رفتن به مطلب

shadi_khazeni

کاربر98iiA🌿
  • تعداد ارسال ها

    82
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

157 Excellent

10 دنبال کننده

درباره shadi_khazeni

  • درجه
    🌟🌟🌟

آخرین بازدید کنندگان نمایه

322 بازدید کننده نمایه
  1. shadi_khazeni

    برای همیشه تا یک وقت حس نکنم نیستی... تا وقتی که جان از بدن بروند... می روم..اما نمیدانم کجا... پای میکوبم برگور خویش... با هزاران حسرتی در دل ... خسته و خاموش گشته ام ... اما... در گور هم نمیشود از تو جدا شد... عقهد عاشقان مگر شکستنیست؟... پیوند مابین ما عجب محکم و قویست...
  2. سلام بر پری خانوم اممم باید بگم رمانت خیلی قشنگ شروع شد و من خیلی با اشتیاق و ذوق دنبالش کردم و وقتی دیدم پارت ها تموم شد حالم گرفته شد . خیلی جذاب مینویسی و این باعث میشه خواننده جذب داستان شه . بنظرم عالی بود ولی روی کلمه ها دقت کن چون چند جا غلط املایی دیدم نمیدونم درستشون کردی یا نه! به شدت منتظر پارت های بعدیت هستم . ببینم چه میکنی !
  3. shadi_khazeni

    اسم من شادی ، معنیشم یعنی شاد و خوشحال همه هم میگن من دلقکم و تعادل روانی ندارم بفرما اینم از معنی اسمم که حیثیتمو با خاک کف کوچه یکی کرد
  4. shadi_khazeni

    دیوانه است دیگر... دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید... مردمان خنده کنان میگویند : دیگر این خود کرده را تدبیر نیست... راز من ، راز زنیست دیوانه خو... راز موجودی که در فکرش نبود ذره ای آوای نام و آبرو...
  5. shadi_khazeni

    مرسی واقعا خیلی خوشحالم که خوشت اومده با حرفت خیلی امید دادی برای نوشتن ادامه رمانم .
  6. shadi_khazeni

    سلام . مائده جونم باید بگم رمان قشنگی بود .خیلی از شعر ها و نثر های زیبایی استفاده میکنی ... واقعا خوشم اومد . و اینکه اخه دختر خوب مثلا تانیا خواهرش تازه فوت کرده و آدم ها رفتارشون اصلا با تانیا اونطور که باید ، نیست . توی بعضی از جمله ها یک کلمه رو خیلی تکرار کردی که این کار خواننده رو یکم سرد میکنه . این ایراد رو بیشتر نویسنده ها دارن از جمله خود من . و اینکه هر اهنگی رو تا اخر ننویس ، چند بیت هم کافیه . خودم به شخصه همیشه قسمت اهنگ رو رد میکنم ... خیلی از شخصیت تانیا خوشم اومد . محکم ، جسور ، و همینطور خیلی خوش اخلاق . در کل خیلی خوب بود و منتظر پارت های بعدیت هستم موفق باشی .
  7. shadi_khazeni

    واییی فهمیدم چجوری پاکش کنممم
  8. shadi_khazeni

    پاک شد
  9. shadi_khazeni

    پارت هفدهم بدم میاد از آدمایی که رعایت حال مریض رو نمیکنن و هرچی از دهنشون در میاد میگن . شروین تکونی خورد و چشم هاشو باز کرد . متوجه حضور من توی اتاق نشد ، نفس عمیقی کشید و چند قطره اشک از چشم هاش سرازیر شد.. به سمتش رفتم و آروم گفتم : شروین میدونم چه حالی داری...ولی برای چیز هایی که از دست دادی هیچوقت غصه نخور ... آدم ها توی زندگی خیلی از داشته هاشون رو از دست میدن ولی برنده کسیه که با نبودشون کنار بیاد... البته این نظر شخصی منه ولی ، من هرکیو توی زندگی شاد دیدم دلیل بر بی غم بودنش نبوده و فقط نقابی از خوشحالی روی چهرش زده . بنظرم توهم یک بار امتحان کن ! چند ثانیه بهم نگاه کرد و چیزی نگفت... منی که تجربه کردم میفهمم چقدر زجر آوره وقتی عزیزت ازت رو برگردونه... هرجور باشه به شروین کمک میکنم عسل رو فراموش کنه ، چون اون زمانی که من توی بدترین حالت ممکن بودم کسی نبود همدمم باشه و اگر دوست و کمک رسانی داشتم مسلما وضعم این نبود . پوران جون از در وارد شد ، تا چهره شروین رو دید نگران به سمتش رفت : چیشده شروین ؟ چرا گریه میکنی ؟ چت شده ؟ شروین چیزی نگفت و چشماشو بست . پوران جون سمت من اومد : چیشده شادی چه اتفاقی افتاده ؟ با لحن دلخوری گفتم : یه خانومی اومد به اسم عسل و شروین رو تهدید کرد دیگه سمت زندگیش نره چون نامزد کرده . پوران جون ناباور بهم نگاه کرد : خدا تقاص کاراشو بده . نه اون موقعی که فهمید شروین تصادف کرده به روی خودش آورد نه این سه ماهی که توی کما بود . حالا هم اومده میگه نامزد کردم ... گفتم : شما خودتونو ناراحت نکنید خدا جوابشو میده . و آروم تر گفتم : منم به آقا شروین کمک میکنم هم زودتر سلامیتشو به دست بیاره و هم عسل رو فراموش کنه لبخندی زد و گفت : خیلی ازت ممنونم دخترم اگر تو نبودی من چیکار میکردم ؟
  10. shadi_khazeni

    من دوس دارم ببینم اخرش پسر داییمو میکشم یا نه .
  11. shadi_khazeni

    سلام ممنون از نقد زیباتون . درباره کما تحقیق کردم و جاهایی که اشتباه بود رو درست کردم در آخر هم گفتم که به هوش اومدنش معجزه بوده و خیلی روند سریعی برای بهبودی داره . درباره تکرار کلمات هم بله درست میگید و چشم درستش میکنم . و درباره من نظرم رو به کسی تحمیل نکردم فقط خواستم شخصیت شادی رو به خواننده ها بفهمونم و اینکه حتما در ادامه خواهم گفت که تمام حرف های شادی رمان در زندگی درست نیست و هرکسی نظرات خودش رو داره ممنون از نظرتون.. عااالی بود
  12. shadi_khazeni

    فاطمه بیا پی یه لحظه بدو
  13. shadi_khazeni

    سلام منم شادی ام گیتاریستم . ورزشکارم . عاشقق ورزش های رزمی و کاراته حرفه ای کار میکنم . 14 سالمع نویسنده رمان کجای دنیامی هستم دیوونه رشته افسری هستم . خیلی خیلی شادم همه میگن اسمم بهم میاد و یجورایی دلقک مدرسم
  14. shadi_khazeni

    عع واقعا 26 ؟ من پرسیدم گفتن 27 که. باشه مرسی
  15. shadi_khazeni

    خب امروز 27 هست دیگه اقا من اصلا صبور نیستم دارم میمیرم وویییی😂😂😂
×

انکی دروید