رفتن به مطلب

Bahareh

نویسنده
  • تعداد ارسال ها

    1,227
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

آخرین بار برد Bahareh در 7 بهمن 1397

Bahareh یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

4,140 Excellent😃😃😃😃

درباره Bahareh

  • درجه
    ❤❤❤❤❤❤

کاربر عادی

  • کاربر
    نویسنده

آخرین بازدید کنندگان نمایه

7,888 بازدید کننده نمایه
  1. Bahareh

    افسردگی...!! جالب بود
  2. Bahareh

    خب یک فیلتر رنگ می زارم روش...
  3. Bahareh

    اینا یادم رف پنجاه و یک نامه بی جواب به قلم: Bahareh فونتشم بی زحمت نستعلیق یا دیما باشه
  4. Bahareh

    دومی
  5. Bahareh

    داستان راجب جنگه ... اینا بهش نمی خورن ینی یوخده تمیزن بهش نمی خوره خخ
  6. Bahareh

    اینا یکیش واسه اصلی. ترجیها اولی. گوشه رو اگه خودت عکسی راجب جنگ و سرباز و اونا داری بفرست. در غیر این صورتم خودم دنبال می گردم
  7. Bahareh

    دومی کوچیک شه که کیفیتش خوب میشه...:// نمیشه؟
  8. دنیا چقد ساکت میشد اگه هرکی قد صداقتش حرف میزد :))

  9. Bahareh

    یکی از این دو تا اصلی
  10. Bahareh

    سلام خب چی بگم دیگه خیلی قشنگ بود فقط یه چیزی اونم این که لحن رمانت یکنواخت بود، یعنی مثلا اون قسمتی که کلاغاوو اینا اومدن باید یکم ترس و هیجان تو ذهن خواننده ایجاد شه که من همچین حس نکردم. حالام شاید این مشکل منه! نمیدونم ولی احساس کردم حتی شخصیت ها، حال و هوای ساختگی و الکی دارن. در کل مهم نیس اینایی که گفتم. مشتاق پارت های بعدی هستم موفق باشی
  11. اگه عکسی راجب جنگ و سرباز و اینا دارین بفرستین ممنون @fariba.m7
  12. **** نامه دهم: و آغاز دوست داشتن... سلام داوود عزیزم. بسیار از شنیدن خبر سلامتی ات خوشنود گشتم. گویا امروز، روز خوبی برای من است. لحظه لحظه نزدیکی به تو را بیشتر حس می کنم و این مرا برای ادامه زندگی قدرتمند می کند. حال بچه مان نیز خوب است، اما من بسیار از این که در روز تولدش در کنارمان نخواهی بود ناراحت و غمیگنم. می دانم که برای تو چندین برابر سخت است ولی سرنوشت، برای هر دویمان تلخ نوشته است. بسیار مشتاق دیدنت هستم. راستی... پیروزی تان را نیز تبریک می گویم. این موضوع نه تنها برای من، بلکه برای یک ملت، خوشحال کننده است. می دانی، من روز هایی که در خیابان قدم می زنم گویا حس افتخار و سر بلندی می کنم. حسی که همسر عزیزم از کشورم دفاع می کند و همین باعث می شود سر خود را بالا نگاه دارم. داوود عزیزم. شاید تا اکنون پیش نیامده که من این حرف را به تو بگویم. راستش هم اکنون هم که می خواهم آن را بر روی نامه ام حک کنم، دلهره دارم. این روز ها هیچ کس از دوستی و دوست داشتن خوشش نمی آید. اما می خواهم بگویم که من تو را بسیار دوست می دارم. حتی اگر این نامه را نخوانی و یا به دستت نرسد اما می دانم که این حس دوست داشتن من، فرا تر از نامه است و تو این را شاید، زود تر فهمیده ای. این بار هم محبور به تمام کردن نامه خود شده ام. مواظب خودت باش . دوست دارت: حوریه
×