رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Khodaya

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    133
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    2

آخرین بار برد Khodaya در 24 دی

Khodaya یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

871 Excellent😃😃😃😃

درباره Khodaya

  • درجه
    💚💚💚💚
  • تاریخ تولد 1 فروردین 1375

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,363 بازدید کننده نمایه
  1. بدترین درد اینه که ،
    مخاطب های گوشیتو چک کنی
    و بخوای با یکی درد و دل کنی
    ولی . . .
    هیچکس و پیدا نکنی . . .

    هیچکس همراه نیست. تنهای اول...

  2. اگــــــــر مـــے بــیــنــــے هــنـــــــوز تــنــهــــــام …
    بـــــــﮧ خــــــاطـــــــــر عــشـــــق تــــــو نــیــســـت !!
    مــن فــقـــــــط مـــــے تــــــرســـــــم ؛
    مــــے تـــــــرســـــــم هـــمـــــــﮧ مــثـــــل تــــــو بـــــاشــــــنـد . . . !

  3. بغض بزرگترین اعتراضه

    اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست ، یه التماسه …

  4. هی بغض لعنتی بیا بیرون

    دیگر صدای هق هقت کسی را بیدار نمیکند

    نمی بینی تنهایم …

  5. بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
    اندوه چیست ؟ عشق کدام است ؟ غم کجاست ؟
    بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
    عمریست در هوای تو از آشیان جداست . . .

  6. ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ
    ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ
    ﺩﻗﯿﻘﻪﻫﺎ
    ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ
    ﺭﻭﺯﻫﺎ …
    ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻣﯽﺁﯾﯽ
    ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ
    ﺳﺎﻝﻫﺎﺳﺖ
    ﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﻭُ
    ﭼﯿﺰﯼ ﺣﺲ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ

  7. حرفها سه دسته اند :
    دسته اول : گفتنی ها
    دسته دوم : نوشتنی ها
    و دسته سوم : قورت دادنی ها
    دو تای اول سبکت می کنند ، سومی سنگینت

  8. آنقدر بغض هایم را فرو دادم و خندیدم که

    خدا هم باورش شد که چیزی نیست

  9. دلت که آرام نباشد

    خنده ها و مسخره بازیهایت که هیچ

    بیخیالی هایت هم دردی دوا نمی کنند

    کافیست بهانه اش جور شود

    بغض امان نمیدهد

  10. .
    اگه کسی گریه میکنه به خاطر این نیست که ضعیفه،
    به خاطر اینه که واسه یه مدت طولانی قوی بوده…

  11. ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
    ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ
    ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ
    ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ
    ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم…
    به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی….
    به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…
    به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم…
    به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی…
    ﺑﻪ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ….
    لعنت به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ها….
    ﻭ ﻣﺜـــﻞ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎﺻـــ ﭘﺲ ﺑـــﺪن…

  12. شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم

    بغض زخم هایم را در حالی که همه می گویند :

    خوش به حالش ، چه زود فراموش کرد

  13. تو را مثل قانون…
    کسی رعایت نمی کند؛
    چرا غمگینی دلم؟
    تو را برای شکستن سرشته اند…!

  14. تو رفتی

    و اینها می مانند تا ابد

    یک آه

    یک بغض لعنتی

    و یک سوال بی جواب

    آیا هنوز هم گاهی دلت برایم تنگ می شود؟

  15. تــو هم تلخ بودی
    تلــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالی
    که در کودکی به خوردم می دانند
    غافل از اینکه این بار تلخی تــــو دلم را فلــــج کرد

×
×
  • اضافه کردن...