رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

A.H.M

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    268
  • تاریخ عضویت

اعتبار در سایت

1,472 Excellent😃😃😃😃

درباره A.H.M

  • Other groups کاربر عادی
  • درجه

  • تاریخ تولد 8 مهر 1379

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,417 بازدید کننده نمایه
  1. امیرحسین نیستت کوشی

  2. کوشی تو موش موشی؟

  3. ببخشید آقای محترم!میگم ستاره سهیل رو دیدین؟اگه دیدین بهش بگین چرا اینقدر کم پیدا شده!

    1. asal.shb

      asal.shb

      نه!!!این حتما گوشیش شکسته!!!

  4. سلام ، ممنون ... پارت دوم هنوز نوشته نشده 😅 فکر کنم بهتون گفتم که درحال بازنویسی قسمت ها هستم ... (رمان رو دارم از اول مینویسم) و قسمت های جدیدی که نوشته میشه رو جایگزین قبلیا میکنم ... بیشتر تفاوت هایی هم که اشاره کردید به همین دلیل هستش ... 😅
  5. سلام ، ممنون ... چشم ، حتما سعیمو میکنم تا طولانی تر بنویسم ... لطف دارید ... همچنین ...
  6. راستش ؛ من یه نظر بهتر دارم ، بگید مشکلاتو بعد خودتون ویرایش کنید 😅 ...
  7. روز دختر مبارک !
    امیدوارم مثل حنا با مسئولیت
    مثل کزت صبور
    مثل ممول مهربون
    مثل جودی شاد و سر زنده
    و مثل سیندرلا خوشبخت باشید ! ...

    (و مثل جی.کی.رولینگ یه نویسنده ی خوب و عالی ...)

    1. P.A

      P.A

      @A.H.Mمرسی مرسی:a1:

  8. اهم اهممم(گلومو صاف میکنم)

    امیییییییییییییییییررررررررر حسییییییییییییییین!!!!!!!

    کوشیییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    (اقا امیرحسین)

     

    1. A.H.M

      A.H.M

      سلام

      بله

      ببخشید ، در حال جنگ با کنکور (مثلا) ... 

    2. aty.s

      aty.s

      سلام عه داید یا فردا داری؟

      منتظر حظورت در چت باکس و درورد و بدرود گفتنت هستیما

      موفق باشی

    3. A.H.M

      A.H.M

      امروز با این غول بی شاخ و دم رو به رو شدیم ... 

      ممنون ، لطف دارید ...

      همچنین ... 


  9. هیچ دین و مذهبی و هیچ دعایی ،

     گرسنه ای را سیر ، 
     مریضی را درمان ،
     در راه مانده ای را به مقصد
     و اسیری را آزاد نمی کند ؛ 

    ولی انسانیت در کمال مهربانی این نوع کارها را انجام می دهد ...

  10. همچون رودخانه باشیم

    هرگاه شخصی به ما بدی کرد

    از بدی آن شخص بگذریم

    درست مانندِ آبِ رودخانه ، که از سنگ و شن ها می گذرد و آنها را شست و شو می دهد.

    شاید با گذشت ، تغییرشان دادیم ...

  11. قسمت نوزدهم دورگه بیشتر از جمله اون عدد فکرمو درگیر خودش کرد. از روی گرد و خاک های روی کتاب ، حداقل می شد این حدس رو زد که اون عدد ، تاریخ نوشته شدن کتابه ... خب ، فکرکنم وقت خوندن این کتاب عجیب و غریب رسیده باشه البته اول باید یه گردگیری حسابی بکنمش. آماده ی فوت کردن شدم و این کار رو به خوبی انجام دادم. با باز کردن کتاب ، گرد و خاک ها هم به شکل یه انسان دراومدن ! چقدر جذاب و هیجان انگیز ... انسان گردوخاکی اومد سمتم و با نشستن روی بدنم ؛ منو وارد رویایی کرد که خودش با اون صدای عجیب و خراشیده اش ، راوی اون بود : چمن زار بسیار زیبای سرسبزی که مردم مشغول زندگی محشر خودشون هستن را مشاهده می کنی ... همانطور که می بینی ، ناگهان سایه ای قرمز رنگ نمایان شد و سرتاسر چمنزار را به آتش گرفت ، مردم که ترس وجودشان را گرفته بود. نزد بزرگ ترین و دانا ترین جادوگر آن شهر رفتند. جادوگر از درون کلاه سبز خود کتابی بیرون آورد و گفت : نگران نباشید ، من شیاطین سرخ فام را از بین خواهم برد سپس خاکستر من مانند نیاکانم بر روی کتاب خواهد نشست و در زمان نیاز ، خود به دست فردی خواهد رسید که مانند نیاکانش ، تا بر پلیدی های زمان خویش غلبه کند ... انسان خاکستری : آلمر تو همان فرد هستی که جادوگران سبز می خواهند ؛ پس پلیذی ها را از بین ببر. از این پس قدرت ما نیز به تو تعلق خواهد داشت ... همینجور که داشتم نفس نفس می زدم ، دوباره سرفتم سراغ کتاب و بازش کردم. توی اولین صفحه نوشته شده بود : با گذاشتن دستانت بر روی این صفحه ، قدرت روشنایی هارا به دست خواهی آورد ... بدون معطلی دستامو روی صفحه گذاشتم. کتاب طی یه حرکت غیر منتظره تبدیل به یک نور بزرگ سبز رنگ شد! و با حرکتی شوکه کننده وارد بدنم شد ... راستش دیگه توان سرپا موندنم نداشتم ، چشمام داشت سیاهی می رفت ؛ افتادم و همه چی تاریک شد ... (این اخرین پارت قبل از اصلاحاته 😅 ؛ از یکی دوماه دیگه ، پارت های اصلاح شده جایگزین این پارت ها میشن و ادامه ی داستان گذاشته میشه ...) @عارفه @Jesus @asal.shb @P.A @یارا @ناتاشا @Zeynab29 @NO LOVE
  12. ممنون ، نظر لطفتونه ... حتما این کارو بکنید ، منم اگر امکانش بود تگ کنید ... تشکر و همچنین ...
  13. آدمهایی که شما را می آزارند
    مانند کاغذ سمباده اند
    آنها شما را میخراشند و آزار میدهند
    اما
    شما صیقلی و براق خواهید شد
    و آنها مستهلک و فرسوده ...

    1. Ava. Km

      Ava. Km

      چه زیبا🤩🤩🌹🌹

  14. روزی که انیشتین و چارلی چاپلین با هم ملاقات کردند ، مکالمه جالب و عجیبی بین آن ها روی داد که به شرح زیر است :

    انیشتین به چارلی چاپلین گفت : می دانی آنچه که باعث شهرت تو شده چیست ؟!

    " این است که تو حرفی نمی زنی و همه حرف تو را می فهمند. "

    چارلی هم با خنده پاسخ داد : تو نیز می دانی آنچه باعث شهرتت شده چیست ؟!

    " این است که تو با اینکه حرف می زنی ، هیچ کس حرف هایت را نمی فهمد. "

  15. بچه خرخون کجایی بابا؟؟تو اسمونا تو زمین دنبالت گشتم نبودی؟؟

    کم پیدا شدی امیر حسین😶

    1. A.H.M

      A.H.M

      مشغول دست و پنجه نرم کردن با امتحانات هستم ...

      مرسی که به یاد هستید.

       

    2. باگرو

      باگرو

      اها موفق باشی

    3. A.H.M

      A.H.M

      ممنون ،همچنین ...

×
×
  • جدید...