رفتن به مطلب

M@hta

مدیران آینده
  • تعداد ارسال ها

    534
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد M@hta در 22 بهمن 1397

M@hta یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

1,357 Excellent😃😃😃😃

درباره M@hta

  • درجه
    ❤❤❤
  • تاریخ تولد 5 خرداد 1379

کاربر عادی

  • کاربر
    نویسنده📖 ناظر ⚠

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,319 بازدید کننده نمایه
  1. M@hta

    با عرض سلام خسته نباشید ! همکار عزیز ضمن تشکر از زحمات بی وقفه ی شما لطفا این رمان رو برسی کنید ! @atena_tf
  2. M@hta

    به نام حق نقد رمان خون بها سلام اسم رمان : اسم رمانتون زیبا بود و درخور. آفرین خلاصه: خلاصه تون خوب بود آفرین. مقدمه : متاسفانه رمانتون مقدمه نداشت. "مقدمه لازمه هرنوشته ای هستش تا خواننده بتونه با متن اصلی یه رابطه برقرار کنه. هر نوشته ای، اعم از رمان، داستان کوتاه، مقاله علمی یا ادبی و... باید یه مقدمه درخور متن و موضوع خودشون داشته باشن." شروع داستان: نه شروع خیلی قوی ای داشتین و نه شروع خیلی ضعیف. می شه گفت متوسط بودهو با کمی کار بهتر هم می شد. باورپذيرى داستان: سیر حوادث اینقدر تند بوده که کمی داستان رو از واقعیت دور کرده . ژانر : ژانر های انتخابیتون به جز اجتماعی بودن می شه گفت درست بوده. شما سعی داشتین مسائل اجتماعی رو هم چاشنی رمانتون کنید ولی خب چندان موفق نبودین. جلد: جلد رمانتون زیبا و درخور بوده.آفرین. ايده: ایده تکراری بوده. ولی من معتقدم هر ایده ای حتی تکراری می تونه خاص یه شخص باشه زمانی که اون با قلم خاص نویسنده های گوناگون نوشته شده باشه. ازدواج اجباری، الان شده یه ایده برای هرشخصی که می خواد نویسنده باشه ولی همین ایده امکان داره هزاران بار با هزاران اتفاق، نوع قلم، توصیف و... جدید نوشته شده باشه و برای اشخاص جذاب باشه. سير رمان: سیر رمان شما به طرزی تند بوده که من به راحتی می تونستم فیلمی رو تصور کنم که از قصد گذاشتمش رو دور تند تا فقط تموم شه و من از شرش خلاص شم. شما با اینکار لذت خوندن رو از خواننده گرفتین. خواننده فقط می خوند و می خوند ولی نمی تونست حوادث رو درک کنه. تا می اومد بفهمه چی شده؛ اتفاق بعدی وارد یه شوک جدید می کردش. این جا ذهن خواننده شده بود سیبل تیراندازی و حوادث مثل تیری که پشت سرهم بهش برخورد می کرد. شخصيت پردازى: شخصیت پردازی ها خوب بودن ولی باید بیشتر روش کار بشه تا به راحتی شخصیت ها درک و لمس بشن. ديالوگ و مونولوگ: دیالوگ ها خوب بودن ولی جای بهتر شدن هم داشتن. مونولوگ ها کافی نبودن. دیالوگ و مونولوگ، شخصیت ها رو می سازن. اگر تو این دو مورد کم کاری بشه؛ می شه گفت تمام کارای دیگه بیهوده ست. شما با استفاده از مونولوگ های زیبا، می تونید حس و حال شخصیت ها رو انتقال بدین و باعص بشین خواننده شخصیت رو درک کنه. "برای شخصیت پردازی ها لازمه کار همینه" توصيفات: تو این قسمت می شه گفت بد عمل نکردین. " توصیف مکانتون و همینطور چهره و تیپ خوب بوده. ولی توصیف حالات، رفتار، حس و... رو کم گذاشتین. شما برای توصیف حال شخصیت هاتون خودتون رو بذارین جای اون شخصیت و سعی کنین درکش کنین و از دیدگاه خودتون حستون رو توصیف کنین. ببینید چه حالی بهتون دست می ده و چطور تو این کار کمکتون می کنه" فضاسازى در داستان : متاسفانه فضا سازی ها خوب نبودن. حوادث همونطور که تو قسمت سیر رمان گفتم ضربتی، بدون هیچ نظم و چینش خاصی به سمتت پرت می شدن. شما با ظرافت بیشتری می تونستید حوادث رو بچینید و توصیف کنید. رعايت كردن لحن نوشتارى: لحن رمان شما "عامیانه" بوده و خب تا جایی که دقت کردم رعایت شده بود.آفرین علائم نگارشى و غلط املايى: غلط املایی خاصی نداشتین جز اشتباهات تایپی که عجیب نیست. فقط لطفا برای نوشتن کلماتی مثل. "رو، ها و..." از "و، ا و..." استفاده نکنید. "منو=من رو" لطفا افعال رو کامل بنویسید "اس=است". بریم سراغ علائم نگارشی که مشکل خیلی از نویسنده هاست. بذارین یه مثال بزنم." پرده رو کنار زدم و نور وارد اتاق شد. جلوی نور خورشید کش و قوسی به خودم دادم. جلوی آینه قدی اتاقم ایستادم و موهای موج دارم رو شونه زدم. موهام خیلی مشکی و براقه ولی رنگ تیره اش خسته کننده اس." این عین چیزی که شما نوشتین. "پرده رو کنار زدم و نور وارد اتاق شد؛ جلوی نور خورشید کش و قوسی به خودم دادم؛ جلوی آینه قدی اتاقم ایستادم و موهای موج دارم رو شونه زدم؛ موهام خیلی مشکی و براقه ولی رنگ تیره اش خسته کننده اس." این تصحیح شدش. علائمی مثل:".- ،- ؛- ؟- !- «»- * و..." از واجبات نگارشه. لطفا برای جداسازی زمان رخ داد حوادث از * استفاده کنید. نكات اخلاقى : رعایت شده رعايت شرع و قانون اسلام : رعایت شده تكرار كلمات:" جلوی نور خورشید کش و قوسی به خودم دادم. جلوی آینه قدی اتاقم ایستادم و موهای موج دارم رو شونه زدم . " اگر دقت کنید کلمه "جلوی" دوبار تکرار شده. سعی کنید از تکرار کلمات در حدفاصل کم جلوگیری کنید. رعايت نكردن فعل و فاعل در جمله:"راست می گفت مامانم" "مامانم راست می گفت" تو بعضی از قسمت ها شما این بخش رو رعایت نکردین. لطفا دقت کنید. رعايت هدف سازى پارت ها: تعداد پارت هاتون به اندازه ای کم بود که نمی شه اسم رمان رو گذاشت. بیشتر داستان کوتاه هستش تا رمان. اما پارت ها با محتوا تو هر پارت تموم شدن و این خوبه.آفرین. نثر: نثر "عامیانه/گفتاری" بوده و خوشبختانه شما رعایت کرده بودین.ممنون یه نکته که باید بگم؛ اینه که شما تو یه پارت به جای اسم "آرشام" از اسم "بردیا" استفاده کرده بودین. و همینطور تو پارت های آخر به جای اسم "شیوا" از اسم "پری" اشتباه بهره بردین. درضمن بابت تاخیرم برای نقد عذر می خوام. امیدوارم نقدم به جا و سازنده بوده باشه. اگر نقدی، نظری، حرفی، حدیثی هست؛ لطفا اول به خودم بگین. ممنون و موفق باشین. لطفا نام ناظرتون رو تو قسمت اول رمان ویرایش کنید. گروه نقد و ناظران سایت نودهشتیا. @nima.slm00
  3. M@hta

    به نام حق نقد رمان خون بها سلام اسم رمان : اسم رمانتون زیبا بود و درخور. آفرین خلاصه: خلاصه تون خوب بود آفرین. مقدمه : متاسفانه رمانتون مقدمه نداشت. "مقدمه لازمه هرنوشته ای هستش تا خواننده بتونه با متن اصلی یه رابطه برقرار کنه. هر نوشته ای، اعم از رمان، داستان کوتاه، مقاله علمی یا ادبی و... باید یه مقدمه درخور متن و موضوع خودشون داشته باشن." شروع داستان: نه شروع خیلی قوی ای داشتین و نه شروع خیلی ضعیف. می شه گفت متوسط بودهو با کمی کار بهتر هم می شد. باورپذيرى داستان: سیر حوادث اینقدر تند بوده که کمی داستان رو از واقعیت دور کرده . ژانر : ژانر های انتخابیتون به جز اجتماعی بودن می شه گفت درست بوده. شما سعی داشتین مسائل اجتماعی رو هم چاشنی رمانتون کنید ولی خب چندان موفق نبودین. جلد: جلد رمانتون زیبا و درخور بوده.آفرین. ايده: ایده تکراری بوده. ولی من معتقدم هر ایده ای حتی تکراری می تونه خاص یه شخص باشه زمانی که اون با قلم خاص نویسنده های گوناگون نوشته شده باشه. ازدواج اجباری، الان شده یه ایده برای هرشخصی که می خواد نویسنده باشه ولی همین ایده امکان داره هزاران بار با هزاران اتفاق، نوع قلم، توصیف و... جدید نوشته شده باشه و برای اشخاص جذاب باشه. سير رمان: سیر رمان شما به طرزی تند بوده که من به راحتی می تونستم فیلمی رو تصور کنم که از قصد گذاشتمش رو دور تند تا فقط تموم شه و من از شرش خلاص شم. شما با اینکار لذت خوندن رو از خواننده گرفتین. خواننده فقط می خوند و می خوند ولی نمی تونست حوادث رو درک کنه. تا می اومد بفهمه چی شده؛ اتفاق بعدی وارد یه شوک جدید می کردش. این جا ذهن خواننده شده بود سیبل تیراندازی و حوادث مثل تیری که پشت سرهم بهش برخورد می کرد. شخصيت پردازى: شخصیت پردازی ها خوب بودن ولی باید بیشتر روش کار بشه تا به راحتی شخصیت ها درک و لمس بشن. ديالوگ و مونولوگ: دیالوگ ها خوب بودن ولی جای بهتر شدن هم داشتن. مونولوگ ها کافی نبودن. دیالوگ و مونولوگ، شخصیت ها رو می سازن. اگر تو این دو مورد کم کاری بشه؛ می شه گفت تمام کارای دیگه بیهوده ست. شما با استفاده از مونولوگ های زیبا، می تونید حس و حال شخصیت ها رو انتقال بدین و باعص بشین خواننده شخصیت رو درک کنه. "برای شخصیت پردازی ها لازمه کار همینه" توصيفات: تو این قسمت می شه گفت بد عمل نکردین. " توصیف مکانتون و همینطور چهره و تیپ خوب بوده. ولی توصیف حالات، رفتار، حس و... رو کم گذاشتین. شما برای توصیف حال شخصیت هاتون خودتون رو بذارین جای اون شخصیت و سعی کنین درکش کنین و از دیدگاه خودتون حستون رو توصیف کنین. ببینید چه حالی بهتون دست می ده و چطور تو این کار کمکتون می کنه" فضاسازى در داستان : متاسفانه فضا سازی ها خوب نبودن. حوادث همونطور که تو قسمت سیر رمان گفتم ضربتی، بدون هیچ نظم و چینش خاصی به سمتت پرت می شدن. شما با ظرافت بیشتری می تونستید حوادث رو بچینید و توصیف کنید. رعايت كردن لحن نوشتارى: لحن رمان شما "عامیانه" بوده و خب تا جایی که دقت کردم رعایت شده بود.آفرین علائم نگارشى و غلط املايى: غلط املایی خاصی نداشتین جز اشتباهات تایپی که عجیب نیست. فقط لطفا برای نوشتن کلماتی مثل. "رو، ها و..." از "و، ا و..." استفاده نکنید. "منو=من رو" لطفا افعال رو کامل بنویسید "اس=است". بریم سراغ علائم نگارشی که مشکل خیلی از نویسنده هاست. بذارین یه مثال بزنم." پرده رو کنار زدم و نور وارد اتاق شد. جلوی نور خورشید کش و قوسی به خودم دادم. جلوی آینه قدی اتاقم ایستادم و موهای موج دارم رو شونه زدم. موهام خیلی مشکی و براقه ولی رنگ تیره اش خسته کننده اس." این عین چیزی که شما نوشتین. "پرده رو کنار زدم و نور وارد اتاق شد؛ جلوی نور خورشید کش و قوسی به خودم دادم؛ جلوی آینه قدی اتاقم ایستادم و موهای موج دارم رو شونه زدم؛ موهام خیلی مشکی و براقه ولی رنگ تیره اش خسته کننده اس." این تصحیح شدش. علائمی مثل:".- ،- ؛- ؟- !- «»- * و..." از واجبات نگارشه. لطفا برای جداسازی زمان رخ داد حوادث از * استفاده کنید. نكات اخلاقى : رعایت شده رعايت شرع و قانون اسلام : رعایت شده تكرار كلمات:" جلوی نور خورشید کش و قوسی به خودم دادم. جلوی آینه قدی اتاقم ایستادم و موهای موج دارم رو شونه زدم . " اگر دقت کنید کلمه "جلوی" دوبار تکرار شده. سعی کنید از تکرار کلمات در حدفاصل کم جلوگیری کنید. رعايت نكردن فعل و فاعل در جمله:"راست می گفت مامانم" "مامانم راست می گفت" تو بعضی از قسمت ها شما این بخش رو رعایت نکردین. لطفا دقت کنید. رعايت هدف سازى پارت ها: تعداد پارت هاتون به اندازه ای کم بود که نمی شه اسم رمان رو گذاشت. بیشتر داستان کوتاه هستش تا رمان. اما پارت ها با محتوا تو هر پارت تموم شدن و این خوبه.آفرین. نثر: نثر "عامیانه/گفتاری" بوده و خوشبختانه شما رعایت کرده بودین.ممنون یه نکته که باید بگم؛ اینه که شما تو یه پارت به جای اسم "آرشام" از اسم "بردیا" استفاده کرده بودین. و همینطور تو پارت های آخر به جای اسم "شیوا" از اسم "پری" اشتباه بهره بردین. درضمن بابت تاخیرم برای نقد عذر می خوام. امیدوارم نقدم به جا و سازنده بوده باشه. اگر نقدی، نظری، حرفی، حدیثی هست؛ لطفا اول به خودم بگین. ممنون و موفق باشین. لطفا نام ناظرتون رو تو قسمت اول رمان ویرایش کنید. گروه نقد و ناظران سایت نودهشتیا. @nima.slm00
  4. M@hta

    فدات بشم که کنارمی مائدم خیلی ممنونم عزیز جان
  5. پــــــــــــارت گذاشتم !

    بخــــــــــــــــونید لدفا 😉😂

  6. M@hta

    پارت 39 دلش خیلی پر بود ، حقم داشت . استادی که به من نخ می داد ، نرگس رو جلوی جمع دانشجو ها بخاطر لباس هاش تحقیر می کرد .بدم نمی اومد حالش رو بگیرم ، چشم هام رو ریز کردم و گفتم : -نرگس فقط با من بیا و نگاه کن، امروز چی تنش بود؟ نرگس با بغض گفت : -یه بافت ابی اسمانی که مارک بودنش از یک کیلو متری مشخصه . کیفم رو برداشتم ، یه نگاه به ساعتم کردم و با علامت سر به نرگس فهموندم که ؛ درست وقتشه ، پاشو دنبالم راه بیوفت ! تا جلوی دفتر استاد ها با قدم های بلند و کشیده رفتیم ، چیزی نکشید که خان پور بدون این که متوجه ما باشه دویید و به سمت پارکینگ رفت . قیچی معروفم رو از کیفم خارج کردم و به اهستگی پشت سرش به راه افتادم .تنها شانسی که اورده بودم ؛ دور و اطراف شلوغ بود و خان پور صدای قدم های من رو نمی شنید. درست وقتی که قدم هاش اروم تر شد ، قیچی رو به لبه ی پایین بافتش گیر دادم و یه شکاف کوچیک بین تار و پود بافت مارکش ایجاد کردم ، ادامه اش لازم به زحمت زیادی نداشت ! قیچی رو توی کیفم گذاشتم و سر یکی از کاموا های شکافته شده رو گرفتم . من سر جام ایستاده بودم و خان پور خودش زحمت شکافتن لباسش رو می کشید . با هر قدمی که بر می داشت ، یه رج از پلیورش شکافته می شد ! پشت لباس تا کمرش رسیده بود که پشت سرش دویدم ، تیکه ای از کاموای شکافته شده رو به دستم گرفتم و با نگرانی تصنعی که توی صدام ریختم ، گفتم : -ای وای اقای خان پور ببینید لباستون چی شــــــــده ! درش بیارید ، درش بیارید درستش کنم . خان پور از این که من بهش توجه کرده بودم ، حسابی کیفش کوک شد و گفت : -هیچ اشکالی نداره ، اروم باشید ! فدای سرتون . چشم های نگرام رو مظلوم تر کردم و با بغض گفتم : -استاد مثل این که عجله هم داشتید ، می خوایید من پلیورم رو بهتون بدم ؟ ســـردتون نشـــه ؟ چشم های دریدش ، روشن شد . خواست جوابم رو بده که یه دختر لوس از خود راضی با صدای تو دماغیش گفت : -استاد این فیلمشه ، خودم دیدم با قیچی بافتتون رو پاره کرد ! چشم های خان پور تا حد امکان درشت شد ، با همون قیافه ی سکته ایش برگشت و نگاهم کرد . یه لبخند شوکه زدم و گفتم : -بنظرتون به من می اد همچین کاری کرده باشم ؟ یکم این پا و اون پا کرد و گفت : -مهم نیست فعلا من عجله دارم ! حیف که مشخص بود بهم چشم داره وگرنه مطمئنن زیر چشمم به رنگ بادمجونی مزین می شد . *** از فکر در اومدم ، یه نگاه تیز به خان پور انداختم و حق به جانب گفتم : -من فکر می کرد این قضیه بین من و اقای خان پور حل شده بود ، درست نمی گم استاد ؟ خان پور سرش رو بلند کرد ، لبش رو با زبونش خیس کرد و گفت : -از دانشجو ها به اقای طهماسبی خبر دادن ، من خودم اطلاع نداشتم و امروز متوجه شدم ! طهماسبی- به هر حال ما می گیم این ها اتفاقی بوده ! توضیحتون در مورد ورود به تریای اقایون ، شش مورد دعوا با هم دانشجویی هاتون ، مزه پرونی وسط کلاس ها، اب بازی تو ی اب خوریه دانشگاه و خیس کردن اقای شهبازی . تا گفت اقای شهبازی ، اون بین حرفش پرید و به طهماسبی گفت : -من هیچ اعتراضی ندارم ، لازم نیست به اتفاق هایی که بین من و کیانا افتاده ، رسیدگی کنید! بهروز وثوق خودمی دیگه ، خوبه می دونه کرم از خودشه که سرش تلافی می کنم . طهماسبی- خیله خب ما اقای شهبازی رو هم فاکتور می گیریم ، ولی از همه مهم تر و علت اصلیه حضور شما توی این جلسه فراری دادن مسئول کتاب خونه هستش ! اون هم با یه سری خرافات محض و چندتا فیلم ترسناک . این مورد اخر بد جوری کیف داده بود ! مسئول کتاب خونه ی دانشگاه یه خانم مسن و گند اخلاق بود که هیچ وقت کتاب های تاریخی کتاب خونه رو نمی ذاشت ببینم و ازشون استفاده کنم . مسئول کتاب خونه- خانم شما شیطنت از قیافتون می ریزه ، نمی تونم بهتون اجازه بدم از کتاب های تاریخی استفاده کنید . من اینجا مسئولیت دارم ! بعد از این که چندین و چند دفعه ردم کرد ، یسری فیلم ترسناک که کیارش تازه گرفته بود و همه ی اتفاق های ترسناکش هم سر یه کتاب تاریخی بود رو برای خانم کتاب دارمون بردم . با یه لحن دل سوزانه ای گفتم : -خانم یوسفی شما خبر دار شدید که سر محافظ های کتاب های تاریخی چی می اد ؟ پیر زنه ساده هم که بعد از کلی ایه ی یاس توی گوشش خوندن ، ترسید و بهم قول داد که استعفاش رو می نویسه . (بیشعور بدجنس هم خودتونید ، من رو دست می ندازه پیرزن خرفت .) با شایعاتی که من درست کرده بودم و یکی دوباری هم که به صورت عملی اقدام به ترسوندن خانم یوسفی کردم ، هیچ کس حاضر نمی شد به عنوان کتاب دار پاش رو توی اون کتاب خونه بذاره . یه دفعه همچین داستان سرایی کرده بودم که خودم هم باورم شده بود اون جا حتما روح داره ... طهماسبی- خانم رادمنش شما هیچ راهی برای برگشت نذاشتید ، ما هیچ چاره ای جز اخراج کردن شما نداریم ! به سرعت توی حرفش پریدم و در نقش قاشق نشسته ظاهر شدم : -استاد مگه الکیه ، به چه حقی اخه ؟ این همه بدم رو گفتید این رو هم بگید که همیشه جزو شاگردهای ممتاز دانشگاه بودم ! رضایت و خوشحالی توی چشم های رضایی هویدا شده بود. با چشم براش خط و نشون کشیدم ؛ اگه من کیانام حالا حالاها این جا تشریف دارم ! شهبازی یه اخم غلیظ بین ابروهاش نشوند و گفت : - اقای طهماسبی فکر نمی کنم این کار عاقلانه و مطقی باشه ! کیانا هر چه قدر هم که توی کلاس من شلوغ باشه ، در عوضش همیشه اماده سر کلاس میاد . به طرف خانم رضایی سر چرخوند و گفت : - خانم شما هم کار درستی نکردید ، نه تنها ابروی کیانا بلکه ابروی خیلی های دیگه رو هم بردید . از حرف های شهبازی قند توی دلم اب می کردم و خیالم راحت بود که بین اساتید حرفش برو داره . سرم پایین بود و نیشم رفته رفته شل تر می شد ، ولی با چیزی که شنیدم سرم رو تا اخرین حد بالا اوردم ، طوری که صدای استخون هاش رو شنیدم . شهبازی- اگه اخراجش کنید بدون تاوان فقط اخراج شده و باز هم خراب کاری هایی که کرده جبران بشو نیست ! اقای طهماسبی این هایی که شما نام بردید نیمی از شیطنتی که کیانا داره هم نیستش . خان پور بدون درک درست حرف شهباز ، خودش رو وارد بحث کرد : خان پور- بله من هم همین طور فکر می کنم . خیلی ببخشید که سوال می پرسم ، ولی می شه دقیقا بگید چطور فکر می کنید؟ این شهبازی مادر مرده که هنوز نظری نداده ! طهماسبی- خوب اقای شهبازی شما چه فکری تو سرتون دارید؟ بعد از کمی تامل ، نگاه مرموزش رو معطوف من کرد : شهبازی- اقای طهماسبی هنوز هم کتاب دار برای کتاب خونه نیومده؟ با شنیدن جواب منفیه طهماسبی چشم های شهبازی برق زد و در حالی که انگار با خودش حرف می زد ، زمزمه کرد : شهبازی- می دونم یکم سخت و غیر ممکنه به نظر می رسه ، اما شدنیه ...
  7. M@hta

    رمان شما به تالار تاییپ رمان اتقال پیدا کرد ، لطفا قبل از ایجاد تاپیک به قوانین توجه کنید !
  8. M@hta

    به نام خدا ♡ 📍نقد رمان { بورسیه پرستاری } با سلام 🌹 ۱. جلد : اول از همه جلد ؛ جلد خوب بود و به روند رمان میومد . ۲. مقدمه : مقدمه نداشتید ! ... مقدمه می تونه یه تبلیغ موثر برای رمان باشه ! ۳. خلاصه : خلاصه باید طوری باشه که در عین معرفی قسمت هایی از رمان ، خواننده رو کنجکاو کنه و از این لحاظ خوب بود . فقط کاش اسمی از عشق و عاشقی در رمان نمی بردید و خواننده رو توی خماری میزاشتید که قراره چه اتفاقی برای فرانک بیوفته . ۴. ژانر : ژانری که انتخاب کرده بودید مناسب بود . ۵. نام رمان : نام داستان هم خوب بود و به فضای رمانتون میومد . ۶. باور پذیری داستان : مشکلی نداشت و خوب عمل کرده بودید . ۷. ایده پردازی : ایده ی جالبی بود . یه دختر که در سرزمینی غریبه پرستار خصوصی میشه و در همون موقعیت عاشق میشه . ۸ . شروع رمان : خوب بود . از همون ابتدا استارت ماجرا های اصلی رمانو زدید و جالب اینجاست که روند رمانتون با این وجود تند نیست که توی ذوق بخوره ! ۹. شخصیت پردازی : شما در شخصیت پردازی خیلی ضعیف عمل کرده بودید . من به عنوان یه خواننده درک درستی از فرانک و اطرافیانش نداشتم ( چه از نظر ظاهر و چه از نظر اخلاق ) ۱۰. فضا سازی : خوب بود . اما هنوز هم می تونه بهتر باشه . ۱۱. پارت های رمان : به یک اندازه بود و مشکلی در این زمینه ندیدم . ۱۲. لحن نوشتاری : تا پایان به صورت اول شخص مفرد بود و مشکلی نداشت . ۱۳. نکات نگارشی : به خوبی رعایت شده بود اما هنوز یه کم جای کار داره . مثل بعضی جاها که نیاز به علامت سوال هست اما علامت تعجب گذاشتید ! 📍لازم به ذکر اینم هستم که از علامت سوالی (؟) و تعجب (!) در آخر جمله ، یکی هم گذاشته بشه کافیه . ۱۴. غلط املایی : خیلی با توجه به معنی در جمله به چشم می خورد . مثل : ( اسرار👈 اصرار ، سیوشرتم 👈 سویشرتم ، تافظ👈 تلفظ ، کالافه 👈 کلافه) . یه سری اشتباه های کوچولو هم به چشمم خورد که بهتره اصلاح بشه . مثل : ( پنچرس 👈 پنجره است یا پنجره ست ) . . از طرفی بعضی جاهای رمان ، به طور مثال کلمه های ( می خوانیم ) 👈 ( میخوانیم ) دیده می شد که بهتره اصلاحش کنید . ۱۵. توصیفات : توصیفات چهار دسته هستن : ۱- حالات : حالات خوب عمل کرده بودید . ۲- احساسات : سعی کنید روی گریه و خنده خیلی متمرکز نباشید و از چیزهایی مثل هیجان زده ، افسرده و ... هم استفاده کنید . ۳- ظاهر : ظاهر هم همونطور که قبل تر گفتم کمی ضعیف بودید . بهتره بیشتر روی مسائلی مثل چهره ، لباس و ... تمرکز کنید . ۴- مکان : مکان نسبتا خوب بود ولی هنوز یه کوچولو جای کار داره . ۱۶. رعایت کردن نکات ادبی مثل فعل و فاعل : به خوبی رعایت شده بود و به علت لحن ادبی رمان هم بهتره همچنان رعایت بشه ‌. ۱۷. قوانین دیالوگ ها و مونولوگ ها : مشخص کردن افراد در حال گفتگو هم به درستی رعایت شده بود ‌و مونولوگ هم به جا بود . ۱۸. تکرار کلمات : تکرار نداشتید و خوب بود . ۱۹. نکات اخلاقی : چیز خاصی توجهمو جلب نکرد . ۲۰. رعایت کردن شرع و قانون اسلام : خوب عمل کرده بودید . ۲۱. نثر رمان : نثرتون معیار بود . اما یه چند جا محاوره ای هم دیدم . بهتره بیشتر دقت کنید . یه مثال کوچولو می زنم : ( غم نابود کردن پرونده رو فراموش کنم ) یا ( همه فکر و ذکرم شده بود کاغذای به درد نخوری که ... ) دیگه حالا ادامه اش هرچی هست . ۲۲. سیر رمان : حس می کنم کمی رمانتون روندش تنده . میونش ماجراهای دیگه هم به کار برده بشه بهتره . ( به قول خودمون یه کم پستی و بلندی داشته باشه جذاب تره تا یکدست ) با آرزوی موفقیت برای خانم نویسنده 💐 گروه نقد و ناظران ساییت نودوهشتیا @zahra.s
  9. M@hta

    به نام خدا ♡ 📍نقد رمان { بورسیه پرستاری } با سلام 🌹 ۱. جلد : اول از همه جلد ؛ جلد خوب بود و به روند رمان میومد . ۲. مقدمه : مقدمه نداشتید ! ... مقدمه می تونه یه تبلیغ موثر برای رمان باشه ! ۳. خلاصه : خلاصه باید طوری باشه که در عین معرفی قسمت هایی از رمان ، خواننده رو کنجکاو کنه و از این لحاظ خوب بود . فقط کاش اسمی از عشق و عاشقی در رمان نمی بردید و خواننده رو توی خماری میزاشتید که قراره چه اتفاقی برای فرانک بیوفته . ۴. ژانر : ژانری که انتخاب کرده بودید مناسب بود . ۵. نام رمان : نام داستان هم خوب بود و به فضای رمانتون میومد . ۶. باور پذیری داستان : مشکلی نداشت و خوب عمل کرده بودید . ۷. ایده پردازی : ایده ی جالبی بود . یه دختر که در سرزمینی غریبه پرستار خصوصی میشه و در همون موقعیت عاشق میشه . ۸ . شروع رمان : خوب بود . از همون ابتدا استارت ماجرا های اصلی رمانو زدید و جالب اینجاست که روند رمانتون با این وجود تند نیست که توی ذوق بخوره ! ۹. شخصیت پردازی : شما در شخصیت پردازی خیلی ضعیف عمل کرده بودید . من به عنوان یه خواننده درک درستی از فرانک و اطرافیانش نداشتم ( چه از نظر ظاهر و چه از نظر اخلاق ) ۱۰. فضا سازی : خوب بود . اما هنوز هم می تونه بهتر باشه . ۱۱. پارت های رمان : به یک اندازه بود و مشکلی در این زمینه ندیدم . ۱۲. لحن نوشتاری : تا پایان به صورت اول شخص مفرد بود و مشکلی نداشت . ۱۳. نکات نگارشی : به خوبی رعایت شده بود اما هنوز یه کم جای کار داره . مثل بعضی جاها که نیاز به علامت سوال هست اما علامت تعجب گذاشتید ! 📍لازم به ذکر اینم هستم که از علامت سوالی (؟) و تعجب (!) در آخر جمله ، یکی هم گذاشته بشه کافیه . ۱۴. غلط املایی : خیلی با توجه به معنی در جمله به چشم می خورد . مثل : ( اسرار👈 اصرار ، سیوشرتم 👈 سویشرتم ، تافظ👈 تلفظ ، کالافه 👈 کلافه) . یه سری اشتباه های کوچولو هم به چشمم خورد که بهتره اصلاح بشه . مثل : ( پنچرس 👈 پنجره است یا پنجره ست ) . . از طرفی بعضی جاهای رمان ، به طور مثال کلمه های ( می خوانیم ) 👈 ( میخوانیم ) دیده می شد که بهتره اصلاحش کنید . ۱۵. توصیفات : توصیفات چهار دسته هستن : ۱- حالات : حالات خوب عمل کرده بودید . ۲- احساسات : سعی کنید روی گریه و خنده خیلی متمرکز نباشید و از چیزهایی مثل هیجان زده ، افسرده و ... هم استفاده کنید . ۳- ظاهر : ظاهر هم همونطور که قبل تر گفتم کمی ضعیف بودید . بهتره بیشتر روی مسائلی مثل چهره ، لباس و ... تمرکز کنید . ۴- مکان : مکان نسبتا خوب بود ولی هنوز یه کوچولو جای کار داره . ۱۶. رعایت کردن نکات ادبی مثل فعل و فاعل : به خوبی رعایت شده بود و به علت لحن ادبی رمان هم بهتره همچنان رعایت بشه ‌. ۱۷. قوانین دیالوگ ها و مونولوگ ها : مشخص کردن افراد در حال گفتگو هم به درستی رعایت شده بود ‌و مونولوگ هم به جا بود . ۱۸. تکرار کلمات : تکرار نداشتید و خوب بود . ۱۹. نکات اخلاقی : چیز خاصی توجهمو جلب نکرد . ۲۰. رعایت کردن شرع و قانون اسلام : خوب عمل کرده بودید . ۲۱. نثر رمان : نثرتون معیار بود . اما یه چند جا محاوره ای هم دیدم . بهتره بیشتر دقت کنید . یه مثال کوچولو می زنم : ( غم نابود کردن پرونده رو فراموش کنم ) یا ( همه فکر و ذکرم شده بود کاغذای به درد نخوری که ... ) دیگه حالا ادامه اش هرچی هست . ۲۲. سیر رمان : حس می کنم کمی رمانتون روندش تنده . میونش ماجراهای دیگه هم به کار برده بشه بهتره . ( به قول خودمون یه کم پستی و بلندی داشته باشه جذاب تره تا یکدست ) با آرزوی موفقیت برای خانم نویسنده 💐 گروه نقد و ناظران ساییت نودوهشتیا @zahra.s
  10. M@hta

    همکار عزیز نقد نهایی رو یبار دیگه برای من بفرست تا من روی ساییت بذارمش
  11. M@hta

    •~به نام خدا~• *نقد رمان فریماه* خلاصه: خلاصه اتون از نطر محتوا باید بیشتر روش کار میشد و مطمئنا با قلم زیبایی که دارین میتونستید خلاصه رو واضح تر و مفهومی تر بنویسید. شما پیش زمینه هایی رو برای خواننده فراهم کرده بودید اما طرز نوشتن و اشتباهات نوشتاریتون زیبایی خلاصه اتون رو پنهان کرده بود. لطفا خلاصه رو دوباره بخونید و با توجه به ایرادات نگارشی و نوشتاری ، ویرایش‌کنید. از نظر اندازه هم مناشب تنها بعضی جملات تکراری بودند و میتونیستید حتی با یک جمله هم معنا و مقصود خودتون رو برسونید. مقدمه: مقدمه بعد از خلاصه یک نوع تبلیغ برای رمان محسوب میشه. متاسفانه شما مقدمه نداشتید و بهتر بود مقدمه کوتاهی با توجه به ژانر ها و محتوای رمان می نوشتید. استفاده از متون و اشعار جذاب و زیبا که همخوانی کافی رو با رمان داشته باشن؛ فوق العاده زیباست و خوانتده رو جذب میکنه. جلد: متاسفانه رمانتون جلد نداشت. نام داستان: نام داستانتون جدا از زیابیی اسم فریماه، اسم کلیشه ای و کوتاهی بود که رمان های زیادی نام شخصیت هاشون رو روی رمان میزارن اما مشکلی نیست. شما میتونستید با توجه به داستان زیباتون، نامی بهتر انتخاب کنید. ژانر: در بین ژانر های انتخابی ژانر هایی به نام های هیجانی و انتقام هم دیدم. این ژانر ها اشتباه هستند و ما همچین ژانری رو نداریم. لطفا اصلاح کنیم. درمورد ژانر عاشقانه هم که حتما بعد ها متوجه اون میشیم. شما بهتر بود به جای اون دو ژانر اشتباه و کاملا غلط از ژانر تخیلی استفاده کنید. سیر داستان: سیر داستان نه کند بود و نه تند. یعنی بعضی جاها خیلی زود از اتفاقات عبور میکردید و گاهی اوقات خیلی روی حادثه خلق شده ، صبر می کردید. بهتر بود با خلق حوادث و ایجاد اتفاقات بهتر و همچنین بیشتر نوشتن سیر رمانتون رو متعادل کنید تا خواننده خسته نشه و در اواسط رمان اون رو رها نکنه. باورپذیری داستان: با توجه به تخیلی بودن محتوای رمانتون مشکلی نداشت. ایده: ایده اتون تا اونجا که من رمان در این سبک و ژانر مطالعه کرده بودم؛ ایده نویی بود و امیدوارم با زیبایی قلمی که دارید، از پس این ایده بر بیاید. شروع داستان: شروع داستانتون زیبا بود و آرامی آن به دل می نشست. توصیفات مربوطه و همچنین شروع نسبتا طوفانی اتون باعث جذب مخاطب و خواننده میشه. شخصیت پردازی: این قسمتم خوب بود و شخصیت فریماه تابش که مهربان، دلرحم، آرام و ... و شخصیت فریماه فانی که سنگدل، شیطان صفت و ... بود؛ رو به خوبی با شیوایی قلمی که دارید؛ نشون بدید. شخصیت کارکتر های دیگه نظیر آریا، رادوین و.. هنوز جای کار دارن و بهتره روی این دوتا کارکتر و بقیه کارکتر ها کار بشه. فضا سازی در داستان: مشکلی ندیدم و شما تونسته بودید بستر مناسبی برای خلق حوادث ایجاد کنید. رعایت کردن لحن نوشتاری: رعایت شده بود. توصیفات: توصیفات از چهار ن بررسی میشن.۱-مکان: متاسفانه مکان رو توصیف نکرده بودید و خواننده هیچ پیش زمینه ای از مکانی که حوادث در اون رخ میداد، نداشتند. ۲-ظاهر: متاسفانه در این قسمت هم ضعیف عمل کرده بودید و خواننده هیچ تصویر ذهنی از کارکتر های رمان نداشت. بیشتر روی این موضوع کار کنید. ۳-حالات: مشکلی ندیدم و حالات مختلف کارکتر ها در مواقع مختلف رو نشون داده بودید. ۴-احساسات: خوشبختانه در این قسمت خوب بودید و با قلم شیوایی که دارید تونسته بودید به خوبی احساسات هر یک از کارکتر ها رو نشون بدید. دیالوگ و منولوگ: منولوگ های زیبایی نوشته بودید اما مشکلات نوشتاری اعم از افعال غیر مرتبط، جمله بندی نامناسب و ... در اون وجود داشت. ویرایشات لازم و کمی دقت میتونید این مشکلات رو برطرف کنید و بهترین منولوگ ها رو برای رمانتون خلق کنید. دیالوگ هاتون جا داره پخته تر بشن. روی محتوای دیالوگ هاتون کار کنید. و بهتر و بیشتر بنویسید. علائم نگارشی و غلط املایی: غلط املایی ندیدم ولی اشتباهات تایپی بسیاری در رمان وجود داشت. مثال: تالش=تلاش * عالمت=علامت * کامالا=کاملاً. با کمی دقت و ویرایش درست میشه. متاسفانه در علائم نگارشی ضعیف عمل کرده بودید و از علائم استفاده نکرده بودید و این بعد ها در ویراستاری و خوانش رمان، مشکل ایجاد میکنه. لطفا از علائم به درستی استفاده کنید و ویرایش کنید. تکرار کلمات: گاهی اوقات فقط تکرار افعال بود که چندین پاراگراف این مشکل رو دیدم.‌ لطفا در انتخاب فعل دقت کنید و از فعل های مختلف برای نوشتن متنی، استفاده کنید. رعایت کردن فعل و فاعل در جمله: با توجه به محاوره ای بودن نثر رمانتون، رعایت شده بود. نکات اخلاقی: مشکلی ندیدم اما آوردن کلمه ای مانند عوضی زیاد درست نیست و به نظر من میتونستید از کلمات بهتر و مناسب تری استفاده کنید. رعایت شرع و قانون اسلام: مشروب و شراب خواری در دین و قوانین اسلام اشکال داره‌. لطفا این تیکه از رمان که سروش و رادوین نوشیدنی میخورن رو حذف کنید تا موقع ویراستاری به مشکل بر نخ ورید و همچنین رعاایت شرع و قانون اسلام جزء قوانین تایپ رمان است‌. رعایت هدفمند سازی پارت ها: بعضی از پارت ها فوق العاده کوتاه و بعضی ها متعادل بودند‌. بهتره پارت های رمانتون رو جوری بنویسید که به محتوایی برسن. اگر در گوشی مینویسین حداقل ۲۰ خط و در رایانه حدااقل ۶۰ خط باشه، بهتره. نثر: نثر رمانتون محاوره ای بود و از پسش بر اومده بودید. پ.ن: من زیاد رمان های تخیلی و این سبکی نمیخونم و این جزء اولین رمان های تخیلی من محسوب میشد اما برای اولین رمان زیبا بود و واقعا کیف کردم. قلم شیواتون بشیار به دل می نشست و خواننده رو وادار به خواندن ادامه رمان می کرد. لطفا بعد از هر دو پارت یا ویرایشات به من اطلاع بدید. نام ناظرتون رو در صفحه اول ویرایش کنید‌. موفق و موید باشید. تیم ناظران انجمن نودهشتیا @Helen
  12. M@hta

    از این پس لطفا شما برسی کنید ! @avin._.ar
  13. M@hta

    ازین پس لطفا شما رسیدگی کنید ! @maede._.tz
  14. M@hta

    لطفا ازین پس شما رسیدگی کنید ! @nima.slm00
  15. می شه دو دقیقه بیای چتروم.

     یه سوال داشتم.ممنون

×