رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

Elina..

ویراستار
  • تعداد ارسال ها

    707
  • تاریخ عضویت

اعتبار در سایت

3,294 Excellent😃😃😃😃

درباره Elina..

  • Other groups ویراستار
  • درجه
    ❤❤❤❤
  • تاریخ تولد 6 تیر 1384

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

  1. Elina..

    متولدین هر ماه چه زمانی عاشق می شوند ؟

    😂😂اوه اوه دنبال نینه گمشده هستم
  2. Elina..

    شغل متولدین ماه ها!

    عمو جون بستنی شکلاتی دارم😎
  3. "پارت چهلم " از پله‌ها امدیم پایین، مامان و بابا کنار هم نشسته بودن و داشتن فیلم می‌دیدن. خشایار رفت رو به روشون و صداش و مظلوم کرد، گفت: - مامان ببین پسر یکی یه دونه‌ات رو چیکار می‌کنه! از کت و کول افتادم! بعد این حرفش من رو انداخت روی مبل و خودش هم غش کرد کنارم و یک ریز قر می‌زد که کمرم گرفت، چقدر چاقی... - وای خشایار فکت خسته نشد، یه ذره جای این که حرف‌های چرت پاشو کار کن! - نمی‌خوام پاشو برو چیپس بیار بخور هیلی جون! - درد هیلی! اسم من هیلاست این برای هزارمین بار! مامان کلم کلی زحمت کشیده اسم به این خوبی انتخاب کرده اصلا خوبه منم به تو بگم خشی... خشی جون! دست‌های خشایار سمت موهام امد و محکم کشید که این شد آغاز جنگ جهانی سوم که به واسطه مامان از هم جدا شدیم. همگی باهم رفتیم آشپزخونه و دور میز غذا خوری نشستیم. خشایار که فکر کنم در حال انفجار بود اینقدر خورده بود. - پسرم کاه مال خودت نیست، کاهدون که مال خودت! غش کرده بودم رو میز بابا قشنگ خشایار و ضایع کرد، بیچاره بچه لقمه تو دهنش موند. لقمه‌اش و قورت و آروم گفت: - بابا زشت جلو این نیم وجبی ابروی من رو بردی! دم گوشم می‌گفتی گشنه‌ای من نمی‌خوردم. اوه اوه وضعیت قرمز اعلام شد. بابا بلند شد و رفت سمت خشایار گوشش رو گرفت و پیچوند - آخ اخ بابا جان غلط کردم ول کن! بابا گوشش ول کرد و گفت: - آفرین خودم می‌دونستم غلط کردی، دیگه نکنی باریکلا پسر مش رمضون! خشایارم همراه بابا از آشپزخونه در امدن و من و مامان سفره رو جمع کردیم، داشتم ظرف‌ها رو داخل ماشین ظرفشویی می‌چیدم که دیدم چشمای مامان خیس شده. دستام و شستم، رفتم کنارش نشستم - مامان خوشگل من چرا چشماش خیس؟! @شکارچی
  4. سلام و خسته نباشید اگه امکان داره یه ویراستار کمکی برای این رمان بدید چون خیلی طولانی پارتهاش

    https://forum.98iia.com/topic/6143-رمان-فرار-عاشقانه-zt-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?ct=1581952495

    @مدیر ویراستار

×
×
  • اضافه کردن...