رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

bitttta740

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    128
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

272 Excellent😃😃😃😃

درباره bitttta740

  • درجه
    💚💚💚💚
  • تاریخ تولد تعیین نشده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

532 بازدید کننده نمایه
  1. bitttta740

    فراخوان جذب منتقد رمان

    سلام من اعلام آمادگی می کنم اما چیزی از عناصر نمی دونم میشه توضیح بدید شرایطش چجوریه؟
  2. bitttta740

    دلنوشته ها

    من دلتنگ ماضیم که بعید شده! تو اسیر حالی..... چه فرقی می کند، ساده یا استمراری؟!
  3. bitttta740

    دلنوشته ها

    خدایا به هرکه دوست می داری، بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است..... و به هرکه دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر!♡
  4. bitttta740

    دلنوشته ها

    وقتی به عقب برمی گردی متوجه میشی که جای بعضیا الان تو زندگیت خالی نیست، هیچ.... اون موقعشم زیادی بوده!...
  5. bitttta740

    ویژگی های یک رمان خوب و ارزشمند؟

    کمتر از کلیشه هایی که تو هر رمان می بینیم استفاده شده باشه یه چیز متفاوت باشه که خواننده رو جذب خودش کنه همین.
  6. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    از دشمن به دوست پناه می بریم دریغ از آن که دوست از دشمن بدتر و دشمن از دوست به.... و ما در این دنیای دروغین به کدام یک پناه ببریم؟! که در بدی هرکدام از دیگری برتری دارد!
  7. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    اگر امشب آسمان شبم بدون ستاره است خیالی نیست.... اگر امشب چشمانم قصد باریدن دارند خیالی نیست... اگر امشب دل من هوای تو را کرده است خیالی نیست.... اگر امشب ول من به دنبال یار و یار در دنبال دیگری ست خیالی نیست.... اگر امشب غمی به غم های دیگرم اضافه شده است خیالی نیست.... اگر رویاهایم را بگویم.... باز هم خیالی نیست زیرا..... خالی تر از خیالی بودن است!
  8. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    گاهی خاطرات تلخ همچون سیل از چشمانت به روی گونه هایت فرو می ریزد.... گاهی همچون سنگ در گلویت بغض می کند و می ایستد.... گاهی تو را به فکر فرو می برد به گونه ای که از دنیا غافل شوی و در آن غرق شوی... گاهی سکوت می کنی و فقط به روبرو زل می زنی.... گاهی هم داد می زنی اما کسی صدایت را نمی شنود وقتی از خواب بیدار می شوی تازه می فهمی که کابوس بوده.... گاهی هم هیچ کاری نمی کنی فقط می خندی به زندگیت، به سرنوشتت، به دنیایی که هستی و بعد خودت هم همانند خاطراتت تلخ می شوی از سنگ می شوی؛ خودکشی می کنی اما اینبار جسمت را نه، بلکه روح و احساست را می کشی!...
  9. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    قصه ی لیلی و مجنون رو شنیدین؟! که مجنون بخاطر لیلی هرکاری می کرد جونش رو هم واسش می داد چون خیلی دوستش داشت؛ دوست داشتنش واقعی بود مدعی عاشق نبود. حالا قصه ی لیلی و مجنون امروزی رو شنیدین؟! که مجنون واسه لیلی کار خاصی نمی کنه درواقع هیچ کاری نمی کنه.... حتی زحمت اینکه درکش کنه رو به خودش نمیده.... اون رو خسته و اذیت می کنه تنها کاری که می کنه درواقع همون 《دوست دارم》الکیه.... وقتی لیلی ازش چیزی می خواد انجام نمیده اما تو حرفای عاشقانه بهش میگه جونمم واست میدم.... خودش باعث میشه لیلی ازش دور بشه؛ وقتی لیلی میره و ولش می کنه تازه می پرسه چرا!؟؟...
  10. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    درک کردن یه عدد گنگه که جذرش مشخص نیست!
  11. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    بهم گفتی برو... نفهمیدی که همین گفته... بود آغاز رفتن تو!
  12. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    مرد با آن همه عظمت... که کوه درد است و غم... همیشه محتاج یک زن هست و همینو بس!
  13. bitttta740

    عشق مجازی یا دیداری؟!

    صدرصد دیداری و اینکه کجا باشه؟! امم دانشگاه خوبه اگه محل کارمم باشه بدک نیست.
  14. bitttta740

    نوشته های خودم:)

    گاهی ادا در می آوریم:) ادای گریه کردن.... ادای ناراحتی.... ادای خندیدن..... ادای خوشحالی..... ادای رفتن..... ادای زندگی کردن..... و خودمان بهتر از هرکس می دانیم که نه پای رفتن و نه دل زندگی کردن را داریم! فقط.... ادا در می آوریم!
  15. سلام عزیز دلم رمان من چیشد؟ هنوز نخوندی؟! @Aty.s
×
×
  • اضافه کردن...