رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ferdows.sh

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    39
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

48 Excellent😃😃😃😃

درباره ferdows.sh

  • درجه
    💚💚
  • تاریخ تولد 16 تیر 1377

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,006 بازدید کننده نمایه
  1. جان من خل ترازمن دیدی؟بخاطر عشق به پروفت دنبالت کردم

  2. ferdows.sh

    مشکل کاربران..

    سلام... ببخشید می خوام عنوان تاپیک دلنوشته ام رو تغییر بدم... یعنی می خوام بشه این⬅مجموعه شعر و دلنوشته طنین دل... یعنی جمله مجموعه شعر و دل نوشته رو به عنوان اضافه کنيد.... ممنون میشم 🌹 اینم لینک تاپیکم⬇⬇ 
  3. ferdows.sh

    مشکل کاربران..

    سلام چرا قسمت افزودن فایل از گالری توی کادر پاسخ برای من نیستش؟ .. قبلاً بود و توی وضعیت یه بار عکس ارسال کردم اما الان نیستش... چرا؟
  4. ferdows.sh

    بازی اسامی

    بهنوش
  5. ferdows.sh

    بازی اسامی

    لارا
  6. ferdows.sh

    بازی اسامی

    نریمان
  7. ferdows.sh

    بازی اسامی

    لامیا
  8. در قفس تنم طوری اسیرم... ؛ که انگار دیگر هیچ وقت... نمی توانم پَر بگیرم... ferdows_sh#
  9. ما میخوایم یه سپاه امام زمانی راه بندازیم در حوزه ی مهدویت...خوشحال میشیم اگه توی نظرسنجی شرکت کنی ? 

  10. سلام ...

    خوشحال میشیم شمام نظر سنجی شرکت کنین(:

  11. سلاااااام?

    چطووورین؟

    تمایل داشتی توی پاتوق نویسندگان فعالیت کن و مجانی قلمتو تقویت کن!

    1. ferdows.sh

      ferdows.sh

      سلام، چشم... فایل رمانمو که نیمی تکمیل کردم توی انجمن‌ تاپیکش رو میزنم. 

    2. زهرا عابد

      زهرا عابد

      سلام?

      اگر دوست داشتی توی گروه عطر نرگس باشی بهم بگو...

      جریانشو توی نظر سنجی توضیح دادم.

      به کوتاهی قلم هم..برای تقویت قلمه...دوست داشتی شرکت کنین(:

  12. تشنه ام...، دیگر هیچگاه سیراب نمی شوم... وقتی در صحرای چشمانت اسیر شده ام... ferdows_sh#
  13. محبت های پوشالی ات را آنقدر راستین می دیدم؛ آنطور که وقتی به آسمان نگاه می کردم ستاره ها را به شکل قلب می دیدم؛ ای کاش هیچگاه نگاه پُر مهرت را به کسی نمی دیدم. ferdows_sh#
  14. زاهد از بیم رسوایی به رخ دارد نقاب آنچه در سینه دارد می کند کتمان باده را با اشتیاق می نوشد وُ خود را بی خبر می‌کند از این جهان نزد یار از ترس گفتن اسرار می دوزد زبان هر دم برای قانع کردن خود می کند این گمان: که چرا محبوب من لبخندی از سر محبت به من تحویل نداد؟ آری درست است‌‌؛ مهر من هرگز در قلبش جایی نداشت. ferdows_sh#
×
×
  • جدید...