رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

ToloAm

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    125
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

338 Excellent😃😃😃😃

درباره ToloAm

  • درجه
    💚💚💚💚
  • تاریخ تولد 28 آذر 1380

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمیشود.

  1. اگه نخوندین خفتون میکنم یااووم به جن وروح وهرچی جک وجونوره میگم اززیر پتو کف پاتونو قل قلک بدن شوخیم ندارماا گفته باشم

    https://forum.1roman.ir/threads/67198/

  2. ازسخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

    خاطراتت رابیاور تابگویم کیستم

    فاضل نظری

  3. درحیرتم ازمرام این مردم پست

    این طایفه زنده کش مرده پرست

    تاهست به ذلت بکشندش به جفا

    تامردبه حسرت ببرندش سردست

    اقبال لاهوری

  4. هجرت سرابی بود وبس خوابی که تعبیری نداشت

    هرکس که روزی یاربود اینجا مراتنها گذاشت

  5. صدبارهم که شود غرور که هیچ جان هم می دهم برای کسی که بوی انسانیت وجوانمردی دهد...

  6. هیچ وقت کسی روکه بهت شنا یاد داده غرق نکن...!

  7. تاخدا بنده نواز است،به خلقش چه نیاز؟

    می کشم ناز یکی تابه همه ناز کنم

    قیصر امین پور

  8. ToloAm

    مشکل در ورود

    الان همش میزنه به این ایمیل شخصی یافت نشد؟
  9. ToloAm

    مشکل در ورود

    سلام من می خوام رمزمو بازیابی کنم چون اکثر اوقات فراموشم میشه ونمی تونم از سیستم دیگه ای بیام
  10. *گذشته* برای بارهزارم رفت جلوی آینه وخودش روبرانداز کردوهمون سوال تکراری روپرسید: لمیس:بنظرت خوبم؟ -نه اصلا... لمیس:چی؟! -مثل این کدوتنبلای زشت شدی. لمیس:راست میگی؟ -دروغم کجابود... لمیس:لیلییییی گوش هام روگرفتم. -اه چته،خب یک ساعت داری می پرسی. خواست چیزی بگه که صدای زنگ دربلندشد.اول عموکیومرث امدداخل پیشونیم روبوسه زد،زن عموفریماه هم مثلاگونم روکه نه!هواروبوسید.حمیدبااون مهربونی خواهرزن کوچولو خطابم کردوسلام واحوال پرسی کرد،اما وحید همین طورنگاهم کردوردشد.بی ادب سلام هم نکرد. داشتم سفره وظرف های شام روجمع می کردم که...
  11. صورتم روعقب کشیدم. فرزاد:چایکاری می کنی؟ می خوام درمانت کنم. -نمی خواد برو. فرزاد:یعنی چی؟اکبرگفت سه روز که خوب غذانخوردی. -... فرزاد:باکی داری لج می کنی؟! باغم نگاهش کردم وگفتم من دخترام رومی خوام. آروم زمزمه کرد.فرزاد:اصلا تومی دونی اینجا کجاست وچیکارمی کنند؟ سوالی نگاهش کردم که ادامه داد: فرزاد:اینجا...یعنی...خب قاچاق می کنن... چرااکسیژن نیست؟! -چی؟ نگاهش روپایین وبه سمت گوشه ای ازپنجره قفل کردوگفت:قاچاق مواد و...آدم. قلبم رواز بالای لباسم چنگ زدم،نمی زد...سرم روبین دستام گرفتم. -دخترام؟خوا...خواهش می کنم یک کاری کن من ودخترام بتونیم ازاینجا بریم. فرزاد:شاید بتونم شرایط روجوری قراربدم که کنار دخترات باشی اما(سری ازروی تاسف تکون داد)اون روشرمنده،نمی تونم. -مگه من چیکار کردم؟ بدون اینکه جواب سوالم روبده گفت:فکرکنم نیاز به یک استراحت داری،به اکبرسپردم بگه یک اتاق برات آماده کنن. -قول میدی دخترام روبهم برگردونی؟ دستمال روجلوتر از پاهاش پرت کردوگفت:بهت نمی یاد بچه داشته باشی؟!شوهرت کجاست؟ نگاه گرفتم وگفتم:اینش مهم نیست،مهم این هست که من رواشتباهی گرفتن..
  12. چند لحظه بعد دوباره بوسیله یکی ازاون نگهبان ها توی همون سلول تاریک پرت شدم.دستام روبه زمین تکیه دادم وهمونطور که خم شده بودم شونه هام از گریه لرزید،پیشونیم رواز خستگی به سجده گذاشتم واشکم چکید.خدایا مگه میشه؟ بدنم ازکتک هایی که به خاطر حکمتت خوردم خونی باشه ومن آبی ندارم که وضوبگیرم وباتوحرف بزنم .مگه میشه؟نزدیک یک هفته اینجام اما دخترام روهنوز ندیدم .اشکام روپاک کردم وگوشه ای نشستم که تاریک تر از بقیه جاهای اون اتاقک بود.مدت زیادی نگذشته بود که درباز شدویک نفر داخل امد. +کجایی؟ نزدیک ترشد که تونستم موهاوچهره بورش روببینم. +اااچرا اینجانشستی دختر؟! حرفی نزدم که گفت:من کاریت ندارم فقط اکبر بهم زنگ زدوگفت بیام اینجا تاتورونکشته. روحم بدجورزخمی شده،خیلی وقت شده اماهرچی می گذشت خون ریزیش بیشترمی شد. روبروم نشست وکیفش روبازکرد. +اسم من فرزاد،اسم توچیه؟ پنبه رو زدعفونی کرد وسمت زخمای صورتم گرفت.
  13. ToloAm

    شخصیت کارتونی متولدین هر ماه

    اقاااا یعنی چه من گیسوکمند نمی خوام من باب اسفنجی دوست دارم خفت کنننننم؟هووووم؟
  14. قربون خدابشم!کاری می کنه اطراف بندش خلوت بشه فقط برای اینکه فقط وفقط خودش تنها کس ورفیق بندش باشه...

×
×
  • جدید...