رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

janan

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    134
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

206 Excellent😃😃😃😃

درباره janan

  • Other groups کاربر عادی
  • درجه
    💚💚💚💚
  • تاریخ تولد 22 اسفند 1382

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. janan

    ناجورترین سوتیت?

    سلام شاید سوتیای من خیلی خنده دار نباشه ولی بازم برا خودم بدترین خاطره هامه همین چارشنبه مانور زلزله داشتیم تقریبا اخرای کلاس کارو فناوری بود منم حسابی خسته . بچه ها که کار کچ کاریشون تموم شد " من تو خونمون تمومش کرده بودم " معلم گفت کلاس رو تمیز کنید و البته بچه ها رو صدا می زنم بیاین یکی یکی کار تموم شدتون رو نشون بدین منم اصلا نفهمیده بودم . خوابم میومد به دوستم گفتم وقتی برا مانور اژیر زدن بیدارم کنی و خلاصه کل کلاس ساکت سر جاشون نشسته بودن و منم یه کتاب گذاشتم رو میز و سرمو روش گذاشتم و از اونجایی که خلی خسته بودم یه چند دقیقه ای خوابیدم . که دوستم دستمو گرفتو بیدارم کرد منم که تو عالم خواب به خیال اینکه برا مانور بیدارم کرده کتابو گرفتم رو سرمو رفتم زیر میز . که یهو دیدم کل کلاس رفت رو هوا . سرمو بالا گرفتم دیدم معلم بالا سرم وایستاده و با اخم نگام می کنه . نگو اسممو برا اینکه کارمو نمره بده صدا زده و منم بیدار نشدم ترانه دوستمم یکم تکونم داده بیدار نشدم معلم فهمیده خوابم اوده بالا سرم که ترانه بیدارم کرده . کلا هر جا حوصله ندارم می خوابم یه بارم تو محرم کل کلاس با دبیر دینی رفته بودیم نماز خونه که زیلرت عاشو را بخونیم منو نگار یگی دیگه از دوستام مهر برداشتیم رفتیم یه گوشه نشستیم و به بقیه گفتیم برا سجده بیدارمون کنن و خوابیدیم اونام برا اذیت کردنمون وسط زیارت بیدارمون کردن نگار جلو پاش باز بود رفت سجده منم تا اومدم جلو مو باز کنم دیدم کل بچه ها دارن بهمون نگا می کنن می خندن . ازین سوتیا تا دلتون بخواد دارم که اینا هنوز کمشه .
  2. اخه مشکل اینه مامان و بابامم پشیمونن نه من بلکه کل فامیل از دستش شاکین
  3. اخه چرا همیشه داداشا بدن ؟ منم همین کار رو می کردم .
  4. janan

    ترسناک ترین خوابی که دیدید،چی بود؟

    یه شب خواب می دیدم که دارم با یه ادم که نمی دونم کی بود می جنگم و خیلی دور از باورم می جنگیدمو قدرت عجیبی داشتم بعد اون یاروهه منو گرفت و رو سرش بلند کرد و محکم کوبیدم زمین منم دیگه نتونستم تکون بخورم و اومد منو گرفت و با یه طناب بست به سقف یه هیجده چرخ و سوار هیجده چرخ شدو راه افتاد به گمونم فقط پاهامو بسته بود به سقف چون وقتی حرکت کرد باد منو تو اسمون تکون می داد بیشتر تعجب کرده بودم تا بترسم . یه خوابه تکراری هم دارم شبه و چند تا گرگ هستن که یه گاری بهشون بسته شده و داخل گاری هم پر سنگه و وقتی دارن می دون و زوزه می کشن صدای به هم خوردن سنگا خیلی ترسناکه برام . خوابم تکراریه و هر بارم که می بینمش تا سعی می کنم بیدار شم دست و پام قفل می شه و نمی تونم حرکت کنم .
  5. janan

    حوصله تون سر بره جه میکنید؟

    وقتی حوصلم سر میره ابجیم می فهمه میاد اویزونم میشه که برم با اونو داداشم با بالشتا بازی کنیم و منم می رم وقتیم که حوصله اون دو تا رو هم ندارم سر به سر مامانم میزارم یا از دستم سر به بیابون بزاره .
  6. سیصد و سیزده تا می فرستم .
  7. janan

    با آخرش بگو!

    لالایی گل لالا مهتاب اومده بالا موقع خواب حالا لــــای لالایی گل نی نی خوابای خوب ببینی روی ابرا بشینی مـامـان خوبت پیشت میمونه قصه میخونه دونه به دونه لای لالایی گل لالای بنیامین بهادری ?
  8. اصلا فیلمش با منطق جور در نمیومد اصلا چرا باید حامد با پدر و مادر لیلا می رفت با اینکه شبش جشن داشتن ؟ پدر و مادر لیلا می تونستن خودشون تنها برن نیازی به حامد نبود .
  9. janan

    با آخرش بگو!

    وای دله بیقرارم دیگه دل ندارم دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم وای دله بیقرارم کیو جز تو دارم تویه آسمونه دنیام تویی تک ستارم دله بیقرارم , وای دله بیقرارم وای دله بیقرارم وای دله بیقرارم تکست آهنگ وای دل بیقرارم بهنام بانی دلو دلدار تویی غمو غمخوار منم به خدا یار تویی دله بیمار منم دلو دلدار تویی غمو غمخوار منم به خدا یار تویی دله بیمار منم وای دله بیقرارم دیگه دل ندارم دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم وای دله بیقرارم کیو جز تو دارم تویه آسمونه دنیام تویی تک ستارم وای دله بیقرارم دیگه دل ندارم دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم وای دله بیقرارم کیو جز تو دارم تویه آسمونه دنیام تویی تک ستارم ** بهنام بانی - وای دل بیقرارم
  10. janan

    با آخرش بگو!

    دلِ تیک تاکِ ساعت ازت پُره ، زمان مثلِ من از دلت دلخوره لج ساعتو دیگه تو در نیار ، نیار تو میدونی حالِ دلم بده ، خب به تارِ دلم نُت غم نده نمک رو دلِ زخمیِ من نذار ، نذار دوست دارم ، دوست دارم دوست دارم ، چرا نمیتونی باشی کنارم آخه تویی همه دار و ندارم ، بگو دوس دارمت من دوست دارم ، تو رو رو چشمام میذارم از جایِ خالیِ تو بیزارم ، بگو دوس دارمت دوست دارم ، دوست دارم درکِ دوریِ تو غیر ممکنه ، منو بدجوری دیوونه میکنه توو این حالِ بدم واسه من بمون ، بمـــون منو تنها نذار با این دلهره ، مِث یه خُوره جونمو میخوره حسِ خواستنو از توو چِشام بخون ، بخـــون دوست دارم ، دوست دارم دوست دارم ، چرا نمیتونی باشی کنارم آخه تویی همه دار و ندارم ، بگو دوس دارمت من دوست دارم ، تو رو رو چشمام میذارم از جایِ خالیِ تو بیزارم ، بگو دوس دارمت تیک تاک - سامان جلیلی
  11. janan

    با آخرش بگو!

    یه ماهه که دائم نگاه دله من به سمت یه ماهه چه ماه قشنگی تو راهه یه عشقی باهامه که ماهه نباشی تویه دنیا مگه میشه مگه میشه چی میشه اگه بمونی اگه میشه اگه میشه تو هستی که من اینجام که نمیرم که نمیرم چی میشه اگه بمونی تا نمیرم نمیرم یه جایی تویه دلمه که جایه توئه تبی که تویه تنمه برای توئه هنوزم من اون عاشقه دیوونه ایم که اگه اشاره کنی فدایه توئه یه جایی تویه دلمه که جایه توئه تبی که تویه تنمه برای توئه هنوزم من اون عاشقه دیوونه ایم که اگه اشاره کنی فدایه توئه قراره دوباره کنار دله بیقرارم بمونه چه عشقی چه حسی چه حالی باهاش تو دله هردومونه نباشی تویه دنیا مگه میشه مگه میشه چی میشه اگه بمونی اگه میشه اگه میشه تو هستی که من اینجام که نمیرم که نمیرم چی میشه اگه بمونی تا نمیرم نمیرم یه جایی تویه دلمه که جایه توئه تبی که تویه تنمه برای توئه هنوزم من اون عاشقه دیوونه ایم که اگه اشاره کنی فدایه توئه یه جایی تویه دلمه که جایه توئه تبی که تویه تنمه برای توئه هنوزم من اون عاشقه دیوونه ایم که اگه اشاره کنی فدایه توئه ** مهدی احمدوند - یه ماهه
  12. janan

    با آخرش بگو!

    نگاهم آسمونه چشا خیس حالم اصلا رو به راه نیست ولی بازم آرزو میکنم نصیبه تو بشه بهترینش بهترینت بودم بهترین باش این دیوونه خیلی دوست داشت این دیوونه خیلی دوست داشت آی دله خودم وای اینا میخوان دورت بزنن ساده ای توام میان و بعد میرن تو رو هم نگاه نمیکنن نگاه نمیکنن وای آی دل خودم وای مثه همین آدما دورت اینقده پرن که تا یکی از راه برسه عاشقش شدن عاشقش شدن ** آی دل خودم علیرضا طلیسچی
  13. سلام ممنونم که وقت گذاشتین و رمانم رو مطالعه کردیدن . اشکالات ویرایشی رو سر وقت درست می کنم و در حال حاضر سعی می کنم کمتر از نقطه استفاده کنم . ولی به این خاطر داستان رو سریع پیش می برم که خیلی از قسمت ها به عنوان خاطره تعریف می شه و اینکه قسمت اول داستان صرفا به خاطر اینه که دوست نداشتم رمانم رو با مرگ پدر و مادر شخصیت شروع کنم یا داستان وقتی شروع بشه که شخصیت پدر و مادرش رو از دست داده باشه . برای اینکه خیلی پوچ الکی هم نباشه شخصیتای شادی و نفس و جانان رو به داستان اضافه کردم . ممنون از نقد دقیق و نکته سنجتون سرافراز باشید .
  14. با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز رمانت موضوع و محتوای قشنگی داره و خواننده رو جذب می کنه . من استفاده از لهجه ی اصفهانی در رمانت رو دوست داشتم و به نظر م این جور ابتکاری اشکال نداره . مشکل خاصی جز اشکالات تایپی و نگارشی که دیگران گفتن ندیدم به جز این که اغاز پارت دومت کمی گیج کنندس . موفق باشی .?
  15. چشم سعی می کنم بیشتر توصیف کنم . ممنون از نقد مفیدتون .
×
×
  • جدید...