رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Hany Pary

ویراستار
  • تعداد ارسال ها

    1,448
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد Hany Pary در 2 شهریور

Hany Pary یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

6,193 Excellent😃😃😃😃

درباره Hany Pary

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

7,863 بازدید کننده نمایه
  1. Hany Pary

    نظر سنجی حرص درار😕😂

    Hamasho khodam midam
  2. چرا این جوری مینویسی؟ :|

    به زور تونستم بخونمش :|

  3. khhhhhhhh mamnoooonammmmmm khoshgel khanoomeh man:) chashoom man ham bahat hamnazaram.. aksa ro barmidaram.. khhhhhhh.. mersi babate govateh galbet azizam*.* part ro ham mizaram khanoomi.. jadidan mokham yakam foskol shodeh buz mersi ke pey ghiri khaniimi*.*
  4. دیگه چش نموند برام بس که تا گرگ و میشی عین جغد نیشستم پای این رمان دلبرت *.* موضوع و محتوات خعیلی جذابه؛ بخصوص عاشقانه هات رو خعیلی خوب تونستی به قلم بکشی؛ دل منِ خواننده هم باهاشون ماااالش میره*.^ فقد توی علائم نگارشی و چینش درست (بند) یکم جای کار داره. یه جایی که یادمه نوشته بودی "مطعلق" این اشتباه تایپی رو اصلاح کنی "متعلق"..!! جریانات دارن جالب میشن.. محتوای معمایی رمانت فوق العاده جذاااابه! مرسی و خسته نباشی (میخوام برم دلبر جانان تو رو هم بخونم ) با اجازه..!! یا علی
  5. گلم همونطور که در عنوان تایپیک نوشتی، این صفحه، صفحه "معرفی" و نقد رمانت هست. اسم رمان و اسم نویسنده و ژائر و خلاصه و در صورتی که دوست داشتی، جلدت رو توی همونجا که نوشتی "باسلام ..." بذار.
  6. کجایی تو :| ؟

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 5
    2. N.a25

      N.a25

      هندی میخوام :|

    3. Hany Pary

      Hany Pary

      :| chetooreh to ham biyay baham berim to ghabr :| ?

    4. N.a25

      N.a25

      😂😂😂😂اره پس چ :|

  7. نازم تویی رازم تویی هر ساز و آوازم تویی
    عشقم تویی ..جانم تویی.. میزبان و مهمانم تویی
    دین و ایمانم تویی دوا و درمانم تویی
    موج منم و دریا تویی آن خواب و آن رویا تویی
    آدم منم حوا تویی درد منم دوا تویی
    پاییز منم بهار تویی یار وفادار تویی
    گریه منم خنده تویی امید و آینده تویی
    صاحب این خانه تویی آن یار فرزانه تویی
    حرف تویی سخن تویی برای من دیدن تویی
    لاله و نیلوفر تویی نگین انگشتر تویی
    زیبا و دلربا تویی باد خوش صبا تویی
    کور منم بینا تویی اسیر منم رها تویی
    قطره منم باران تویی موج خروشان تویی
     

    -مثل همیشه  عالی خوندی

    لبخند زدم   لبخند زد برام قهوه ریخت غروب هر لحظه زیباتر میشد

    -آلوین

    - جانم

    -یادته اولین باری که اومدیم اینجا چی بهم گفتی؟

    -اره یادمه

    - چی گفتی؟

    - اروم براش خوندم

    متاسفم اگه نشه واسَت مثه شونه بشم
    متاسفم اگه نشه آقای اون خونه بشم
    غرق در گناهم و ؛ چه ساده بیصدا بشم
    متاسفم نشد بگم ،شاید ازت جدا بشم

    من از تو خیلی دور مُ؛ هیچ وقت نمی فهمی کُجام
    منو فراموش بکنُ ، هیچ وقت نمی تونم بیام
    اینو بدون رفتن من بخاطر زمونه بود
    چطوربگم این دل من لایق اون خونه نبود
    قید منو بزن دیگه فک کن  که یه خواب  دیدی
    متاسفم رفتن مو ؛ می فهمَمِتْ چی کشیدی
    -
    متاسفم باید برم قسمت نبود باهم باشیم
    فک کن ازم بدت میاد باید ازهم جدا بشیم
    -
    متاسفم اگه نشه واسَت مثه شونه بشم
    متاسفم اگه نشه آقای اون خونه بشم
    غرق در گناهم و ؛ چه ساده بیصدا بشم
    متاسفم نشد بگم ،چی شد ازت جدا بشم

    لبخند زد

    -اخر هم نفهمیدم مفهوم این شعر چیه

    -دیانا روزی که اومدیم اینجا رو یادته ؟

    -اره

    - یادته  ماشین بنزین نداشت گوشی انتن نمیداد گم شده بودیم؟

    - اره یادمه

    - یادته چقد گشتیم و اخر جز یه نیمکت چوبی خیلی قدیمی هیچی پیدا نکردیم

    -اره

    -دیانا یادته این شعر رو اون موقع برات خوندم و تو هم جواب شعرمو با شعر دادی؟

    -اره

    -میشه برام بخونیش

    همراهیش کردم زمزمه وار ارام ارام و با لطافت

    با من بمان
    بیا دل هایمان را باعشق
    با عطر گل رازقی معطر سازیم
    بیا ازفردا بگوییم
    بیا دست در دست هم از
    دشتها بگذریم
    به شقایق ها بنگریم که
    چگونه سرخی عشقشان به دشت جلوه داده
    به مرغان عاشق که ترنم عشق سر داده اند
    کنار چشمه اب بنشینیم
    به سرود جاودانه اش گوش دهیم
    به ان چوپان بنگریم که چگونه می نوازد
    و غم دل می سراید
    به ان خرگوش خسته
    به بالای ان کوه برویم
    تا عظمت خدا رو ببینیم .
    با من بمان
    از کلام گرم عشق بگو
    از گلهای سفید صحرا که میرقصند
    و نازکنان در دل دشت خودنمایی میکنند
    نه از دیروز حرف نزن
    از جدایی
    ازاخمها از نبودن
    نه حرف نرنیم .
    با من بمان واز با من بودن حرف بزن
    با من با من بمان
    با من بمان

    ارامش گرفتم

    - دیانا اگه روزی اومد که من نبودم ..

    داشتم حرف میزدم که جوابم رو داد

    -نه از دیروز حرف نزن
    از جدایی
    از اخم ها ... از نبودن
    نه حرف نرنیم!
    با من بمان و از با من بودن حرف بزن
    با من، با من بمان!

    :NewPack_give_rose:

    #متاسفم_جلد_اول_ماریا_سید_مهدی

  8. ماچ به هانی خوشگلم بابت مدال😘😍حیف بلد نیستم مدال بدم🤣❤هانی منی😍

    1. Hany Pary

      Hany Pary

      فقط یه ابراز علاقه ساده و خعیلی ناچیزه..

      مطمئنا قابل اونهمه مهر و صمیمیت تو رو نداره*_^

      ماچ متقابل جانم=)

  9. الهه چراع اینشکلی شدن؟ با اینکه خعیلی از مرگ عاشقونشون غصم گرفت و حتی گریم؛ ولی ... ولی همین که دوتا از مهره های اصلیت رو تونستی قربانی کنی، یعنی نویسنده توانمندی هستی! این کارت، باور رمانت رو برای خواننده ها آسون تر میکنه چون بیشتر رمانهای امروزی گل و بلبل هستن و مرگ و میر شخصیت های محبوب، خیعلی کمتر پیش میاد! اون شعرهای کوچیکت خعیلی جذابن دختر؛ از کی ان این شعرها؟ فقط در ابتدای پارت آخرتت، یه دوتا جمله اینشکلی داشتی: "روی مبل داخل پذیرایی نشسته ام و هستیا را به سینه ام چسبانده ام." این دوتا "ام" آخراشون یجوریه... بنظرم اینطور باشه خعیلی قشنگ تره: "روی مبل داخل پذیرایی نشسته و هستیا را به سینه ام چسبانده ام." خسته نباشی خانوم گل که مثل همیشه گل کاشتی*.* فقد پارت گذاشتنی، بی زحمت اسم من رو هم کنار منتقد رمانت تگ کنی عزیزدل*.^
×
×
  • جدید...