رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Akuma

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    140
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

1,123 Excellent😃😃😃😃

درباره Akuma

  • درجه
    💚💚💚💚
  • تاریخ تولد 1 آذر 1378

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,931 بازدید کننده نمایه
  1. پارت ۱۴ بچه هااروم باشیدبابا میخام ازاول قصه براتون بگم یکی بودیکی نبودتواین دنیای زشت وکثیف دختری به دنیا اومدبه نام سانیا این دخترعاشق شدتوماجرای عاشقی ضربه دیدوشکست خوردولی نباخت فقط فرارکردازجایی که باخته بود.........بهشون نگاه کردم غرق شده بودن ....خب داشتم میگفتم فرارکرددخترقصمون ولی عوض شدسردشدسنگ شد...خلاصه جونم واستون بگه این قصه زندگیمه ازتون دورشدم که یادش نیوفتم که خاطراتموفراموش کنم که بتونم زندگیموازنوبسازم بابت همه چی شرمندم هردوتاش باتعجب گفتن :نــــــــــــــه من:اره اینه خب حالا بگین کجای داستان وکارام اشتباهه هردوبه فکرفرورفتن پایان جلدیک
  2. ضش می‌گیری ولی بدون اینکه وقت کرده باشی بخونیش میری پسش میدی.

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

     

    وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی‌دهد، به خاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته‌اید. آفتاب به گیاهی حرارت می‌دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

     

    در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان‌تر است، ولی من اصلاً از آدم‌هایی خوشم نمی‌آید که آسان‌ترین راه را انتخاب می‌کنند. برای آنکه شاد شوی هر کاری از دستت برمی‌آید بکن

    1. fateme.kr

      fateme.kr

      عالـــــــــــــــــی بود😍

  3. سعی کن آنقدر کامل باشی

    که بزرگترین تنبیه تو

    برای دیگران

    گرفتن خودت از آنها باشد

  4. صداقت نعمتی بسیار ارزشمند است، انتظارش را از مردم بی ارزش نداشته باش.

     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    تنهایے تان را با ڪسے

    قسمت ڪنید

    ڪه سال ها بعد ،

    شما را همین گونه ڪه هستید

    دوستـــــ بدارد

    با موے سپیدتان ،

    شیـار زیر چشمتـان

    و لرزش دستـــــ و دلتـــانـ

     

  5. تولدت مبارک

  6. Akuma

    اسم.اسم.اسم

    اسامای امامی و.....لقباشون بیشتر
  7. Akuma

    شکست احساس

    این داستان واقعی بهترین دوستی بودکه توزندگیم نقش اول واخروداشت جوری که شب وروزم بااون بود اینوبه این خاطرمینویسم شایدیه روزی ی جایی اینودیدیاشنید بهرحال من پارسال به یه دخترخوشگل نسبتازیبا اشناشدم دوسال پیش سال ۹۶بودکه واسه خریدکتاب کنکوری توسایت باهم اشناشدیم اویلش فک میکردمن متاهلم منم فک میکردم اون پسره بلاخره باتماس وحرف زدن بهم فهموندپسرنیس کم کم تموم کارهامون باهم بودساعت خواب همه چی ولی یه اتفاق باعث نابودی دوستیمون شد اینقدکه هنوزتوشک اون اتفاقم اونم بخاطراینکه یه پسری رودوست داشت.......ولی چه فایده اون پسرمنومیخاست فکرمیکردبهش خیانت کردم ولی اینطورنبودنیست کاش میفهمیدمیدونم یه روزی میفهمه اون مردزندگیش نیس به من گفته بودکه دوستیتون بهم میخوره ولی اون باورنکردفاطمه میدونم اینوی روزی میخونی ولی اینوبدون بخاطرشکستن قلبم وتهمت هات بخشدمته ولی ازت دلخورم که چراحرف منوباورنکردی مطمعن باش ولت وکنه میدونم ک بخاطراون ازمن گذشتی فقط خداکنه اون لیاقت بهم زدن دوسیمونوداشته باشع دوست سابقت مهدیه ب امیدروزی که برگردی دوباره پیشم
  8. Akuma

    یه سوال احمقانه و یه جواب احمقانه!

    چون به توربطی ندارع هونطورک روز وشب فرق دارن مثل اینکه بگی چراب روز عصر میگیم چراجهان میچرخه ولی مانمیچرخیم
  9. Akuma

    به نفر قبلی از یک تا ده چند میدی؟

    منم ب تو۱۰میدم
  10. پارت 13 بدبخت شدم رفت درجواب به نرگس گفتم بیایندرخدمت تون هستم اونم کلی جیغ زدوفحش دادوقطع کرد ادرسوواسشون فرستادم که باز زنگ نزنه نقع بزنه خب حالا برم تمیزکاری کنم ازوقتی ازتهران برگشتم شیراز بابام لطف کردواین خونه روواسم خریدکه مزاحم عمم اینانباشم خودمم دل ودماغ مهمونی های پی درپیشون رونداشتم خب بریم واسه کارایه نیم ساعت بعدرسیدنو وتصمیم گرفتم که همه چی رو ازاول واسشون بگم
  11. ادم س حرفه 

     

     

     

     

            ولی ادم بودن خیلی حرفه

  12. بابام اومد خونه بلند صدام زد گفت بیا برات اپل خریدم...


    چهار نعل از اتاقم اومدم بیرون دیدم یه پلاستیک سیب دستشه میگه بیا بخور😐

    باباهای شما هم همینقد نمک دارن؟!

    @

  13. شیخه از بالاي منبر داد ميزنه: 🗣

    آي اونائيکه مانتو چسبیده به تناتون!👚
     
    آي اونائيکه شلوار اومده تا زانوهاتون!👗

    آي اونائيکه ماتيک ميمالين به لباتون!💄👄


    قُلی از ته مجلس داد میزنه؛
    آدم ميميره براتون!
    هرچی شیخه فداتون! 😍😂

    @

    1. ف.تازیکه
    2. Akuma

      Akuma

      خدایی باحال بود نه

  14. لره 2 تا سیگار تو دهنش بود داشت میکشید
    ازش میپرسند چرا 2 تا سیگار میکشی ؟
    گفت یکی سی خوم  یکی هم سی رفیقم که منه زندانه
    بعد از یه مدت میبینن لره یه دونه سیگار میکشه
    بهش میگن حتما دوستت از زندان آزاد شد؟


    میگه .: نه خوم سگاره  ترک کردوم ! 😂😂😂😂😂😂

×
×
  • جدید...