رفتن به مطلب
ساحل مرادی مهمان

احادیث موضوعی

پست های پیشنهاد شده

ساحل مرادی مهمان

بسم الله الرحمن الرحیم

"احادیث موضوعی "

اینجا فقط میخوایم حدیث بگیم

هر موضوعی که میزارم احادیثی راجبش هرکس که دوست داره بزاره

هدف از ایجاد این تاپیک کمک به نفرت از گناهه

خب موضوع امروزمون راجب غیبت هستش و امیدوارم دوستای عزیزم فعالیت داشته باشن 

اگر حدیثی راجب این موضوع دارین بسم الله

 

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
ساحل مرادی مهمان

 

image.png.5076bc0eadc6ee991d76cdc71664ca88.png

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:غیبت

احادیثی درباره غیبت

حضرت محمد (ص) : هرکه مرد یا زن مسلمانی را غیبت کند ، خداوند تعالی چهل روز و شب نماز و روزه او را قبول نکند ، مگر اینکه کسی که غیبتش را نموده از وی در گذرد.  جامع الاخبار صفحه ۱۰۹


----------------------------------------
 امام صادق (ع) : غیبت ،حسنات ( خوبی ها و نیکی ها ) را از بین می برد همانطور که آتش هیزم را از بین می برد. خداوند بزرگ به موسی وحی می فرمود : غیبت کننده اگر توبه کند آخرین کسی است که وارد بهشت میشود و اگر توبه نکند نخستین کسی است که وارد آتش می گردد.  بحارالانوار جلد ۷۵ صفحه ۲۵۷ حدیث ۴۸


----------------------------------------
امام صادق (ع) : غیبت نکن که غیبتت می کنند ( غیبت کسی را نکن که غیبتت می کنند ) برای برادرت چاه مکن که در آن می افتی چون همانطور که برخورد می کنی با تو برخورد میشود. ( هر جوری رفتار کنی همانطور باخودت رفتار می کنند ) بحارالانوار جلد ۷۵ صفحه ۲۴۸ حدیث ۱۶
----------------------------------------
ابوذر می گوید به رسول خدا گفتم : غیبت چیست ؟ فرمود : برادرت را به آنچه دوست ندارد یاد کنی.گفتم ای رسول خدا اگر آنچه ( خصلتی ) که می گوییم در او باشد چه ؟ فرمود : بدان ، اگر آنچه را که در او هست یاد کنی ( بگویی ) غیبت او را کردی ، و اگر آنچه را که در او نباشد ( بگویی ) یاد کنی پس به او بهتان ( تهمت ) زدی.  وسائل الشیعه جلد ۸ صفحه ۵۹۹ حدیث ۹

 

----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : هرکه در ماه رمضان مسلمانی را غیبت کند به روزه اش پاداش داده نمیشود.جامع الاخبار صفحه ۱۰۹


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : روزه دار اگرچه در رختخوابش خوابیده باشد در حال عبادت است مادامی که مسلمانی را غیبت نکند. سفینة البحار جلد ۲ صفحه ۳۳۷

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام خدا

حضرت محمد (ص) : از فحش و بدگویی دوری گزینید زیرا که خداوند عزوجل بدگوی بد زبان را دوست ندارد.  خصال صدوق باب الثلاثه حدیث ۲۰۳


----------------------------------------
حضرت علی (ع) : دردناکترین مردم ( در قیامت ) غیبت کننده است.  غررالحکم جلد ۲ صفحه ۳۸۱ حدیث ۲۹۱۱
----------------------------------------
امام صادق (ع) : کسی که آنچه را از مومنی دیده یا شنیده بگوید ، او از کسانی است که خدا درباره آنان فرمود : کسانی که دوست دارند گناه و فساد در بین مومنان پخش شود عذاب دردناکی برای آنان خواهد بود.  وسائل الشیعه جلد ۸ صفحه ۵۹۸ حدیث ۶


----------------------------------------
حضرت محمد (ص):از بدترین بندگان خدا کسی است که مجالست او برای بدگوئیش ناخوشایند باشد ( مردم از همنشینی او بیزار باشند ).   طرائف الحکم جلد ۲ صفحه ۱۵۷


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : خداوند زبان را طوری عذاب فرماید که هیچ یک از اعضاء را آنچنان عذاب نکند ، زبان گوید پروردگارا مرا عذابی نمودی که چیز دیگر را عذاب نکردی ، پس به آن گفته میشود از تو کلمه ای خارج شد که به مشارق و مغارب زمین رسید و به وسیله آن سخن ، خون محترم ریخته شد و مال محترم غارت گردید و ناموس محترم دریده شد،به عزت و جلالم سوگند تو را عذابی کنم که هیچ یک از اعضاء دیگرت را آنچنان عذاب نکرده باشم.اصول کافی جلد ۳ باب الصمت و حفظ اللسان حدیث ۱۶ و ۱۷

م :سایت بیتوته

  • پسندیدم 1
  • تشکر 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام خدا

----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : حد غیبت آنست که بگوئی درباره برادرت آن صفتی را که او دارد ( و او از شنیدنش بدش آید ) پس اگر آنچه را که او ندارد بگوئی بهتان و تهمت است.ارشاد القلوب دیلمی صفحه ۱۹۰


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : کفاره غیبت این است که برای کسی که غیبت او را نموده ای ( از خدا ) طلب آمرزش کنی.  طرائف الحکم جلد ۲ صفحه ۳۵۵ نقل از امالی طوسی


----------------------------------------
 حضرت محمد (ص) : زبانت را نگهدار زیرا نگهداری زبان صدقه ایست که به خودت می دهی سپس فرمود: هیچ بنده ای حقیقت ایمان را نشناسد تا مقداری از زبانش را نگهدارد ( هرچه خواست نگوید ) اصول کافی جلد ۳ باب الصمت و حفظ اللسان حدیث ۷


----------------------------------------
 حضرت محمد (ص) : هرکه سخنش را از عملش نشمارد خطاهایش زیاد شود و عذابش فرا رسد.  اصول کافی جلد ۳ باب الصمت و حفظ اللسان حدیث ۱۵

 

----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : کسی که مردم از زبان او بترسند پس او از اهل دوزخ است.بحارالانوار جلد ۷۷ صفحه ۴۶
----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : از فحش و بدگویی دوری گزینید زیرا که خداوند عزوجل بدگوی بد زبان را دوست ندارد.  خصال صدوق باب الثلاثه حدیث ۲۰۳


----------------------------------------
حضرت علی (ع) : دردناکترین مردم ( در قیامت ) غیبت کننده است.  غررالحکم جلد ۲ صفحه ۳۸۱ حدیث ۲۹۱۱
----------------------------------------
امام صادق (ع) : کسی که آنچه را از مومنی دیده یا شنیده بگوید ، او از کسانی است که خدا درباره آنان فرمود : کسانی که دوست دارند گناه و فساد در بین مومنان پخش شود عذاب دردناکی برای آنان خواهد بود.  وسائل الشیعه جلد ۸ صفحه ۵۹۸ حدیث ۶


----------------------------------------
حضرت محمد (ص):از بدترین بندگان خدا کسی است که مجالست او برای بدگوئیش ناخوشایند باشد ( مردم از همنشینی او بیزار باشند ).   طرائف الحکم جلد ۲ صفحه ۱۵۷


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) : خداوند زبان را طوری عذاب فرماید که هیچ یک از اعضاء را آنچنان عذاب نکند ، زبان گوید پروردگارا مرا عذابی نمودی که چیز دیگر را عذاب نکردی ، پس به آن گفته میشود از تو کلمه ای خارج شد که به مشارق و مغارب زمین رسید و به وسیله آن سخن ، خون محترم ریخته شد و مال محترم غارت گردید و ناموس محترم دریده شد،به عزت و جلالم سوگند تو را عذابی کنم که هیچ یک از اعضاء دیگرت را آنچنان عذاب نکرده باشم.اصول کافی جلد ۳ باب الصمت و حفظ اللسان حدیث ۱۶ و ۱۷

 

----------------------------------------
حضرت محمد (ص) فرمود: وقتی در انجمنی که تو هستی درباره مردی بد می گویند آن مرد را یاری کن و آن گروه را از بد گویی باز دار و از آنجا برخیز.  نهج الفصاحه حدیث ۲۴۷


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) فرمود : زبان خود را از بدگویی مسلمانان باز دارید ، اگر کسی مُرد درباره او به نیکی سخن گویید.  نهج الفصاحه حدیث ۲۶۴


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) فرمود : از غیبت بپرهیزید که غیبت از زنا سخت تر است ، کسی که زنا میکند و توبه میکند خدا توبه او را می پذیرد ، ولی آنکه غیبت میکند گناهش آمرزیده نمیشود تا آنکه غیبت او را کرده است از گناهش بگذرد.  نهج الفصاحه حدیث ۹۹۶


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) فرمود : روزه دار از آن هنگام که صبح میکند تا به شب در رود مادام که غیبت نکند در عبادت است و همین که غیبت کرد روزه او پاره شود. نهج الفصاحه حدیث ۱۸۵۵


----------------------------------------

حضرت محمد (ص) فرمود : غیبت آن است که برادر خود را به چیزی که دوست نداری یاد کنی.  نهج الفصاحه حدیث ۲۰۴۴


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) فرمود : کفاره کسی که عیب وی کرده ای این است که برای او آمرزش بخواهی.  نهج الفصاحه حدیث ۲۱۴۳


----------------------------------------
حضرت محمد (ص) فرمود: هر چیزی که دوست نداری رو بروی برادر خویش کنی غیبت است. نهج الفصاحه حدیث ۲۶۵۵
----------------------------------------
حضرت حضرت محمد (ص) فرمود : هرکه برادر مسلمانش را در حضور او غیبت کنند و تواند یاریش کند یاری وی نکند خدا او را در دنیا و آخرت خوار کند.  نهج الفصاحه حدیث ۲۹۴۹

م:بیتوته

  • پسندیدم 3
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی به امید تو❤

سلام دوستان مهدوی...حالتون چطوره؟ امیدوارم روز به روز شادتر و امیدوارتر و زیبا تر به خدا نگاه کنید😊

در ادامه مبحث غیبت هستیم...این روش بررسی گناه ، منظم تر بنظر میرسه...امیدوارم ازشون استفاده کنید.
اگر مفید بودن لطفا صلواتی برای تعجیل بفرستید.و دعا کنین برای سلامتی امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف).ممنون❤....درصورتی که تمایل داشتین شمام عضو گروه عطر نرگس بشید و تلاش کنید و فعل باشید به اینجا  برید.راهنمایی های لازم شده

~~~~~~~؛؛🌷🌷🌷🌷🌷احادیثی درباره غیبت کردن...با ترتیب و دسته بندی جالب🌷🌷🌷🌷🌷؛؛~~~~~~~~

غیبت کردن یکی از گناهان بزرگ و مورد نکوهش خداوند می باشد و مجازات سختی را برای غیبت کننده در نظر گرفته اند، ائمه طاهرین علیهم السلام نیز نسبت به این گناه زشت، انذار داده اند.
در زیر چند حدیث از کلام معصومین(علیهم السلام) درباره غیبت تقدیم می شود:

۱- معنای واقعی غیبت
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم:
أَتَدرونَ مَا الغیبَةُ؟ قالوا: اَللّه وَرَسولُهُ أَعلَمُ، قالَ: ذِکرُکَ أَخاکَ بِما یَکرَهُ قیلَ: أَرَأَیتَ إِن کانَ فى أَخى ما أَقولُ؟ قالَ: إِن کانَ فیهِ ما تَقولُ فَقَدِ اغتَبتُهُ وَإِن لَم یَکُن فیهِ ما تَقولُ فَقَد بَهَتَّهُ؛
آیا مى دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر مى دانند. فرمودند: این که از برادرت چیزى بگویى که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى گویم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مى گویى در او باشد، غیبتش کرده اى و اگر آنچه مى گویى در او نباشد، به او تهمت زده اى.
)الترغیب و الترهیب، ج۳، ص۵۱۵، ح۳۱(

۲- غیبت و پذیرفته نشدن نماز و روزه
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم:
مَنِ اغتابَ مُسلِما أَو مُسلِمَةً لَم یَقبَلِ اللّه صَلاتَهُ وَلاصیامَهُ أَربَعینَ یَوما وَلَیلَةً إِلاّ أَن یَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛
هر کس از مرد یا زن مسلمانى غیبت کند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذیرد مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.
(بحارالأنوار، ج۷۵، ص ۲۵۸، ح۵۳)

۳- معنای دیگر غیبت
امام صادق علیه السلام:
اَلغیبَةُ أَن تَقولَ فى أَخیکَ ما سَتَرَهُ اللّه عَلَیهِ وَأَمَّا المرُ الظّاهِرُ فیهِ مِثلُ الحِدَّةِ وَالعَجَلَةِ فَلا؛
غیبت آن است که درباره برادرت چیزى بگویى که خداوند آن را پوشیده نگه داشته است، اما (گفتن) خصلتهاى آشکارى چون تندخویى و شتابزدگى غیبت نیست.
(بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۴۶، ح۷(

۴- غیبت از فاسق
امام صادق علیه السلام :
إِذا جاهَرَ الفاسِقُ بِفِسقِهِ فَلا حُرمَةَ لَهُ وَلا غیبَةَ؛
هرگاه شخص فاسق و گنهکار آشکارا گناه کند، نه حرمتى دارد و نه غیبتى.
(بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۵۳، ح۳۲)

۵- شنونده غیبت
امام على علیه السلام :
اَلسامِعُ لِلغیبَةِ کَالمُغتابِ؛
شنونده غیبت، مانند غیبت کننده است.
)غررالحکم، ج۱، ص ۳۰۷، ح۱۱۷۱(

۶- کفاره غیبت
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم:
کَفّارَةُ الاِغتیابِ أَن تَستَغفِرَ لِمَنِ اغتَبتَهُ؛
کفّاره غیبت این است که براى شخصى که از او غیبت کرده اى، آمرزش بطلبى.
(امالى طوسى، ص ۱۹۲)

۷- وظیفه فرد در جمع غیبت کننده
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم:
إِذا وُقِعَ فِى الرَّجُلِ وَأَنتَ فى مَلأٍَ، فَکُن لِلرَّجُلِ ناصِرا وَلِلقَومِ زاجِرا وَقَمُ عَنهُم؛
اگر در میان جمعى بودى و از کسى غیبت شد، او را یارى کن و آن جمع را از غیبت کردن بازدار و از میانشان برخیز و برو.
(کنزالعمال، ج۳، ص۵۸۶، ح۸۰۲۸)

۸- مقایسه غیبت و خوره
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم:
اَلغیبَةُ اَسرَعُ فى دینِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الکِلَةِ فى جَوفِهِ؛
غیبت کردن در (نابودى) دین مسلمان مؤثرتر از خوره در درون اوست.
)کافى، ج۲، ص۳۵۷، ح۱(

۹- نتیجه دفاع از کسی که از او غیبت شده
امام باقر علیه السلام:
مَنِ اغتیبَ عِندَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَنَصَرَهُ وَأَعانَهُ نَصَرَهُ اللّه فِى الدُّنیا وَالخِرَةِ وَمَنِ اغتیبَ عِندَهُ أَخوهُ المُؤمِنُ فَلَم یَنصُرهُ (وَلَم یُعِنهُ) وَلَم یَدفَع عَنهُ وَهُوَ یَقدِرُ عَلى نُصرَتِهِ وَعَونِهِ إِلاّخَفَضَهُ اللّه فِى الدُّنیا وَالخِرَةِ؛
کسى که در حضور او از برادر مؤمنش غیبت شود و او به یاریش برخیزد، خداوند در دنیا و آخرت او را یارى دهد و کسى که در حضور او از برادر مؤمنش غیبت شود و او ـ با آن که مى تواند یاریش کند ـ به یارى او برنخیزد و از وى دفاع نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت پَست گرداند.
(ثواب الاعمال، ص ۱۴۸(

۱۰- انتقال اعمال با غیبت
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم:
یُؤتى بِأَحَدٍ یَومَ القیامَةِ یوقَفُ بَینَ یَدَىِ اللّه وَیُدفَعُ إِلَیهِ کِتابُهُ فَلایَرى حَسَناتِهِ فَیَقولُ: إِلهى، لَیسَ هذا کِتابى فَإِنّى لاأَرى فیها طاعَتى؟! فَیُقالُ لَهُ: إِنَّ رَبَّکَ لایَضِلُّ وَلایَنسى ذَهَبَ عَمَلُکَ بِاغتیابِ النّاسِ ثُمَّ یُؤتى بِآخَرَ وَیُدفَعُ إِلَیهِ کِتابُهُ فَیَرى فیهِ طاعاتٍ کَثیرَةً فَیَقولُ: إِلهى ما هذا کِتابى فَإِنّى ما عَمِلتُ هذِهِ الطّاعاتِ فَیُقالُ: لأَِنَّ فُلانا اغتابَکَ فَدُفِعَت حَسَناتُهُ إِلَیکَ؛
روز قیامت فردى را مى آورند و او را در پیشگاه خدا نگه مى دارند و کارنامه اش را به او مى دهند، اما حسنات خود را در آن نمى بیند. عرض مى کند: الهى! این کارنامه من نیست! زیرا من در آن طاعات خود را نمى بینم! به او گفته مى شود: پروردگار تو نه خطا مى کند و نه فراموش. عمل تو به سبب غیبت کردن از مردم بر باد رفت. سپس مرد دیگرى را مى آورند و کارنامه اش را به او مى دهند. در آن طاعت بسیارى را مشاهده مى کند. عرض مى کند: الهى! این کارنامه من نیست! زیرا من این طاعات را بجا نیاورده ام! گفته مى شود: فلانى از تو غیبت کرد و من حسنات او را به تو دادم.
)جامع الأخبار، ص ۴۱۲(

۱۱- غیبت حرام
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم:
مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم یَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم یَکذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم یَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن کَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غیبَتُهُ؛
هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند، دروغ نگوید و خلف وعده ننماید، جوانمردیش کامل، عدالتش آشکار، برادرى با او واجب و غیبتش حرام است.
)خصال، ص ۲۰۸، ح ۲۸(

۱۲- نتیجه غیبت از گنهکار
پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم :
اَلذَّنبُ شومٌ عَلى غَیرِ فاعِلِهِ اِن عَیَّرَهُ ابتُلِىَ بِهِ وَ اِن اَغتابَهُ أَثِمَ وَ اِن رَضىَ بِهِ شارَکَهُ؛
گناه براى غیر گناهکار نیز شوم است، اگر گنهکار را سرزنش کند به آن مبتلا مى شود، اگر از او غیبت کند گنهکار شود و اگر به گناه او راضى باشد، شریک وى است.
(نهج الفصاحه، ح ۱۶۲۳(
منبع: قدس آنلاین
 

مرجع : خبرگزاری صدای افغان(آوا) کابل

😊 پیشنهاد میکنم از قسمت های مختلف تالار دیدن کنید.

 

  • پسندیدم 2
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع:چرا غیبت نه؟! /استاد رائفی پور

 

ویرایش شده در توسط زهرا عابد
  • پسندیدم 1
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع این هفته:

سلام دوستان.این هفته راجع به گناه نا امیدی از رحمت خدا حدیث میگذاریم.(میتونید کلیپ و صدا هم بگذارید. مربوط به موضوع که گفته شد)

هر کسی میتونه شرکت کنه.(حتی اگر هنوز عضو گروه عطر نرگس نباشید)

در صورت تمایل برای فعالیت، لطفا با ذکر منبع حدیث بگذارید...ولی سعی کنید حدیث تکراری نگذارید.

تشکر

یاعلی...موفق باشید و با خدا😊🌷

ویرایش شده در توسط زهرا عابد
  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام خدا

قسمت اول:

بحار الأنوار :خداوند متعال فرمود:

أهلُ طاعَتي في ضِيافَتي، و أهلُ شُكري في زِيادَتي ، و أهلُ ذِكرِي في نِعمَتي ، و أهلُ مَعصِيَتي لا اُويِسُهُم مِن رَحمَتي ؛ إن تابُوا فأنا حَبيبُهُم ، و إن دَعَوا فَأنا مُجِيبُهُم .
 فرمانبردارانِ از من در ميهمانى من هستند، و سپاسگزارانِ از من در فزايندگى من، و ياد كنندگانِ من در نعمت من، و نافرمانانِ خود را از رحمتم نوميد نمى گردانم. اگر توبه كردند، من دوست آنها هستم و اگر [مرا] خواندند، جواب گويشان هستم . 

( بحار الأنوار : ۷۷/۴۲/۱۰ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 الفاجِرُ الراجي لِرَحمَةِ اللّه ِ تعالى أقرَبُ مِنها مِن العابِدِ المُقَنَّطِ .
گنهكارِ اميدوار به رحمت خداوند متعال به رحمت نزديك تر است، تا عابدِ نوميد.

( كنز العمّال : ۵۸۶۹ )

امام على عليه السلام :

 عَجِبتُ لِمَن يَقنَطُ و مَعهُ الاستِغفارُ ! 
در شگفتم از كسى كه استغفار را با خود دارد و با اين وصف نوميد مى شود! 

( نهج البلاغة : الحكمة ۸۷ )

امام على عليه السلام : 

لا تَيأسْ لِذنبِكَ و بابُ التَّوبَةِ مَفتوحٌ .
تا زمانى كه دَرِ توبه باز است، از گناه خود نوميد مشو. 

( تحف العقول : ۲۱۴ )

حدیث بسیار زیبای امام على عليه السلام :

في القُنوطِ التَّفريطُ .
نوميدى، باعث كوتاهى در عمل مى شود.

( بحار الأنوار : ۷۷/۲۱۱/۱ )

امام على عليه السلام ـ در مناجات شعبانيه ـ گفت:

 إلهي لم اُسَلِّطْ على حُسنِ ظَنِّي قُنوطَ الإياسِ ، و لا انقَطَعَ رَجائي مِن جَميلِ كَرَمِكَ .
 الهى!

نوميدى و يأس را بر گمان نيكم [به تو ]چيره نمى گردانم و اميدم را از بزرگوارى و بخشش زيباى تو، نمى بُرم . 

( بحار الأنوار : ۹۴/۹۹/۱۳.         )

««بسیار زیبا ، میشه دلیل اینکه وقت نا امیدی ،فقط یکی هست که میتونه نجاتمون بده رو از این فهمید»»

امام على عليه السلام ـ در بخشى از خطبه خود در دعاى باران ـ گفت:

اللّهُمّ قَدِ انصاحَتْ جِبالُنا ··· نَدعُوكَ حينَ قَنَطَ الأنامُ ، و مَنَعَ الغَمامُ ··· فإنّكَ تُنزِلُ الغَيثَ مِن بعدِ ما قَنَطُوا ، و تَنشُرُ رَحمَتَكَ و أنتَ الوليُّ الحَميدُ  .
بار خدايا! كوههاى ما [از خشكى ]شكاف برداشته است··· در اين هنگام كه مردمان از همه جا نوميدند و ابرها نمى بارند، تو را مى خوانيم···؛ زيرا تويى كه باران را پس از نوميدى خلق، فرو مى فرستى و رحمت خويش را مى گسترانى و تو حاكمى ستوده هستى . 

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۱۵ )

امام على عليه السلام ـ به همين مناسبت ـ گفت:

اللّهُمَّ فاسقِنا غَيثَكَ ، و لا تَجعَلنا مِن القانِطينَ 
 بار خدايا! ما را از بارانت سيراب گردان و از نوميدان، قرارمان مده .  

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۴۳)

امام على عليه السلام ـ در بخشى از سفارش خود به فرزند بزرگوارش حسن عليه السلام ـ نوشت:

 اعلَمْ أنّ الذي بيَدِهِ خَزائنُ السَّماواتِ و الأرضِ قد أذِنَ لكَ في الدُّعاءِ ، و تَكَفَّلَ لكَ بالإجابَةِ ··· فلا يُقَنِّطَنَّكَ إبطاءُ إجابَتِهِ ؛ فإنَّ العَطيَّةَ على قَدْرِ النِّيَّةِ .
 بدان كه آن كسى كه خزانه هاى آسمانها و زمين در دست اوست به تو اجازه دعا كردن داده و اجابت نمودن آن را ضمانت كرده است ··· پس، مبادا تأخير در اجابت او تو را نوميد گرداند؛ زيرا كه دَهِش به اندازه نيّت بستگى دارد .

( نهج البلاغة: الكتاب۳۱)

امام على عليه السلام :

الحَمدُ للّه ِِ غَيرِ مَقنوطٍ مِن رَحمَتِهِ، و لا مَخلُوٍّ مِن نِعمَتِهِ ، و لا مَأيُوسٍ مِن مَغفِرَتِهِ .
 ستايش خداوند را در حالى كه نه از رحمت او نوميدم و نه از نعمت او بى بهره و نه از آمرزش او مأيوس . 

( نهج البلاغة : الخطبة ۴۵ )

امام صادق عليه السلام ـ به نقل از شخصى حكيم ـ فرمود :

اليَأسُ مِن رَوحِ اللّه ِ أشَدُّ بَردا مِن الزَّمهَريرِ .
 نوميدى از رحمت خدا، سردتر از زمهرير است. 

(    2.بحار الأنوار:۷۲/۳۳۸/۱)

ادامه دارد . . . .

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1. قال الامام علی - علیه السلام - : أَعظَمُ البَلاءِ اِنقِطَاعُ الرَّجَاءِ.
«غرر الحکم، ح 2860»

امام علی - علیه السلام - فرمود: بزرگترین بلا, ناامیدی است. 

 

 

قال الامام علی - علیه السلام - : فی القُنُوطِ اَلتَّفرِیطُ.
«بحار الأنوار، ج 77، ص 211»

امام علی - علیه السلام - فرمود: نومیدی، موجب تفریط و تقصیر می شود. 
 

 

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : قَالَ اللهُ تَبَارَک وَتَعَالی: یَا ابنَ آدَم ... لا تَقنَطِ النَّاسَ مِن رَحمَةِ اللهِ تَعَالی عَلَیهِم وَأنتَ تَرجُوهَا لِنَفسِک.
«صحیفة الرضا - علیه السلام -، ص 43، ح 14»

پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: خدای تبارک و تعالی فرمود: ای فرزند آدم! ... مردم را از رحمت خدای متعال نومید مگردان، در حالی که خودت به او امید داری. 
 

 

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : یَبعَثُ اللهُ المُقنِطِینَ یَومَ القِیَامَةِ مُغَلَّبَةً وُجُوهُهُم، یَعنِی غَلَبَةَ السَّوَادِ عَلَی البَیَاضِ، فَیُقَالُ لَهُم: هَؤُلاءِ المُقنِطُونَ مِن رَحمَةِ اللهِ.
«بحار الأنوار، ج 2، ص 55» 

پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: روز قیامت, خداوند نومید کنندگانِ (از رحمت حق) را در حالی بر می انگیزد که سیاهی چهره شان بر سفیدی آن غالب است, پس به آنها گفته می شود: آنان نومید کنندگانِ از رحمت خدا هستند. 

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام خدا

قسمت دوم:

كسى كه از رحمت خدا نوميد است

امام على عليه السلام :

المُذنِبُ على بَصيرَةٍ غَيرُ مُستَحِقٍّ لِلعَفوِ ، المُذنِبُ عن غَيرِ عِلمٍ بَرِيءٌ مِن الذَّنبِ .
كسى كه آگاهانه گناه كند، مستحقّ بخشش نيست و كسى كه ناآگاهانه گناه كند، از گناه مبرّاست .  

( غرر الحكم : ۱۵۱۶ ، ۱۷۲۳)

میزان الحکمه،جلد نهم.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

ترجمه و شرح حکمت 90 نهج البلاغه: تذکر رحمت خدا به همراه عذاب او

در  ادامه . . . . 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام خدا

قسمت سوم:ترجمه و شرح حکمت 90 نهج البلاغه: تذکر رحمت خدا به همراه عذاب او

وَ قَالَ (علیه السلام): الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ.
 

امام(عليه السلام) در حقيقت در اين كلام پربار خود مسئله تعادل خوف و رجا را به صورت جديدى مطرح مى كند و مى فرمايد: «فقيه و بصير در دين در حدّ كمال كسى است كه مردم را از رحمت الهى نوميد نكند و از لطف او مأيوس نسازد و از مجازات هاى او ايمن ننمايد»; (الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، وَلَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَلَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ).
منظور از «فقيه» در اين كلام حكمت آميز فقيهِ اصطلاحى يعنى عالم به احكام فرعيه دين نيست، بلكه فقيهِ به معناى لغوى و به معناى وسيع كلمه است يعنى عالم دينى و «كُلُّ الْفَقيه» به معناى عالم كامل از هر جهت است.
تعبيرات سه گانه اى كه امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه خود به كار برده در واقع از آيات قرآن گرفته شده است: جمله «مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ; كسى كه مردم را از رحمت الهى مأيوس نكند» برگرفته از اين آيه است: «(قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ); اى بندگانى كه راه اسراف به خود را درپيش گرفته ايد و مرتكب گناهان شده ايد از رحمت خداوند مأيوس نشويد، چرا كه او همه گناهان (توبه كنندگان) را به يقين او آمرزنده مهربان است».(1)


و جمله «وَلَمْ یُؤیِسْهُمْ مِنْ رَحْمَةَ اللّهِ» بر گرفته از کلام یعقوب است که به فرزندان خود مى گوید: «(اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَأَخیهِ وَلا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ); بروید و در جستجوى یوسف و برادرش باشید و از رحمت الهى مأیوس نشوید چون از رحمت الهى جز قوم کافر مأیوس نمى شوند».(2)


جمله سوم بر گرفته از این آیه شریفه است که مى فرماید: «(أَفَأَمِنُوا مَکْرَ اللّهِ فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ); آیا آنها از مجازات الهى خود را در امان دیدند (مکر در این گونه موارد به معناى عذاب غافلگیرانه است) و تنها جمعیت زیانکاران خود را از عذاب الهى در امان مى دانند».(3)
در این که چه تفاوتى میان جمله اول و دوم است که هر دو سخن از امیدوارى به رحمت خدا مى گوید بعضى از شارحان نهج البلاغه گفته اند: جمله نخست اشاره به رحمت خدا در قیامت و جمله دوم اشاره به رحمت الهى در دنیاست. (همان گونه که در داستان یعقوب و یوسف آمده است).(4)

*****
پی نوشت:
(1). زمر، آیه 53.
(2). یوسف، آیه 87.
(3). اعراف، آیه 99.
(4). توضیح نهج البلاغه، ج 4، ص 300.

ادامه دارد. . .

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام خدا

قسمت چهارم:ادامه ترجمه و شرح حکمت 90 نهج البلاغه: تذکر رحمت خدا به همراه عذاب او

نكته:
دو بال خوف و رجا:
هميشه براى رسيدن به مقصد بايد از دو نيرو استفاده كرد: نيروى محرك و نيروى باز دارنده; به كمك نيروى محرك، حركت آغاز مى شود و هرچه قوى تر باشد سرعت بيشترى به خود مى گيرد; اما نيروى باز دارنده براى حفظ تعادل و پيشگيرى از خطرات مخصوصاً در مسيرهاى پرخطر ضرورت دارد. آنچه به طور ساده در اتومبيل ها مى بينيم در وجود پيچيده انسان نيز حاكم است. انسان براى كمال و قرب الى الله آفريده شده و انگيزه هاى لازم در درون و بيرون وجودش به وسيله انبيا و اوليا و تعليمان آسمانى آماده شده است. از سوى ديگر هواى نفس و وسوسه هاى شيطانى او را پيوسته به خود مشغول مى دارد تا از مسير منحرف گردد يا در پرتگاه سقوط كند. نيروى بازدارنده براى يپشگيرى از اين خطرات است. همه پيامبران بشير و نذير بودند و همه كسانى كه خط آنها را ادامه مى دهند نيز از اين دو امر برخوردارند. اين همان مسئله خوف و رجاست كه به عنوان دو بال براى پرواز در آسمان سعادت و قرب الى الله معرفى شده و حتى در روايات تصريح شده است كه هيچ يك از اين دو نبايد بر ديگرى فزونى يابد، زيرا اگر خوف، فزونى يابد انسان به سوى يأس كشيده مى شود و آدم مأيوس گرفتار انواع گناهان خواهد شد، زيرا فكر مى كند كار از كار گذشته و پرهيز از گناه و انجام طاعات نتيجه اى ندارد. به عكس، اگر اميد او فزونى يابد نسبت به ارتكاب گناهان بى تفاوت مى گردد.
در روايتى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «لَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ رَحْمَةَ اللهِ لاتَكِلْتُمْ عَلَيْها وَما عَمِلْتُمْ إلاّ قَليلاً وَلَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ غَضَبِ اللّهِ لِظَنَنْتُمْ بِأنْ لا تَنْجُوا; اگر اندازه رحمت الهى را مى دانستيد چنان بر آن تكيه مى كرديد كه هيچ عمل خوبى جز به مقدار كم انجام نمى داديد و اگر اندازه غضب الهى را مى دانستيد گمان مى كرديد كه هرگز راه نجاتى براى شما نيست».(5)
در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که مى فرمود: پدرم مى گفت: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عَبْد مُؤْمِن إِلاَّ وَفِی قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِیفَة وَنُورُ رَجَاء لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَى هَذَا وَلَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یَزِدْ عَلَى هَذَا; هیچ بنده مؤمنى نیست مگر این که در قلب او دو نور است: نور خوف و نور رجا; اگر این را وزن کنند چیزى فزون بر آن ندارد و اگر آن را وزن کنند چیزى فزون بر این ندارد».(6)
در حدیث دیگرى که در غررالحکم از امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شده است مى خوانیم: «خَفْ رَبَّکَ خَوْفاً یَشْغَلُکَ عَنْ رَجَائِهِ وَارْجُهْ رَجَاءَ مَنْ لاَ یَأْمَنُ خَوْفَهُ; چنان از پروردگارت خائف باش که تو را از رجا باز دارد و چنان به او امیدوار باش که تو را از خوف باز ندارد».(7)
به همین دلیل در تمام جوانب بشرى در کنار تشویق تنبیه و در کنار تنبیه تشویق است.
بر همین اساس در کلام حکمت آمیز بالا فقیه واقعى و کامل کسى شمرده شده که نه مردم را از رحمت خدا مأیوس دارد و نه آنها را از مجازات الهى ایمن سازد.(8)
*****

پینوشت:

(5). کنز العمال، ح 5894.
(6). کافى، ج 3، ص 67، ح 1.
(7). غررالحکم، ص 191، ح 3713.
(8). سند گفتار حکیمانه: این کلام حکیمانه را پیش از مرحوم سیّد رضى شیخ صدوق در کتاب معانى الاخبار و ابن شعبه در تحف العقول و مرحوم کلینى در کافى آورده اند و از کتب اهل سنّت در حلیة الاولیاء نوشته ابونعیم اصفهانى ذکر شده است. (مصادر نهج البلاغه، ج 4، ص 87). در کتاب تمام نهج البلاغه، بخش اول این کلام را از کنز العمال و تاریخ مدینه دمشق نقل کرده است. (تمام نهج البلاغه، ص 311)

پند:برای شرکت در حضور غیاب مهدوی به عادت آخر هر هفته~>💚اینجا

🌼تشریف بیارید به ضیافت تالار😊

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مولوی، در «مثنوی» خود خبر داده است که خداوند، دیو ناامیدی را به مسلخ برده و گردن زده است. دلیل آن را نیز بی درنگ می گوید: «چون گناه و معصیت، طاعت شده است»(1)

اشاره او در این سخنان، به آیه هفتاد سوره فرقان است؛ آن جا که خداوند فرموده است: «کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار نیکو کند، خداوند، بدی های آنان را به نیکی ها مبدّل می کند». همچنین گوشه چشمی دارد به آیاتی از قرآن که انسان را از یأس، نهی کرده و امید را پیش روی او نهاده است؛ مانند:

ولا تایئَسُوا مِنْ رَوح اللَّهِ إنّهُ لا یَایْئَسُ مِنْ روحِ اللَّهِ الا القومُ الکافِروُن.(2)

و نومید مباشید از رحمت خدا؛ چه تنها کافران از رحمت خداوند، نا امیدند.

و حق - تعالی - وحی فرستاد به یعقوب(ع) که دانی که یوسف(ع) چندین سال، چرا از تو جدا کردم؟ از آن که گفتی: «ترسم که گرگ وی را بخورد». چرا از گرگ بترسیدی و به من امید نداشتی، و از غفلت برادرانِ وی، بیندیشیدی، و از حفظ من نیندیشیدی؟

و علی(ع) یکی را دید نومید از بسیاری گناه خویش، گفت: «نومید مشو که رحمت او از گناه تو عظیم تر است». و رسول یک روز گفت: «اگر شما آنچه من می دانم، بدانید، بسیار گریید و اندک خندید و به صحرا شوید و دست بر سینه می زنید و زاری می کنید». پس جبرئیل بیامد و گفت: خدای - تعالی - می گوید: «چرا بندگان مرا نومید می کنی از رحمت من؟». پس بیرون آمد و امیدهای نیکو داد از فضل خدای - تعالی - .

در خبر است که یکی از بنی اسرائیل، مردمان را از رحمت خدای - تعالی - نومید کردی و کار بر ایشان سخت گرفتی. روز قیامت، خدای - تعالی - با وی گوید که من امروز از رحمت خویشتن، تو را چنان نومید کنم که تو بندگان مرا از رحمتِ من، نومید کردی.

حقیقت امید

بدان که هر که در مستقبل (= آینده)، نیکو چشم دارد، این چشم داشتنِ وی را باشد که رجا گویند، و باشد که تمنّا گویند، و باشد که غرور و حماقت گویند. و ابلهان، این از یکدیگر باز ندانند و پندارند که این همه، امید است. و (حال آن که) نه چنان است؛ بلکه اگر کسی تخمی نیک طلب کند و در زمینِ نرم افکند و از خار و گیاه پاک بکند و به وقت آب، همی دهد و چشم دارد که محصول برگیرد و خدای - تعالی - صواعق(=آفات) دفع کند، این چشم داشتن را امید گویند. و اگر تخم پوسیده در زمین سخت افکند و از خار و گیاه، پاک نکند و یا آب ندهد، و (در آن حال، )محصول، چشم دارد، آن را غرور و حماقت گویند نه رجا. و اگر تخم نیک، در زمینِ پاک افکند و زمین از خار و گیاه پاک بکند و لیکن آب ندهد و چشم دارد که باران آید - جایی که باران آن جا عادت و معمول باشد - این را آرزو و تمنّا گویند. همچنین هر که تخم ایمان درست، در صحرای سینه می کارد و سینه از خار اخلاق بد، پاک می کند و بر مواظبت بر طاعت، درختِ ایمان را آب می دهد و چشم دارد از فضل خدای - تعالی - که آفت ها دور دارد و تا به وقت مرگ همچنین بماند و ایمان به سلامت ببرد، این را امید گویند... چنان که رسول(ص) گفت: «احمق آن بود که هرچه خواهد، می کند و رحمت، چشم دارد».

روایت کرده اند که کودکی را در یکی از جنگ ها، اسیر گرفته بودند و در مَن یزید (مزایده و حراج) نهاده، در روزی به غایت گرم. زنی را از خیمه، چشم بر آن کودک افتاد، شتابان دوید و اهل آن خیمه از پس وی می دویدند، تا کودک را بگرفت و به سینه خویش باز نهاد و گرما از او می راند. وی گفت: «این پسر من است». مردمان، چون آن بدیدند، بگریستند و دست از همه کار بداشتند از بزرگی شفقت او. پس رسول(ص) آن جا رسید و قصّه با وی بگفتند. او شاد شد از رحیمْ دلی و گریستنِ ایشان، و گفت: «عجب آمد شما را از شفقت و رحمت این زن بر پسر؟». گفتند: «آری یا رسول اللّه!». گفت: «خدای - تعالی - بر همگان، رحیم تر است که این زن بر پسر خویش». پس مسلمانان از آن جا پراکنده شدند بر حالِ شادی و سروری که مثل آن نبوده بود.(3)

عطار، در «منطق الطیر» گوید:

بی خودی می گفت در پیش خدای

کای خدا آخر دری بر من گشای!

رابعه (4)

آن جا مگر بنشسته بود

گفت: ای غافل! کی این در بسته بود(5)

و از ابیات مثنوی است که:

سایه حق بر سر بنده بود

عاقبت، جوینده یابنده بود

گفت پیغمبر که چون کوبی دری

عاقبت زان در برون آید سری

چون نشینی بر سر کوی کسی

عاقبت، بینی تو هم روی کسی

چون زچاهی می کَنی هر روز خاک

عاقبت، اندر رسی در آب پاک (6)

و هم از اوست:

انبیاء گفتند نومیدی بد است

فضل و رحمت های باری، بی حد است

از چنین محُسن نشاید ناامید

دست در فتراک این رحمت زنید

بعد نومیدی بسی امیدهاست

از پس ظلمت، دوصد خورشیدهاست (7)

باز از اوست:

سوی نومیدی مرو امیدهاست

سوی تاریکی مرو، خورشیدهاست

نا امیدی ها به پیش او نهید

تا ز درد بی دوا، بیرون جهید (8)

1. مثنوی، تصحیح نیکلسون، دفتر اول، بیت 3836.

2. سوره یوسف، آیه 87.

3. برگرفته از کیمیای سعادت، امام محمد غزالی، ج 2، ص 385 - 397.

4. رابعه، از زنان عارف و زاهد، در قرن سوم هجری است.

5. منطق الطیر، عطار، تصحیح سیدصادق گوهرین، ص 186.

6. مثنوی، دفتر سوم، ابیات 4781 - 4784.

7. همان، دفتر سوم، ابیات 2922 - 2924.

8. همان، دفتر دوم، ابیات 3387 - 3388.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

×