رفتن به مطلب

تمامی فعالیت ها

این جریان به طور خودکار بروزرسانی می شود     

  1. ساعت گذشته
  2. Sheyda

    از قلمت خوشم اومد خیلی قشنگه اگه میشه به رمان منم سر بزن عزیزم
  3. narjes

    سلام با عرض خسته نباشی درخواست طراحی جلد داشتم. رمان=عبور از تاریکی
  4. sahar_rad

    منتظر درخواستتونم عزیزانم
  5. می‌دونی عید یعنی چی؟

    ع: عزیزم

    ي: یادت نره

    د: دوست دارم

    عید نوروزت مبارک عزیز دلم

     

    کوثر جونم عیدت خیلی خیلی مبارک. بوس بوس

  6. Fateme00

    پارت۳ فرشته نزدیکترین رفیقم در آغوش مردی که قرار بود شود همه کسم ،شود مردم، قدم بعد، او را بوسید، لبهایی که قرار بود فقط برای بوسیدن من باشد . قدم بعد، حرفهایی که به من می زد به او هم می زد. او فقط به من می گفت کوچولوی من ، نفس من ، قدم بعد، حالا نفسش ، کوچولیش کس دیگری بود . اشک هایی که روی صورتم می چکید را با پشت دست پاک کردم. صورتم خیس تر شد دیگر کل وجودم در آب بود . زیر آب بودم نفس کشیدن برایم سخت بود . ولی من مرگ را نمی خواستم . نمی خواستم بگوید که بخاطر او خودکشی کرده ام . دست و پا زدم ولی بی فایده بود دیگر توانی نداشتم با هر بار دست و پا زدن پایین تر می رفتم نفس کم آوردم . بی صدا و بی حرکت خودم را به آب سپردم دیگر چیزی نفهمیدم سکوت مطلق یک خواب عمیق ...... .........................‌‌‌‌‌‌‌‌..‌.................... (راوی) کسی متوجه نشده بود که دخترک در آب برای زنده ماندنش دست و پا میزد . اصلا کسی او را ندید که وارد آب شد . پسر بچه ای که بالای دیوار بود احساس کرد چیزی در آب تکان می خورد .ولی فکر می کرد توهم است دوباره با دقت نگاه کرد. نه اشتباه نکرده بود . واقعا کسی در آب بود . شروع کرد به داد زدن و کمک خواستن از دیوار پایین پرید سمت آب دویید و بلند داد میزد کمک کنید خودش شنا بلد نبود. چند نفری که ان اطراف بودن برای کمک طرف پسرک دوییدند زودتر از همه پسرک کم سنی شنا کرد و خودش را به او رساند . دخترک بی جان را روی دست بلند کرد و کنار ساحل روی زمین گذاشت . کل مردمی که آن اطراف بودن دورش جمع شدن غریق نجات تازه خودش را رسانده بود .در زمستان که کسی شنا نمی کرد. پچ پچ مردم غریق نجات را کلافه کرده بود . با فریادی که زد همه را به سکوت دعوت کرد،اول نبض دخترک را گرفت کند میزد . تنفس مصنوعی به او داد دوباره نبضش را گرفت شروع کرد به ماساژ دادن قلبش، بعد چند ثانیه دوباره به او تنفس مصنوعی داد با سرفه دخترک همه شروع کردن به دست زدن و صلوات فرستادن . یه عده از مردمی که دوره اش کردند بچه هایی بودند که برای ضبط سکانسی از فیلم لب ساحل بودند . یکی از خانمها پتویی دورش پیچید و کمکش کرد بلند شود دخترک با چشمان معصوم و گریانش به بقیه نگاه کرد و گفت: نفس : نمی خواستم خودکشی کنم فقط گرمم بود خواستم کمی خنک شم که یهو زیر پام خالی شد و چیزی نفهمیدم . تو اون جمع فقط یک نفر بود که با تحقیر نگاهش می کرد سری از تاسف تکان داد و با نیشخند رو به جمع گفت: _یاد بگیرین از این به بعد گرمتون شد خودتون بندازین تو آب تا حد مرگ برین شاید خنک شین . جمع بلند خندیدن و دخترک با نفرت به آن پسر نگاه کرد و گفت: _تو حدی نیستی که بخوام جوابتو بدم . فکر می کردم اونایی که معروفن شخصیتشون بالاست ولی امروز با دیدن شما فهمیدم اشتباه می کردم . نفس به سختی از جایش بلند شد و رو به بقیه گفت: _ نمایش تموم شده برین به سلامت رو برگرداند ، از آنجا دور شد پسرک که غرورش خورد شده بود تحمل نکرد دنبالش رفت دستش را گرفت و گفت: _ می دونی با امثال تو باید چیکار کرد؟ باید زنده خاکتون کرد که درس عبرتی شین واسه بقیه بچه ننه هایی که تا تقی به توقی می خوره فکر خودکشی میزنه به سرشون ، من مثل بقیه ابله نیستم که باور کنم قصد خودکشی نداشتی ، چون گرمت بود خواستی تنی به آب بزنی واقعا خنده داره چه راحت همه رو ابله جلوه میدی . دختری سمتش آمد ، دستش را گرفت ، و گفت: _ میلاد چیکار داری با بنده خدا ،اصلا به تو چه بیا بریم بچه ها منتظرن . نفس دستانش مشت شد دندانهایش را به هم زد و رو برگرداند به راهش ادامه داد ولی چند قدمی نرفته بود که بی حال شد و روی زمین افتاد . میلاد سمتش رفت او را روی دستانش بلند کرد سمت ویلایی که با بچه های فیلمبرداری اجاره کرده بودند رفت لگدی به در زد و در را باز کرد . بقیه هم دنبالش رفتند . نفس را روی تخت خواباند سریع از بچه ها خواست یک دکتر بالا سرش بیاورند .
  7. یارا

    خودش خلاصه است دیگه خخخ مقدمه داره ممنون
  8. sahar98

    خلاصه نداشت چرا؟ همه چی خوب بود عالی
  9. Sheyda

    کسی که دوست داره من کنارش باشم
  10. Sheyda

    به عشق جز عشق لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد اعتقادی ندارم تو این زمونه عشق واقعی از نظر من وجود ندارن ولی دوست داشتن که همیشگی تر از عشقه اره بوده
  11. وای خدای من!عجب رمانی فوق العاده ای بود😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄😃😃بیشتر از اینکه هیجان برای قسمت بعدیش داشته باشم،استرس دارم،وای خدا😓😓😦
  12. Sheyda

    ایان سامرهالدر نینا دوبرو جزف مرگان ترانه علیدوستی شهاب حسینی محمد رضا گلزار هومن سیدی پانته آ بهرام ریما رامین فر احمد مهران فر و بازیگر بهداشت مرحمت و نقی که الان اسماشون یادم نیست
  13. Sheyda

    کی گفته من هستم دیگه
  14. Sheyda

    منم هستمااا منم شرکت میکنم.
  15. می‌دونی عید یعنی چی؟

    ع: عزیزم

    ي: یادت نره

    د: دوست دارم

    عید نوروزت مبارک عزیز دلم

     

     

    عیدت مبارک زهرا جونم. با ارزوی سالی پر برکت 

  16. خودتون رو از کسی که تموم دلخوشیش به شماست، نگیرید:)

  17. سلام نیما جونم. بزار اول یکم تجدید خاطرات کنم بعد حرف اصلیم رو بگم. یادته چقدر باهم چت رو بهم می ریختیم؟ خوب پایه هم شده بودیم. یادته چه شبایی که تا صبح حرف نزدیم ؟ تا صبح حرف زدیم تا اروم بشیم. چه شبایی که تو تا صبح ننشستی به حرفای من گوش بدی. چقدر که تو منو حرص ندادی خخخ. یه وقتایی دلم میخواست خفت کنم اما جلوی دلم رو میگرفتم. خخ. 

    نمی دونم چیشد که فاصله ای بین رفاقتمون افتاد ؟ نمی دونم شایدم از من خطایی سر زد. یا اینکه توی رفاقتمون کم گذاشتم. ولی هر چی هم که باشه همیشه روی من حساب کن. من همیشه کنارتم. 

    هرچی هم که باشه اینو بدون خیلی عزیزی و من خیلی دوستت دارم. 

    عیدت هم مبارک. 

    دوست دارت پریوش. 


    امروز دو نفر از من آدرس و شماره تورو از من میخاستن منم بهشون دادم یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت… سال ۹۸ میاد سراغت…عیدت مبارک

     

     

     

  18. عبداللهی

    تصویر مورد نظرم رو فرستادم.
  19. Giiilass

    چه عالی نمیدونستم آفرین👏👏👏 من که خیلی دوست داشتم و لذت بردم مطمئنم بره رو سایت پربازدید خواهد بود.
  20. Fateme00

    خدا بیامرزدشون روحشون شاد یادشون گرامی
  21. NERSIA

    برای همین شد که گفتم حداعقل تو سایت بنویسمش! آخه چک نویسش دست خودمه! و امیدوارم که رمانم مورد پسند مدیران گل باشه!
  22. sahar98

    واسه جلد درخواست دادم مشکلی که نداره؟
  23. NERSIA

    مطمعن باشید. آخه من این داستان رو برای مسابقات خوارزمی دبیرستان ام نوشته بودم.... و از ماه آذر تا حالا دیگه بهم برنگشته!!!! آخه میگن دادنش بره آموزش پرورش کل استان اصفهان !!! این یعنی من حالا حالا ها کتاب داستان نازنینمو نمی بینم!!!! هعی!
  24. Giiilass

    بله خوندم عزیزم ممنون و خسته نباشی💕 باید ویراستاری بشه شما لازم نیست کاری بکنی خودم مابقی کارهاش و انجام میدم
  1. نمایش فعالیت های بیشتر


×