رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

meli.km

مدیران آینده
  • تعداد ارسال ها

    2,380
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد meli.km در 30 بهمن 1397

meli.km یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

4,927 Excellent😃😃😃😃

درباره meli.km

  • درجه
    مدیر بخش تایپ
  • تاریخ تولد 7 اسفند 1383

آخرین بازدید کنندگان نمایه

6,296 بازدید کننده نمایه
  1. meli.km

    چالش با توجه به ماه تولد

    اسفند دارم فکر می کنم توی این هوا کی سرما می خوره که من خوردم؟
  2. meli.km

    زندگی پر تلاطم یک خل وچل|ne81

    خصوصیتون رو چک کنید @81Negin
  3. سلامی دوباره :)) یادته قول داده بودم اروند و هناس رو بخونم؟ بدون که به قولم عمل کردم و چقدر خوشحالم که همچین قولی داده بودم! چی بگم من؟ واقعا در برابر توصیف نوشته هات کلمه کم میارم! اون از هناس که دیشب من رو به دنیای دیگه ای برد؛ و اینم از اروند که منو توی داستان خودش غرق کرد!💛 شاید بعضی ها بگن رمانت گنگه و زود حقایق رو روشن کن؛ ولی می دونی چیه؟ من عاشق همین گنگ بودن هناس و اروند شدم❤ نمی دونم بقیه چه حسی دارن ولی قلمت واقعا منو دگرگون می کنه. مونولوگ های بسیار جذابی که در طول رمان استفاده می کنی، نظریه هایی که در مورد عشق می دی، توصیف حس و حال گیسو؛ همه و همه باعث میشه که از همین حالا طرفدار پر و پا قرص خودت و رمان هات بشم. برام مهم نیست بقیه ایراد هایی توی نوشتت پیدا می کنن و ضعف هات رو بهت گوشزد می کنن ( هر چند ضعفی توی نوشتارت نمی بینم )؛ هر چقدر هم که بقیه ایراد بگیرن، هنین حالا اعلام می کنم که تا آخرین خطی که می نویسی همراهیت می کنم💙 می دونی چیه؟ از نظر من نویسنده‌ی موفق کسی هست که خواننده با خوندن نوشته هاش، با کارکتر اون قدر ارتباط برقرار کنه که با غم هاش ناراحت بشه و با شادی هاش، لبخند روی لب هاش بشینه! _چی ؟ ببرم بالا چی میشه ؟ پا میشی می زنیم ؟ وای ببخش یادم رفت تو نمی تونی پاشی ... می خوای تو بشین ، من میام پایین !  بغضی که از خوندن این دیالوگ توی گلوی من نشست، باید بهت ثابت کنه که چقدر توی نوشتن موفق بودی! واقعا دیگه حرفی ندارم بزنم؛ فقط اینکه بی صبرانه منتظر فهمیدن رابطه ای که در گذشته بین اروند و گیسو و باربد شکل گرفته هستم❤ @PEGAH
  4. meli.km

    درخواست از مدیران

    پاک شد
  5. meli.km

    صفحه نقد رمان هناس (P jalali)

    سلام پگاه حرفه ای و قشنگم 💛 الحق که مقامت بهت میاد :)) می تونم بگم هناس جزو معدود رمان هایی بود که اینقدر مشتاق خوندنش شدم و بدون اینکه متوجه گذر زمان بشم تا آخرین پارتی که گذاشته بودی رو خوندم . واقعا نثر نوشتارت رو دوست داشتم و توضیحاتی که در مورد کارما داده بودی من رو به دنیای دیگه ای می برد💕 لا به لای تک تک کلماتی که نوشته بودی، زیرکی خاصی به چشم می خورد و این نشون دهنده ی هوش بالای توئه. اتفاقات رو به صورت روتین بیان نکرده بودی و جملات و دیالوگ هایی که در قالب کنایه بیان شده بودن، احساسات خواننده رو قلقلک می دادن تا به خوندن ادامه بده. یکی از بخش هایی که خیلی پسندیدم همون داستانی بود که لیندا برای نیوان تعریف کرد💝 حس و حالی که نیلای توی مزایده داشت و غربتی که توی ایران گریبان گیرش شده بوو رو فوق العاده بیان کرده بودی به شکلی که من می تونستم به راحتی خودم رو جای اون دختر بذارم و تک به تک اتفاقات برام ملموس بودن💙 از طرفی هم کش مکش های بین دارا و نیوان و حتی نیان رو به قدری زببا توصیف کرده بودی که واقعا دلم نمی خواست پارت هایی که نوشته بودی تموم بشن😍 از همین حالا بدون که خواننده‌ی پر و پا قرص رمانت هستم :)) منتظر پارت های بعدیت هستم به شدت💛 پ.ن : جلدت رو هم خیلی دوست می داشتم😍 منو یاد نیوان میندازه!^^ @PEGAH
  6. meli.km

    رمان بازی آخر

    خصوصیتون رو چک کنید @Sajadk
  7. meli.km

    انجمن طوری

    و این داستان بازهم ادامه دارد...😐😂 @Helen 😍😂
  8. meli.km

    انجمن طوری

    و وقتی که انگلیسی بر فارسی پیروز می شود 😐✌ فقط قسمت چپ چپ نگاه اینگ 😂 @Helen
  9. سلام قشنگ من 💛 خوشحالم که دوباره شروع کردی 😍 همیشه گفتم و باز هم می گم که توی توصیف حالات فوق العاده عمل می کنی 💕 بی صبرانه منتظر پارت های بعدیت هستم!^^
  10. meli.km

    پزشکی که بیمار توست. ZRis

    خصوصیتون رو چک کنید @ZRis
  11. اگر فکر کردی که می تونی منو اینجا ول کنی و بری، بدون که سخت در اشتباهی!

    من ولت نمی کنم!

    1. ihawni

      ihawni

      هستم کم و بیش:) قرار نبوده دوستام رو ول کنم:)

×
×
  • جدید...