتقام
  3. نام رمان: به رنگ شب نویسنده: Sara.s کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، درام، اجتماعی هدف: زندگی میدان جنگی است که بازمانده هایش سرسخت ترین هایش هستند که در اوج ناامیدی از تلاش کردن خسته نمی شوند... به امید این می نویسم که نشان دهم حتی غیرممکن ترین رویاها نیز قابل تحقق هستند... ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: وقتی به گذشته می اندیشم می بینم که جایگاه او در داستان زندگی من روایت سرابی بود که تصور می کردم با رسیدن به آن تشنگی ام را رفع می کنم اما در آخر چیزی جز خستگی دویدن، حاصلم نشده بود. برای من او همان ستاره ی دوری بود که تصور می کردم با داشتنش تمام آرزوهایم برآورده می شود اما با نزدیک شدن به آن، تنها بال هایم آتش گرفته بود. من تصور می کردم که بی عطر او نمی توانم نفس بکشم غافل از اینکه اکسیژن خالص برای زنده ماندن را باید جایی دیگر جستجو می کردم و حالا به خاطر حماقت نابخشودنی ام، روزهایم را بی حضور تو و به رنگ شب سپری می کنم... کلیپ رمان به رنگ شب صفحه ی نقد رمان ناظر: @Lilic
  4. نام دلنوشته:تنهایی های من نام نویسنده:PARISA1383 خلاصه: رمقی ندارد این دلم برای زندگی وحتی دیدن تو مانند بلبلی در قفس مانده ام
  5. نام رمان:تاوان بی گناهی نویسنده:elnaz_ah63 کاربر انجمن نودوهشتادیا ژانر:جنایی_درام_عاشقانه هدف:ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﻪ، ﻣﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﺪﻭﻡ ﺷﺒﮑﻪ ﺭﻭ ببینیم ﺷﺒﮑﻪ ﺭﻧﺠﺶ، ﺷﺒﮑﻪ ﺑﺨﺸﺶ، ﺷﺒﮑﻪ ﻧﻔﺮﺕ، ﺷﺒﮑﻪ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ، ﺷﺒﮑﻪﺷﺎﺩﯼ ﯾﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯ .ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ، ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺪﻭﻡ ﺷﺒﮑﻪ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ، ﺫﻫﻨﺖ ﺭﻭ ﺑﺬﺍﺭ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺒﮑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ، ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﻐﺰﺕ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺗﻪ! ساعت پارت گذاری:روزهای زوج ساعت7شب خلاصه:یه رمان قشنگ به سبک عاشقانه درام که میتونه هر مخاطبی رو به خودش جذب کن شخصیت دختر رمان من اسمش الگاست یه دختر شرو شیطون و درسخون و البته توجه ای به جنس مخالف نداره تا اینکه به اصرار یکی از دوستاش وارد رابطه میشه که این رابطه برابر با سیاه بخت شدنه این دختره خیلی خب دیگه مزش نره زیادی توضیح دادم این رمان واقعا خیلی درامه امیدوارم خوشتون بیاد و جذبش شین کشته مشته ی همتونم. لینک صفحه و بررسی رمان تاوان بی گناهی:بررسی و نقد رمان تاوان بی گناهی @Wσℓƒɨε
  6. نام رمان: دو چهره ی متفاوت نویسنده: niloofar_ کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه _ درام _ طنز _ جنایی _ اکشن ساعت پارت گذاری: نامعلوم هدف: هرکسی یک فرق با بقیه داره که اون رو خاص می کنه. خلاصه: سایه دختری بیست و شیش ساله با یک زندگی معمولی است. یک شب سایه با بهترین دوستش باران به قرار از پیش تعیین شده ای می روند. سایه به دختر عجیبی بر می خورد که سرنوشتش را تغییر می دهد. سایه تا به حال به داشتن یک همزاد اعتقادی نداشته است؛ اما با دیدن دختری به اسم نورا، باور می کند که دونفر می توانند بدون رابطه ی خونی، چهره های یکسانی داشته باشند. از بدشانسی سایه، نورا چندان آدم خوبی نیست. نورا برای فراری از پدر پرخاشگرش، سایه را درگیر ماجرای خود می کند. سایه چگونه می تواند هویت خود را ثابت کند؟ چگونه می تواند به بقیه ثابت کند نورا نیست؟! چگونه می تواند خشم پسری را خاموش کند که به شدت از پدر نورا و خود نورا متنفر است؟! ناظر رمان : @sarajaberi لینک صفحه بررسی و نقد رمان دو چهره ی متفاوت: بررسی و نقد رمان دو چهره ی متفاوت
  7. نام رمان: من غرور ندارم نویسنده: Nilu bt کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه_طنز_درام سرعات پارت گذاری: پنجشنبه و جمعه خلاصه: آناهید دختر یکی خانواده متوسط بورسیه تحصیلی کانادا رو می گیره. باید تمام تلاششو برای زندگی در این کشور غریب بکنه و دور از خانواده دوام بیاره. اما زندگی برای این دختر مهربان و دلسوز راحت نمی‌گذره. اون تمام تلاششو برای دوستان و نزدیکان اش می کنه.اما در اخر ضربه می بینه این دختر غرور نداره... زندگی در اخر به این دختر لبخند می زند. @Elina..
  8. نام رمان:تقدیری که رقم خورد نویسنده:madamjoran کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:درام-عاشقانه-تاریخی هدف:مرداب به رود گفت:چه کردی که زلالی؟؟ جواب داد:گذشتم! زمان پخش:چهارشنبه عصر خلاصه:رمان در سال ۱۳۲۸ودر شهرستان ری اتفاق میافتد.رمان حول محور زندگی دختری ۲۰ساله به نام"فتانه طباطبایی"میچرخد.بزرگ این شهر،شخصی به نام"نریمان خان کمالوند" است کا با تنها فرزند خود"اسفندیار" و خواهر بزرگترش"زیبا"زندگی میکند.فتانه طی اتفاقی در گیر ماجرایی با بزرگ شهر میشود. لینک صفحه بررسی ونقد رمان تقدیری که رقم خورد: ناظر رمان: @hana81
  9. نام رمان: سایه یک مرد، پژواک یک درد نویسنده: پ.جلالی ژانر: عاشقانه، درام، اجتماعی ساعات پارت گذاری: جمعه هدف: ترسیم یک جهان واقعی در لا به لای کلیشه های غیر واقعی ! خلاصه : مردی خودساخته و بد ساخته ! روزگاری که نه تنها به او بلکه به هیچ یک از اطرافیانش مجال بروز پاکی را نداد و بالاجبار آنان را به ورطه ای کشاند که مشئوم بودن یک افتخار و ترسیدن یک ننگ به حساب می آمد . دوست داشتن یک جرم و عاشق شدن ردی از حماقت بود .
  10. نام رمان : معراج آغوشت نام نویسنده : FATI_D کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه _درام هدف:هدفم نشان دادن این است که عشق زشت و زیبا نمی‎شناسد؛ خوب و بد نمی‎شناسد؛ سیاه و سفید نمی‎شناسد؛ می خواهم نشان دهم، سفیدی که در قلب سیاهی نفوذ می‎کند وانجاست که می‎فهمد، سیاه بودنم زیاد آسان نیست؛ خوب بودن وخوب زندگی کردن، در بعضی از شرایطی فقط یک شعار احمقانست؛ وسیاهی که کم کم می‎فهمد، می‎‎شود کمی منعطف بود، می‎شود از زندگی هم لذت برد، می‎شود با کسی دردودل کرد حتی قطره ای اشک ریخت. خلاصه:اين داستان، روايتگر ِ زندگي‎هاييست كه هركدام، يك انسان ِ آب ديده را در كوير ِ بي‎رحمي ها، در خود جاي داده اند. دو فرد که سرسخت بار آمده اند؛ با اين تفاوت كه روح يكي، با بي‎مهري‎هاي بي‎انتها تاريك شده و يكي همچنان عشق مي‎ورزد. حال اين دو انسان، تاريك و سپيد، مقابل ِ يكديگر قرار گرفته و سرنوشت ِ خود را رقم مي‎زنند. نلظ رمان: @hana81
  11. نام رمان: زندگی با چشمان بسته نام نویسنده: پیمان بهزادنیا ژانر: درام، عاشقانه، معمایی خلاصه: فرزام که در زندگی فعلی اش به خانواده و کارش بیشتر از هر چیزی اهمیت می دهد، هنوز در گذشته ی تلخ و مخفی خود دست و پا می زند و دیگر امیدی به ادامه ی زندگی ندارد؛ ولی خیلی تصادفی فرصتی پیش می آید که در مسیر جبران گذشته و تکرار نشدن آن قرار می گیرد؛ اما... صفحه نقد
  12. نام رمان: اِکتیویا نویسنده:ZACK کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، فانتزی، هیجانی، درام هدف: دنیاهای فانتزی همیشه شگفت‌انگیز بنظر می‌رسند، اما هیچ‌وقت کسی نیمه‌ی خالی لیوان رو به تصویر نمی‌کشه. ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: درمورد مبارزه دو انسان که مرزهای انسانیت را جابه جا کرده و مبارزه آنها حتی سرنوشت خدایان را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد، و کشیده شدن مبارزه آنها به پسر بچه‌ای که روحش آزرده است از آینده‌ای که در انتظار پسرک است. @z.farhani. @Melie
  13. نام رمان : در ره یار نویسنده: mina♡_♡ کاربر نودهشتیا ژانر : درام _عاشقانه _ اجتماعی هدف نویسنده : خب گاهی ما آدم ها به یه نفر نیاز داریم تا یه سری چیزای که فراموش کردیم رو بهمون یادآوری کنه هدف من از نوشتن دقیقا همینه یاد آوری عشق ♡ ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه رمان: ستاره یه دختر روستایی که عاشق ، عاشق شدنه . به همون اندازه ای که زیباست تنهاست .. اعتماد به نفس نداره ولی شاید یکی باشه که بهش کمک کنه ..!! شاید یکی باشه که بهش عشق بده ، شاید .... زندگی عجیبه !!! هیچی معلوم نیست ! شاید همونی که دوستش داره بدترین ضربه رو بهش بزنه !! شاید هم بهترین زندگی رو براش بسازه.. !! لینک صفحه بررسی و نقد رمان در ره یار: بررسی و نقد رمان در ره یار @Zah_ra
  14. نویسنده: یگانه.ش.ز. ژانر: تاریخی، فانتزی، عاشقانه هدف: زنده کردن تاریخ فراموش شده ی کشورمون ساعت پارت گذاری: نامشخص خلاصه: همه چیز از روزی آغاز شد که تصمیم گرفتیم قبل از شروع پاییز، برای آخرین سفرمان راهی غرب ایران شویم. همه چیز خوب پیش رفت تا اینکه اتفاقی جادویی مسیر سرنوشتم را برای همیشه تغییر داد...
  15. اسم: ناپدری نویسنده: رکسانا راد ژانر: درام و هیجانی هدف: آگاه سازی نوجوانان خلاصه: آنا دختر ۱۷ ساله که با آرزوی خواننده معروف شدن به خارج کشور میره، در اونجا با سختی های زندگی و رو پای خود ایستادن رو به رو میشود اما چندی بعد با مرد پولداری به نام امید که سن پدرش رو دارد آشنا می‌شود و... ساعت: هر روز ساعت ۵ یک پارت نظارت توسط: @.:Bahore:.
  16. نام رمان: سقوط یک مرد نویسنده: zahra.s.a _ کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه، اجتماعی، درام ساعت پارت گزاری: نامعلوم هدف:نوشتن بهم آرامش میده و می‌خوام با نوشتن این رمان نشون بدم که یه اتفاق چه‌قدر می‌تونه بیرحم باشه. "از @Hilda عزیزم که پابه پای من واسه این رمان زحمت کشیدن بینهایت ممنونم" خلاصه: لیلی همه ی قصه ها با زیبایی خود دل مجنونشان را به بیراهه و مکانشان را به دارلجنون می کشند؛ اما لیلی این قصه تنها کوله باری از درد بر دوش دارد و دستانش را فقط دست سرد بی کسی لمس می کند... مجنون این قصه خود لیلی است؛ دخترکی که در گوشه ی غصه هایش در آغوش خستگی ها، به جنون کشیده می شود و غوغای وجودش حتی به گوش نفس هایش نمی رسد! مقدمه: سراغ ندارم زیباتر از رویای تو و برای ِ خودم تو را آرزو می‌کنم ... من دردِ مشتَرَکَم مرا فریاد کن... ‏یا مرا با خود ببر آنجا که هستی یا بیا مثلِ نفس کشیدن دوستت دارم همانقدر بی اختیار ... ‏دلتنگی فقط یک کلمه نیست، یک سبک از بی صدا جان دادن است! دلتنگی که مردی را از پا در می آورد و آسمانی را وادار به باریدن می‌کند!.. منتظر نقداتون هستم♡♡ https://forum.98iia.com/topic/11178-نقدو-معرفی-رمان-سقوط-یک-مرد-zahrasa-کاربر-نودهشتیا/ @ARcher
  17. نام رمان: به رنگ شب نویسنده: Sara.s کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، درام، اجتماعی منتقد رمان: @N.a25 خلاصه: گاهی میان تقلاهایمان برای نفس کشیدن، زندگی کردن را فراموش می کنیم و زمانی که به خود می آییم، می فهمیم ما روح هایی هستیم که مدت ها پیش مرده بودیم و تنها تظاهر به زندگی می کردیم. داستان زندگی من روایت سرابی بود که تصور می کردم با رسیدن به آن تشنگی ام را رفع می کنم اما در آخر چیزی جز خستگی دویدن، حاصلم نشده بود. برای من او همان ستاره ی دوری بود که تصور می کردم با داشتنش تمام آرزوهایم برآورده می شود اما با نزدیک شدن به آن، تنها بال هایم آتش گرفته بود. من تصور می کردم که بی عطر او نمی توانم نفس بکشم غافل از اینکه اکسیژن خالص برای زنده ماندن را باید جایی دیگر جستجو می کردم و حالا به خاطر حماقت نابخشودنی ام، روزهایم را بی حضور او و به رنگ شب سپری می کردم... لینک رمان: رمان به رنگ شب سخن نویسنده: خیلی خوشحال میشم اگر که بتونم از نظرات و انتقادات سازندتون بهره ببرم در جهت بهتر کردن کیفیت رمان.
  18. نام رمان: به دنبال خودم می گردم نویسنده: ربکا | کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، تخیلی، درام. هدف: جدا از علاقه ام به نوشتن، کلا دلم می خواد رو های مختلف عاشق شدن و یه زندگی پر فراز و نشیب رو توضیح بدم. ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: بیتا دختر بیست و دو ساله ای ست که در یک خانواده کاملا معمولی زندگی می کند. پس از پیدا کردن چیز ارزشمند، عجیب و شومی که فامیلش به او داده، پس از مدتی با آشغال جمع کن جوان و عجیبی رو به رو می شود و این دیدار خود آغاز بسیاری از ماجراهاست... سخن نویسنده: امیدوارم خوشتون بیاد. قطعا قلم من در حد یه نویسنده ی معمولی هم توانا نیست، ولی خوشحال می شم اگر رمان من رو بخونید.
  19. «به نام حــــــــــق» "پشمک ها وارد می شوند" آوین آرین مهر ژانر:طنز ، درام هدف:همیشه هدف لازمِ...ولی برای نوشتن،دل نویسنده لازمِ! ناظر: @Rebecca:) خلاصه: چند تا دوست...زندگیشون با هم خلاصه شده!کل مشکلاتشون ، توی‌ با هم بودن و دوستی های صمیمی و خیلی صمیمی شونه...بعضیاشون عاشقانه هم دیگه رو دوست دارن...ولی؛بعد سالها می فهمن یه چیزایی رو می فهمن ، كه قبلش با خودشون می گفتن هیچ وقت این اتفاق نمی یوفته! "این رمان بر اساس زندگی خودم و دوستامِ...لحظه های تلخ و شیرین زیاد داشت برای ما ها" نقد رمان پشمک ها وارد می شوند
  20. نام رمان: معشوقه آتش نویسنده: مریم خسروی کاربر نودهشتیا ژانر: عاشقانه، درام ساعت پارت گذاری: نامشخص! خلاصه: اشتباه، اشتباه، اشتباه! دختری که زندگی اش بر پایه های غلط بنیان کرده. خواسته یا ناخواسته، اسیر سرنوشتی شوم و در عین حال عاشقانه می شود. عشقی که به امتداد خطوط متوازی منتهی می شود. آتش، به جان زندگی اش می افتد و او را زنده زنده می سوزاند! مقدمه: خبرِ خیر تو از نقل رفیقان سخت است حفظ حالاتِ من و طعنه ی آنان سخت است لحظه ی بغض نشد حفظ کنم چشمم را در دل ابر نگه داریِ باران سخت است کشتیِ کوچک من هر چه که محکم باشد جَستَن از عرصه هول آور طوفان سخت است ساده عاشق شده ام، ساده تر از آن رسوا شهره ی شهر شدن با تو چه آسان، سخت است ای که از کوچه ما می گذری، معشوقه بی محلی سر این کوچه دو چندان سخت است زیر باران که به من زل بزنی خواهی دید فن تشخیص غم از چهره ی گریان سخت است " کاظم بهمنی " صفحه نقد رمان معشوقه آتش ❤🌺📿
  21. نام رمان: مهر مرا بنوش نویسنده: ربکا | کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه، درام. هدف: هدفم ازنوشتن این رمان، جدا از علاقم اینه که بگم زندگی شرایط خیلی بد داره، ولی در کنارش روزهای خوب هم به سراغمون میان، گاهی توی تاریک ترین لحظات، روشنایی نمایان میشه؛ پس کلید رسیدن به خوشبختی صبوری، جنگیدن و ناامید نشدنه... ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: مهرنوش، دختری که در نخستین سال‌های نوجوانی‌اش به سر می برد، بخاطر طلاق والدینش و رفتار بی محبت آن ها با او، خاطرات دردناک گذشته، و مشکلات خانوادگی‌‌اش سال هاست که افسردگی شدید دارد. مادر مهرنوش که به تازگی با روانشناسی به اسم مهرداد مهرآرا آشنا شده و به او علاقه ی زیادی پیدا کرده، به بهانه ی بهبودی دخترش تصمیم می گیرد او را پیشش ببرد، اما خبر ندارد که پس از دیدار آن دو چه اتفاقی قرار است رخ دهد... مقدمه: در تاریک ترین نقطه ی زندگی ام از درون مشکلات و دردهایم، تو را یافتم... و با تمام وجودم این جمله را درک کردم: که تاریک ترین ساعت شب، درست ساعتی مانده به سپیده دم است... ............................................................................... سخن نویسنده: خوشحالم که دارید این متن رو میخونید. این پنجمین رمانیه که دارم می نویسم و در ژانر و مدلی متفاوته به نسبت قبلی ها، قلم من پخته نیست، پس شرمنده اگر اشتباهی از من دیدید، بعد از پارت 30 ام منتظر شنیدن اشتباهاتم از زبان شما و نقدهاتون هستم. ناظر رمان‌: @MaaRRYYaaM
  22. نام رمان: هناس نویسنده :پ .جلالی ژانر: درام ، عاشقانه ،فانتزی خلاصه : کارما میگه : " تو عاشق کسی خواهی شد که دوستت ندارد ،چون کسی که عاشقت بود را دوست نداشتی. " داستان درباره سه هم خون است ، شاید یک مثلث عشقی شاید هم یک مثلث گناه که کسی در آن ادعای تقدس ندارد . در این میان اگر عشقی آتشین به وجود بی آید ،کدام گناهکار دست رد به سینه عشق خواهد زد؟ ناظر: @fereshteh98 صفحه نقد رمان هناس
  23. طلوع میکنم | fteme khlq کاربر انجمن نودهشتیا ژانر درام و عاشقانه هزف: مینویسم ... چون توش آرامشِ از دست رفتمو پیدا میکنم خلاصه رمان : ای روزگارِ بدکردار... بزن... هرچه زخم داری بزن... خزانِ این روزها دیگر اُستادِ این اُفتان و خیزان ها شده است... بزن که من باز هم طلوع میکنم ! ساعت های پارت گذاریم ۳ روز در هفته پارت میزارم.
  24. نام رمان:چهارخونه نویسنده:her_name کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:درام؛اجتماعی؛تراژدی؛عاشقانه هدف:قهرمان بودن یعنی چی همه تو زندگیشون اشتباه میکنن ولی هدف نهایی همه خوشبختیه و خوشبختی شاد بودنه نه قهرمان بودن ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:قصه ی زندگی یه دختر با افکار عجیب توی یه جامعه به هم ریخته و تلاش برای این که بفهمه اون واقعا کیه؟جاش کجاست؟ و این که چه کسی میخواد باشه؟ ناظر: @مرضیه علیش
×
×
  • اضافه کردن...