رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

z.farhani.

ویراستار
  • تعداد ارسال ها

    172
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

285 Excellent😃😃😃😃

درباره z.farhani.

  • Other groups ویراستار
  • درجه
    💚💚💚💚💚
  • تاریخ تولد 2 بهمن 1379

آخرین بازدید کنندگان نمایه

369 بازدید کننده نمایه
  1. z.farhani.

    بسیج

    اوهوم! خیلی هم عالی مطمئنا کار پر طرف دار و مفیدی خواهد بود و چه بهتر که در مورد چیزهایی صحبت و اطلاعات جمع آوری بشه که نویسندگانمون رو در کسب اطلاع کمک کنه...
  2. z.farhani.

    بسیج

    سلام شبتون بخیر❤ هر آنچه گفتید درست.. اما حداقل ایده تون رو بیان کنید تا بهتر بشه نظر داد و شرکت کرد.. @GOMNAM
  3. هانی جان بی زحمت خصوصیت رو چک کن ممنون میشم آخه عجله دارم..

    @Hany Pary

  4. شرمنده مشکل برطرف شد ممنونم❤ زحمت کشیدین
  5. دست شما دردنکنه زحمت کشیدین❤ فقط ببخشید میشه بدونم چندتاشون رفته؟ آخه یدونه بود فقط!!
  6. z.farhani.

    کی جذاب تره؟

    @Yasi.. @زهراتیموری @Hany Pary @Kosarbayat398
  7. دینامیت ببند به کمرش بفرستش فضا تا یاد بگیره ادمها بازیچه حماقت هاشون نیستن
  8. سلام وقتتون بخیر❤

    متشکرم از اینکه من رو لایق این مدال دونستید🌷💖

    @mahdi

    @Hany Pary

    1. Hany Pary

      Hany Pary

      man dadam :| Admin be esmeh khodesh tamoom mokoneh :|

  9. رویدادی غم انگیز.. در بین هیاهوی بچه ها، در خیابانی عریض، آرام و سر به زیر، غرق در افکار خود، راه می رفتم؛ ناگهان... کسی نامم را فرا خواند! صدایش، لحن بیان و گفتارش همانند تو بود..! از حرکت ایستادم، جرات بلند کردن سرم را نداشتم اما... چشم هایم بی قرار دیدنت بودند و قلبم دیوانه وار خود را به سینه ام می کوبید؛ آخر بعد از غیبتی طولانی اکنون صدایت از چند قدمی ام شنیده می شد! در نهایت با اشتیاقی وصف نشدنی سر بلند کردم اما... آن شخص که نگاهش در چشم های مشتاقم گره خورده بود تو نبودی..! برای چند لحظه ایی قلبم از تپش ایستاد و چشم هایم بسته شدند.. چشم گوشودم، نزدیک تر رفتم، آن شخص بار دیگر نامم را همانند تو به زبان اورد؛ اما این بار دیگر اشتیاقی نبود، دیگر در دلم خبری از حس زیبایی نبود و در عوض بغضی به سنگینی کوه در گلو و حس تلخ دلتنگی در وجودم غلیان می کرد.. آن شخص حرف هایش را زد و رفت اما نفهمید که در دلم چه غوغایی به پا کرده است... نگاهش، صدایش، لحن بیانش و عطر پیراهنش دقیقا همانند تو بود؛ اما... خود تو نبود! و در این دنیای وسیع هیچکس جای تورا نمی گیرد و جایت همیشه در کنارم خالیست. در این حوالی نیستی در عوض در بالاترین نقطه آسمانها نزد خداوندی... اما هر کجاهستی این را بدان که یادت در دلم باقیست و فراموش نمی شوی هرگز... ******** تقدیم به کسی که چند ماهی از پیشمون رفته اما خلاء نبودنش هر لحظه زندگی رو به کاممون تلخ تر می کنه؛ کسی که مثل یه پدر محافظ بود و مراقب اما دست تقدیر نذاشت که بیشتر بینمون باشه و تنهامون گذاشت.. دوستت دارم بهترین دایی دنیا❤💔❤💔
  10. سلام عزیزدل❤ ممنون تشکر؛ خوشحال شدم در تاپیک نقدم شرکت کردی.. در بیشتر دلنوشته هام استفاده از علائم نگارشیم ضعیف بوده درسته انشاالله در آینده سعی در تقویتشون می کنم.. سپاس دوست عزیز.😘😍
  11. وجود "تو". این روزها از دید دیگران خسته و افسرده به نظر می آیم! این روز ها از دید خودم کمی حساس تر و دل نازک تر به نظر می آیم..! دلیلش را نمی دانند و نمی دانم دلیلش را...! اما این روزها در دنیای دخترانه ام یک "تو" پدیدار است و می درخشد! درخشش "تو" اشک را به چشمانم آورده و قلبم را به تکاپو انداخته است.. گاه آن قدر غرق "تو" می شوم که یادم می رود خود کیستم؛ به خود که می آیم می بینم که در گوشه ایی رمیده و حال هیچ چیزی را ندارم جز "تو" ... نه آسمان و ستارگانش، نه زمین و ادمیانش، نه دریا و ماسه های سرد خیسش و نه... دیگر هیچ چیز برایم به اندازه "تو" جذاب نیست و مرا به وجد نمی آورد... احساسم به "تو" احساس نابی ست که تنها "تو" لیاقتش را دارد. به راستی این روزها چقدر این "تو" در افکار و رویاهای من پررنگ شده است..! اکنون می فهمم که دلم می خواهد در پس تمام این خستگی و بی طاقتی ها، من باشم و "تو" و یک دنیا سکوت و آرامش.. تا لبریز شوم از حس زیبای وجود "تو". @زهراتیموری
  12. سلامممممم جیغغغغغ چلوییییی

    1. z.farhani.

      z.farhani.

      سلاااام عزیزم

      دیوونمون کردی دختر از یه اکانت پیام بده دیگه!

      خوبی گلم؟!

  13. سلام عزیزم❤

    الحق که لایق مدال هات هستی گلم😍💕 تبریک میگم فداتشم💜💖💞

    1. Hany Pary

      Hany Pary

      سلام خانوم گل

      مرسی عزیزدل؛ منم تبریک میگم*.^

×
×
  • جدید...