رفتن به مطلب

maew._.tz

مدیریت
  • تعداد ارسال ها

    2,735
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    36

آخرین بار برد maew._.tz در 23 اسفند 1397

maew._.tz یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

9,374 Excellent😃😃😃😃

درباره maew._.tz

  • درجه
    مدیر
  • تاریخ تولد 12 آبان 1382

کاربر عادی

  • کاربر
    نویسنده مترجم و ناظر رمان

آخرین بازدید کنندگان نمایه

10,426 بازدید کننده نمایه
  1. maew._.tz

    سلام گیلاس! اندکی نقد خارج از قواعد. اصلا نمی خوام تا آخر هفته چنین اعلامیه ای رو تو اعلامیه هام ببینم. چون الان خیلی بی منطقم و منطق حالیم نیست! می‌دونی من خیلی دارم یبس می‌شم متاسفانه یا خوشبختانه! و رمانتو اشکمو در آورد. نمی دونم چه حالی ام. چه حسی ام. هیجان دارم یا ندارم. فقط می دونم نگرانم! برای بهاری که سرنوشت داره زندگی نا به سامانشو به قهقرا می‌بره! برا نیمای عاشقی که ته رفاقت و عشقش شد مرگ! خیلی خوب بود گیلاس. نمی دونم چه جوری باید حس خوبمو بگم. چه جوری احساسات غلیان یافته مو بهت نشون بدم. غلط املایی هم متاسفانه نداشتی که بگم اینم ایراد! خیلی خیلی خیلی قشنگ بود. یه ذره هم داری به داستان هیجان می دی ولی اون غم اونقدر بزرگه که شاید دیده نمی شه. راستی ژانر تراژدی رو هم اضافه کن! همین
  2. maew._.tz

    نه عزیزم یه بار تاپیک رمان یه بار تاپیک نقد. رمانتون رو در همون تاپیک رمان ادامه میدید و کاربران در تاپیک نقد نقدتون میکنن
  3. maew._.tz

    عزیزم خوش اومدید. نقد برای کاربران دیگر هست. شما تاپیک رمان و نقد رو ایجاد می کنید. کاربران وقتی رمان خوندن. نقدشون رو در تاپیک نقد میگن
  4. maew._.tz

    سلام عاطفه جان! خوشحالم که داستانت اینقدر بین بچه ها محبوبه! ژانری به نام غمگین نداریم عزیزم و بهتره بنویسی تراژدی راستش به نظرم داستانت اولش خیلی زود عبور کردی و انگار فقط خلاصه وار از اتفاقات رد شدی بیشتر روشون مانور بده یا مثلا نشون بده که شخصیت اول داستانت داره اون قسمتا رو برای کسی تعریف می کنه. چون یه داستان باید توش دیالوگ، مونولوگ و توصیفات فراوون داشته باشه، تا بشه بهش گفت داستان اما بااین همه احساسات رو خیلی خوب بیان کردی و تنهایی و غم رو هم به خوبی به خواننده منتقل کردی موفق باشی
  5. maew._.tz

    سلام عزیز دلم. دو پارت آخر مثل همیشه روون بود و جذابیت های خاص خودشو داشت. اما دو نکته: یکی اینکه فرتوت این طوری نوشته میشه. یکی این هم که تو پارت دوم برخلاف پارت اول که مکانت خیلی خیلی واضح و زیبا بود، کمی مبهم بود. اما مثل همیشه توصیفات خیلی زیبایی داشتی در کل. گردنبند دیمون رو قشنگ تونستم تصور کنم. شخصیت نارسیس رو هم داری دقیقا شبیه اونچه که تصور میشه، نشون میدی و این خیلی زیباست. داستان تخیلی با این سبک زیاد نخونده بودم ولی حالا عاشق داستانت شدم. امیدوارم پرقدرت پیش بری موفق باشی جان من
  6.  🎂تولدت مبارک سلین جان 🎂

    امیدوارم همیشه از ته دل بخندی 🎁

    و با قدرت برگردی پیشمون ❤️

    1. Taranom

      Taranom

      تولدت مبارک باشه عزیزم❤❤❤

      بهترین ها رو واست آرزو دارم..

      انشاالـ. تولد120سالگیت💙💙💙

  7. maew._.tz

    سلام علیکم سناتور جان! اول اینکه بگم تو خودت کاریزما داری دوستان از من ساعات آن شدنتو می پرسن خودت لطفا پاسخگو باش اینا احساس میکنن من مدیر برنامه تم بهشون بگم این موقع میاد اون موقع می ره دوم اینکه، یه سری دوستان هم نیومدن صفحه نقدت اما تو چت ازت تعریف کردن و گفتن قلمت خیلی پخته ست که منم به شدت باهاشون موافقم. گفتم که درجریان باشی. سوم اینکه ژانر پلیسی از دستت افتاده برای رمانت! چهارم اینکه دوباره که خوندم، توجهم به یه سری چیزایی جلب شد. مثلا اون اول که محامد به مهرداد می گفت نمیتونه باور کنه که اون و سیاوش هم خونن! اصلا بیشتر مجذوب زیرکیت شدم و دیگه کاملا ایمان آوردم که پیرنگ داستانت خیلی منسجم بوده! بعدش یه حس دیگه ای هم داشتم. سری اول من اصلا رفتارای آنا رو می‌دیدم اول داستان به شدت مجذوبش می‌شدم و بابت اون مهر و محبتی که به مهرداد داشت بی نهایت تحسینش می‌کردم. اما الان! یه حسی داشتم که نمی تونم توصیفش کنم و بگم دقیق چطوری بود. رو شخصیتش خیلی خیلی دچار پارادوکس بودم و نمی دونم چرا! شاید به خاطر این که احساس می کردم ابعاد شخصیتی ای که براش خلق کردی، هر کدومشون می تونستن یه شخصیت متفاوت بشن و خب شاید به سبب دید محدودی که داشتم، تو مخیله ام نمی گنجید که یک نویسنده بتونه اینقدر زیبا و جذاب ابعاد متفاوت از هر شخصیت رو نشون بده. شایان رو هم نمیتونستم اونقدر منفور ببینم و یه جورایی سعی می کردم بفهممش! بعد یه سری عباراتی که برای توصیفات حالات کاراکترات به کار بردی خیلی بیشتر از گذشته باهاشون حال کردم، شاید چون دفعه اول اونقدر هیجان داشتم که چشمم اصلا اینا رو نمی‌دید.مثلا اونجاهایی که گفته بودی دستی به دور لبش کشید و اینا. اینقدر حال کردم که دستی به دور لبم کشیدم ببینم چطوریه یا مثلا دعوای محامد و سیاوش توی بند رو خیلی دوست داشتم و نمی دونم چرا اعظم السادات ولی تو ذهنم منفور بود و اینم نمی دونستم چرا! پارتای آخر که از دید خدابیامرز مهرداد بود رو اونقدر اونقدر و اونقدر دوست داشتم که چندبار خوندمشون و با احساساتم بازی کردم. عاهان راستی این پیامتم میخواستم تو این پست نقل قول بزنم که الان یادم اومد. مگه نقد و نظرات من تکراری شده که گفتن این که چه حسی خوبی بهت میده تکراری بشه آخه! من اونقدر اونقدر قلمت و کاریزما رو دوست دارم که صدباره هم نقد میکنم و میدونم که می تونم متفاوت از سری قبلش نقد کنم! چون همونطور که گفته بودم کاریزما رمانیه که هربار باهاش یه دیدگاه و یه حس نو داری. قابل نداشت. امیدوارم اینجا هم بترکونی و شایستگی هات مهجور واقع نشن. پ.ن: جلدتم بزار رو صفحه رمانت درضمن خوش بدرخشی ❤️
  8. maew._.tz

    رمان عبور از تاریکی لینک دانلود| کلیک @narjes لطفا پیام را نقل قول نزنید و تنها از لایک استفاده کنید.
  9. maew._.tz

    خوشم میاد، فقط منم که تو این تاپیک شرکت می کنم و فقط تویی که لایک می‌کنی @zhrw._.ms ❤️ خب و بازهم من! یه کتاب امروز برداشتم بخونم. به نام "آسمان مشکی شب" رسما به همتون می‌گم، رمان همتون از این بهتر بود. نمی‌خوام منکر زحمات نویسنده بشم، اما خیلی ضعف داشت. داستان راجع به پسری بود که مسیحی بود و عاشق یه دختر مسلمون شد تو دانشگاه! (یعنی رسما نشون داد برین دانشگاه عاشق شین..مزدوج شین) بعد این پسره می‌ره خواستگاری این دختره و دختره هم خانواده ش می گن باس مسلمون باشی. اینم میاد الکی مسلمون شه. شناسنامه ای. بعد می‌بینه واو! باس مسلمون به دنیا میومده اصن دیگه ادامه ندادم بعد حالا از حق نگذریم، تشبیهات کتاب قوی بود. اما هیچی دیالوگ نداشت! اصلا نمی تونستم با متن ارتباط بگیرم. احساس کردم، می‌تونستم تو اون مدت حداقل 50 تا تست بزنم و بیشتر آماده شم!. بعد تازه می‌دونین این کتاب جذاب از کجا اومده؟ اهدایی بود یعنی این کتاب مال دوستم بود. گفت تو راه شمال بهمون می‌دادن! منم دیدم تو کتاب زیاد می‌خونی بیا مال تو ارزش اون کاغذا به تنهایی بیشتر از اون خزعبالات داخل کتاب بود. نخونید این کتابا رو! نه تنها به پیشرفت قلمتون کمک نمی‌کنه. یهو می‌بینین دچار کلی ضعف هم شدین ❤️
  10. سلام چطوری؟

    می‌بینم که دو روز نرسیده نقد پارو می‌کنی :| ❤️

     

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 2
    2. DemarD

      DemarD

      ها واقعاً مرسیت شدم...

      امیدوارم توی مسابقه هم به نتیجه برسه.

    3. maew._.tz

      maew._.tz

      @DemarD

      قابل نداشت. بچه ها خودشونم خیلی دوست داشتن

      ایشالله که می‌ترکونی ❤️

    4. maew._.tz

      maew._.tz

      @DemarD

      صفحه نقدتم چک کن درضمن!

  11. سلام الهام جان مرسی عزیزم 😘 نظر لطفته بنفشکم خیلی هم خوبه! دوست دارم با مخاطبم بیشتر ارتباط داشته باشم مرسی مرسی بوس 😘 😘 😘 اونم پاک نمی کنم باشه دوستان ببینن
  12. سلام موبی جانم ❤️ اول اینکه مرسی بابت همه تعریفاتت. نظر لطفته! دوم اینکه. نمی‌دونم چرا اینا رو نمی‌تونم درست کنم از این به بعد با صدای بلند می‌خونم تا غلط تایپیامو ببینم. حتما ادیت می‌شود. همچنین تو ناظر خوشگلم 🌟
  13. یک سال بیشتره تو این سایت عضوی هنوز نقدتو تو صفحعه رمان می‌زاری؟ بفرست صفحه نقد بینم
  14. 5 تاپیکی که دادی، انتقال داده شد ;)

×