رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'باحال'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش نقد کردن
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • کتابخانه سایت نود و هشتیا
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • یاران آقا امام زمان (عج) مشکلات این دنیا رو بگو و برای حلش یک راه حل پیشنهاد بده :)
  • یاران آقا امام زمان (عج) قصد داری برای ظهور آقا چکار کنی؟
  • گروه درس خون ها^_^ موضوع ها
  • ناظران این سایت موضوع ها
  • ناظران این سایت اگه الان...
  • گروه آموزش ناظران تالار پرسش و پاسخ
  • گروه آموزش ناظران تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار پرسش و پاسخ

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

25 نتیجه پیدا شد

  1. Tiana_joon

    دوست داری واسه تولدت چی بخرن؟😜

    واس تولدت چی دوس داری واست بخرن؟😜
  2. romana

    اول اسمتون کدومه؟

    خودم ، مغرور😄😋 @زهراتیموری
  3. مدیر مدرستو به چی تشبیه می کنی؟می کردی؟😥😜 من به این👈🏼👹
  4. اگه مامان نفر قبلی بودی چی کارش می کردی؟❤🤣
  5. واکنشتون وقتی بفهمید یک دو رگه جن و انسان هستید چیه؟
  6. اگه بتونید تبدیل به یه جن بشید کی رو بیشتر اذیت میکنید؟🧟‍♀️😋 من که میگم داداشم🤣😅
  7. Tiana_joon

    یه گل داری؛اونو به کی میدی؟😁😍☺

    اگه یه گل (هررنگی) 🌹🌺🌸🌼🍀🌻 داشته باشید♡♡ اونو به کی میدید؟ ۱_مامان و بابا👫 ۲_عشقتون💏 ۳_خودتون😎🤴👸 ۴_من😅🤩😍 میدونم شانس آخری کمه ولی..🤣
  8. romana

    به چی دلخوشی ؟

    به چی دلخوشی ؟ 1- عشقم 2-کارم 3-خودم 4-آرزوهام 5-پول تو جیبیم 6- تعطیلات آخر هفته 7- به دوست پسرم 8- دوست دخترم 9- ورزش 9-به خودم 10- تیپم 11-به هیچی 12-الکی خوشم 13- به دوستام 14-آینده 15- نمیگم 16- خانواده ام خودم به دوستام و خانواده ام @زهراتیموری
  9. Hamidreza

    ماهکوچولو | Hamidreza

    نام داستان:ماهکوچولو نویسنده: Hamidreza کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه هدف:مگه فقط قلب شما ادماست که میدونه عشق چیه و چه شکلیه؟! ساعت پارت گذاری:شنبه هر هفته خلاصه داستان:داستان درباره عشقه اما نه عشق انسان ها به هم...عشق میتونه برای همه و هرچیزی اتفاق بیوفته فقط کافیه بخوایم باورش کنیم...داستان منم ازون جایی شروع میشه که 5:40 دقیقه عصر....
  10. *Dr

    یادش به خیر.....

    بزرگ ترین شیطنت دوران بچگیت چی بوده؟ 1-زنگ خونه مردمو میزدی فرار می کردی. 2-تلفن میزدی فوت می کردی. 3-چیزمیز پرت می کردی خونه مردم. 4-خونه مردمو دید میزدی. 5-بچه مردمو کتک میزدی. 6-از بقالی سرکوچه چیز میز بلند می کردی. 7-از جیب بابا پول کش می رفتی. 8-خودت بگو چی کار می کردی شیطون.
  11. sarajaberi

    ی اتفاق ضدحال

    مثلا من ضد حال ترین اتفاقی که واسم افتاد این بود که پارسال بعد تعطیلات اربعین رفتم مدرسه دبیر بدون اطلاع قبلی امتحان ادبیات گرفت و همون نمره های درخشانم رو گذاشت واسه مستمر 😐💔 مستمرم شد ۲/۵😐😂
  12. Fatimah

    فیلم ترسناک یا فانتزی

    یکی از بهترین فیلم های خارجی فانتزی یا ترسناکی که تا حالا دیدین معرفی کنید یه خلاصه کوچیک هم بگین😀😀😁
  13. زهرا جواهری

    مشاعره به سبک جدید!

    در این تایپیک هر کسی میتونه با کلمه آخر شعری بگه اما این شعر فرقی نداره میتونه شعر ترانه هم باشه .
  14. Tiana_joon

    دوست داری الان چی بخوری؟

    دوست داری چی بخوری؟😜❤ پیک موتوری تیانا تقدیم می کند😜😂
  15. Melinow

    تکســ?ــت گرافی?

    سلام از عنوان معلومه باید توی این تاپیک (اخر هم نفهمیدم تایپیک یا تاپیک؟????) تکست هایی که خوشتون میاد یا باحالن رو بزارین مَثــــــَـــــــلاً یه بخش از اهنگ یا چیزای دیگه...? . . . . . ســــَردتــــریــــن جــــاےِ دنــــیـــا دلِ اون ڪســیـــہ ڪـــہ دیـــگــــہ هــیــچ احــسـاسـے بـــهـــت نـــدارہ… پ.ن: اوووووه بیب? . . . . . . خوشبحال فرهاد که تلخ تریـــــ?ـــن خاطره اش هم شیــــریــــ❤ــــن بود پ.ن:such a wooooooow . . . . . . . . هر دو از ته دل میگیم مــ♏ـــن ?حرفامو تــ↪ـــو? دروغاتو? پ.ن: این فک کنم مال یه اهنگ رپه? . . . . . . . . زندگی به من اموخت? تنها ? چیزی که به مرور زمان درست میشه ?ترشیِ... بقیه چیزا همون لحظه با پول درست میشه پ.ن:??
  16. mahsa.mt

    به نظرتون من کدوم صفات و دارم؟

    1)پاک 2)ناز 3)شیطون 4)مغرور 5)خودخواه 6)جذاب 7)گوشه گیر 8)لجباز 9)خوشتیپ 10)دوست داشتنی 11) بدجنس 12)خوشگل 13)مشکوک 14)مهربون 15) خونسرد اوایی که من و میشناسن حتما باید بگن
  17. نام رمان: کلت نام نویسنده:پارمیس وحید موضوع: در مورد دختریست که طعم سختی زندگی را چشیده....اما سختی تا کی؟ ممکن است روزی با یک حرکت و یا اتفاق ناگوار ، از آن پس اتفاقات خوب رونمایی کنند .. دختر قصه ی ما هم یک روز که به بانک میرود، به آن بانک دستبرد میزنند و دختر را نیز به عنوان گروگان میگیرند ... در طول گروگان گیری دخترک ، دل او کمی میلرزد ولی با استفاده از یک کلت ، جان معشوقه ی خود را نجات میدهد https://forum.98iia.com/topic/8020-رمان-کلت/
  18. Tiana_joon

    بی حال ترین خاطرت و بوگو😂❤

    بی حال ترین خاطرت و بفرس بیاد ما الکی می خندیم😂
  19. خب اگه نفر قبلی قصد خودکشی داشته باشه واکنش شما در مقابل اون چیه؟ از خودم شروع میکنیم😋🤔🔊
  20. عروسک های زیادی در دنیا وجود دارند که ادعا می شود روح صاحبان شان یا حتی شیاطین را تسخیر کرده اند. مجله همشهری سرنخ - ندا بهجتیان: عروسک های زیادی در دنیا وجود دارند که ادعا می شود روح صاحبان شان یا حتی شیاطین را تسخیر کرده اند. همیشه با شنیدن جمله «براساس داستان واقعی» در ابتدای یک فیلم ترسناک، وجودمان به لرزه می افتد. داستان عروسک هایی که توسط شیاطین یا ارواح تسخیر شده اند باورنکردنی است اما افراد زیادی هستند که ادعا می کنند همین عروسک های به ظاهر آرام، زندگی شان را تبدیل به کابوس کرده اند و نمی توانند از دست آن ها رها شوند. حتی بعضی از این عروسک ها در موزه ها درون محفظه هایی با درجه ایمنی بسیار بالا نگهداری می شوند تا نتوانند آسیبی به کسی برسانند. عروسک مشروط وودو زامبی عروسکی بود که صاحبش ادعا می کرد توسط ارواح تسخیر شده است، این عروسک توسط یک زن تگزاسی به نام سارا مارینز از سایت ای بی خریداری شد. وودو در نیواورلئان ساخته شده و فروشنده برای خرید آن قوانین خاصی را مشخص کرده بود اما سارا پس از خرید به هیچ کدام از آن قوانین عمل نکرد. مدتی گذشته که وقایع عجیبی برای سارا آغاز شد، شب ها کابوس های وحشتناک می دید و صبح ها وقتی از خواب بیدار می شود تمام بدنش پر از زخم و کبودی بود. در این شرایط سارا تصمیم گرفت بار دیگر وودو زامبی را در ای بی بفروشد، مدت زیادی طول کشید تا بالاخره یک خریدار پیدا شد اما روز بعد خریدار تماس گرفت و گفت که بسته پستی خالی برای او فرستاده شده است. وودو بار دیگر پشت در خانه سارا پیدا شد. هنوز سارا نتوانسته این وودو را از خانه خود خارج کند و هر بار عروسک به شکلی عجیب پشت در خانه اش ظاهر می شود. روح مرگ در چشمان عروسک در سال های 1840 گروه های بسیار زیادی از مردم آمریکا خانه های خود را در شرق به مقصد اورگان و کالیفرنیا ترک می کردند، «دونر پارتی» نیز یکی از همین گروه های مهاجر بودند که به سرپرستی فردی به نام جرج دونر به سمت کالیفرنیا حرکت کردند. پتی رید، کودک هشت ساله و خانواده اش از اعضای گروه دنر پارتی بودند که در راه اتفاقات بسیار بدی برای آن ها رخ داد. به خاطر بعضی اشتباهات، آن ها راه را گم کردند و تمام زمستان را در سرمای «سییرانوادا» و در میان برف محبوس شدند. وضعیت آن ها آن قدر سخت و بحرانی شده بود که ابتدا با خوردن تکه های کوچک و نازک چرم، سپس موش ها و استخوان ها و در نهایت با خوردن یکدیگر تلاش کردند جان خود را نجات دهند. در میانه راه از همه مهاجران خواسته شد وسایل اضافه خود را دور بریزند تا بارشان سبک تر شده و راحت تر به راه شان ادامه دهند. خانواده رید هم از دخترشان خواستند که تمام اسباب بازی هایش را دور بریزد. پتی به حرف آن ها گوش کرده و تمام اسباب بازی ها به غیر از عروسک محبوبش را دور انداخت. او عروسکش را زیر لباس هایش پنهان کرد تا کسی آن را نبیند. تعداد زیادی از افرادی که در دنر پارتی بودند جان خود را از دست دادند و پتی تنها کودکی بود که در این گروه زنده ماند. بسیاری از مردم ادعا می کنند روح عروسکی که پتی حاضر نشد آن را دور بیندازد، خانواده رید را از مرگ نجات داد و آن ها از معدود خانواده هایی بودند که بالاخره به سلامتی به سن خوزه رسیدند. عروسک پتی اکنون در موزه تاریخی ساکرامنتو در کالیفرنیا قرار دارد و بسیاری آن را عروسک مرگ می نامند زیرا معتقدند زمانی که در چشمان عروسک نگاه می کنند می توانند زجری را که افراد گروه در زمان مرگ کشیده اند ببینند. نفرین مخفی در موها داستان اوکیکو از آن جا آغاز شد که در سال 1918 پسری هفده ساله به نام ایکیچی سوزوکی آن را از یک نمایشگاه برای خواهر دو ساله اش به عنوان سوغاتی خرید. قد عروسک حدود 40 سانتی متر بود و یک کیمونوی سنتی ژاپنی به تن داشت، صورتش از جنس چینی بود به همین خاطر چشمان درشت و سیاهش خیلی نمایان بودند. خواهر ایکیچی از این هدیه بسیار خوشش آمد و هر روز فقط با این عروسک بازی می کرد. آن ها همیشه با هم بودند و دختربچه نام عروسک را اوکیکو گذاشت. تا این که یک روز به سختی بیمار شد و مدتی بعد از دنیا رفت. بعد از این ماجرا، اوکیکو روی مقبره دختربچه گذاشته شد. اما چند ماه بعد خانواده سوزوکی متوجه موضوع بسیار عجیبی شدند. موهای عروسک هر روز بلند و بلندتر می شد تا جایی که به نزدیکی زانوهایش رسید و همین مسئله باعث شد همه ادعا کنند که اوکیکو روح دختربچه را تسخیر کرده است. ادعا می شود که این عروسک در سال 1938 به معبد مانجی ژاپن منتقل شده و از آن زمان تا به حال چندین بار موهای اوکیکو کوتاه شده و دوباره رشد کرده است. مراقبان معبد می گویند که چندین بار موهای او تحت آزمایش های مختلف قرار گرفته اما آزمایش ها موضوعی غیرعادی را نشان نداده است. سایت خبری abc چندین بار خبر این عروسک را چاپ کرده است. عروسک زنده پوپا عروسکی بود که در سال 1928 درست هم شکل صاحب ایتالیایی خود گریفین ساخته شد، دختری که خیلی عروسک خود را دست داشت و همیشه همراهش بود، در سفر از ایتالیا به آمریکا و حتی در سفر به دور اروپا و به این ترتیب پوپا هرگز تنها رها نشد. در سال 2005 زمانی که گریفین بسیار پیر و بیمار بود به نوه های خود گفت «پوپا بهترین دوست من بود، او یک عروسک معمولی نیست. زنده است و می تواند با من صحبت کند.» مدت کوتاهی پس از آن، پیرزن جان خود را از دست داد اما نوه هایش برای زنده نگه داشتن خاطرات مادربزرگ، عروسکش را درون محفظه ای شیشه ای گذاشتند تا خراب نشود اما آن ها مدعی هستند که از همان روز اتفاقات عجیب و ماوراءالطبیعه در خانه آن ها آغاز شده است. آن ها می گویند که چند روز بعد آن ها متوجه شده اند کسی با خط بچگانه روی شیشه نوشته است «پوپا متنفر است»، همچنین حالت قرار گرفتن و حتی صورت عروسک داخل شیشه مدام تغییر کرده است. به گفته آن ها همیشه صدایی در خانه شنیده می شد که گویا کسی به شیشه می کوبید، حتی با این که در محفظه شیشه ای قفل بود، چند بار اهالی خانه، پوپا را بیرون از شیشه پیدا کردند. یک بار هم صدایی در خانه به گوش می رسید که تکرار می کرد «پوپا تنهاست»، هم اکنون هیچ کس از سرنوشت پوپا اطلاعی ندارد. آخرین بار افراد این خانواده ادعا کردند که خواستند تا از حرکات او فیلمی در یوتیوب بگذارند اما پوپا فیلم را پاک کرده است. پوپا به هر شکل نارضایتی خود را از وضعیتی که دارد نشان می دهد. میراث اسرارآمیز چه کار می کنید اگر تنها میراث خانوادگی تان یک عروسک تسخیرشده باشد؟ اما این ماجرا برای زنی به نام آنا اتفاق افتاد. جولیت عروسکی با نفرین خاص بود که نسل به نسل از مادر به دختر می رسید. در چهار نسل این عروسک به همین روش از مادری به دخترش رسیده بود اما نکته شگفت انگیز این بود که تمام این خانواده ها صاحب دو فرزند شدند یک پسر و کی دختر که پسر خانواده در سومین روز تولدش به شکل اسرارآمیزی جان خود را از دست می داد. اعضای این خانواده ها ادعا می کردند که روح این پسران توسط جولیت اسیر می شود و وظیفه دختر خانواده بود که با نگهداری درست از عروسک از روح برادر و پسران فوت شده قبل از آن، مراقبت و محافظت کند. چون آن ها تصور می کردند که این عروسک روح عزیزان خانواده را در خود داشت. آنا می گوید: «جولیت زمانی به من داده شد که یک دختر داشتم و باردار بودم، من پسری به دنیا آوردم که درست مانند خانواده های قبل از من در روز سوم تولدش از دنیا رفت. با این که در روز تولد پزشکان گفتند کاملا سالم است و هیچ مشکلی ندارد اما ناگهان بیمار شد و در روز سوم جانش را از دست داد. من در آن زمان از داستان جولیت خبر نداشتم اما کسی که به عنوان هدیه بارداری آن را به من داد می دانست که یک عروسک تسخیر شده به من می دهد، از آن به بعد همیشه شب ها در خانه ما صدای خنده های شیطانی شنیده می شد. علاوه بر این گاهی اوقات از عروسک صداهایی شبیه گریه نوزاد با صداهای مختلف شنیده می شود گویا چندین نوزاد مختلف در حال گریه کردن هستند.» جولیت هنوز هم در اختیار آنا قرار دارد و ادعا می کند می خواهد آخرین نفر از این نسل باشد که این نفرین شامل حالش شده است و هرگز آن را به دخترش نخواهدداد حتی اگر مشکلات بیشتری برایش پیش بیاید. عروسکی به نام آنابل در یک ماه گذشته ویدیویی در سایت یوتیوب منتشر شده که در مدت بسیار کوتاهی میلیون ها بازدیدکننده داشته است. ویدئو متعلق به خانواده ای پرویی است که ادعا می کنند در هفت سال گذشته به خاطرداشتن عروسکی به نام «ساریتا» اتفاقات بسیار عجیب و وحشتناکی برای آن ها رخ داده است. ساریتا یک عروسک زیبا با موهای بلوند و چشمان آبی به ظاهر آرام و بی خطر است که طبق گفته های ایونه- مادر خانواده نونز- هدیه ای بوده از طرف خواهرزاده شوهرش که هفت سال پیش به آن ها هدیه داده بود و بعد از آن خودش در اتفاقی عجیب و تلخ جان باخته بود. ایونه در مصاحبه با رویترز می گوید: «اتفاقات عجیب درست از زمان مرگ او آغاز شد. پس از آن، خواهرشوهرم نیز به دلایل نامعلومی در همین خانه ای که اکنون زندگی می کنیم خودکشی کرد. با این وجود نمی توانم خودم را راضی به دور انداختن عروسک کنم چون ساریتا تنها یادگاری به جامانده از خواهرشوهرم و دخترش برای ماست.» ایونه ادعا می کند ساریتا توسط ارواح تسخیر شده است. زمانی که دکمه روی شکم عروسک فشار داده می شود، ترانه «پدر ما» را می خواند اما ساریتا بدون این که کسی به او دست بزند ناگهان شروع به خواندن می کند. او می گوید البته این یکی از کوچک ترین نکات عجیب درباره عروسک تسخیر شده است. خانواده نونز ادعا می کنند شب ها قبل از خواب، ساریتا را در گوشه ای از اتاق قرار می دهند اما صبح روز بعد آن را روی میز، روی کاناپه یا گوشه ای دیگر از اتاق پیدا می کنند. سه فرزند خانواده نونز اغلب مواقع با انواع کبودی، خراش و زخم های کوچک روی بدنشان از خواب بیدار می شوند و مطمئن هستند که این خراش ها در طول روز برایشان اتفاق نیفتاده و تنها به خاطر این عروسک تسخیر شده، این حوادث رخ می دهد. انجی نونز بیست ساله، دختر بزرگ خانواده می گوید: «گاهی اوقات صداهای عجیبی در خانه می شنوم و احساس می کنم کسی در گوشه ای از اتاق حضور دارد. علاوه بر این گاهی سایه هایی را در تاریکی های خانه در حال حرکت می بینم، هر شب احساس می کنم کسی از گوشه اتاق به من زل زده است. سنگینی نگاه را روی خودم به خوبی حس می کنم.» هم انجی و هم دو برادر کوچک ترش خیلی دوست دارند هرچه زودتر از شر این عروسک شیطانی خلاص شوند اما مادرشان نمی تواند از ساریتا دل بکند. او به جای آن که بخواهد عروسک را از خانه دور کند در موسسه ای به نام «کارشناس فرشته ها» ثبت نام کرده است تا روح های شیطانی را از ساریتا دور کنند. اگه از مطلب خوشتون اومد حمایت کنید Love from Tiana
  21. Tiana_joon

    خصوصیات فردی؟😛😜

    بروبچ خصوصیاتتونو بگید اسم واقعی : لقب: غذای موردعلاقه : هل و هوله ی مورد علاقه : عشقه قبلی: عشقه فعلی: عشقه فعلی: بین عشقو خانوادت کیو انتخاب می کنی: متنفرم از : عشقه آینده: نوشیدنی موردعلاقه : موقعیت : مغرور : فاز: ماه تولد : شده آرزو کنی بمیری: دود و دم : نقطه قوت : رفقای فابریک : اخلاق: روحیه: اگه اسم دختر بودم: اگه اسم پسر بودم: تیپ و قیافه: دعوا: کینه ای: وضعیت عاشقی: وسیله دعوا: رفیق باز : خانواده: اعتقادات: ورزش: سرگرمی: خوبی کردن: شوخی: داوطلب مرگ: حسود: جمله سنگین: خودم:اسمم تیانا لقب:اردشیر😂😂 غذای مورد علاقه:پیتزا،لازانیا،ساندویچ هله هوله مورد علاقم:چیپس و پفک و لواش عشقه قبلی: نداشتم عشقه فعلی:ندارم بین عشقو خانوادت کیو انتخاب می کنی:هیچکدوم😶😂 متنفرم از : آدمای اطرافم عشقه آینده:عاشق نمیشم😀 نوشیدنی موردعلاقه :آب هویچ بستنی موقعیت :خوب مغرور : ۷۰درصد فاز: کله خرم😂فاز هیجان دارم ماه تولد : مرداد👸👸 شده آرزو کنی بمیری:هزار بار😅 دود و دم : خجالت یه کمی نقطه قوت : با همه مچ میشم رفقای فابریک : ثنا و دلنیاو اسی اخلاق: زورگو ولی باحال و پایه روحیه:شاد تیپ و قیافه: خفن و امروزی دعوا: دهنش سرویسه کینه ای: خیلی وضعیت عاشقی:نعدارم وسیله دعوا: مشت رفیق باز : خیلی خانواده:نمی دوسمشون اعتقادات:ندارم ورزش:والیبال و هندبال سرگرمی: رمان خوندن و نوشتن خوبی کردن: نمیکنم چون لیاقت ندارن شوخی: ازون پشت وانتی ها داوطلب مرگ: الان دیگه نه حسود: کمی جمله سنگین:دروغ=دروغ
  22. Tiana_joon

    آهنگ پر خاطرت چیه؟

    آهنگی که باهاش خیلی خاطره داری رو معرفی کن😜😜
  23. amanda_20

    اسم صمیمی ترین دوستت و بگو!

    سلام عزیزان باحال... امروز اومدیم تا یه روز باحال تر از خودتون رو تجربه کنین... اسم صمیمی ترین دوستتون چیه؟زهرا،مریم یا ترانه؟حالا هر چی! بعدش باید اون دوستتون رو به یه چیزی تشبیه کنین این یه چالشه... مثال: اسم دوست من ساراس... س ا ر ا ... سارا مثل طوطی... خیلی حرف می زنه.... دلیلشم بگین؟باشه؟پس بیاین تا دور هم حال کنیم!!!!
  24. mahsa.mt

    اهنگ شو..ابنوس

    یه اهنگ مینویسی نفر بعدی با اخرین هرفش یه اهنگ دیگه مینویسه
  25. amanda_20

    ترسناک ترین خوابی که دیدید،چی بود؟

    سلام به دوستای عزیزم و فرشته ی من. توی این بخش،شما دوستان می تونید ترسناک ترین خوابی که توی عمرتون دیدید رو اینجا مطرح کنید. البته می تونید ترسناک ترین لحظاتی که تجربه کردین رو هم بنویسید(البته سعی کنید بیشتر خواب باشه) ممنونم.امیدوارم بهتون خوش بگذره دوستان...?
×
×
  • اضافه کردن...