رفتن به مطلب

nima.slm00

کاربر98iiA🌿
  • تعداد ارسال ها

    69
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد nima.slm00 در 6 اردیبهشت

nima.slm00 یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

329 Excellent

درباره nima.slm00

  • درجه
    🌟🌟🌟

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,503 بازدید کننده نمایه
  1. انـقـضای خــاص بــودنـت بـه پـایـان رسـیـد…

     

    دیـگـه بـه تــو فکـر نـمـیـکـنـم

     

    گـنـاه اســت!!

     

    چـشم داشتـن بـه مال غـریـبـه ها …

  2. با من مشکل داری ؟؟؟ خوش به حالت خیلیا

     

    همینم ندارن !

    1. Hani.ks

      Hani.ks

      به اندازه ای که بهت بها میدن، بها بده..هوم

  3. خسته شدم از آدمایی که موقع رفتن میگن : تو خیلی خوبی ! من لیاقت تو رو ندارم !

     

    بی لیاقت های عزیز لطفا برای رفتن یه ذره خلاقیت به خرج بدین

    1. Hani.ks

      Hani.ks

      مزخرف ترین جمله ای که تو دنیا وجود داره. هه

  4. برو عقب عزیــــــزِ من !

    من خودمم انقـــــدر به خودم

    نزدیـــــــک نمیشم،

     

    شما که جـــــای خود داری !

    1. Hani.ks

      Hani.ks

      خفن تر و لاکچری تر از بابام اصلا نیست، نگردین.

  5. به این که راحت دروغ میگی عادت کردم

     

    ولی دلم میسوزه وقتی برای اثبات دروغت میگی به جون تو دوستت دارم …

  6. من و میخ و تصویری از خیال(پرند)

    من بودم و ميخ كوچكي در دستم و با آن ميخ كوچك تصويري بر خشت هك كردم كه از تصورات ميخ كوچك به دور بود.

    من با ميخ كوچكم تصويري از خيال بر دل سايه نقش كردم كه در دل سايه ققنوسي در اعماق وجوديش به پرواز درآمد.

    آري آن سايه من بودم و من با ققنوس وجود به روي اقيانوسي آبي رنگ سفر كردم و در آن سفر با پري دريايي كه قلب شيشه اي داشت آشنا شدم و آن پري كوچك مرا با خود به دنياي زير آب هاي آبي برد و من از اين همه زيبايي لذت بردم.

    روزها گذشت و من پنجره ي آبي رنگ دلم را به روي افق روشن باز كردم و نگاهم به ترك كوچك روي ديوار دلم افتاد و من نگران از بيشتر شدن ترك در روزهاي بعدي دست به دامن تو شدم.تو در جواب خواهش هاي من گفتي يادت هست كه آن روز باراني سبوي مرا بشكستي؟در جوابش گفتم آري خوب يادم هست و من آن روز پشيمان از كرده ي خود با غم ها همساز گشتم.تو در جوابم گفتي پشيماني چه سودي دارد تو كاري كردي كه همراه سبو من هم شكستم.با اين جواب شراب زندگيم از دستم رها گشت و بر زمين ريخت و تمام وجودم خالي شد.

    روزها از پي هم سپري شدند و رفتند و ميخ كوچك وجودم با چرخ روزگار در حال چرخيدن بود و ناگاه چرخ به آن گير كرد و پنچر شد و هر چقدر من آن سوراخ ها را وصله مي كنم باز هم چرخ روزگارم به آن گير ميكند و پاره مي شود و من خسته از دوختن اين پارگي ها.دست هايم پينه بسته از اين سوزن گرفتن ها.به روزهايم نگاه كردم و ديدم كه ديگر جايي براي وصله كردن وجود ندارد.

  7. فقط 20 روز دیگه تا روزی مونده که من 15 سال پیش براش لحظه شماری میکردم. 

    میدونی یک ماهه که کادوت آمادست 

    دقیقا از فردای همون شبی که توی بازار بهم گفتی نیما ببین چقدر اون دستبنده خوشگله. 

    اون موقع به روت نیاوردم ولی از نگاهت فهمیدم منظورت رو با زبون بی زبونی میخواستی بهم بفهمونی "جرات داری برام نخرش" 

    برات خریدم الان رو به رومه میدونی کجا؟ 

    روی میزی که همش مثل گربه ها میپریدی و روش میشستی 

    15 سال پیش دوباره تکرار شد 

    باز هم من منتظر چشمای نازتم 

    1. نمایش دیدگاه قبلی  بیشتر 2
    2. ZHILA

      ZHILA

      الهیییی :(((

      بغض منو در اوردی 

      نبودم تازه فهمیدم از پروف بچه ها 

      واقعا هیچی نمی تونم بگم چون جات نیستم و تسلیت گفتنم چیزیو عوض نمیکنه 

      فقط 

      ایشالا زودتر اروم شین و حالتون یکم خوب شه

    3. f.sh.82

      f.sh.82

      انقدر غصه نخور 

      قوی باش

      مثل همون برادری که نوا می پرستیدش

    4. Mhds142

      Mhds142

      بمیرم... میدونم خیلی سخته ولی منم با فریما موافقم...

      باید قوی باشی...

      نه جوری که من قوی بودما...

      جوری که خودت قوی بودی.. مثله کوهی که با هیچی نمیلزید...

  8. داداش گلم سلام

    شرمندم که برای تسکینت هیچ کاری نمیتونم انجام بدم.

    فقط میتونم بگم داداش من غمتو میفهمم و درک میکنم.میتونم بگم داداش باید قوی بشی هرچه زودتر.

    منو ببخش که کاری از دستم بر نیومد

    1. nima.slm00

      nima.slm00

      از دست هیچکس کاری برنمیاد پس ناراحت نباش

  9. منم زيبا

     

    که زيبا بنده ام را دوست مي دارم

     

    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو مي گويد

     

    ترا در بي کران دنياي تنهايان

     

    رهايت من نخواهم کرد

     

    رها کن غير من را آشتي کن با خداي خود

     

    تو غير از من چه مي جويي؟

     

    تو با هر کس به غير از من چه مي گويي؟

     

    تو راه بندگي طي کن عزيز من، خدايي خوب مي دانم

     

    تو دعوت کن مرا با خود به اشکي، يا خدايي ميهمانم کن

     

    که من چشمان اشک آلوده ات را دوست مي دارم

     

    طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهي يافت

     

    که عاشق مي شوي بر ما و عاشق مي شوم بر تو که

     

    وصل عاشق و معشوق هم، آهسته مي گويم، خدايي عالمي دارد

     

    تويي زيباتر از خورشيد زيبايم، تويي والاترين مهمان دنيايم

     

    که دنيا بي تو چيزي چون تو را کم داشت

     

    وقتي تو را من آفريدم بر خودم احسنت مي گفتم

     

    مگر آيا کسي هم با خدايش قهر مي گردد؟

     

    هزاران توبه ات را گرچه بشکستي؛ ببينم من تو را از درگهم راندم؟

     

    که مي ترساندت از من؟ رها کن آن خداي دور؟!

     

    آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

     

    اين منم پروردگار مهربانت

     

    خالقت

     

    اينک صدايم کن مرا.

     

    با قطره ي اشکي

     

    به پيش آور دو دست خالي خود را

     

    با زبان بسته ات کاري ندارم

     

    ليک غوغاي دل بشکسته ات را من شنيدم

     

    غريب اين زمين خاکي ام. آيا عزيزم حاجتي داري؟

     

    بگو جز من کس ديگر نمي فهمد

     

    به نجوايي صدايم کن.

     

    بدان آغوش من باز است

     

    قسم بر عاشقان پاک با ايمان

     

    قسم بر اسب هاي خسته در ميدان

     

    تو را در بهترين اوقات آوردم

     

    قسم بر عصر روشن، تکيه کن بر من

     

    قسم بر روز، هنگامي که عالم را بگيرد نور

     

    قسم بر اختران روشن اما دور، رهايت من نخواهم کرد

     

    براي درک آغوشم، شروع کن، يک قدم با تو

     

    تمام گام هاي مانده اش با من

     

    تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو مي گويد

     

    ترا در بي کران دنياي تنهايان،

     

    رهايت من نخواهم کرد.

     

    سهراب سپهري

  10. بعد از مرگم چه کسی فانوس به دست بر سر قبرم برایم فاتحه میخواند؟

    بعد از مرگم چه کسی با اشک چشمانش غبار بر قبرم را میشوید؟

    بعد از مرگم چه کسی گیتار به دست آواز رفتنم را میسراید؟

    بعد از مرگم چه کسی برای نبودنم بیتاب و ناآرام میشود؟

    بعد از مرگم چه کسی به یاد سوختن دلم یاد میکند مرا؟

    بعد از مرگم مرا در دورترین غروب خاطراتت نخواهی دید.منی را که با هر نفس با یادت اندیشیده ام.

    و هر لحظه بی آنکه تو بدانی برایت آرزوی بهترینها را میکردم.

    بعد از مرگم نامم را در ذهنت تداعی نخواهی کرد. نامی که برایت بیگانه بود اما در کنارت بود بی آنکه خود خواهان آن باشی.

    بعد از مرگم چشمانم را روی کاغذ نخواهی کشید, چشمانی که همواره بخاطر غمها و شادیهایت بارانی بود.

    بعد از مرگم صدایم را نخواهی شنید. صدایی که گرچه از غم پر بود اما شنیده میشد تا بگوید دوستت دارم.

    بعد از مرگم خوابم را هم نخواهی دید. خوابی که برای من دیدنش آرزو شده بود.

    بعد از مرگم رد پایم را پیدا نخواهی کرد . رد پایی که همواره سکوت شب را میشکست تا مطمئن شود تو در آرامش خواهی بود.

    بعد از مرگم نامههای ناتمامم را نخواهی خواند. نامهایی که سراسر شوق از تو نوشتن بود.

    بعد از مرگم , بد از مرگم تو حتی قبرم را نخواهی شناخت.تویی که روی قبرم ازتو نوشته ام.

    نوشتم دوستم بدار که دوستت دارم.

    بعد از مرگم تو در بیخبری خواهی ماند.

    روزی بر خاک برمیگردم . سالهاست که مرده ام. سالهاست که فراموش شده ام.

    قبرم را در دورترین نقطه شهر روی تپه ای قرار میدهند و تو هم حتی در خیالت آن تپه را تصور نخواهی کرد.

    آنروز هوا بارانیست و من میترسم که مبادا تو درجایی باشی که خیس شوی و چتری در دستانت نباشد .

    من که به باران و خیس شدن در آن عادت دارم .

    به راستی , به راستی بعد از مرگم فراموش خواهم شد؟

    من پر از حرفهای نگفته ام. حرفهایی از جنس سکوت که پر از هیچ است.

    1. mahsa

      mahsa

      دور از جون دردونه من . 

    2. Hani.ks

      Hani.ks

      حرف دل بود:)

    3. f.sh.82

      f.sh.82

      ایشالله صد سال عمر کنی

  11. لبم خندون اما باز تو قلبم کلی غم دارم

    درسته مهره اما باز بدون مهرت رو کم دارم

    دل باز بی قرار امشب چشو به جاده می دوزه

    تا پاییز شد سفر کردی الا چند سال و هفت روزه

    من از مهرم تو بی مهری

    این روزا هم میرن آره

    اگه که بشکنه بغضم عجب بارونی میباره

    شاید پاییز رو رد کردم با این شمعی که میسوزه

    دارم دق میکنم

    سخته

    تازه این هفتمین روزه

    اگه امشب بیاد بارون

    تو رو حس میکنم پیشم

    دعا کردم بباره چون امشب میخوام بهاری شم

    شاید این حس پاییزه که من برگامو میریزم

    ولی بی تو چقدر سخته عبور از فصل پاییزم

    عبور از فصل پاییزم

    1. f.sh.82

      f.sh.82

      انقدر غصه داری که هیچی دیگه خوشحالم نمی کنه...درکت می کنم

  12. نیما!!!

    نمیدونم چی بگم

    فقط ازت می خوام قوی باشی

    اینجوری دوست منم خوشحال تره

    تسلیت می گم

    انشالله بقایای عمرش به پدر و مادرت و خودت برسه

    شرمنده ام که نمی تونم حضورا خدمتتون برسم😔

  13. بهترین داداش دنیا

    تسلیت

    شرمندم که نبودم حضورا تسلیت بگم

    نمیتونم زیاد بیام اینجا

    مادرم اجازه نمیده داداش

    از ته دلم متاسفم

    دوستت دارم داداش

    خدا به تو و خونوادت صبر بده

    خیلی خیلی خیلی شرمندتم و خیلی متاسفم

    تسلیت تسلیت تسلیت

    من هیچوقت  تو تشریفات خوب نبودم

    شرمنده که  نمیتونم دلداری بدم

    شرمنده که هیچوقت کمکی نبودم

    شرمنده که جز دوست داشتن و دعا برا تسکین قلب مهرلونت کاری ازم بر نمیاد🖤🖤🖤🖤

    1. nima.slm00

      nima.slm00

      مرسی که هستی 

  14. کاش آن زمان که 

    تو را قبله خود کرده بودم 

    میدانستم همین قبله ای که روزی موجب آرامش من است 

    چگونه وجودم را با طوفان و تحدید نبودنش به ویرانی میکشد

    1. Neda2000

      Neda2000

      عااااااااااااالی 

×

انکی دروید