رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Yasi..

پلیس انجمن
  • تعداد ارسال ها

    4,329
  • تاریخ عضویت

  • روز های برد

    8

آخرین بار برد Yasi.. در 5 خرداد

Yasi.. یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

12,624 Excellent😃😃😃😃

درباره Yasi..

  • Other groups پلیس انجمن
  • درجه
    پلیس«(شیفت شب1)»
  • تاریخ تولد 1 اردیبهشت 1378

آخرین بازدید کنندگان نمایه

17,753 بازدید کننده نمایه
  1. عشققققق دلمممممم مامان کوووچولوووو تولدت مبااارک❤❤❤❤ انشالا هزاررررساله شی و به بهترین آرزوهات برسی😊❤❤ @z.farhani.
  2. خب اول سلام😊 یاسمن علیپور ۲۰ ساله ساکن اهواز😎 بپرسین که من منتظرم😄😁
  3. عهههه تولد مامان تپلوی چال دار خودمه کههه😍😍😍😍 توووولد مباارک باشه جانانم❤❤❤ برات بهترینا و شیرین ترین ها رو آرزو میکنم ملوسکم😍😍😍 انشالا ک همیشه موفق باشی❤😍 @Hengameh.b
  4. صدام کرد :

    + آبجی ؟!

    خندیدم 

    _ جانم ؟!

    نگاهم کرد 

    + میدونستی وقتی بزرگ شدیم و هر دوتاییمون ازدواج کردیم بچهای تو خاله ندارن و بچهای من عمو ندارن ؟!

    به این شیطنت بچگیش خندیدم .

    _ چیه نکنه میخای ازدواج کنی و ما رو تنها بذاری ؟!

    نگاهشو ازم دزدید و با شوق حرف می‌زد :

    + نه آبجی من هیچ وقت ازدواج نمیکنم. میدونی وقتی بزرگ شدم میخوام چیکار کنم ؟!

    گونش رو بوسیدم 

    _ چیکار ؟!

    جواب داد :

    + می‌خوام بزرگ که شدم یه ماشین بخرم و مامان رو بذارم صندلی جلو و تو رو بذارم صندلی عقب اونوقت توی بازار تابتون میدم و برای تو و مامان طلا میخرم. ^‌_^

    از این همه شوقش دلم قنج رفت .دلم میخاست زود تر بزرگ شه تا ببینم داداش یکی یدونم چه شکلی میشه، چیکار میکنه و...

    ولی نشد...

    به قول معروف : قسمت با ما یار نبود ...

    یه جایی خونده بودم : ما ها هر چقدرم که یه چیزی رو بخوایم و دوست داشته باشیم ولی گاهی خدا اون رو نمی‌خواد ...

    جریان ماهم شده مثل همین ...

    قدر داداشاتون چه کوچیک چه بزرگ رو بدونین ...

    خخخ شاید اذیت میکنن ولی همین اذیت کردنشونم شیرینه :‌)

    ... !

  5. ‏همون لحظه که فک میکنی هیچی از این بدتر نمیشه یه اتفاقی میوفته که بهت بفهمونه از این بدترم میتونه بشه :))

  6. تــو هم تلخ بودی
    تلــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالی
    که در کودکی به خوردم می دانند
    غافل از اینکه این بار تلخی تــــو دلم را فلــــج کرد

  7.  

    آنچنان سوزانم!

    که نگاهم هر احساسی را به آتش می کشد!

    آنچنان محزون ، آنچنان غمگین

    که صدایم بغض سنگ را می شکند

  8.  بنظرتون مگه آسونه که یکی بیاد و بگه از شوهرت بارداره و تو آروم بمونی ؟!

    مگه آسونه یکی بیاد بگه شوهرت به من دست درازی کرد و تو آروم بمونی ؟!

    مگه آسونه فکر کنی شوهری که تمامش رو سهم خودت می‌دونستی حالا یکی اومده و می‌خواد باهات شریک بشه ؟!

    مگه آسونه حتی واسه یه لحظه‌هم فکر کنی برای کسی خودت رو آراسته می‌کردی که الان می‌گن بابای بچه‌ی یکی دیگست ؟!

    آره درست میگن "زن" حسوده !
    من قبول دارم. ولی زن باید حسود باشه!

    زن تمام شوهرش رو برای خودش می‌خواد !

    زن تمام توجهات و مهربونی های شوهرش رو برای خودش می‌خواد !
    زن می‌خواد چشم شوهرش فقط خودش رو ببینه نه هر زن دیگه ای رو !

    زن می‌خواد برای شوهرش تکمیل باشه ،می‌خواد به چشم شوهرش بهترین زنِ روی زمین بیاد !

    این چیزا بنظرتون خیلی زیاده ؟!
    این چیزا بنظرتون غیر ممکنه ؟!
    نه نیست !

    این کار ها تنها یک مرد وفادار و یک زن عاشق می‌خواهد. !

    # زندگی بَر لَبِ تیغ 

  9. من فدای اون اشکات بشم که هانولیم ^_‌^ باورت نمیشه ولی با نقدت کلی انرژی گرفتم :))) خییلی خوشحالم که خوشت اومده:))) @Haniooli
  10. اونايى كه با كُلى درد ...
    هنوزم ميخندن ...
    احمق نيستن ...
    فقط انقدر قلبشون زخم خورده
    كه ديگه براشون عادى شده ...
    همين ... :‌)

  11.  

    آدم ها؟

    فقط چند تیکه گوشته چسبیده به استخوان، با روکشی از پوست. یک دهن دارند که تا زمان مرگشان کثیف تر از تونل های فاضلابی میشود. گوش هایی که به مزخرف ترین کلمات گوش میدهند، مغزهای از کار افتاده که فقط یک دهم آن استفاده میشود. چشم هایی که حقیقت جلویشان است، اما نمیبینند، انگار روی قرنیه و مردمکشان را خاک گرفته است!

  12. هزارپایی بود وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت: یک لاک پشت حسود...
     او یک نامه به هزارپا نوشت: ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.

     هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟ و بعد از آن کدام پا را؟
    متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
                              
    ☆سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی و حسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده و مانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود .

    :))

  13.  

    یادمه هشت سالم بود
    یه روز از طرف مدرسه بردنمون کارخونه تولید بیسکوییت!
    ما رو به صف کردن و بردنمون تو کارخونه که خط تولید بیسکویت رو ببینیم
    وقتی به قسمتی رسیدیم که دستگاه بیسکویت میداد بیرون
    خیلی از بچه ها از صف زدن بیرون و بیسکویتایی که از دستگاه میزد بیرون رو ورداشتن و خوردن
    من رو حساب تربیتی که شده بودم میدونستم که اونا دارن کار اشتباه و زشتی میکنن
    واسه همین تو صف موندم
    ولی آخرش اونا بیسکویت خورده بودن و منی که قواعدو رعایت کردم هیچی نصیبم نشده بود
    الان پنجاه سالمه، اون روز گذشت ولی تجربه اون روز بارها و بارها تو زندگیم تکرار شد!
    خیلی جاها سعی کردم که آدم باشم و یه سری چیزا رو رعایت کنم
    ولی در نهایت من چیزی ندارم و اونایی که واسه رسیدن به هدفشون خیلی چیزا رو زیر پا میذارن از بیسکوییتای تو دستشون لذت میبرن
    از همون موقع تا الان یکی از سوالای بزرگ زندگیم این بوده و هست که خوب بودن و خوب موندن مهمتره یا رسیدن به بیسکوییتای زندگی؟
    اونم واسه مردمی که تو و شخصیتت رو با بیسکوییتای توی دستت میسنجند!

    :))

    1. نمایش دیدگاه های قبلی  بیشتر 6
    2. Khodaya

      Khodaya

      مهم اینه خودشون فهمیدن...

      @Nasti-cfz#

    3. Khodaya

      Khodaya

      مهم اینه خودشون فهمیدن...

      @Nasti-cfz#

    4. Nasti-cfz#

      Nasti-cfz#

      اهوم فک نمیکردم بهت بر بخوره 😐

  14. -خستگانت را شکیبایی نمانْد
    یا دوا کن،
    یا بکُش یک‌بارگی…

  15. يک سينه حرف هست،
    ولی نقطه‌ چين بس است ….

×
×
  • اضافه کردن...