جستجو در تالار: در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'رمان طنز'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • اخبار و اطلاعیه ها
  • کتاب
    • تایپ رمان
    • تالار ویرایش
    • کتاب های زبان اصلی
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • رمان های کامل شده
    • دنیای کتاب
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • داستانک
  • کتاب صوتی
    • ضبط کتاب
    • کتاب های صوتی کامل شده
    • دنیای کتاب های صوتی
    • دانلود کتاب های صوتی
    • پاتوق گویندگان
  • درسی و دانشجویی
    • جزوه ، تحقیق ، پروژه ، پایان نامه
    • علم و دانش
    • طرح سوالات و مشکلات درسی
  • آموزش
    • آموزش آشپزی
    • آموزش شیرینی پزی
    • آموزش های متفرقه
    • آموزش های کامپیوتری
    • درخواست آموزش و راهنمایی
  • فرهنگ و هنر
    • موسیقی
    • بیوگرافی
    • تاریخ ، ایران و جهان شناسی
    • شعر و ادبیات
  • سینما و تئاتر
    • تئاتر و نمایش
    • اخبار و معرفی فیلم
    • اخبار و معرفی سریال
    • دانلود کارتون و انیمیشن
    • دانلود سریال و مستند مجاز
  • نرم افزار و سخت افزار
    • معرفی و دانلود نرم افزار
    • درخواست نرم افزار و کرک
    • سخت افزار
  • مذهبی
    • حدیث
    • مشاوره مذهبی
    • تفسير و علوم قرآن
    • فقه و احکام شرعی
    • دانلود مداحی و مدیحه
  • عکس
    • گالری عکس شخصیت های ایرانی
    • گالری عکس شهرها و آثار تاریخی
    • متفرقه
  • موبایل
    • برنامه های کاربردی موبایل
    • بازی های موبایل
    • اپراتورها
    • مالتی مدیا
  • اخبار
    • اخبار و مطالب مفید روز
    • حوادث
  • عمومی
    • ورزش
    • سرگرمی
    • بحث و گفتگو
  • بازارچه
    • بازارچه کتاب
    • قوانین بازارچه نودهشتیا
  • نودهشتیا
    • ویژه نامه نودهشتیا
    • خانواده نودهشتیا
  • جزیره گمشده
    • سطل زباله

1 نتیجه پیدا شد

  1. رمان طنز

    مقدمه! این روز ها کنارپنجره مینشینم وبه غروب خاکستری خورشید،دل میبندم. این روزها درگذشته غرق میشوم وچیزی درگلویم بالاو پایین میشود.این روز هابغض میکنم. ولی بغض مردانه ام رابایک فنجان قهوه تلخ قورت میدهم. وچندروزی است پرده سیاه اتاقم بوی غریبی همچون مرگ میدهد. دلم کمی غرق شدن درخواب میخواهد،خوابی ازجنس کمای نباتی... شایدیک تکه کیک صورتی رنگ با دست پخت تو... یک عصرانه باطعم دخترانه هایت. از همان هایی که ادم را یاد لالایی مادرانه می اندازد. دلم کمی تو رامیخواهد... کمی از شیطنت هایت پشت بالکن کناری...تا بتوانی این برج زهرمار را ارام و رنگین کنی! زهرااسعدی:)