رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Maryam.sh

نویسنده حرفه ای
  • تعداد ارسال ها

    522
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

آخرین بار برد Maryam.sh در 27 مهر 1397

Maryam.sh یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

1,635 Excellent😃😃😃😃

درباره Maryam.sh

  • درجه
    ❤❤❤
  • تاریخ تولد 19 اردیبهشت 1397

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

3,072 بازدید کننده نمایه
  1. سلام به دوستان و همه ی عزیزانی که رمانمو دنبال میکردن.

     

    مرسی از لطفتون که دراین مدت کوتاه به من انرژی می دادید.

     

    بنا به دلایلی شخصی، تصمیم گرفتم که تایپیک رمان رو حذف کنم. امیدوارم عذر من رو از این بابت بپذیرید و این رو به پای بد قولی من ننویسید. در پناه حق💕

  2. پارت جدید💕💕

    به این فکر کردم که به راستی، چند آدم در این شهر هست که ملاک هایشان، ملاک هایی بی اساس است؟! چند آدم در این شهر هست که چشم روی داشته هایشان بسته اند و به دنبال نداشته هایشان اند؟! چند نگار بی تجربه و نادان در این شهر هست!؟ چند سهیل در این شهر هست که هر قدمشان را نه با عقل، بلکه با حماقت جلو می گذارند؟!.....

  3. پارت جدید🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

  4. ممنون از عزیزایی که همراهی میکنن و روحیه میدن😍

  5. بالاخره پارت جدید گذاشتم😋😍

    بابت تاخیرم عذر میخوام🌹

     

  6. سلام فاطمه جان👋

    نتونستم تگت کنم..خواستم بگم پارت جدید گذاشتم..ممنون میشم مطالعه کنی❤

  7. Maryam.sh

    تجارب نویسندگی

    سلام و عرض ادب🌹 ممنون بابت تایپیک مفیدتون و اینکه من رو دعوت کردید. به نظر من چیزی که هر نویسنده ای باید رعایت کنه، اینه که به خودش اجازه ی تخیل کردن بده. نه تخیلی که حالت غیر واقعی داشته باشه، بلکه منظورم از تخیل اینه که جلوی خودش رو برای نوشتن داستانی صرفا به خاطر تازه و عجیب بودنش نگیره و جرئت کنه که در قالب واقعیت و اصول تخیل داشته باشه. به نظرم نکته ی دوم که اهمیت داره، موضوعه! ایده ی اولیه حتما نباید خاص یا غیر تکراری باشه. چند وقت پیش توی کتابی خوندم که یه نویسنده ایتالیایی همچین حرفی رو زده: می گفت من وقتی وارد یک مکان مثلا یک جنگل زیبا میشم به خودم میگم من اولین نفری هستم که اینجا رو میبینم و اون وقت با توجه به احساساتم و نوع بینشم به اون فکر می کنم و این اولین نفر بودن به من حس خوبی رو میده. موضوع هم دقیقا همینه، شاید موضوع خیلی از رمان ها تکراری باشه اما چیزی که اون رو ماندگار میکنه قلم و بیان احساساته! هیچ گاه در این دنیا موضوعی نیست که فقط یک نفر به اون فکر کرده باشه و یا حتی راجبش ننوشته باشه، پس شما هیچ وقت نمی تونید چیزی رو پیدا کنید که تکراری نباشه و کاملااا نو باشه!! ولی نکته ی مهم تر اینه که این با تقلید خیلی متفاوته!!! موفق باشید🌺❤درپناه حق🌺
  8. پارت نوزدهم گذاشته شد.

    عزیزایی که رمان رو میخونن، لطفا لطفا رمان رو نقد هم کنید.در پناه حق🌺

     

    1. مديريت كل

      مديريت كل

      خوب خداروشكر رمان امشب هم رسيد 

      خدايا شكرت

  9. سلام مریم جان🌺ِ اگر صحنه کلمه ی فارسی باشه با ات جمع کردن درسته در غیر این صورت درست نیست. مثلا انسانیت خیلی به کار میره ولی از نظر دستوری درست نیست.
  10. سلام کوثر جان💕

    خدارو شکر که حالت خوبه🌹 انشالله بلا ازت دور باشه❤❤

    1. Kosarbayat398

      Kosarbayat398

      @M.shahpasandi سلام مریم جان مچکرم از لطفت سلامت باشی 

  11. 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

    پارت هفدهم از رمان باتلاق سفید💕

    ذهنم درگیر زمان هایی بود که درکمپ بودم و با وجود خیانت سهیل، باز منتظر برگشتش بودم. زمانی که هنوز نمی دانستم او عامل بدبختی آدم های زیادی است و در آن درد و رنجی که در کمپ متحمل می شدم، سهیل را باریکه ی نوری در زندگی تاریکم می دیدم؛ به این امید که شاید روزی پشیمان شود و برگردد. از خودم بدم می آمد، از اینکه آن زمان ها توانسته بودم خیانت را بپذیرم. توانسته بودم اعتیادم را که او مسببش بود، پذیرم. به راستی بعضی اوقات پذیرفتن برخی چیز ها اشتباه محض است؛ به قولی قبح آن می‌ریزد. مثل آدمی که دروغ می گوید و دروغ می گوید و زمانی می رسد که با دروغ های بزرگ هم مشکلی ندارد.

    .

    .

     

     

  12. مبارکت باشه نرجس جان❤💕🌺

    1. ^_^

      ^_^

      قربونت که نویسنده حرفه ای جان😍😘💛

  13. #پارت_جدید🌹

     

  14. چرا نظر دادم گفتم جالب بود نگفتم؟
  15. پارت اخرت خیلی با احساس و خوب بود..نمیدونم چرا نوشته بودی رمان زود تموم شد ولی به نظرم به جا تموم شده بود شاید یه ذره جای زیاد شدن داشت و ولی از نظر من مشکل بزرگی ایجاد نکرده بود.. در کل مثل کل رمان که گفته بودم با تجربه و خوب رفته بودی جلو، پارت اخرم همین طور بود..💕💕💕
×
×
  • جدید...