رفتن به مطلب

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'پلیسی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار ویرایش
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش شیرینی پزی
    • آموزش های متفرقه
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • نرم افزار و سخت افزار
    • معرفی و دانلود نرم افزار
    • درخواست نرم افزار و کرک
    • سخت افزار
  • مذهبی
    • حدیث
    • دانلود مداحی و مدیحه
    • عطر نرگس
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • گالری عکس شهرها و آثار تاریخی
    • متفرقه
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • نودهشتیا
    • ویژه نامه نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • چشمای من برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • چشمای من دوست ها
  • چشمای من چالش رمان خونا
  • چشمای من فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • چشمای من این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • چشمای من خونه ی متروکه
  • چشمای من آرزو

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


کاربر

5 نتیجه پیدا شد

  1. maede._.tz

    نام رمان: مرثیه روزهای بی قراری نویسنده:maede._.tz ژانر: عاشقانه، اجتماعی،پلیسی خلاصه: خواهر خواهر خواهر زندگی یه دختر که خواهرشو ازدست میده ولی نمیزارن بشکنه... چون اگه بشکنه این ستون خونه ست که ویرون میشه... مقدمه: رفت؛ و با رفتنش زمینم زد. نابودم کرد. مرا هم برد. وققنوس جدیدی از خاکسترم برخاست. ققنوسی از جنس غم، و از جنس روزهای تلخ بی قراری. این منم،دختری که دنبال خواهرانه های دریغ شده اش، در جنگل تنهایی اش قدم میزند و مرثیه ای سر می دهد برای تمام لحظات سختی که بی تو سپری می کند.. هدف از نوشتن: ترویج فرهنگ قضاوت نکردن ساعت پارت گذاری: هر زمانی که وقت داشته باشم ولی بیشتر عصرها نقد مرثیه روز های بی قراری لینک نقد ☝️☝️ ناظر رمان: @zhrw._.ms(زهرا مشکاتی عزیزم)
  2. Bahareh

    نام: آبیِ انتقام به قلم: Bahareh ژانر: عاشقانه غمگین . معمایی . پلیسی ساعات پارت گذاری: معلوم نیس! هدف: فقط نوشتن! خلاصه: در مورد دختری به نام پانیذ که پدر و مادرش به قتل میرسند. پانیذ به دنبال این اتفاق از همه خلافکار ها متنفر میشه و یه جورایی با پلیس همکاری میکنه. بدون هیچ نام و نشونی از خودش خلافکار ها رو لو میده. پانیذ میره که انتقامش رو از قاتلای پدر و مادرش بگیره . ببینید سرانجام این انتقام چجوری تموم میشه... مقدمه: او تنها یک دختر است! با تمام دخترانگی هایش... با چشمان آبی نافذ... که هیچ کس راز چشمانش رو نخواهد دانست... چشمانش پرده ای ست... بین خودش و درونش... که داند چه بر سر درونش آمده؟! که به این روزش آورده؟! تنها خودش... و تنها خودش می داند... درونش... آنجاییست که نفرت فرمانروایی میکند... عطش انتقامی سخت در درونش... نشان از درد او دارد... دردی که احساسش را... دخترانگی اش را... عشقش را... در هم پیچیده... و از شالوده تمام احساساتش... بنایی ساخته از جنس نفرت... و درست در لحظه پیروزی... عشق از درونش می جوشد... و آن جایی که عشق بر نفرت پیروز می گردد و فوران می کند... آن چشمان تشنه انتقام... دیگر دیده نمی شود... او احساس نفرت را... در پشت چشمان آبی اش مخفی میکند... درونش همچنان انتقام را می جوید... انتقامی به رنگ آبی چشمانش... او به دنبال آبی انتقام میگردد... نفرتش تسلیم می شود... فریاد عشق سر می دهد... و او می شود دختر... آری... او تنها یک دختر ست... با چشمان آبی نافذ...!
  3. ssss4444

    به نام خدا نام: ssss4444 ژانر:پلیسی-جنایی-عاشقانه هدف: فقط پرکردن اوقات و لذت برن از نوشتن. ساعت پارت گذاری:معلوم نیست خلاصه:داستان درمورد پلیس جوانی هست که قرار وارد ماموریت بشه اما اتفاقی میفته که این ماموریت به تعویق میفته و...
  4. بنام رقم زننده ی سرنوشت ها... نویسنده : زهرا مشکاتی نام رمان : قاصدک ها در راهند. ژانر : عاشقانه_اجتماعی خلاصه :دنیا معلم خوبی است ، گرچه به دانش آموزانش سخت می گیر اما درس هایش فراموش نشدنی اند . دنیا از او مرد ساخته بود و او یاد گرفت که مردانگی کند و مرد بودنش را به رخ تمام نامرد ها بکشاند ؛ با اینکه هنوز گاهی لپ هایش گل می انداخت و در خلوتش هنوز دامن چین چینی می پوشید و قربان صدقه ی چشمان خودش می رفت ، پابرجا مانده بود و سیل های درد و سختی که خود را به او می تازاندند کمرش را خمیده نکرد. پابر جا پای رفتن ها و نماندن های آدم ها ماند و بی خشم و بدون رخنه کردن رنگ انتقام در وجودش ، به جلو می رفت و گذشته ی سنگینش را به دوش می کشید . هدف : اول که تقویت قلمم و نوشتن راجع به دختر هایی مثل شخصیت داستانم که مجبورن خودشون رو شکل پسر ها بکنن و با هویت جعلی به زندگیشون ادامه بدن و همچنین نوشتن راجع به بیمار های روانی حاد و اینکه وضعیت زندگیشون چقدر سخته . زمان : هر روز یک پارت می ذارم . لینک نقد و پیشنهادات : مقدمه : قاصدک ها می آیند. با زمزمه ی نسیم و آواز بهاره کوله بارشان بر دوش می آیند و آرزوها را داخل جیب هایشان جا می کنند. قاصدک ها منتظرند... منتظر فوت شدن و به پرواز در آمدن. به راستی این معنای واقعی کلمه ی کمال نیست ؟ سوار بر دوش باد دوشادوش تمنا ها و نیاز ها، به پرواز در آیی و چشمانی که منتظر خبر های خوشت هستند را پشت سر بگذاری... آرام باشید، بهار همیشه مژده ی قاصدک ها را می دهد و گل های زرد مانند پروانه ها قاصدک می شوند. منتظر بمانید، قاصدک ها در راهند.
  5. ssss4444

    داستان در مورد پلیس جوانی هست که باید به ماموریت بره اما اتفاقی می افتد که این ماموریت به تعویق می افته...
×

انکی دروید