رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'ترسناک'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • کتابخانه سایت نود و هشتیا
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • مشکلات سایت
    • مشکلات و پیشنهاد برای عنوان کاربری
    • مشکلات و پیشنهادات برای انجمن ۹۸ایا
    • سخت افزار و نرم افزار
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • یاران آقا امام زمان (عج) قصد داری برای ظهور آقا چکار کنی؟
  • *گروه انسانی ها* موضوع ها

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

55 نتیجه پیدا شد

  1. نام رمان : چشمان یخ زده / نویسنده : یگانه زارع ژانر : تخیلی - ترسناک-عاشقانه نام نویسنده : یگانه زارع هدف از نوشتن : رمان نویسی و داستان سرایی . زمان پارت گذاری : روزانه. خلاصه : تمام بدنم درد میکرد . درد از نوک پاهایم به ستون فقراتم میزد . صدا میزدم کسی جواب نمیداد . کتایون را دیدم در ماشینمان گویی خواب بود . .. اما چرا از بینی اش خون آمده بود ؟ ماشین چپه شده بود و من داشتم مرگ عزیزانم را در پیش رو میدیدم . مقدمه : درد یعنی عذاب و زجر کشیدن ..... درد یعنی غم از دست دادن عزیز ..... درد یعنی بی کسی...... درد یعنی حتی خودت هم نباشی ..... اما درد ات آرام میشه .....با دیدن چشمان یخ زده ای کل دنیات رو احاطه میکنه چشمان من نیستند اما همیشه نگرانم هستند . آنها دنیای من هستند . چشمان یخ زده حالا دنیای یخ زده ام را گرم میکند بله این است معجزه ی عشق ... . عکس جلد :
  2. نام رمان : شکارچیان خون نویسنده : Helen.j کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : فانتزی _ ترسناک _ عاشقانه هدف : صبر کردن و جنگیدن با سختی های زندگی حتی با ترسناک ترین و هراس انگیز ترین انها ساعات پارت گذاری : روز های پنجشنبه و جمعه به مدت یک ساعت خلاصه : رزیتا کلارک برای رفتن به دبیرستان مورد علاقه اش مجبور به ترک خانواده ی خود میشود . در دبیرستان مرگ در چند قدمی رز قرار دارد و شکارچیان در کمین او هستند. اما چه کسی برای نجات او از چنگال های تاریک مرگ می شتابد ؟......ایا همان شکارچیانی که قصد شکار او را دارند؟
  3. نام رمان: سمفونی رنگارنگ ترس نام نویسنده: sohrab DANte هدف: میخواستم توی این ژانر قلمم رو به چالش بکشم زمان پارت گذاری: هر چند روز یکبار چند تا پارت با هم می زارم خلاصه: پسری تنها و بدون احساس. طرد شده از خانواده و فراری از اجتماع. پسری از جنس ترس، به دنبال آرامش و رهایی از وجدان ناخواسته اش. به دنبال کورسوی نوری در انتهای این هزارتوی بی انتها. مقدمه: تا چشم کار می کرد آب بود. صدای خفه ی موج ها هر از چند گاهی گوش هام رو از خواب بیدار می کرد. به راستی نور مرده بود و بدن تکه تکه شده اش به روی آب آمده بود. درد بلیط ورود به آرامشی بی انتها بود و این درد هوشیاری من را برای خود قربانی کرده بود. ناظر: @❤writer❤
  4. fateme.r

    بازی ترس و لرز

    توی یه خونه تاریک و جن زده هستی...سه تا در مقابلته....اولیش یه گروه خون خوار از خون آشامای گرسنه دومیش یه گروه زامبی درنده درست مثل مردگان متحرک ♥~♥ سومیش هم یه جای تاریک و مثل تونل که پر از جادوگره و ممکنه طلسمت کنه تا اخر عمرت خووووووب تو کدومو بین بد و بدتر انتخاب می کردی؟؟
  5. واکنشتون وقتی بفهمید یک دو رگه جن و انسان هستید چیه؟
  6. اسم رمان:گورستان سیاه ژانر:ترسناک هدف:توسعه ژانر ترسناک ساعات پارت گزاری:هر شب ساعت ۲۱ خلاصه:عزیز آقا مردی که هر شب تا دیر وقت به کار بنایی مشغول بود و سخت کار میکرد هر شب برای کوتاه تر شدن مسیر رسیدن به خونه مجبور میشد از وسط قبرستونی که توی شهر بود رد بشه و هر شب موقع رد شدن به قبر مادرش نگاه میکرد یه شب موقع رد شدن متوجه شخصی بالای سر قبر میشه و وجود اون انسان که گویی موجودی غیر از انسان هست اون موقع شب ترس عجیبی توی دلش راه میندازه به اون موجود نزدیک میشه و اتفاق هایی تو زندگیش میفته که مسیر زندگیشو دگرگون میکنه مقدمه:توی مسیر چر پیچ و خم زندگی درست وقتی که داری یه مسیر رو هر روز و هر شب بالا و پایین میکنی و حادثه های زندگیتو پشت سر میزاری یهو یه اتفاقهایی هست که این روال عادی رو به کل عوض میکنه که این موضوع بهونه ای هست واسه اینکه به یادت بیاد وقتی همه چی عادیه تو خیلی چیزا رو داری که بهش توجهی نداری و وقتی از مسیر اصلیت خارج میشی آرزو میکنی ای کاش اون آرامش و اون راه اروم زندگیم باز برگرده و همه چی درست بشه ناظر رمان: @مرضیه علیش
  7. هیچ کاری نمیکنمو همش به خدا میگم:خدایا تو رو خـــداکمکم کنـ!
  8. پرسینگ AROSHA ژانر: عاشقانه، طنز، ترسناک هدف: همیشه دوست داشتم یه رمان ترسناک تو کلکسیون رمانای نوشته نشدم باشه. خلاصه: چند تا آدم، با هم می‌شینن پای یه بازی؛ یه بازی ای که شاید کل زندگشون رو عوض کنه، شاید هم، با یه برنده و چند تا بازنده، به خوبی و خوشی تموم بشه. مخترع این بازی، جوون ترین عضو اکیپه! چشم‌های وحشی‌اش، زبون زد خاص و عامه... چشم‌هاش هیچی ندارن؛ نه گرما دارن، نه گربه ای هستن، نه سگ دارن و نه پاچه می گیرن! تنها زینت دهنده‌اش هم خط چشم سیاهیه که همیشه و همه جا، دور تا دور چشم‌هاش رو فرا می‌گیره! حالا ممکنه دلیل تغییر زندگی این چند تا هم بازی، چشم‌های وحشی این کوچولو باشه؛ هم ممکنه دلیل یک برنده و بازنده‌ی این چند تا هم بازی، راهی باشه که این کوچولو جلو پاشون می‌گذاره... ناظر رمان: @Bahar.1385
  9. نام رمان: کی می تونه باشه؟ نویسندگان: گروه رمان نویسان آسمان من اعضای گروه: سرپرست:مبینا کاوه منش / @Mobina003 نویسنده های گرام و حرفه ای: @Mobina003, @Ana_rad, @sarvin,@Narges85, @آندیا، @mahgol ساعات پارت گذاری: نامعلوم ژانر: معمایی، هیجانی، ترسناک هدف: بعضی وقت ها ممکنه راز هایی تو گذشته باشه که ما ازش بی خبریم ...اما یادتون باشه که بلاخره یه روزی ابن راز برملا میشه و این روز هم برای ما امروز... @Narges85 خلاصه: تاحالا توی عمرتون روح دیدید؟ یا جنی چیزی؟ ما بدتر از این ها رو دیدیم و تجربه کردیم؛ بدتر یعنی اینکه ما دیدیم که چقدر آدم ها بدجنس هستند . حتی با اعضای خانوادشون! حتی با هم خون خودشون. این اتفاق ها برای ما افتاد و هنوز هم هر شب منتظر حادثه ای هستیم و ترس در بدنمون مونده و عجین شده! این ترسناک که حس کنی کسی داره نگاهت می کنه! اونم هر دقیقه و هر ساعت! ولی هیچ کسی باور نداره که این اتفاقا برای ما افتاده! شما چی؟ حرف مارو باور می کنید؟ به نظرتون کی می تونه باشه؟؟ @Ana_rad ناظر: @Fateme00 مقدمه: ما شش نفر هستیم... شش زندگی... شش قربانی... قربانی به خاطر یک اتفاق... تلاش می کنیم برای یک زندگی عادی... ما تاوان پس می دهیم... تاوان اشتباه یک نفر... مقصر کیست؟ باید دنبال کسی یا چیزی باشیم که زندگی ما را ویران ساخته است! یعنی او که می تواند باشد؟ @sarvin تاپیک عکس شخصیت ها: https://forum.98iia.com/topic/7716-عکس-شخصیت-های-رمان-کی-میتونه-باشه؟/?tab=comments#comment-189687 تاپیک نقد و بررسی رمان کی می تونه باشه؟:
  10. رمان دانشگاه | smaasd_468کاربر انجمن نود و هشتیا موضوع: ترسناک, تخیلی, ماجراجویی خلاصه: داستان درباره ی پسری به اسم پدرامه که با رفیقش تو یه دانشگاه تو یه شهر دور قبول میشن و مجبور به رفتن به خوابگاه میشن تو یه خوابگاهشون و کلا دانشگاه اتفاقاتی میوفته که پدرام باید هوشمندانه عمل کنه تا هم خودشو هم رفیقشو از توی دردسر نجات بده مقدمه: برنده ی این بازی من نبودم,تو هم نبودی ,اصلا این بازی برنده نداشت پس بازی هم که برنده نداشته باشد بازنده هم ندارد,هر دو مساوی شدیم ..... هر دو از هم جلو زدیم و باختیم ..... هر دو از هم جا ماندیم و بردیم ....... ناظر رمان: @Devilish پارت1: با صدای رو اعصاب و جیغ جیغوی پریا بیدار شدم بلند شدم و در اتاقو باز کردم که دیدم دست پریا رو هواست و دهنشم بازه تا منو دید گفت: جدیدا خوابتم سنگین شده قبلنا زودتر بیدار میشدی ؟ بدون توجه بهش از پله ها اومدم پایین از جلوی در اتاق پرهام که رد میشدم صداش به وضوح قابل شنیدن بود که داشت با تلفن حرف میزد میخواستم برم دستوشیی که مامانم داد زد: پدرام بیا صبحونه یه مکث کوتاه کردم اما بدون جواب دادن رفتم تو دستشویی ..... رفتم تو اشپزخونه که دیدم بابا هم هست مگه مامان نگفت تا اخر هفته بابا نمیااد؟ اهه از همین اول صبح پیداست که چه روز گندی رو شروع کردم بابا کارش مهندسی برقه بخاطر همینم چند مدام در حال ماموریت رفتنه بیشتر وقتا که خونه نیست وقتایی هم که هست من خونه نیستم یعنی میرم پیش دوست اصولا منو بابام نمیتونیم بیشتر از چند دقیقه همدیگرو تحمل کنیم چون قطعا به دعوا ختم میشه و با توجه به ههکل گنده بابام صد در هزار جنازه منو باید از روی فرش جمع کنن
  11. آنابل نام عروسکی مدل Raggedy-Ann است که یک مادر در سال 1970 برای دختر دانشجویش دُنا خرید. درست در همین جاست که رویدادهای وحشتناکی درباره این عروسک شروع می شود. فیلم ها و داستان های زیادی درباره آنابل ساخته شده است که یکی از این فیلم ها Conjuring است . در این بخش از سرگرمی نمناک به بیان داستان مربوط به این عروسک ترسناک می پردازیم و حقیقت یا کذب بودن ماجرا را بر عهده خود شما می سپاریم.
  12. نام رمان : آندیا نویسنده: mania12کاربر انجمن نود هشتیا ژانر : ترسناک,کمی عاشقانه هدف: باز داشتن انسان ها از تصمیمات عجولانه...از اشتباه هایی که درحال و آینده تاثیر می گزارد... ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه: همه چیز از یه بازی شروع میشه یه اشتباه باعث زیر پا گذاشتن خط قرمز ها و فرا خواندن موجودات دیگه به دنیا ما..... @hellgirl
  13. سلام خب اینجا داستان های کوتاه و ترسناکی دارین ، شنیدین و یا تجربه کردین رو بزراین. خواهرا و برادرا لایک فراموش نشه
  14. نام رمان:طلسم شیشه ای نویسنده:nafas_garmکاربر انجمن نودهشتیا ژانر:ترسناک_معمایی_طنز_غمگین هدف:همیشه توی بدترین شرایط آدم یادش باشه که یکی هست حتی زمانی که به مرگش نزدیک،واینکه برای اهدافمون بجنگیم. ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:سه دوست که از سر کنجکاوی وارد جای میشن که نباید میشدن ،درگیر یه سری مسائل ترسناک میشن که در گذشته اتفاق افتاده و طنابی که قرار گذشته رو به آینده وصل کن،اتفاقات ترسناکی که حتی آدم های شناخته شده رو هم درگیر میکنه!سرگرفته از یک طلسم!
  15. نام رمان:نمی دانستم نام نویسندگان:فاطمه محمدی و فاطمه ایاغ. ژانر رمان:ترسناک،تخیلی،تراژدی. هدف:عشق هیچوقت نباخته و از اونجایی که خدا عشق مطلقه پس نمی ذاره ببازی. خلاصه:رمان در مورد خانواده ای 3 نفره که 1 نفر از آن با رفتنش مادر خانواده را مجبور کرد برای،خرج بچه هایش کاری کند که........ رمان از زبان هر سه نفر گفته می شه. مقدمه: سراسر شکوه ام می نالم از نامردمانِ مرد در این شهوت سرای قومِ اهریمن که با عکسی به ظاهر نور وُ جسمانی می خرند نازِ مرا اندازه ی مادر سی وُ اندی سرودم با شما بودم ولی حالا پریشانم ، پشیمانم رهسپارم من و دنبالم به زنجیر می کِشم احساسِ نابم را؛ در این درهای تو در تویِ تقدیر می شکافم من دلِ تنهاییم را، و می لولم بسوی پیله ی تاریکِ احساسم صدایی می رسد از راه صدایم می زند سهراب و دیگر هیچ ،به جز حسرت، به جز دلتنگیِ مفرط به جز آه ..... ناظر: @Sarah..
  16. نام داستان: مسافران آخر نویسنده: آندیا کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: علمی، تخیلی، ترسناک هدف: مسابقه شهریورماه خلاصه: یک گروه تحقیقاتی برای برسی منطقه ای عجیب در جنگل آمازون به آنجا سفر می کنند و ... مقدمه: ما سال ها مطالعه کردیم. سال ها زحمت کشیدیم . تا دیگر پدیده ای بی علت نیابیم. حال پدیده هایی عجیب، مارا فرا می خوانند! برای کشف، برای برسی و یافتن علت ما هم به سمت او حرکت می کنیم. تا باری دیگر علت را کشف کنیم. و ثابت کنیم سال ها تحقیق و مطالعه بیهوده نبوده!
  17. نام داستان : سیاهی شب نویسنده : mahgol کاربر نودهشتیا ژانر : تخیلی ، ترسناک هدف : به تصویر کشیدن تصورات ذهنم *فراخوان مسابقه شهریور ماه* خلاصه : داستان در مورد پسری هست که توی دنیای دیگه ای زندگی میکنه؛ دنیایی پر از بدی و وقتی به دستور پادشاه به دنیای ما می اید ...... مقدمه : افرادی هستند که دل و قلبشان از سنگ است . معنی کلمه ی عشق را نمیدانند . تصور بدی از عشق دارند برای همین زندگیشان را به تباهی میبرند افرادی هم هستند که معنی کلمه ی عشق را به خوبی میدانند در دل و قلب انها فقط مهربانی است و بس و در زندگیشان زیبایی ها را میبینند
  18. Adler

    ماورو

    این رمان در مورد یه پسره گوشه گیرو بی خیال که بعد از مدتی با اتفاقاتی عجیب روبهرو میشه و تصمیم میگیره با موجوداتی که اذیتش می کنن مقابله کنه
  19. نام رمان:دخترک سوخته نام نویسنده:شکینا کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه،تخیلی،ترسناک،معمایی هدف:تقویت قلم ساعات پارت گذاری:نامعلوم ناظر: @hellgirl خلاصه: هشت ماه قبل ، به دلایل نامشخصی ، دخترکی دچار سوختگی هشتاد درصد می شود. حالا بعد از گذشت هشت ماه ، صورتک جدیدی بر چهره ی دخترک قالب شده است اما .. چهره ، صورت یک فرد معمولی نیست ، بلکه .. صورت یک گرگینه است و همین مسئله دخترک را در گودالی از مشکلات پرت می کند. مقدمه: او را داخل اتاق می اندازد و درش را محکم می بندد. دخترکِ بر روی زمین افتاده ، خودش را روی زمین می کشد و با ضربه های مشت سعی در باز کردن دارد اما ... در کسری از ثانیه بوی بنزین پخش و صدای روشن شدن فندک به گوش می رسد. گیج و منگ به اطرافش نگاه می کند ، درک قضایا برایش سخت است تا زمانی که داخل اتاق آتش می گیرد. دیگر راهی برای فرار نیست ، تقلا همه چیز را سخت تر می کند و حال دخترک دچار سوختگی هشتاد درصد شده است و زیر لبش فقط یک کلمه جاری می شود. من دخترک سوخته ام.
  20. Beowulf

    رستاخیز / DANI_66

    نام داستان:رستاخیز نویسنده: DANI_66کاربر نودهشتیا ژانر: درام ترسناک ساعت پارت گذاری:نامعلوم هدف : آشنایی با دیگر موجودات و تاریکی های جهان هستی خلاصه : بعضی از کارها بعضی از حرف ها وبعضی از رفتار ها اگر هیچ وقت اتفاق نمی افتاد شاید داستان زندگی خیلی از افراد به گونه ای دگر بود. کتاب رستاخیز مردگان یکی از آن کتاب هایی است که اگر هیچ گاه نوشته نمی شد قطعا اعتقادات و جان خیلی ها در امان بود اما هرکس با نزدیک شدن به این کتاب با جان خود بازی می کند و بهتر آن است که هیچ وقت هیچ وقت سر از طلسم ها و دنیای پر رمز وراز و وحشتناک این کتاب در نیاورید و به آن نزدیک نشوید بخاطر آنکه قطعا پایان خوبی ندارد. لینک داستان رستاخیز
  21. رمان خانه شوم (نویسنده hellgirlکاربر نودوهشتیا ) رمان خانه شوم لینک دانلود فایل ورد رمان (http://uplod.ir/j1lcqie5pucg/romant.docx.htm)
  22. نام رمان: سرنوشت لجباز نویسنده: Narges85 _ mahgol کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: ترسناک _ هیجانی هدف: نوشتن افکار درون ذهنم ساعات پارت گذاری: نا معلوم خلاصه: افرادی هستند که در گذشته اتفاق های بدی برایشان افتاده است و انها در فکر انتقام هستند حتی بعد از مرگ . حالا این افراد زندگیه چهار شخصیت رمان ما را به ترسناک ترین شکل تحت تاثیر قرار میدهند ولی در همین حین اتفاق های شیرینی می افتد لینک صفحه ی بررسی و نقد رمان سرنوشت لجباز : بررسی و نقد رمان سرنوشت لجباز
  23. بسم الله الرحمن الرحیم نام رمان : کلبه ی راز آلود نام نویسنده : imshkm کاربر انجمن نودهشتیا ژانر : ترسناک ، تخیلی ، عاشقانه ، راز آلود هدف : علاقه به نوشتن ساعات پارتگذاری: نامعلوم خلاصه : داستان در مورد پسری به اسم بارمان است که به دلیل کنجکاوی خودش ، پایش را در کلبه ای می گذارد که معمولی نیست. اتفاقات وحشتناکی بعد از ورودش به کلبه رخ می دهد و همین مسئله باعث می شود که او حقیقت بزرگی را در مورد زندگی اش بفهمد. مقدمه : من بارمانم !؟ بارمانی از جنس مرگ و شاید هم از جنس زندگی ! من زاده ی مرگم ، شاید هم زاده تاریکی ! من بارمانم ! بارمانی که حقیقت زندگی اش ، در قلب یک کلبه مدفون شده است و حال ... بعد از بیست و چهار سال همه چیز معلوم می شود. ناظر : @_Zeinab_
×
×
  • جدید...